فوتبال ایران
32023
آنچه زنوزی گفت مهمتر از چیزی که بعضی انتظار داشتند بشنوند
مصطفی سپهری/ گاهی یک مصاحبه را نباید فقط با تعداد پاسخهایی که به حواشی میدهد سنجید؛ باید دید از مجموع آن چه تصویری بیرون میآید.
گفتوگوی محمدرضا زنوزی بیش از آنکه صرفاً پاسخی به حواشی روز تراکتور باشد، نگاهی به جایگاه باشگاه، ساختار مدیریتی و مسائل کلان فوتبال ایران داشت؛ موضوعی که در هیاهوی پس از برنامه کمتر دیده شد.
مالک قرار نیست مدیرعامل دوم باشد
یکی از نکات مهم گفتوگو، نحوه مواجهه زنوزی با پرسشهای اجرایی بود. او در مواردی که سؤال به حوزه مدیریت باشگاه مربوط میشد، پاسخ را به مدیرعامل و هیأتمدیره ارجاع داد.
این را میتوان از دو زاویه دید؛ اما در یک باشگاه حرفهای، تفکیک مسئولیتها یک اصل است. مالک مسیر کلان را تعیین و پشتوانه باشگاه را فراهم میکند و مدیرعامل و دیگر ارکان، مسئول اجرای آن هستند.
اگر قرار باشد مالک درباره جزئیترین تصمیمات اجرایی توضیح بدهد، عملاً مرز میان مالکیت و مدیریت از بین میرود.
زنوزی یک نکته را عمداً نگفت
زنوزی میتوانست درباره اختلافات، تصمیمات داخلی، قراردادها و حواشی، جزئیات بیشتری مطرح کند، اما این کار را نکرد.
بخشی از دلیل این رویکرد را نیز توضیح داد؛ اینکه نمیخواهد هر جمله بهانهای برای ساختن روایت «همهکاره بودن مالک تراکتور» شود.
در فوتبال ایران گاهی یک جمله کافی است تا تیتر «زنوزی تصمیم گرفت» شکل بگیرد و بلافاصله این سؤال مطرح شود که «پس مدیرعامل چهکاره است؟»
شاید پرهیز از ورود به این چرخه، خودش بخشی از احترام به ساختار مدیریتی باشگاه باشد.
اما مسئله بزرگتر، عدالت است
در میان صحبتهای زنوزی، موضوع عدالت جایگاه پررنگی داشت؛ مفهومی که در فوتبال ایران بسیار درباره آن صحبت شده، اما اجرای یکسان آن همچنان محل بحث است.
عدالت فقط به یک تصمیم داوری محدود نمیشود؛ یعنی قانون، استاندارد و برخورد باید برای همه یکسان باشد. VAR نیز اگر برای کاهش خطای انسانی آمده، باید به افزایش اعتماد به تصمیمات داوری کمک کند، نه اینکه خود به بخشی از مناقشه فوتبال تبدیل شود.
این بخش از صحبتهای زنوزی دیگر صرفاً درباره تراکتور نیست؛ بلکه به مطالبهای درباره شیوه اداره فوتبال مربوط میشود.
تراکتور چرا حساس شده است؟
جایگاه امروز تراکتور نیز در این میان مهم است. باشگاهی با این حجم هوادار، سرمایهگذاری، ظرفیت اقتصادی و حضور در رقابتهای آسیایی، دیگر صرفاً با برد و باخت تعریف نمیشود.
طبیعی است که وقتی چنین باشگاهی درباره داوری، VAR، ساختار فوتبال و عدالت صحبت میکند، موضوع فراتر از یک اعتراض مقطعی دیده شود.
تفاوت میان «معترض» و «مطالبهگر» نیز همینجاست؛ اولی درباره یک اتفاق مشخص سؤال میکند و دومی درباره قاعدهای که باید برای همه یکسان اجرا شود.
یک مالک؛ با یک دغدغه بزرگتر
بخش دیگری از صحبتهای زنوزی که کمتر مورد توجه قرار گرفت، تأکید او بر انسجام و منافع ملی بود.
میتوان هوادار و مطالبهگر بود، از عملکرد ساختار فوتبال انتقاد کرد و در عین حال، مرز میان رقابت باشگاهی و منافع ملی را حفظ کرد. برای باشگاهی با این گستره هواداری، چنین نگاهی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
شاید مسئله این نیست که «چه جوابی داده شد»
انتظار هوادار برای شنیدن پاسخ همه پرسشها از زبان مالک قابل درک است، اما حرفهای شدن یک باشگاه دقیقاً از جایی آغاز میشود که همه پاسخها از یک نفر شنیده نشود.
مدیرعامل باید درباره حوزه مسئولیت خود پاسخگو باشد، هیأتمدیره درباره تصمیماتش توضیح بدهد، کادر فنی از تصمیمات فنی دفاع کند و مالک نیز درباره سیاستهای کلان باشگاه سخن بگوید.
این یعنی مسئولیتها از یکدیگر تفکیک شوند، نه اینکه همه آنها دوباره بر دوش یک نفر قرار بگیرد.
یک گفتوگو برای «امروز» یا پیامی برای «فردا»؟
شاید بهتر باشد گفتوگوی زنوزی را فقط با این سؤال نسنجیم که «به فلان سؤال جواب داد یا نداد».
سؤال مهمتر این است: زنوزی از چه نوع تراکتوری حرف زد؟
تصویری که از مجموع صحبتهای او به دست میآید، تراکتوری است که میخواهد در زمین مدعی، در مدیریت ساختارمند و در مطالبهگری صاحب صدا باشد و در مسائل ملی نیز مسئولانه رفتار کند.
شاید همین بخش از گفتوگوست که در هیاهوی تیترها و حواشی، کمتر دیده شد.
انتهای پیام/