گزارش
33300
یازده ماه تأخیر؛ از فرصت آمادهسازی تا کابوس قراردادها
دومینوی نیمکتها
کنفدراسیون فوتبال آسیا در ۱۲ آبان رسماً اعلام کرد جام ملتهای آسیا ۱۴۰۶ که قرار بود از ۱۷ دی ۱۴۰۵ در عربستان آغاز شود، با حدود ۱۱ ماه تأخیر برگزار خواهد شد. براساس برنامه جدید، این رقابتها از ۲ دی ۱۴۰۶ آغاز میشود و تا اول بهمن همان سال ادامه خواهد داشت؛ تغییری بزرگ در تقویم فوتبال قاره که البته هنوز به تأیید فیفا نیاز دارد.
دلیل رسمی این تصمیم، «شرایط استثنایی» و پیچیدگیهای لجستیکی و اختلال در سفر عنوان شده است؛ تصمیمی که پس از چند هفته تنش امنیتی در عربستان و حملات حوثیهای یمن اتخاذ شد. پنج ورزشگاه از مجموع هشت ورزشگاه میزبان جام در ریاض قرار دارند و قرار بود این شهر بهتنهایی میزبان ۳۰ مسابقه از مجموع ۵۱ بازی باشد. نکته قابل تأمل آن است که تنها یک هفته پیش از اعلام تعویق، کنفدراسیون فوتبال آسیا از برگزاری مسابقات طبق برنامه قبلی خبر داده بود. این تغییر ناگهانی، بار دیگر میزان تأثیرپذیری برنامهریزی فوتبال قاره از تحولات خارج از زمین را نشان داد.
برای تیمهای ملی، جابهجایی زمان برگزاری جام ملتها تنها به معنای تغییر چند تاریخ در تقویم مسابقات نیست. این تورنمنت در بسیاری از کشورها نقطه پایان یک دوره مربیگری و مهمترین معیار ارزیابی عملکرد کادر فنی به شمار میرود. فدراسیونهایی که قرارداد سرمربیان خود را تا پایان جام ملتها تنظیم کردهاند، اکنون با معادلهای متفاوت روبهرو هستند. وقتی خط پایان یک دوره همکاری نزدیک به یک سال عقب میرود، تکلیف نیمکتها و توافقهای قراردادی چه خواهد شد؟ آیا فدراسیونها باید قراردادها را تمدید کنند، به همکاری زودتر از موعد پایان دهند یا مربیان را برای دورهای طولانیتر در موقعیت خود حفظ کنند؟ تعویق جام، این پرسشها را به یکی از دغدغههای جدی فوتبال آسیا تبدیل کرده است.
البته این تصمیم برای تمام تیمهای ملی پیامد منفی ندارد. برخی کشورها از زمان اضافهشده بهعنوان فرصتی برای تکمیل برنامههای آمادهسازی و رفع نقاط ضعف خود استقبال کردهاند. برای نمونه، اریک توهیر، رئیس فدراسیون فوتبال اندونزی، تعویق مسابقات را به سود کشورش دانسته است؛ چراکه تیم تحت هدایت جان هردمن فرصت بیشتری برای آمادهسازی و هماهنگی خواهد داشت. برای تیمی که در مسیر ساختن یک نسل تازه قرار دارد، چنین امکانی میتواند ارزش قابل توجهی داشته باشد.
در سوی دیگر، شرایط برای کشورهایی که به پایان یک چرخه فنی رسیدهاند یا قرارداد سرمربیشان مستقیماً به جام ملتها وابسته بوده، متفاوت است. حفظ یک مربی بدون چشمانداز روشن، تمدید قراردادی که مبنای آن تغییر کرده یا ورود زودهنگام به فرآیند انتخاب جانشین، هرکدام هزینههای فنی و مدیریتی خاص خود را دارد. به همین دلیل، تعویق مسابقات برای بعضی فدراسیونها فرصتی برای بازسازی و برای برخی دیگر آزمونی دشوار در مدیریت نیمکت خواهد بود.
