گزارش «ایران» از یک جشن شهری در هرسین به بهانه پیاز و گردو؛
این سوغات، اشکت را در میآورد
استانها
127717
سوغاتی هرسین اشکت را در میآورد. البته خنده مأمور گیت فرودگاه کرمانشاه را هم بلند کرد؛ بعد از آنکه وسایل چند خبرنگار و کارشناس حوزه میراث فرهنگی از زیر دستگاه ایکسری رد شد.
زهرا کشوری - دبیر گروه زیست بوم: ناگهان مأمور با تعجب پرسید: «پیازه؟» در کوله هر کدام، یک عدد پیاز در کنار چندین دانه گردو و ظرف کوچکی از حلوای گردو دیده میشد؛ حلوایی که هرسینیها آن را مختص شهر خود میدانند و برای ثبت ملیاش تلاش میکنند. اما بخش بامزهتر داستان زمانی رقم خورد که مأمور گیت هم، هرسینی از آب درآمد. یکی از همراهان بیدرنگ گفت: «باید از همشهریهای شما پرسید که مگر پیاز هم سوغات میشود؟» ما میهمان جشنواره «پیاز و گردو»ی هرسین بودیم. هرسین قطب تولید پیاز قرمز است، و بله، پیاز هم سوغات میشود؛ سوغاتیای که البته تنها دلیل برای درآوردن اشک ما در این سفر نیست.
یک جشنواره حسرت
جشنواره گردو و پیاز را ملیحه مهدیآبادی، کارشناس عالی میراث فرهنگی و عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی با کمک جوانان هرسین، که میخواهند شهرشان سری در میان شهرها درآورد و گردشگری و میراث فرهنگی رنگی به سفره همشهریانشان بدهد، رقم زدند. آنها پیش از آن، دو سال تلاش کردند تا «دار منگوله» را به ثبت ملی برسانند. چناری ۴۵۰ ساله که چون میوههایش شبیه «منگوله» است، مردم محلی به آن دارمنگوله میگویند. درخت را دو سال پیش ثبت ملی کردند؛ درختی که محلی برای رفع و رجوع اختلافهای قومی و قبیلهای شهر بوده است. به گفته مهدیآبادی، زیر این درخت خیلی از مسائل شهر حل شده است، حتی «خون صلح».
آیین خون صلح یکی از سنتهای کهن و الهامگرفته از آموزههای دینی و فرهنگی ماست که نقش بسیار مؤثری در پایان دادن به چرخه تلخ اختلافات ایفا میکند.
ثبت ملی دارمنگوله پایان کار نبود، آغاز معرفی هرسین است؛ شهری که تاریخی کهن دارد. تیمی که دارمنگوله را ثبت کرد، به دنبال ثبت باغهای شهر هرسین است. هم ثبت ملی دارمنگوله و هم ثبت جشنواره پیاز و گردو، حمایت شهرداری و فرمانداری هرسین را در پی داشت.
شهر از یک جشنواره چه میخواست؟
هرسین یک موزه هم میخواهد. مهدیآبادی و جوانان شهر دست گذاشتهاند روی یک ساختمان قدیمی شهر که خالی است و جزو اموال مازاد دولت است. میخواهند آن را به موزه شهر تبدیل کنند. ساختمان از بناهای مربوط به پیش از پیروزی انقلاب است و بهترین انتخاب برای موزهای که در هرسین نیست؛ موزه برای شهری که ساکنان آن، اولین انسانهایی هستند که «بز» را در جهان اهلی کردند. کتیبه داریوش هخامنشی را در شهر دارند، هرچند بسیاری این کتیبه را به نام کرمانشاه میشناسند نه هرسین. ثبت این کتیبه هم کار «مهدیآبادی» بود. او در دهه ۸۰ به عنوان مدیر پایگاه میراث فرهنگی بیستون، جلوی بسیاری از پروژههای مخرب در دشت بیستون ایستاد و کتیبه ۲۵۰۰ ساله را با رأی موافق تمام اعضای یونسکو و بدون حتی یک مخالف، ثبت جهانی کرد. این تیم، برای جشنواره پیاز و گردو هم دو ماه تلاش کردند.
