اخبار
33027
نیمکتنشینی در هلند، مصونیت در تیم ملی
قانون دوگانه قلعهنویی؛ چرا جهانبخش خط قرمز ندارد؟
علیرضا جهانبخش، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، روزهای خوبی را در فوتبال هلند سپری نمیکند، اما به نظر میرسد شرایط نامطلوب او در اکسلسیور نیز مانعی جدی برای ادامه حضورش در جمع ملیپوشان نیست. بازیکنی که در فصل جاری نتوانسته جایگاه ثابتی در ترکیب تیم باشگاهیاش پیدا کند و هرگز به مهرهای ثابت در ترکیب اکسلسیور تبدیل نشده، همچنان یکی از گزینههای امیر قلعهنویی برای حضور در جام ملتهای آسیا بهشمار میرود؛ موضوعی که بار دیگر معیارهای انتخاب بازیکنان تیم ملی را زیر سؤال میبرد.
جهانبخش در فصل جاری تنها در ۷مسابقه برای اکسلسیور به میدان رفته و تا پیش از بازی روز گذشته، مجموع دقایق حضورش در زمین به ۹۴دقیقه رسیده بود. صفر گل و صفر پاس گل نیز کارنامه او را تکمیل میکند؛ آماری که نشان میدهد کاپیتان تیم ملی فعلاً نشانی از یک بازیکن آماده و تأثیرگذار در فوتبال باشگاهی ندارد. سابقه حضور در فوتبال اروپا و سالها تجربه بازی در سطح ملی، همچنان از مهمترین امتیازهای جهانبخش محسوب میشوند، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این سوابق باید به ابزاری برای نادیده گرفتن شرایط فعلی او تبدیل شوند؟
تناقض زمانی آشکارتر میشود که وضعیت جهانبخش را با شرایط مهدی قایدی مقایسه کنیم؛ بازیکنی که به دلیل شرایط مسابقه و نداشتن دقایق کافی در فوتبال امارات از فهرست تیم ملی دور مانده است. اگر کمبود فرصت بازی در سطح باشگاهی یکی از دلایل مهم قلعهنویی برای کنار گذاشتن قایدی است، چرا همین معیار درباره کاپیتان تیم ملی با همان جدیت اعمال نمیشود؟ آیا قرار است یک معیار مشخص برای برخی بازیکنان تعیینکننده باشد، اما برای گروهی دیگر، سابقه و جایگاه ملی بر شرایط فعلی اولویت پیدا کند؟ این تفاوت در برخورد، بیش از هر چیز، پرسشهایی جدی درباره یکسان بودن معیارهای دعوت به تیم ملی ایجاد میکند.
دعوت از جهانبخش در شرایط نامطلوب باشگاهی، اتفاق تازهای نیست. او پیشتر نیز در مقطعی که حتی تیم باشگاهی نداشت و از شرایط مسابقه دور بود به اردوی تیم ملی دعوت شد. اکنون هم وضعیت او در اکسلسیور تفاوت چندانی با بازیکنی ندارد که از ترکیب اصلی فاصله گرفته است؛ فوتبالیستی که نه فرصت بازی مستمر پیدا کرده و نه عملکردی در زمین مسابقه داشته که بتوان بر پایه آن از آمادگیاش دفاع کرد. تداوم چنین وضعیتی این پرسش را تقویت میکند که آیا پیراهن تیم ملی برای جهانبخش نوعی مصونیت ایجاد کرده است؛ مصونیتی که او را از پاسخگویی به همان معیارهایی معاف میکند که برای دیگر بازیکنان تعیینکننده هستند؟
تجربه جهانبخش میتواند در یک تورنمنت مهم به تیم ملی کمک کند، اما تجربه بهتنهایی جای آمادگی جسمانی و مسابقهای را نمیگیرد. حضور در فوتبال اروپا و سابقه سالها بازی ملی، امتیازهایی ارزشمند هستند، اما نمیتوان آنها را جایگزین عملکرد فعلی بازیکن کرد. فوتبالیستی که در سطح باشگاهی فرصت چندانی برای بازی ندارد، برای رسیدن به آمادگی مطلوب به زمان و مسابقه نیازمند است؛ مسألهای که با نزدیک شدن به جام ملتهای آسیا اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، پافشاری بر نامها و سوابق گذشته، بهجای ارزیابی دقیق وضعیت روز بازیکنان، میتواند به یکی از چالشهای جدی در مسیر انتخاب ترکیب تیم ملی تبدیل شود.