قراردادهایی که به یک رویداد گره خوردهاند
تعویق جام ملتهای آسیا، یک مساله ساختاری را در فوتبال قاره آشکار کرده است؛ وابستگی بیش از اندازه قرارداد مربیان به تاریخ برگزاری یک رویداد مشخص. بسیاری از فدراسیونها ترجیح میدهند دوره همکاری با سرمربی را تا پایان یک تورنمنت مهم تعریف کنند. این الگو در نگاه نخست تصمیمگیری درباره آینده نیمکت را سادهتر میکند؛ چراکه جام ملتها به نقطه ارزیابی و پایان همکاری تبدیل میشود. اما تغییر زمان مسابقات نشان داد چنین قراردادی تا چه اندازه در برابر اتفاقات پیشبینینشده آسیبپذیر است.
وقتی آینده کادر فنی به یک تاریخ مشخص وابسته باشد، هرگونه تغییر در تقویم میتواند تصمیمهای مربوط به بودجه، تمدید قرارداد و انتخاب جانشین را تحت تأثیر قرار دهد. این همان نقطه ضعفی است که تعویق اخیر برجسته کرده؛ فدراسیونهایی که فاقد نقشه راه بلندمدت هستند، در مواجهه با تغییرات غیرمنتظره ناچار به تصمیمگیریهای مقطعی میشوند.
ژاپن از جمله کشورهایی است که پیشتر برای جانشینپروری و آینده نیمکت تیم ملی برنامه مشخصی داشته است. به همین دلیل، تعویق جام برای این کشور بیشتر یک مساله زمانبندی محسوب میشود تا یک گرفتاری مدیریتی. در مقابل، فدراسیونهایی که تمام برنامه خود را به ادامه همکاری با سرمربی تا پایان جام ملتها محدود کرده بودند، اکنون با دشواری بیشتری مواجهاند. تفاوت این دو رویکرد، اهمیت برخورداری از ساختار مدیریتی مستقل از تقویم مسابقات را نشان میدهد.
در فوتبال ایران نیز تعویق جام ملتها نمیتواند تنها بهعنوان فرصتی برای طولانیتر شدن زمان آمادهسازی تلقی شود. فدراسیون فوتبال تکلیف نیمکت تیم ملی را روشن کرده است، اما تعیین سرمربی تنها بخشی از وظایف مدیریتی محسوب میشود. پرسش اصلی این است که برای ماههای پیش رو چه برنامهای در نظر گرفته شده و اولویتهای فنی تیم ملی چگونه تعریف خواهند شد؟
تیم ملی برای استفاده مؤثر از این دوره به تقویم منظم بازیهای تدارکاتی، انتخاب حریفان متناسب با نیازهای فنی و برنامهای مشخص برای جوانگرایی احتیاج دارد. هماهنگی میان تیم بزرگسالان و سایر ردههای ملی نیز باید در همین چارچوب دنبال شود. بدون چنین برنامهای، طولانیتر شدن مسیر رسیدن به جام ملتها نمیتواند تضمینی برای ارتقای کیفیت تیم باشد.
تعویق جام ملتهای آسیا تصمیمی بود که ریشه در ملاحظات امنیتی و لجستیکی داشت، اما پیامدهای آن خیلی زود به حوزههای فنی، قراردادی و مدیریتی گسترش یافت. اکنون فدراسیونهای آسیایی باید نشان دهند تا چه اندازه برای مدیریت شرایط پیشبینینشده آمادگی دارند. فوتبال ایران نیز در این میان با یک آزمون مدیریتی روبهرو است: تبدیل زمان اضافهشده به دستاوردی واقعی، نه تنها به تعویق انداختن تصمیمها.
اگر فدراسیون بتواند از این فاصله زمانی برای اصلاح برنامه آمادهسازی و تقویت ساختار فنی استفاده کند، تغییر تقویم میتواند به سود تیم ملی تمام شود. در غیر این صورت، مشکل اصلی نه تعویق جام ملتها، بلکه ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتی خواهد بود که بدون برنامهریزی، بهسرعت از دست میرود.