مهدیآبادی از مسئولان بسیاری دعوت کرد تا در جشنواره شرکت کنند. بالاخره موفق شد تا محسن فتحی، رئیس فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی را به کرمانشاه ببرد. او و جوانانی که پشت شهرشان ایستادهاند، میخواستند تا داشتههای تاریخی و باستانی شهر را به رئیس فراکسیون در کنار جشنواره پیاز و گردو نشان دهند تا با کمک او و همراهی استاندار کرمانشاه شرایط را برای رشد گردشگری شهری که فقر دامنگیر برخی از مردمانش است، رقم بزند. آن هم فقری که در همان دو روز جشنواره هم از چشم خبرنگاران و کارشناسان میراث فرهنگی پنهان نماند؛ چشمهای پر از غم و بهگودنشسته آدمهایی که دست خواهش، جلوی مسافران میگرفتند و کمک میخواستند، خاری بود که به چشم میهمانان جشنواره رفت، نه یکبار که به تکرار. جوانان شهر، این جشنواره را هم فرصتی برای رساندن حرفهایشان به گوش استاندار میدانستند.
شبنخوابیها اما جواب نداد. از همان دم فرودگاه، چیدمان برنامه بهگونهای پیش رفت که فرصت شنیدن شهر از دست رفت. همین که هواپیما در فرودگاه کرمانشاه به زمین نشست، محسن فتحی، رئیس فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی مسافر خودروی داریوش فرمانی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان شد. استاندار هم با همراهان به جشنواره رسید. مردم پیش از رسیدن مسئولان صندلیها را پر کرده بودند. آنها پس از سالها یک جشن شهری را تجربه میکردند. در کنار آن چند سیاهچادر هم نصب شده بود تا زنان و مردان هرسینی نان و آش محلی بپزند و به شرکتکنندگان بفروشند. اما صدای شهر شنیده نشد. استاندار، رئیس فراکسیون گردشگری مجلس، فرماندار و مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمانشاه سخنرانی کردند و رفتند. آنها قرار بود حرفها و درخواستهای مردم هرسین را از زبان مهدیآبادی بشنوند. جشنواره سکوت کرد و غم گرفت، آنقدر که مجری برنامه اعلام کرد: «استاندار که رفت، همه چیز را با خودش برد، حتی نظم برنامه را.» مهدیآبادی حرفهایی را که باید روی سن و جلوی چشم مسئولان شهر و استان میزد به روزنامه ایران گفت.
او در سخنرانیای که ارائه نشد، مطالبات هرسینیها را ساخت یک موزه برای شهر که تاریخ باستانشناسی، مردمشناسی و اقلیم شهر را به نمایش بگذارد، احیا و بازگشایی موزه صنعت شهر (اولین کارخانه برق هرسین) و اجرای طرح گردشگری هرسین – بیستون اعلام کرد تا هرسین را از بنبست دربیاورد و اقتصاد گردشگریاش را رونق بخشد. مهدیآبادی، خواستار پیگیری و تأمین اعتبار از سوی استاندار برای شکوفایی اقتصادی هرسین شد. باشد که مسئولان استان کرمانشاه و رئیس فراکسیون گردشگری مجلس، حرف او را که خواستههای جوانان شهر است در این گزارش بخوانند و کاری برای شهر کنند تا تنها سوغاتی هرسین که اشک مسافرش را در میآورد، پیاز سرخش باشد.
برش
هرسینیها، خواستار ثبت ملی «حلوای گردکان» شدند
در حاشیه جشنواره پیاز و گردو در هرسین، بوی دلانگیز «حلوای گُردکان» (حلوای گردو) که زیر یک چادر عشایری پخته میشد، به هوا پیچیده بود. چند مرد هرسینی که ساعتها برای تهیه این شیرینی سنتی زحمت کشیده بودند، بیلبوردی کوچک با مضمون «ثبت ملی حلوای گردو هرسین»کنار چادر نصب کرده بودند. آنان با وجود تلاش زیاد، فرصت نیافته بودند درخواستشان را به گوش مقامات برسانند و به همین دلیل، به سراغ ملیحه مهدیآبادی (کارشناس عالی مرمت) و علیرضا قلینژاد (معاون پژوهشگاه میراث فرهنگی) آمدند تا مسیر ثبت را پیگیری کنند.
مردان هرسینی توضیح دادند که پخت حلوای گردکان تنها در فصل پاییز و با گردوهای تازه انجام میشود و جایگاه ویژهای در شب یلدا و نوروز دارد. به گفته آنها: «این حلوا فقط در هرسین درست میشود». مهدیآبادی در تشریح مراحل ثبت ملی، یادآور شد که ثبت این میراث ناملموس با پر کردن فرم تاریخچه و جایگاه فرهنگی حلوا از طریق اداره میراث فرهنگی کرمانشاه آغاز میشود و میتواند مانند ثبت درخت (دار)منگوله به نتیجه برسد. معاون پژوهشگاه نیز قول داد که پیگیریهای لازم برای تسهیل کار ثبت حلوای گردکان انجام شود.
انتهای پیام/