گفتوگو با دکتر ربابه شیخالاسلام، مدیر وقت برنامه ملی پیشگیری از کمبود ید؛
ناهنجاریهایی که با «ید» در نمک حل شد
جامعه
127565
دکتر ربابه شیخالاسلام در دوران کاری خود در وزارت بهداشت چند پژوهش کشوری در زمینه تغذیه جامعه بهخصوص تغذیه کودکان انجام داد و بر اساس نتایج پژوهشهایش، اقدام به تدوین و اجرای برنامههای ملی کرد که منجر به حذف اختلالات ناشی از کمبود ید در کشور شد
محدثه جعفری - گروه اجتماعی: دستاوردی که جزو افتخارات کشور در سطح بینالمللی به شمار میآید؛ چون کمبود ید در زنان باردار، باعث سقط جنین، تولد نوزاد مرده و طیفی از ناهنجاریهای مادرزادی مثل لوچی چشم، کر و لالی، اختلالات حرکتی و در موارد کمبود شدید، اختلال شدید ذهنی و حرکتی میشد. سالها پیش مشکل کمبود ید و اختلالش، در بسیاری از مناطق ایران بهعنوان یک بیماری بومی شناخته میشد.
اولینبار در سال ۱۳۴۸ بررسی اپیدمیولوژیک گواتر بهعنوان یکی از شاخصهای عمده کمبود ید، توسط انستیتو تغذیه در ایران انجام گرفت. یافتههای به دست آمده نشان داد، کمبود ید و عوارض ناشی از آن بهخصوص گواتر در اکثر شهرها و روستاها شایع است. سال ۱۳۶۸ بررسی این اختلالها به یکی از اولویتهای بهداشتی کشور تبدیل شد، جایی که دکتر ربابه شیخالاسلام، متخصص مدیریت سلامت عمومی و مدیر وقت این طرح بزرگ، کارش را شروع کرد. او قدم بزرگی برای جلوگیری از انواع بیماریها از جمله سقط جنین، تولد نوزاد مرده و... برداشت.
بعد از تشکیل کمیته کشوری در آن سالها، شما به عنوان مدیربرنامه پیشگیری از کمبود ید در کشور منصوب شدید، کمی از آن دوران بگویید.
قبل از اینکه پروژه را کلید بزنیم، دکتر امامی، مرحوم دکتر کیمیاگر و دکتر عزیزی تحقیقاتی را در انستیتو تحقیقات تغذیهای ایران انجام داده بودند. مقالات متعددی هم در مورد کمبود ید وجود داشت، ولی برنامه یددار کردن در سطح ملی انجام نشده بود. سال ۶۷ نامهای از دکتر عزیزی برای وزیر وقت بهداشت ارسال شد. من تازه به معاونت بهداشتی منتقل شده بودم. مضمون نامه درباره عواقب کمبود ید و اختلالات ناشی از آن بود و درخواست کرده بودند برای حل مشکل کمیتهای تشکیل شود. در آن دوران کمبود ید بهعنوان یکی از اولویتهای بهداشتی کشور شناخته میشد، ولی تا سال ۶۷ اقدامی در سطح ملی انجام نشده بود. بنابراین مقرر شد کمیته پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید در معاونت بهداشتی وقت با شرکت متخصصین غدد از استانها به طور مرتب تشکیل شود تا در مورد چگونگی رساندن ید به مردم با هدف یددارکردن نمک مانند سایر کشورها، بررسیهای مختلفی انجام شود.
در این کمیته، چالشی بین اعضا وجود داشت؛ عدهای معتقد بودند، نمیتوان نمک را یددار کرد، چون مردم آموزش ندیدهاند و از این نوع نمکها استفاده نمیکنند. عدهای هم اعتقاد داشتند اگر مردم را قانع کنیم نمک یددار مصرف کنند، وقتی نتوانیم به اندازه کافی نمک در اختیار مردم قرار دهیم، مأیوس میشوند و برنامه موفق نمیشود.