ایران؛ قرارداد سر جایش، اما برنامه کجاست؟
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، ساعاتی پس از اعلام تعویق جام ملتهای آسیا، تکلیف نیمکت تیم ملی ایران را روشن کرد. به گفته او، امیر قلعهنویی تا پایان جام ملتها قرارداد دارد و با وجود یک سال تأخیر در برگزاری مسابقات، همچنان هدایت تیم ملی را برعهده خواهد داشت.
تاج همچنین از برگزاری جلسه با قلعهنویی برای بررسی فیفادیهای پیش رو خبر داد و اعلام کرد قرار است نشستی مشترک با حضور سرمربی تیم ملی بزرگسالان و یحیی گلمحمدی، سرمربی تیم امید، برگزار شود. رئیس فدراسیون از جوانگرایی جدی در یک سال آینده سخن گفته و تأکید کرده است که تیم امید باید هماهنگی بیشتری با تیم بزرگسالان داشته باشد. تورنمنت چهارجانبه عراق در فیفادی آبان نیز طبق برنامه برگزار خواهد شد و فهرست تیم ملی بهزودی اعلام میشود. تاج همچنین از تعویق انتخابات کنفدراسیون فوتبال آسیا و تغییر دوره ریاست این نهاد به 5 سال خبر داده است.
این اظهارات تا حدودی به گمانهزنیهای هفتههای گذشته درباره آینده قلعهنویی پایان داد. در آن مقطع، روایتهای متفاوتی از فدراسیون و رسانهها منتشر میشد؛ گروهی از ادامه همکاری با سرمربی فعلی خبر میدادند و عدهای دیگر احتمال تغییر نیمکت تیم ملی را مطرح میکردند. اما اکنون تاج صریحاً اعلام کرده است که تغییری در قرارداد قلعهنویی ایجاد نخواهد شد.
اما پاسخ به این پرسش، پرسش مهمتری را پیش روی فوتبال ایران قرار داده است: وقتی یک سال زمان بیشتر در اختیار کادر فنی قرار میگیرد، برنامه استفاده از این فرصت چیست؟ اعلام ادامه همکاری با سرمربی، سادهترین بخش ماجراست. آنچه اهمیت دارد، مشخص شدن مسیر آمادهسازی تیم ملی، اهداف فنی، کیفیت مسابقات تدارکاتی و نحوه استفاده از بازیکنان جوان است.
تاج از جوانگرایی و هماهنگی تیم امید با بزرگسالان صحبت کرده، اما تاکنون جزئیات روشنی درباره برنامه یکساله کادر فنی، معیارهای انتخاب بازیکنان جوان و شاخصهای ارزیابی عملکرد منتشر نشده است. نمیتوان فقط با گفتن تکرار ضرورت جوانگرایی، انتظار تحول در ساختار تیم ملی را داشت. یک سال زمان اضافه زمانی به فرصت تبدیل میشود که برای آن برنامه، مسئولیت و خروجی مشخص تعریف شده باشد. در غیر این صورت، فوتبال ایران تنها موعد رسیدن به یک تورنمنت مهم را عقب انداخته، بدون آنکه تضمینی برای پیشرفت داشته باشد.
کره جنوبی؛ آزمونی که برگزار نمیشود

کره جنوبی یکی از تیمهایی است که تعویق جام ملتها، معادله نیمکت آن را پیچیدهتر کرده است. پس از ناکامی در جام جهانی، فدراسیون فوتبال این کشور در شهریور ۱۴۰۵ رابرت مورنو را بهعنوان سرمربی موقت انتخاب کرد و قرارداد او را تا پایان آبان منعقد کرد؛ قراردادی که امکان تمدید 2 تا 3 ماهه برای پوشش جام ملتها را نیز در نظر گرفته بود.
قرار بود مورنو در جام ملتهای آسیا فرصت ارزیابی تواناییهایش را پیدا کند و در صورت کسب نتایج مطلوب، به گزینهای جدی برای هدایت دائمی تیم تبدیل شود. اما حالا با نزدیک به یک سال تأخیر در برگزاری مسابقات، این فرصت از دست رفته است. فدراسیون کره جنوبی باید بدون مشاهده عملکرد مورنو در این تورنمنت درباره آینده او تصمیم بگیرد. تمدید قرارداد، انتخاب سرمربی جدید یا ادامه همکاری تا جام ملتها، گزینههایی هستند که پیش روی مسئولان قرار دارند.