انتهای پیام/
جهانبخش در فصل جاری تنها در ۷مسابقه برای اکسلسیور به میدان رفته و تا پیش از بازی روز گذشته، مجموع دقایق حضورش در زمین به ۹۴دقیقه رسیده بود. صفر گل و صفر پاس گل نیز کارنامه او را تکمیل میکند؛ آماری که نشان میدهد کاپیتان تیم ملی فعلاً نشانی از یک بازیکن آماده و تأثیرگذار در فوتبال باشگاهی ندارد. سابقه حضور در فوتبال اروپا و سالها تجربه بازی در سطح ملی، همچنان از مهمترین امتیازهای جهانبخش محسوب میشوند، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این سوابق باید به ابزاری برای نادیده گرفتن شرایط فعلی او تبدیل شوند؟
تناقض زمانی آشکارتر میشود که وضعیت جهانبخش را با شرایط مهدی قایدی مقایسه کنیم؛ بازیکنی که به دلیل شرایط مسابقه و نداشتن دقایق کافی در فوتبال امارات از فهرست تیم ملی دور مانده است. اگر کمبود فرصت بازی در سطح باشگاهی یکی از دلایل مهم قلعهنویی برای کنار گذاشتن قایدی است، چرا همین معیار درباره کاپیتان تیم ملی با همان جدیت اعمال نمیشود؟ آیا قرار است یک معیار مشخص برای برخی بازیکنان تعیینکننده باشد، اما برای گروهی دیگر، سابقه و جایگاه ملی بر شرایط فعلی اولویت پیدا کند؟ این تفاوت در برخورد، بیش از هر چیز، پرسشهایی جدی درباره یکسان بودن معیارهای دعوت به تیم ملی ایجاد میکند.
دعوت از جهانبخش در شرایط نامطلوب باشگاهی، اتفاق تازهای نیست. او پیشتر نیز در مقطعی که حتی تیم باشگاهی نداشت و از شرایط مسابقه دور بود به اردوی تیم ملی دعوت شد. اکنون هم وضعیت او در اکسلسیور تفاوت چندانی با بازیکنی ندارد که از ترکیب اصلی فاصله گرفته است؛ فوتبالیستی که نه فرصت بازی مستمر پیدا کرده و نه عملکردی در زمین مسابقه داشته که بتوان بر پایه آن از آمادگیاش دفاع کرد. تداوم چنین وضعیتی این پرسش را تقویت میکند که آیا پیراهن تیم ملی برای جهانبخش نوعی مصونیت ایجاد کرده است؛ مصونیتی که او را از پاسخگویی به همان معیارهایی معاف میکند که برای دیگر بازیکنان تعیینکننده هستند؟
تجربه جهانبخش میتواند در یک تورنمنت مهم به تیم ملی کمک کند، اما تجربه بهتنهایی جای آمادگی جسمانی و مسابقهای را نمیگیرد. حضور در فوتبال اروپا و سابقه سالها بازی ملی، امتیازهایی ارزشمند هستند، اما نمیتوان آنها را جایگزین عملکرد فعلی بازیکن کرد. فوتبالیستی که در سطح باشگاهی فرصت چندانی برای بازی ندارد، برای رسیدن به آمادگی مطلوب به زمان و مسابقه نیازمند است؛ مسألهای که با نزدیک شدن به جام ملتهای آسیا اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، پافشاری بر نامها و سوابق گذشته، بهجای ارزیابی دقیق وضعیت روز بازیکنان، میتواند به یکی از چالشهای جدی در مسیر انتخاب ترکیب تیم ملی تبدیل شود.
انتهای پیام/