در آن دوران هنوز دفتر بهبود تغذیه تأسیس نشده بود؟
نه، ولی معاونت بهداشت وقت همیشه در جلسات شرکت میکردند و میگفتند باید وضعیت شیوع گواتر را در استانها بررسی کنیم. سال ۶۸ تصویب شد در یکی از شهرستانهای هر استان، شیوع گواتر بررسی شود. این بررسیها خیلی سریع با حمایت معاون بهداشت وقت و پزشکان استانی انجام و حتی برای چگونگی بررسی، پروتکلی نوشته شد که بر اساس آن، پزشکانی به انتخاب معاونین بهداشتی استانها به تهران فراخوانده شدند تا با لمس گردن دانشآموزان ۶ تا ۱۸ سال آمارهایی از میزان شیوع گواتر در کشور استخراج کرده و به دفتر معاونت بهداشتی وزارت بهداشت ارسال کنند. بر اساس همین اطلاعات، متوجه شدیم تعداد زیادی از دانشآموزان ۶ تا ۱۸ ساله کشور مبتلا به بیماری گواتر، «شایعترین اختلالات ناشی از کمبود ید»، هستند. این بررسی، اطلاعات تکاندهندهای داشت؛ چون شیوع گواتر در بعضی از استانها بالای ۶۸ درصد بود، یعنی بر اساس تقسیمات کشوری، سه دسته استان با شیوع بالای ۶۰ درصد و تعدادی ۴۵ درصد، در برخی استانهای جنوبی هم شیوع حدود ۲۰ درصدی بود.
این اطلاعات لزوم مداخله فوری را تأیید میکرد. این حجم از شیوع بیماری سبب شد مطالعاتم را روی ریزمغذیهای ضروری، خصوصاً ید بیشتر کنم. آمارهای جهانی، کمبود ید را در جهان بالغ بر یک میلیارد و ۶۰۰ هزار نفر تخمین زده بود. دلیل کمبود ید در آن سالها، سیلابها و بارندگیهایی بود که طی سالها، ید خاک را شسته و نهایتاً به رودخانهها و دریا منتقل کرده بود. به همین دلیل واژه جهانی نمک یددار توسط سازمان جهانی بهداشت مطرح شد. بعضی از کشورها حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ سال پیش برای حذف اختلالات ناشی از کمبود ید، نمک مصرفی را یددار کرده بودند ولی حرکت جدی ما از سال ۶۸ شروع شد.
حالا چرا نمک؟
چون در اکثر جوامع، روزانه به میزان معینی نمک مصرف میشود و وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده، اثری بر میزان مصرف ندارد، در نتیجه خانواده با مصرف آن به آسانی ید مورد نیاز خود را دریافت میکند. از طرفی اضافه کردن ید به نمک، تأثیری بر بو یا طعم آن نداشته و اثر سوء نیز برای مصرفکننده ندارد، همچنین قیمت نمک پایین و برای همه اقشار جامعه قابل دسترس است. در بعضی از کشورهای منطقه و کشور ما، نمک اغلب از معادن نمک استحصال میشود. البته دریاچهها، چاهها و چشمههای نمک هم داریم که این نمکها حاوی ناخالصیهای نامحلول نظیر شن، ماسه، گچ و ناخالصیهای محلول از جمله عناصر سمی سرب، کادمیم و آرسنیک هستند که در درازمدت میتواند باعث ایجاد بیماریهای کلیوی، گوارشی، مسمومیت، کمخونی و حتی سرطان شود. بنابراین همیشه باید نمک تصفیه شده یددار مصرف شود و اگر در منطقهای نمک تصفیه وجود نداشت، از نمک شستوشو شده یددار استفاده کرد.
البته در بعضی از کشورها مانند استرالیا (تاسمانی) نان را یددار مصرف میکردند، ولی بعدها گزارشهایی رسید که عدهای نان را زیاد مصرف میکنند، عدهای هم به دلیل رژیم غذایی خاصی که دارند، اصلاً نان مصرف نمیکنند. حتی تحقیقی در استرالیا انجام شده بود مبنی بر اینکه افرادی که نان زیاد مصرف میکنند، عوارضی هم پیدا کرده بودند. وقتی به آمارهای جهانی نگاه کردیم، نمک بهترین گزینه برای افزودن ید بود. البته آن زمان آنقدر موضوع کاهش مصرف نمک مطرح نبود. شاید اگر این موضوع هم مطرح بود، نمیتوانستیم بجز نمک محصول غذایی مناسب دیگری را انتخاب کنیم.