کره جنوبی در گروه خود با ویتنام، امارات و یمن همگروه شده و از سال ۱۳۳۹ تاکنون قهرمان جام ملتهای آسیا نشده است. سون هیونگمین نیز هنگام برگزاری دوره جدید مسابقات ۳۵ ساله خواهد بود؛ موضوعی که تعویق جام را برای نسل فعلی فوتبال کره به مسالهای مهم تبدیل میکند. برای تیمی که به دنبال پایان دادن به انتظار طولانی قهرمانی است، از دست رفتن یک سال از برنامه قبلی میتواند محاسبات فنی و نسلی را تغییر دهد.
ژاپن؛ خداحافظی موریاسو
ژاپن از جمله کشورهایی بود که برای آینده نیمکت تیم ملی برنامه مشخصتری داشت. هاجیمه موریاسو پس از جام جهانی قرارداد خود را تا پایان جام ملتهای آسیا تمدید کرده بود و قرار بود گو اوایوا، سرمربی تیمهای پایه، پس از پایان این دوره جانشین او شود.
تعویق جام ملتها این برنامه را با تغییرات جدی مواجه کرد. موریاسو فرصت حضور در آخرین جام خود را از دست داد و پیش از آغاز مسابقات جدید از تیم ملی جدا شد. او در واکنش به این اتفاق اعلام کرد که واقعیت را میپذیرد و کادر فنی بعدی میتواند از فرصت ایجادشده برای آمادهسازی تیم در مسیر جام جهانی آینده استفاده کند.
در ژاپن، مساله اصلی تغییر زمانبندی برنامه جانشینی است؛ برنامهای که پیش از تعویق مسابقات مشخص شده بود. این تجربه نشان میدهد حتی فدراسیونهایی که برای آینده نیمکت تیم ملی نقشه روشنی دارند نیز از تغییرات تقویم در امان نیستند.
استرالیا؛ فرصتی که قرارداد را بیپشتوانه کرد
تونی پوپوویچ نیز از مربیانی است که آیندهاش با تعویق جام ملتها تحت تأثیر قرار گرفته است. فدراسیون فوتبال استرالیا در آستانه جام جهانی، قرارداد او را تا پایان جام ملتهای آسیا تمدید کرد؛ قراردادی کوتاهمدت که با هدف حفظ ثبات تیم ملی بسته شده بود.
استرالیا در جام جهانی به مرحله حذفی رسید و فدراسیون نیز حمایت خود از پوپوویچ را ادامه داد. اما حالا با عقب افتادن جام ملتها، قرارداد سرمربی پیش از آغاز مسابقات جدید به پایان خواهد رسید. مسئولان فوتبال این کشور باید درباره تمدید همکاری یا انتخاب مربی دیگری تصمیم بگیرند.
استرالیا در گروه D جام ملتها با عراق، تاجیکستان و سنگاپور قرار دارد. عراق را گراهام آرنولد، سرمربی سابق استرالیا، هدایت میکند؛ تقابلی که با تعویق مسابقات، ماهها دیرتر از برنامه قبلی برگزار خواهد شد. فدراسیون استرالیا نیز با این پرسش مواجه است که آیا باید قرارداد پوپوویچ را تمدید کند یا پیش از جام ملتها مسیر تازهای برای تیم ملی انتخاب کند.
عراق، ویتنام، ازبکستان و عربستان؛ قراردادهایی که زودتر تمام میشوند
مشکلات قراردادی به کره جنوبی، ژاپن و استرالیا محدود نیست. گراهام آرنولد در عراق نیز پس از جام جهانی قرارداد خود را تا پایان جام ملتهای آسیا تمدید کرده بود. فدراسیون فوتبال عراق ماه گذشته، پس از افت نتایج، تصمیم به ادامه همکاری با او گرفت، اما تعویق مسابقات بار دیگر آینده این مربی را تحت تأثیر قرار داده است.
