رقابت مجیدی، گلمحمدی و حسینی برای هدایت تیم امید آغاز شد
ترافیک شکستخوردهها برای نیمکت المپیک
سینا حسینی
ناکامی تیم امید در بازیهای آسیایی ناگویا و پذیرش استعفای حسین عبدی از سوی فدراسیون فوتبال، بار دیگر پرونده قدیمی و پرحاشیه نیمکت تیم امید را روی میز مدیران فوتبال ایران قرار داده است؛ پروندهای که هر بار با یک مربی جدید باز میشود، اما در نهایت همان پرسشهای قدیمی بیپاسخ باقی میماند. در شرایطی که انتظار میرفت پس از یک ناکامی دیگر، تغییری جدی در شیوه تصمیمگیری درباره تیم امید شکل بگیرد، نامهایی مطرح شدهاند که بیش از آنکه نشانه یک برنامه تازه باشند، یادآور همان مسیر تکراری گذشته هستند.
زمزمه انتخاب کادر ایرانی برای تیم امید در حالی جدیتر شده که هنوز مشخص نیست فدراسیون فوتبال برای آینده این تیم چه نقشهای در اختیار دارد. مشکل اصلی فقط انتخاب یک سرمربی نیست؛ مسأله بزرگتر، نبود یک ساختار روشن برای مدیریت تیمی است که سالهاست میان تغییر مربیان، تصمیمهای مقطعی و انتظارات غیرواقعی گرفتار شده است. در چنین شرایطی، تغییر نام روی نیمکت اگر بدون تغییر در شیوه مدیریت و تعریف اهداف انجام شود، عملاً چیزی جز جابهجایی یک مهره با مهرهای دیگر نخواهد بود.
یکی از نامهایی که در روزهای اخیر مطرح شده، مجید حسینی است؛ سرمربیای که بهتازگی از نساجی جدا شده و جدایی او نیز در شرایطی رقم خورد که اختلاف با مجموعه مدیریتی باشگاه یکی از عوامل اصلی پایان همکاری عنوان شد. حضور چنین گزینهای در فهرست نامزدهای تیم امید، پرسشهای جدی درباره معیارهای انتخاب فدراسیون ایجاد میکند. آیا قرار است صرفاً یک مربی در دسترس روی نیمکت تیم امید بنشیند یا قرار است انتخاب سرمربی براساس یک پروژه فنی بلندمدت و متناسب با ویژگیهای فوتبال پایه انجام شود؟
فرهاد مجیدی دیگر نامی است که در فهرست گزینههای احتمالی قرار گرفته است؛ مربیای که سابقه فعالیت در فوتبال ملی و باشگاهی را دارد و آخرین تجربهاش در فوتبال امارات نیز به پایان همکاری منجر شده است. مطرح شدن نام مجیدی، بدون توجه به سوابق و شرایط کاری او، نمیتواند پاسخ روشنی به یک پرسش اساسی باشد؛ تیم امید دقیقاً به چه نوع مربیای نیاز دارد؟ مربیای با تجربه در رده بزرگسالان، یا فردی که بتواند یک نسل را برای سالها هدایت و بازیکنسازی کند؟
یحیی گلمحمدی نیز دیگر گزینه مطرحشده برای هدایت تیم امید است. او اکنون در فوتبال عراق و تیم دهوک فعالیت میکند و طبیعتاً کارنامه سالهای حضورش در فوتبال باشگاهی ایران بخش مهمی از سابقه حرفهای او را تشکیل میدهد. اما قرار گرفتن نام او در کنار سایر گزینهها، باز هم همان مسأله همیشگی را بهوجود میآورد؛ فدراسیون فوتبال برای انتخاب سرمربی تیم امید دقیقاً چه شاخصهایی را در نظر گرفته است؟ اگر قرار است مربی براساس تجربه، توانایی کار با نسل جوان، ساختن تیم و توسعه بازیکن انتخاب شود، چرا این معیارها بهصورت شفاف اعلام نمیشود؟
در کنار این اسامی، گفته میشود یک گزینه دیگر نیز مدنظر فدراسیون قرار دارد که هنوز نامش رسانهای نشده است. همین موضوع نشان میدهد که تیم امید همچنان در فضایی از ابهام و آزمون و خطا قرار دارد؛ فضایی که برای تیمی با چنین سابقهای، بیش از هر چیز یادآور بلاتکلیفی است.
موضوع احتمال حضور یک سرمربی خارجی نیز مطرح شده است. مهدی تاج این احتمال را بهطور کامل رد نکرده، اما شرایط مالی فدراسیون و فضای حاکم بر فوتبال منطقه، انتخاب مربی خارجی را با محدودیتهای جدی مواجه میکند. اگر قرار نیست منابع لازم برای یک پروژه خارجی بلندمدت فراهم شود، طبیعی است که چنین گزینهای شانس کمتری داشته باشد. اما اگر انتخاب داخلی هم صرفاً بر اساس شهرت و سابقه انجام شود، تفاوت چندانی در نتیجه نهایی ایجاد نخواهد شد.
تیم امید طی سالهای اخیر شاهد حضور مربیانی مانند رضا عنایتی، رضا روانخواه و حسین عبدی بوده است؛ مربیانی که هرکدام در شرایط متفاوتی هدایت این تیم را برعهده گرفتند، اما در نهایت نتوانستند مسیر ثابتی برای این تیم ایجاد کنند. تکرار این چرخه نشان میدهد مسأله تیم امید را نمیتوان صرفاً با تغییر سرمربی حل کرد. وقتی ساختار تصمیمگیری ثابت نمیماند، برنامه بلندمدت وجود ندارد و معیار موفقیت از ابتدا شفاف نیست، حتی انتخاب یک مربی موفق نیز ممکن است به همان سرنوشت گزینههای قبلی دچار شود.
اکنون تیم امید بیش از هر چیز به خروج از این دور باطل نیاز دارد. اگر قرار باشد دوباره یک نام شناختهشده روی نیمکت بنشیند، چند ماه تمرین و اردو برگزار شود و سپس با نخستین ناکامی همه چیز از ابتدا آغاز شود، این انتخاب نمیتواند پاسخگوی نیازهای فوتبال ایران باشد. تیم امید نیازمند برنامهای است که در آن مسئولیتها، اهداف، مدتزمان فعالیت سرمربی و حتی تعریف موفقیت روشن باشد.
بلاتکلیفی فعلی تنها بلاتکلیفی یک نیمکت و کادرفنی آن نیست؛ نشانهای از مسألهای بزرگتر در مدیریت فوتبال پایه ایران است. اگر فدراسیون باز هم به سراغ گزینههایی برود که انتخاب آنها بیشتر تحت تأثیر شرایط روز و در دسترس بودن قرار دارد تا یک برنامه فنی مشخص، احتمال تکرار همان اتفاقات گذشته همچنان وجود خواهد داشت. تیم امید سالهاست میان وعده ساختن آینده و تصمیمهای کوتاهمدت گرفتار شده و اکنون بیش از یک نام جدید، به یک مسیر جدید نیاز دارد؛ مسیری که در آن تغییر مربی، جای تغییر ساختار را نگیرد.
انتهای پیام/