اجرای این طرح بر اساس تجربههای موفق جهانی بود؟
بررسیها در زمان اجرای برنامه، نشان داد با تعداد کثیری از تولیدکنندگان خردهپا در نمک روبهرو هستیم. این تولیدکنندگان کارگاههای کوچکی داشتند و سنگ نمک را از معادن کشور میخریدند و بدون تصفیه کردن بستهبندی کرده و میفروختند. فقط یک کارخانه در سمنان داشتیم که به مقدار کم، نمک را برای پروژههای تحقیقاتی یددار میکرد. البته این کارخانه مایل بود فقط خودش نمک یددار تهیه کند اما وقتی مسأله شیوع گواتر در کل کشور مطرح بود، به طور یقین این کارخانه نمیتوانست به تنهایی نیاز کشور را تأمین کند.
همچنین اگر تولیدکنندگان کوچک را رها میکردیم، آنها به تولید نمک معمولی ادامه میدادند و ممکن بود نتوانیم به هدف حذف اختلالات ناشی از کمبود ید برسیم. بنابراین باید با تولیدکنندگان خردهپا صحبت کرده و آنها را قانع میکردم. از طرفی باید مجوز نمک یددار را از اداره نظارت بر مواد غذایی میگرفتیم، ولی آنها میگفتند تا نمک تصفیه نشود، اجازه نمیدهیم ید به آن اضافه شود. متوجه شدیم کمیته ما هنوز تردید دارد از اینکه نمک، یددار شود یا از مادهای به نام لیپیودول که روغن یددار تزریقی است، استفاده کنند.
یعنی یددار کردن نمک منتفی شد؟
کمیته علمی دستور داد، روغنهای تزریقی لیپیودول برای مناطق هایپر اندمیک (بیماریهای بومی که با سرعت بالایی افراد را درگیر میکنند و در بین تمام گروههای سنی به یک اندازه یافت میشوند) کشور خریداری شود. مقرر شد در مورد اجازه خرید آنها، توسط شرکت سهامی دارویی کشور با دکتر رضا ملکزاده وزیر وقت، صحبت کرده و مجوزش را دریافت کنم. دکتر ملکزاده گفتند این راهکار مناسبی نیست که به عدهای تزریق شود و برخی محروم بمانند. به وزیر وقت گفتم تولید نمک یددار هدف اصلی است ولی کمیته برای مناطقی که شیوع بالاست، میخواهد از این آمپولها استفاده کند. گفتم اگر حمایت کنید، میتوانیم همراه با تولید نمک یددار، آموزشهای عمومی را شروع کنیم و مردم باید مطلع شوند که اختلالات ناشی از کمبود ید چیست و چرا باید از نمک یددار استفاده کنند.
یددار کردن نمک در آن دوران چگونه بود؟
کتابی از سازمان جهانی بهداشت به نام «راهنمای فنی مبارزه با کمبود ید» به دستم رسید که با کمک دکتر پرویز وزیریان، یکی از همکارانمان، آن را ترجمه کردیم. در این کتاب، تصویر دستگاهی چاپ شده بود که چگونگی یددار کردن نمک را شرح میداد، اما اندازه این دستگاه و کارکرد آن را نمیدانستیم. با یونیسف تهران تماس گرفتیم تا از یونیسف هند بخواهد مشخصات دستگاه را برای ما ارسال کند. بعد از مدتی مشخصات برای ما ارسال شد، به همین دلیل آقای مهندس سلمانمنش که متخصص بهداشت محیط بودند، نحوه کارکرد این دستگاه را برایمان توضیح دادند و متوجه شدیم روشی بسیار ساده است که تولیدکنندگان خردهپا هم میتوانند با این روش به آسانی نمک تولیدی را یددار کنند. قبل از هر کاری باید دستگاه را میساختیم، به دستگاه افشان برای اسپری کردن ید به نمک هم نیاز داشتیم. من قبل از رسیدن دستگاه به اداره مبارزه با بیماریها رفتم و از آنها خواستم افشانههایی را که برای سمپاشی پشه مالاریا استفاده میکنند در اختیارم بگذارند. همکاران بخش مالاریا تعدادی از این افشانهها را آوردند و توضیحاتی دادند که بسیار مفید بود.