در ویتنام، قرارداد کیم سانگسیک، سرمربی کرهای تیم ملی، در بهمن ۱۴۰۵ به پایان میرسد؛ یعنی حدود ۱۰ ماه پیش از آغاز جام ملتها. بر اساس گزارشها، تمدید قرارداد او هنوز نهایی نشده است.
فابیو کاناوارو، سرمربی ازبکستان، نیز تا مهر ۱۴۰۶ قرارداد دارد؛ دو ماه پیش از شروع مسابقات جدید. این فاصله زمانی، فدراسیون ازبکستان را با تصمیمی مهم درباره آینده نیمکت تیم ملی مواجه خواهد کرد.
عربستان، میزبان جام ملتها، نیز از این وضعیت مصون نمانده است. گئورگیوس دونیس، مربی یونانی تیم ملی این کشور، در فروردین ۱۴۰۵ با قراردادی تا تیر ۱۴۰۶ منصوب شد؛ قراردادی که پنج ماه پیش از آغاز جام جدید به پایان میرسد. در ماههای گذشته گزارشهایی درباره احتمال برکناری دونیس منتشر شده بود، اما مقامهای فدراسیون فوتبال عربستان از ادامه همکاری با او خبر داده و گفتهاند قراردادش یک سال تمدید خواهد شد.
گزارشها از حدود ۱۲ تیم ملی آسیایی حکایت دارد که با تعویق جام ملتها، با مسائلی مانند تمدید قرارداد، انتخاب مربی جدید یا بازنگری در برنامههای فنی مواجه شدهاند. این آمار نشان میدهد تغییر زمان یک تورنمنت بزرگ، تنها به جابهجایی چند تاریخ در تقویم محدود نمیشود و میتواند ساختار مدیریتی و برنامه آمادهسازی کشورها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
ویتنام؛ دو تورنمنت، یک مربی
مشکل ویتنام تنها به قرارداد کیم سانگسیک محدود نمیشود. با تغییر تاریخ جام ملتهای آسیا، این مسابقات حدود ۱۸ روز با جام زیر ۲۳ سال آسیا همپوشانی پیدا میکند؛ وضعیتی که میتواند برنامه این کشور را با چالش جدی مواجه کند.
کیم سانگسیک باید میان هدایت تیم ملی بزرگسالان و تیم زیر ۲۳ سال انتخاب کند یا فدراسیون ویتنام برای هر دو تیم کادرهای فنی جداگانهای در نظر بگیرد. هر دو گزینه نیازمند تصمیمگیری زودهنگام هستند؛ چراکه نمیتوان آمادهسازی دو تیم را به روزهای نزدیک مسابقات موکول کرد.
رسانههای کرهای نیز نام او را در کنار رابرت مورنو بهعنوان مربیانی مطرح کردهاند که آیندهشان با تعویق جام ملتها در هالهای از ابهام قرار گرفته است. این اتفاق نشان میدهد تغییر تقویم، تنها پرونده یک تیم ملی را باز نمیکند؛ بلکه رقابتهای ردههای سنی، برنامه آمادهسازی و ساختار فنی کشورها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
تقویم لیگها و بازیهای تدارکاتی
یکی دیگر از پیامدهای تعویق جام ملتها، تغییر در برنامه مسابقات داخلی و بازیهای تدارکاتی است. در برخی کشورها تلاش شده مسابقات لیگ تا اردیبهشت ۱۴۰۶ به پایان برسد تا جابهجایی زمان جام ملتها، برنامه فصل جدید را با مشکل مواجه نکند.
این تغییرات نشان میدهد برنامه یکساله تیم ملی تنها به تصمیمهای فنی کادر مربیگری وابسته نیست. منابع مالی، ارتباطات بینالمللی، امکان توافق با حریفان تدارکاتی و هماهنگی با باشگاهها نیز در کیفیت آمادهسازی نقش تعیینکننده دارند.
