کوروش؛ فاتحی که عدالت را ابزار حکومت ساخت
الگوی حکمرانی خردمندانه
فرهنگ
128915
در پی ثبت رسمی منشور کوروش در فهرست آثار جهانی یونسکو، رئیس پژوهشکده زبانشناسی این رویداد را فراتر از یک موفقیت نمادین دانست و تأکید کرد که منشور کوروش یادآور بنیانگذاری اولین الگوی حکمرانی انسانی در تاریخ است؛ الگویی که بر عدالت، مدارا، آزادی و احترام به تنوع فرهنگی استوار بود و اندیشهاش قرنها بعد نیز الهامبخش فیلسوفان و سیاستمداران جهان شد.
گروه زیست بوم - ایران آنلاین: سیروس نصراللهزاده، عضو ستاد گروه فرهنگ و زبانهای باستانی و رئیس پژوهشکده زبانشناسی، ثبت رسمی منشور کوروش در فهرست آثار جهانی یونسکو را «اتفاقی مهم و ارزشمند در عرصه فرهنگ و تمدن بشری» دانست، اما تأکید کرد که این رویداد باید با درکی عمیق از پیام انسانی و فلسفه کوروش بزرگ همراه باشد، نه صرفاً با نگاهی نمادین یا سیاسی.
او در گفتوگو با «ایران» با اشاره به اهمیت این رخداد گفت: «منشور کوروش، آنگونه که امروز تعبیر میشود شاید دقیقاً معادل منشور حقوق بشر به مفهوم مدرن نباشد. در روزگار کوروش، مفاهیمی مانند حقوق بشر به معنای امروزیاش هنوز شکل نگرفته بود و حتی پژوهشگران غربی نیز چنین نگاهی نداشتند. با این حال نمیتوان انکار کرد که کوروش شخصیتی استثنایی در تاریخ بشریت است.»
نصراللهزاده با اشاره به نگاه اندیشمندان باستان به این پادشاه ایرانی افزود: «در دوران باستان، نویسندگان یونانی و فیلسوفانی چون افلاطون به منش و رفتار کوروش توجه ویژهای داشتند. گزنفون در اثر معروف خود کوروپدیا یا تربیت کوروش، گرچه روایتی تخیلی و داستانگونه ارائه میدهد، اما همین روایت بر پایه تصویری واقعی از منش و اخلاق کوروش بنا شده است.»
این پژوهشگر تأکید کرد: «کوروش اولین فرمانروایی بود که توانست امپراطوریمنسجم و جهانی پایهگذاری کند. پیش از او، حکومتهایی مانند آشور صرفاً در پی گسترش قلمرو منطقهای بودند، اما کوروش با بنیانگذاری دولت پارس، آنچه هگل بعدها «نخستین دولت واقعی» نامید، الگوی تازهای از فرمانروایی انسانی، منظم و خردمندانه را به جهان عرضه کرد.»
محتوای انسانی منشور کوروش
او درباره محتوای انسانی منشور کوروش گفت: «در متن منشور، کوروش میگوید که همه مردم را آزاد کردم تا به سرزمینهای خود بازگردند، صلح و آرامش را برقرار نمودم و منابع را میان ملتها تقسیم کردم. چنین رویکردی در تاریخ باستان بیسابقه است. پیش از آن، هیچ فرمانروایی از رهایی ملتهای مغلوب و بازگرداندنشان به سرزمین خود سخن نگفته بود. این یک تحول بزرگ در مفهوم قدرت و انسانیت است.»
نصراللهزاده افزود: «گستره فرمانروایی کوروش بسیار وسیع بود. او در مدت زمانی کوتاه توانست قلمرویی پهناور را تحت نظامی منظم و انسانی اداره کند. پس از او، داریوش این سنتها را ادامه داد و همان اصول تسامح و تساهل ایرانی را در ساختار حکمرانی خود حفظ کرد. این میراث فکری، مبنای اداره یکی از بزرگترین امپراطوریهای تاریخ شد.»