تولیدکنندگان نمک را چطور قانع کردید با شما همکاری کنند؟
برای جلب همکاری تولیدکنندگان تصمیم گرفته بودم واقعیتها را به آنها نشان دهم تا درک بهتری از ضرورت یددار شدن نمک داشته باشند به همین دلیل آنها را به مدارسی بردم که در آن دانشآموزانش درگیر بیماری گواتر بودند و برای آنها توضیح دادم که کمبود ید به جز این بیماری میتواند باعث سقط جنین و مرگ کودکان هنگام تولد نیز بشود. کمبود ید در دوران جنینی، ممکن است باعث تولد نوزادان دچار معلولیتهایی همچون عقبماندگی ذهنی، انحراف در دید، ناشنوایی و نداشتن تکلم شود. این جلسات با گروههای مختلف تولیدکنندگان کوچک آنها را تحت تأثیر قرار داد و باعث شد از اینکه بتوانند نقشی در حفظ سلامت مردم داشته باشند برای خرید دستگاه با هم رقابت کنند. به همین دلیل روز به روز تعداد تولید کنندگان افزایش مییافت و مقرر شده بود کسانی که میخواهند در برنامه یددار کردن شرکت کنند، باید از معادن نمک باخلوص ۹۹ درصد استفاده کنند.
اختلالاتی که گفتید، عوارضی است که دیگر در جامعه دیده نمیشوند؟
اگر کمبود ید را مثل کوهی در دل دریا توصیف کنیم، فقط نوک قله که گواتر است از آب بیرون زده و قابل مشاهده است چون عوارض دیگر از دید مردم پنهان است. ولی تحقیقات جهانی و حتی در ایران علل اصلی این اختلالات را کمبود ید در غذای روزانه مردم تشخیص دادهاند.
سازمانهای دیگر هم برای اجرای این برنامه همکاری داشتند؟
سازمان غذا و دارو، اداره کل نظارت بر مواد غذایی مؤسسه استاندارد، وزارت معادن و صنایع که آن زمان از هم جدا بودند، مؤسسههای تحقیقاتی، وزارت جهاد که مجوز تولید نمک به متقاضیان میداد و مدیر کل اداره تغذیه و بهداشت خانواده، هر کدام در بخشهایی از برنامه درگیر کار میشدند. در حقیقت برنامه حذف اختلالات ناشی از کمبود ید اولین برنامه ملی بود که میتوانست الگوی همکاری بینبخشی در کشور باشد. همچنین همزمان با اجرایی شدن برنامه توانستم معاون بهداشتی را در مورد اهمیت تغذیه در سلامت مردم و ارتقای سلامت آنان متقاعد کنم و هدف این بود که به مشکلات موجود رسیدگی شود که ایجاد دفتر بهبود تغذیه در همان زمان مطرح شد. تولیدکنندگان خرده پای نمک در آن زمان افراد کم سوادی بودند، اما با خوش قلبی، حُسننیت ما را درک کردند و از اینکه میتوانستند بخشی از این برنامه ملی باشند احساس خوبی داشتند.