برای فوتبال ایران نیز این موارد اهمیت زیادی دارد. فدراسیون باید مشخص کند منابع لازم برای برگزاری اردوها و مسابقات دوستانه از کجا تأمین میشود، چه حریفانی در برنامه قرار دارند و هر مسابقه قرار است کدام نیاز فنی تیم ملی را برطرف کند. اعلام کلی برگزاری چند بازی تدارکاتی، جای برنامهای هدفمند و قابل ارزیابی را نمیگیرد.
پیشنهاد برای فدراسیون؛ یک سال، سه تعهد
اگر فدراسیون فوتبال ایران میخواهد تعویق جام ملتها را به فرصتی واقعی برای پیشرفت تیم ملی تبدیل کند، باید از مرحله اظهارنظر عبور کند و سه تعهد مشخص را در دستور کار قرار دهد.
نخست، برنامه بازیهای تدارکاتی تیم ملی تا پایان سال آینده باید اعلام شود. این برنامه باید شامل حریفان آسیایی و غیرآسیایی، زمان مسابقات و اهداف فنی هر فیفدی باشد. انتخاب حریف نباید تنها براساس امکان توافق یا هزینه کمتر انجام شود. کادر فنی باید توضیح دهد هر مسابقه چه کمکی به رفع نقاط ضعف تیم ملی میکند. بدون چنین رویکردی، حتی تعدد بازیهای دوستانه نیز تضمینی برای ارتقای کیفیت تیم نخواهد بود.
دوم، جوانگرایی باید از یک شعار کلی به برنامهای قابل سنجش تبدیل شود. تعیین تعداد بازیکنان زیر ۲۳ سال در اردوها، مشخص کردن نقش آنها در ترکیب تیم ملی و تعریف فرصت حضورشان در مسابقات میتواند معیار روشنی برای ارزیابی عملکرد کادر فنی باشد. جوانگرایی تنها دعوت از چند بازیکن کمسنوسال نیست؛ این بازیکنان باید فرصت واقعی حضور در میدان داشته باشند و به مهرههایی موثر تبدیل شوند. فدراسیون نیز باید مشخص کند در پایان این دوره یکساله، چه تعداد بازیکن جوان به ترکیب اصلی نزدیک شدهاند.
سوم، هماهنگی میان تیم ملی بزرگسالان و امید باید به ساختاری مستمر و اجرایی تبدیل شود. انتقال اطلاعات فنی، بررسی عملکرد بازیکنان، هماهنگی اردوها و استفاده مشترک از برنامههای آمادهسازی، اقداماتی هستند که میتوانند فاصله میان دو تیم را کاهش دهند. تأکید رئیس فدراسیون بر این موضوع قابل توجه است، اما تحقق آن به جلسات مشترک و اظهارنظرهای رسانهای محدود نمیشود. تقسیم وظایف، سازوکار ارتباطی و اهداف مشترک دو کادر فنی باید مشخص باشد تا استعدادهای جوان در مسیر انتقال به تیم بزرگسالان سرگردان نمانند.
تعویق جام ملتهای آسیا برای فوتبال ایران یک فرصت بدون هزینه نیست. این اتفاق میتواند زمان بیشتری برای بازسازی، اصلاح نقاط ضعف و پرورش نسل جدید در اختیار تیم ملی قرار دهد، اما استفاده از این فرصت به برنامهریزی دقیق فدراسیون وابسته است. قرارداد قلعهنویی سر جای خود باقی مانده و تکلیف نیمکت تیم ملی روشن شده است؛ اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده: فدراسیون برای این یک سال اضافه چه برنامهای دارد؟
اگر این سه تعهد اعلام و اجرا نشوند، زمان بیشتر نیز ممکن است به سرنوشت فرصتهای قبلی فوتبال ایران دچار شود؛ فرصتهایی که در تقویم ثبت شدند، اما در زمین مسابقه به پیشرفت فنی منجر نشدند. فوتبال ایران اکنون بیش از هر چیز به برنامهای روشن، مسئولیتپذیری مدیریتی و امکان ارزیابی نتایج نیاز دارد؛ نه فقط یک قرارداد تمدیدشده و وعدههایی که هنوز از مرحله حرف فراتر نرفتهاند.
انتهای پیام/