پروژهای که برای فوتبال ایران پشتوانهسازی خواهد کرد
تیم امید باید به تیم «ب» ایران تغییر ماهیت دهد
به گزارش ایران ورزشی، سالهاست تیم امید ایران در ساختار فوتبال کشور با یک مشکل قدیمی و تکراری دستوپنجه نرم میکند و نه آنقدر جدی گرفته میشود که برنامهای مستمر و بلندمدت برایش طراحی شود و نه آنقدر بیاهمیت است که بتوان از کنار نتایج و ناکامیهایش بهسادگی عبور کرد.
حاصل این دوگانگی، تیمی است که معمولاً در مقاطع نزدیک به مسابقات تازه تمریناتش شکل میگیرد و پس از پایان رقابتها بار دیگر به حاشیه میرود و از درجه اهمیت ساقط میشود.
در سالهای طولانی حضور بازیکنان در تیم امید اغلب با خواهش و رایزنی فدراسیون فوتبال با باشگاهها همراه بوده است. گاهی نیز اختلافات بر سر در اختیار گذاشتن بازیکنان به چالشهایی جدی تبدیل شده و حتی فشارهایی متوجه بازیکنان شده است. این وضعیت بیش از آنکه مشکل باشگاهها یا بازیکنان باشد، نتیجه فقدان یک برنامه روشن و بلند مدت برای جایگاه تیم امید در ساختار فوتبال ایران است. از طرفی نمیتوان از باشگاهها انتظار همکاری مطلوب داشت، وقتی تیم امید ماهها فاقد سرمربی مشخص است، اردوهای منظمی ندارد، برنامه بازیهای تدارکاتیاش مشخص نیست و روشن نیست در نهایت چه جایگاهی در زنجیره تیمهای ملی دارد.
بدون شک تیمی که از پایه و اساس میتواند پشتوانه فوتبال ملی باشد، نمیتواند فقط با چند هفته یا چند ماه پیش از شروع مسابقات فعال شود. راه تغییر این رویکرد تغییر ماهیت شکلگیری تیم امید است. فدراسیون فوتبال باید این تیم را عملاً به «تیم ب» ایران تبدیل کند؛ تیمی که بهعنوان حلقه واسط میان فوتبال باشگاهی و تیم ملی بزرگسالان فعالیت کند و بازیکنان مستعد و آیندهدار را برای حضور در بالاترین سطح فوتبال ملی آماده سازد. برای تحقق این هدف بزرگ و آیندهنگرانه نخستین گام داشتن یک کادرفنی ثابت و برنامهمحور است. تیم«ب» نباید با تغییر نسل بازیکنان یا نزدیک شدن به یک رقابت از نو ساخته شود. باید مربی، کادرفنی و ساختار مشخصی داشته باشد و در تمام طول سال زیر نظر فدراسیون به تمرین بپردازد.
اردوهای دورهای، بازیهای تدارکاتی منظم و حضور مستمر در مسابقات بینالمللی میتواند این تیم را از حالت مقطعی خارج کند. حتی باید برای این تیم بهعنوان تیم«ب» ایران تورنمنت داخلی نیز با حضور تیمهای کشورهای همسایه ترتیب داد. درعین حال میشود در برخی پنجرههای فیفادی از تیم«ب» ایران در مسابقات یا دیدارهای دوستانه استفاده کرد تا بازیکنانی که فاصله چندانی با تیم ملی بزرگسالان ندارند، تجربه بینالمللی بیشتری بهدست آورند و باشگاهها به این باور برسند که شکلدهی تمرینات این تیم از سر ناچاری نیست و اهمیت وافری در ساخته شدن تیم ملی بزرگسالان دارد.
چنین ساختاری هم به رشد بازیکنان کمک میکند و هم فشار موجود برای دعوت ناگهانی بازیکنان از باشگاهها را کاهش خواهد داد و باورپذیری بیشتری نزد باشگاهها ایجاد خواهد کرد تا این تیم را جدی بگیرند.
البته از منظر ارزشگذاری رسمی فوتبال (منظورمان رنکینگ است)، موفقیت در رقابتهای المپیک یا بازیهای آسیایی الزاماً تأثیری در ردهبندی فوتبال ملی ندارد. اما مسأله اصلی تیم امید نیز نباید صرفاً کسب مدال یا صعود به المپیک باشد. فدراسیون میتواند با تعریف مأموریتی تازه، ارزش واقعی این تیم را در مسیر توسعه فوتبال ایران ایجاد کند. تیم«ب» باید کارخانه تولید بازیکن برای تیم ملی باشد. جایی برای تجربهاندوزی، محک خوردن و آماده شدن بازیکنانی که در آینده پیراهن تیم بزرگسالان را بر تن خواهند کرد. اگر چنین نگاهی شکل بگیرد، طبیعی است که جامعه فوتبال نیز جایگاه متفاوتی برای این تیم قائل شود و باشگاهها نیز همکاری با آنرا بخشی از فرایند توسعه فوتبال خود بدانند. در واقع انتظار است یک ساختار فرسوده اصلاح شود و اگر فدراسیون فوتبال واقعاً بهدنبال ساختن آینده تیم ملی است، باید تیم امید را از یک تیم مقطعی و مناسبتی خارج و آن را به تیم«ب» ایران تبدیل کند.
انتهای پیام/