چه زمانی آموزش به مردم را آغاز کردید؟
کمیته فرعی، بحث آموزش از طریق رسانهها بهویژه صداو سیما را برعهده گرفت تا مردم را با خاصیت نمک یددار آشنا کنند. مدیر آموزش بهداشت وزارتخانه تلاش میکردند برای من و دیگر اعضای کمیته کشوری وقت مصاحبه بگیرند تا بتوانیم رودررو با مردم صحبت کنیم و اطلاعات مناسب را برای ترغیبشان به استفاده از نمک یددار به آنها ارائه بدهیم. اما بعد از اینکه تولیدکنندگان خردهپا توانستند از نظر مالی دستگاه را تهیه و در محل کارگاه نصب کنند، تازه مشکلات جدیدی ایجاد شد، زیرا برخی از اسپریها مشکل داشت و درست عمل نمیکرد. از طرف دیگر، یونیسف بستههایی به دست ما رساند که حاوی قطره بود که وقتی روی نمک میریختیم رنگش آبی یا بنفش میشد که بعد این قطرهها در کشور تولید شد و توانستیم نمک یددار را تست کنیم. از آنجایی که نمیخواستیم نمکی بدون ید در اختیار مردم قرار گیرد، مقرر شد بستههای نمکی که یددار میشود را زرد رنگ در نظر بگیریم و حتماً کد بهداشتی داشته باشند.
آن دوران برای برنامه یددار کردن نمک چقدر بودجه داشتید؟
هیچ! متأسفانه برنامه یددارکردن نمک از طرف سازمان مدیریت و برنامهریزی هیچ بودجهای نداشت. دلیلشان هم این بود که شما دفتر بهبود تغذیه ندارید که بودجه برایش در گرفته شود. به همین دلیل از بخش بهداشت محیط تقاضا کردیم تا کارشناسانی که برای بازدیدهای میدانی به مغازهها سرکشی میکنند، وجود نمک یددار با بستهبندی زرد را پیگیری کنند. بدین صورت که مقدار کمی از نمک را با برش کوچکی برداشته و روی آن را با چسب ببندند و جلوی فروشنده با بیان مزایای مصرف نمک یددار آن را با قطره یدسنج که در اختیار دارند، تست کنند. اگر نمک یددار نبود، بهداشت محیط اجازه داشت که آن مغازه را پلمب کند تا مغازهدار آنها را به کارخانه بازگرداند.
سال ۱۳۷۱ بود که توانستیم ۳۰ درصد نمکهای بازار را به نمک یددار تبدیل کنیم. این عدد مرتب افزایش پیدا میکرد و تولیدکنندگان بیشتری میخواستند شریک این طرح سلامتی باشند. در سالهای بعد بروشورهایی را برای آموزش بهورزان در سراسر کشور آماده و توزیع کردیم تا با دریافت آموزشهای لازم بتوانند به مردم کمک کنند. از آنها خواستیم در مناطق روستایی برچسبهای زرد رنگی را که در وزارت بهداشت تولید کرده بودیم به عنوان نماد در زیج سلامت(تنها ابزار ایرانی است که در درون نظام ارائه خدمات بهداشتی درمانی کشور ما براساس نیازهای واقعی آن شکل گرفته است و با استفاده از این ابزار ساده ومعتبر میتوان در سطح محیطی، شهرستانی و کشوری توان رهبری تیم بهداشتی را ارتقا داد) که اطلاعات جمعیتی، مرگ و میر و بیماریها در آنها درج میشد و روی دیوار نصب بود را بچسبانند و در بازدیدهایی که از منزل روستاییان انجام میدادند، ثبت کنند که چند درصد خانوادههای روستا از نمک یددار استفاده میکنند. اگر خانوادهای بود که نمک یددار استفاده نمیکرد به آنها آموزش میدادند. علاوه براین مطلع میشدند کدام مغازه نمک غیر یددار دارد و به مغازهدار نیز آموزش میدادند تا حتماً برای نمک خوراکی نمک یددار بفروشد.
