دبیر کمیته طبیعت گردی در گفتوگو با « ایران» یکی از ظرفیتهای بزرگ گردشگری کویر لوت را تشریح کرد؛
تهدید دیروز فرصت امروز
فرهنگ
130670
بسیاری مناطق بیابانی و کویری را تهدیدی برای توسعه میدانند و با اجرای طرحهای ناپایدار گردشگری در جنگلها و سواحل، این مناطق را تخریب میکنند.
زهرا کشوری - دبیر گروه زیست بوم: با این حال، گفتوگوی «ایران» با محمد جهانیشاهی، دبیر کمیته ملی طبیعتگردی ایران، نشان میدهد که بیابان میتواند «سنگفرشی از طلا» باشد. جهانیشاهی در گفتوگو با ما نقش کویر لوت در گردشگری، اهمیت ثبت جهانی، فرصتها و چالشهای حفاظت محیطزیست، تعامل با جوامع محلی و ظرفیتهای بومگردی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی را بررسی میکند و تصویری کامل از تلاشهای علمی، مدیریتی و فرهنگی برای تبدیل لوت به مقصدی پایدار و برجسته طبیعت گردی ارائه میدهد. این بیابان نه تنها مانع مهاجرت جوامع محلی شده، بلکه به حفاظت از محیط زیست کمک کرده و تهدید طبیعی خود را به مهمترین برند گردشگری استان کرمان تبدیل کرده است.
لوت چه نقشی میتواند در سال ۱۴۰۵ (سال گردشگری کرمان)، بهعنوان یک مقصد اقتصادی–گردشگری برای استان ایفا کند؟
استان کرمان بهدلیل گستره ۹۰۰ کیلومتری شمال تا جنوب و قرار گرفتن در شش عرض جغرافیایی، تنوع طبیعی کمنظیری دارد؛ از قلههای بالای ۴۵۰۰ متری مثل «هزار» تا پستترین نقاط داخلی کشور در بیابان لوت. بیابان لوت یک چاله طبیعی است که در سال ۱۳۹۵ بهعنوان اولین اثر طبیعی ایران در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد و میان سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی گسترده است.گستردگی لوت باعث شده این بیابان از نظر زیباییشناسی، تعامل انسان و طبیعت و تاریخ زمینشناسی اهمیت ویژهای پیدا کند؛ مجموعه همین ویژگیها لوت را شایسته ثبت جهانی کرده و آن را به یکی از اصلیترین مزیتهای طبیعی ایران بدل ساخته است. میتوان گفت لوت مهمترین مزیت گردشگری استان کرمان است؛ چه در گردشگری عمومی و چه در بستههای اکوتوریسم. این بیابان با داشتن گرمترین نقطه کره زمین، همراه با زیباییها و ارزشهای زمینشناسی، مقصدی بینظیر است.
منظورتان از گرمترین نقطه، گندم بریان است؟
نه«ریگ یلان» است که ۲۰۰ کیلومتر با گندمبریان فاصله دارد. در دنیا «ترینها» همیشه جاذبهاند؛ مانند قلههای ۸۰۰۰ متری هیمالیا که گردشگران و ورزشکاران را به نپال و پاکستان میکشاند و بخش مهمی از درآمد این کشورها از آن تأمین میشود. لوت با داشتن رکورد جهانی دما و مجموعهای از زیباترین لندفرمها-از کلوتها و گندمبریان تا دشتهای ماسهای و نبکاها-یکی از ویژهترین مقاصد اکوتوریسم جهان است.
وضعیت کنونی لوت از نظر تنوع خدمات گردشگری در چه سطحی قرار دارد؟
سالانه بیش از ۲۰۰ هزار نفر در لوت اقامت شبانه دارند که با میانگین یکونیم شب، حدود ۳۰۰ هزار نفر–شب در اقامتگاههای بومگردی ثبت میشود. دروازه اصلی ورود به لوت در سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی، شهداد است و بیش از ۹۵ درصد گردشگران از این مسیر وارد بیابان میشوند. حدود ۴۵ اقامتگاه بومگردی و دو هتل در منطقه فعال است و در شهداد نیز هتلهای خوبی وجود دارد. همچنین هواپیمایی ماهان یک اکوکمپ کویری لوکس با الهام از کمپهای اروپا و آفریقا ایجاد کرده که خدمات آن گران و عمدتاً برای گردشگران سطح بالای اقتصادی طراحی شده است. امروز لوت اقامتگاههای متنوعی دارد: از اقامتگاههای ساده و روستایی، اقامتگاههای استاندارد و بومگردیهای مجهز تا هتلها و کمپهای لوکس برای گردشگران خاص.