وی درباره ویژگیهای منحصربهفرد این نظام سیاسی گفت: «شگفتی مورخان یونانی نیز از همینجا ناشی میشد. در امپراطوری هخامنشی، مردمان با آیینها و مذاهب گوناگون اجازه داشتند آزادانه عبادت کنند. بابِلیها با آیین خود، مصریها با سنتهای خود و دیگر اقوام نیز به همان ترتیب. حتی پسر کوروش- خشایارشا - در مصر عنوان سلطنتی همان کشور را پذیرفت تا احترام به فرهنگها حفظ شود؛ هیچگاه اصرار بر تحمیل عنوان یا آیین ایرانی وجود نداشت. این رویکرد، پدیدهای کاملاً نو در جهان باستان بود.»
او ادامه داد: «در واقع، کوروش اولین کسی بود که نوعی امپراطوری جهانی و چندقومیتی را با احترام متقابل میان ملتها شکل داد. از قفقاز و آناتولی تا آسیای مرکزی و سرزمینهای شرقی مانند منطقه پاکستان امروزی، همه در قلمروی او بودند و با وجود تفاوتهای زبانی، فرهنگی و دینی، نظم و آرامش برقرار بود. اداره چنین گسترهای کار سادهای نبود و همین نشان میدهد که ساختار فکری و مدیریتی ایران باستان چقدر پیشرفته بوده است.»
نصراللهزاده تأکید کرد: «نکته مهم این است که ما امروز درباره کوروش فقط از منظر ملی سخن نمیگوییم، بلکه این جایگاه از سوی تمدنهای دیگر هم تأیید شده است. یونانیان، بویژه آتنیها، احترام ویژهای برای کوروش قائل بودند و از او به عنوان الگوی فرمانروای خردمند یاد میکردند. حتی در دورههای بعد، شخصیتهایی مانند توماس جفرسون در آمریکا یا متفکران اروپایی چون ماکیاولی نیز از او الهام گرفتند. ماکیاولی که دغدغه وحدت ایتالیا را داشت، کوروش را نمونهای از پادشاهی دانست که توانست ملتی را متحد و سامان دهد.»
بازتاب در تاریخ اندیشه سیاسی جهان
وی افزود: «بنابراین اهمیت کوروش فقط در گذشته ایران نیست، بلکه در تاریخ اندیشه سیاسی جهان نیز بازتاب دارد.»
کوروش، برخلاف فرمانروایان فاتح، آزادی عمل به ملتها میداد و اجازه میداد هر قوم با آیین خود زندگی کند. این رویکرد در آن دوران بیسابقه بود.»
نصراللهزاده در ادامه گفت: «در تاریخ یهود نیز کوروش جایگاهی ویژه دارد. او اولین شخصیتی است که در متون عبری از وی با عنوان «مسیح» یاد شده، چراکه یهودیان را از اسارت بابل آزاد کرد. این عنوان نشاندهنده جایگاه انسانی و نجاتبخش او در نگاه ملتهای دیگر است. کوروش تنها یک پادشاه ایرانی نبود؛ نماد اندیشهای جهانی بود که بر آزادی، عدالت و کرامت انسان استوار است.»
او در مقایسه با دورههای بعدی افزود: «برای مثال، در دوره ساسانی، زمانی که مسیحیت در روم رسمی شد، دولت ایران با آن بهعنوان دشمن نگاه میکرد و تلاش شد تأثیر آن بر قلمرو ایرانی کاهش یابد. این در حالی است که در دوره هخامنشی، تسامح و احترام به فرهنگهای دیگر اصل بود.»
وی با اشاره به هنر و معماری گفت: «هخامنشیان در حوزه معماری و هنر نیز این رویکرد را دنبال کردند. بسیاری از بناها و آثار هنری آنان برگرفته از هنر بینالنهرین و اورات بود، اما در عین حال سبک ویژهای خلق کردند که امروز به نام «هنر هخامنشی» شناخته میشود. این هنر ترکیبی خردمندانه از فرهنگهای مختلف با حفظ اصالت هر ملت بود و همان پیام جهانی حکومت کوروش و جانشینان او را بازتاب میدهد: امپراطوریای که بر پایه عدالت، مدارا و تنوع فرهنگی استوار است.»
انتهای پیام/