این اقدام ملی بازخورد بینالمللی هم داشت؟
بله. کتابچههایی را به زبانهای انگلیسی و فارسی منتشر کردیم و توانستیم نگاه سازمانهای جهانی را به ایران جلب کنیم. همچنین دکتر وستر نماینده سازمان جهانی بهداشت به ایران آمد و در یک سفر دور ایران برای اطمینان از usi (همگانی شدن نمک یددار) مناطقی را انتخاب کرد و آزمایشهای زیادی انجام داد. هر جا که میرسیدیم، خانم دکتر با قطره یدسنج نمک خانهها و رستورانها را تست میکرد. بعد از حضور دکتر وستر، اجلاسی در سال ۲۰۰۰ میلادی در دوبی برگزار شد که همه کشورهای منطقه حضور داشتند. در این اجلاس ایران به عنوان اولین کشور منطقه معرفی شد و عنوان (رهایی از اختلالات ناشی از کمبود ید) را کسب کرد و تونس نیز با اختلاف زیاد دومین کشور نام گرفت. در این اجلاس فیلم «نمک زندگی» که توسط یونیسف ایران و با کمک دفتر بهبود تغذیه و خصوصاً آقای الماسیان کارشناس دفتر ساخته شده بود، نمایش داده شد و مورد تشویق قرار گرفت. بعدها شنیدم که این فیلم در مرکز پیشگیری از کمبود ید و یونیسف نیویورک نیز به نمایش درآمده و مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به پوشش بالای برنامه یددار کردن نمک، باز هم کمبود ید در افراد مختلف گزارش میشد؟
در بعضی مناطق بله. تا سال ۱۳۸۵ که در وزارتخانه بودم، تمام سازمانها به وظایفشان عمل میکردند. هر سال علاوه براینکه ید نمکها را از طریق آزمایشگاههای سازمان غذا و دارو اندازهگیری میکردیم، بلکه آزمایشی هم خودمان انجام میدادیم. به این شکل که ۲۴۰ دانشآموز دختر و پسر از استانهای مختلف، در بازه سنی ۸ تا ۱۰ ساله انتخاب میشدند، تا میزان ید در بدنشان مشخص شود. اگر ید در بدن دانشآموزان کاهش پیدا میکرد، باید آزمایش نمکها را چک میکردیم. در بعضی از مناطق که مردم غذایی نداشتند که نمک مصرف کنند و اغلب نان میخوردند، با کمبود ید در بدن بچهها روبهرو شدیم. به همین دلیل یک کمیته کشوری تشکیل دادیم تا برای این مناطق مصوبهای داشته باشیم که ید از طریق نان به آنها برسد که خوشبختانه جواب کمیته مثبت بود و این مصوبه ابلاغ شد.
برش
بعد از این همه تلاش برای یددار کردن نمک، درباره فروش نمکهای رنگی و جدید که در فضای مجازی تبلیغ میشود، چه نظری دارید؟
مسأله مصرف نمک یددار به این دلیل مهم است که ید مورد نیاز بدن را تأمین میکند، چون کمبود ید عوارض زیادی به همراه دارد. نمکهای رنگی و نمک هیمالیا نیز بدون مجوز وزارت بهداشت در دسترس مردم است و بیشتر از جنوب پاکستان وارد میشود که دارای مقادیر زیادی آلومینیوم است و در برخی نمونهها تا ۲۵۱ میلیگرم در کیلوگرم گزارش شده است. میزان سرب در این نمکها در بعضی نمونهها از ۹۲ تا ۵۵۳ میکروگرم در کیلوگرم و نمونه دیگری از نمک صورتی از پرو دارای ۲.۵۹ میلیگرم سرب در یک کیلوگرم داشته است. این املاح برای سلامت خطرناک هستند و با مصرف این نمکها ید کافی به بدن نمیرسد. نمکهایی که تصفیه میشوند، قابل اعتمادتر هستند، چون املاح سنگین و آلودگیهای دیگر را ندارند، حتی آزمایشگاههای سازمان غذا و دارو هم سلامت نمکهای رنگی یا به اصطلاح دریا را رد کردهاند و مجوز فروش به آنها نمیدهند. یکسری سودجو برای نفع اقتصادی که از این نوع نمکها کسب میکنند، سلامت مردم را به بازی گرفتهاند و تبلیغ دروغ میکنند و میگویند: «کشورهای دیگر نمک یددار استفاده نمیکنند.» ولی مردم بدانند که کشورهایی مثل آمریکا، کانادا و اروپا، هم نمکهایشان یددار است و هم آردهایشان غنی شده، چرا که کمبود ید در خاک، جهانی است.
انتهای پیام/