آینده گردشگری بیابان لوت چگونه پیشبینی میشود؟
سند آمایش استان کرمان توسعه اکوتوریسم و طبیعتگردی را بهعنوان یکی از محورهای اصلی استان معرفی کرده که نشاندهنده ظرفیت و تأثیر آینده لوت بر توسعه استان است. در دهه ۸۰، ارگ بم یکی از مقاصد اصلی تورهای ورودی ایران بود و در کنار شیراز، اصفهان و یزد قرار داشت. امروز بیابان لوت همان ظرفیت و حتی بیشتر را برای جایگاه ثابت در تورهای ترکیبی ایران دارد. لوت قابلیت دارد کرمان را با برند مستقل گردشگری مبتنی بر ویژگیهای منحصربهفرد خود-از لندفرمها و زیباییشناسی تا تجربههای فرهنگی و زیستی مردم-معرفی کند. مسافران میتوانند در لوت دو تا سه روز سفر کامل داشته باشند و علاوه بر بازدیدهای طبیعی، «زیست مشترک» با مردم بومی را تجربه کنند. ما به برنامهریزی جدیتر در هدایت سفرها، مدیریت پایدار و حفاظت نیاز داریم؛ مقایسه با نمونههای جهانی نشان میدهد هنوز فاصله قابلتوجهی داریم.
معضلات مدیریت بیابان لوت کداماند و چه اقداماتی لازم است که تاکنون انجام نشده است؟
بیابان لوت پهنهای حفاظتشده است و ورود و خروجها باید با سازوکارهای قانونی، ثبت کامل و تعیین هزینه مناسب کنترل شود تا هم منابع مالی مدیریت تأمین و هم رفتار گردشگران کنترل شود. پارک ملی یلوستون در آمریکا را مثال میزنم. سطح مدیریت آن بسیار گسترده است، اما به عنوان نمونه، فقط باید برای هر عبور از داخل پارک ۳۵ دلار پرداخت شود. این هزینه هم باعث میشود که منابع مالی برای حفاظت تأمین شود و هم رفتاری کنترلشده برای گردشگران ایجاد میکند. در بیابان لوت، خودروها بهطور کنترلنشده و رایگان از منطقه عبور کرده و به سمت نهبندان و شرق کشور حرکت میکنند. گردشگران نیز بدون هیچ محدودیت یا هزینهای تردد میکنند که این وضعیت به ایجاد مشکلات متعدد منجر شده است. عبور کنترلنشده و بدون آگاهی از بیابان لوت، پیامدهای جدی چون شکستن سطوح دشتهای رسی و افزایش فرسایش، تخریب پوشش گیاهی، بویژه در لوت جنوبی و تغییر الگوهای رفتاری طبیعی اکوسیستم را به همراه دارد. باقیمانده مواد غذایی گردشگرانی که در لوت کمپ می زنند، چرخه طبیعی تغذیه حیوانات را مختل میکند. گونههایی مانند روباه شنی و موش کانگرویی به مرور به حضور انسان وابسته میشوند. شواهد نشان میدهد این حیوانات شبها به کمپها نزدیک میشوند و از پسماندهای غذایی تغذیه میکنند.
این وابستگی اگرچه در کوتاهمدت ممکن است بیضرر به نظر برسد، اما در بلندمدت تابآوری و الگوهای رفتاری طبیعی حیات وحش را تغییر داده و تعادل اکوسیستم را برهم میزند. مشکل اصلی، عدم آگاهی کامل نسبت به حساسیتهای اکولوژیک بیابان لوت است. بسیاری از عناصر حیاتی آن، از جمله رفتار جانداران و تأثیر انسان بر آنها، هنوز به طور منسجم مطالعه نشدهاند. در جهان، چنین محیطهایی ابتدا با مطالعات جامع در زمینههای زمینشناسی، اقلیمشناسی، جانورشناسی و هیدرولوژی بهطور دقیق بررسی میشوند و سپس برنامهریزی برای گردشگری در آنها صورت میگیرد. بنابراین، مدیریت پایدار این منطقه بدون یک چهارچوب دقیق و الزامآور امکانپذیر نیست.
در گذشته، امکان حرکت آزادانه و ایمن در این منطقه بویژه در محدوده کلوتها فراهم نبود. الان چطور به راحتی وارد کلوتها (شهر افسانهای) میشوند؟
بر اساس تجربه شخصی از سال ۸۲ در بیابان لوت، در دو دهه گذشته دسترسیها بسیار آسانتر و ابزارهای موقعیتیابی دقیقتر شده است. از سال ۸۶-۸۵، بویژه در فرآیند ثبت جهانی لوت، رفتوآمدها به طور چشمگیری افزایش یافت. با این حال هنوز برنامهریزی منسجم و شواهد علمی کافی برای حفاظت از حیاتوحش این منطقه وجود ندارد. با تلاش گروههای پژوهشی و با استفاده از تجهیزات موجود، بخشهای گستردهای از بیابان لوت از نظر بصری و شرایط محیطی شناسایی و اطلاعات از آن جمعآوری شده است. ورود خودرو به بیابان از ۱۰۰۰-۵۰۰ دستگاه در اوایل دهه۸۰، در حال حاضر به ۲۰-۱۰ هزار دستگاه افزایش یافته و تجهیزات نیز از جیپیاسهای دستی به تلفنهای هوشمند با موقعیتیابی دقیق ارتقا یافته است. از اواسط دهه ۸۰، گرایش شدید به طبیعتگردی بدون آگاهی کافی در کشور شکل گرفت. تعداد فعالان بخش آفرود از ۱۰ هزار نفر به حدود ۵۰ هزار نفر رسیده که بسیاری از آنها آگاهی لازم نسبت به ملاحظات محیطی ندارند. این موضوع منجر به افزایش رفتوآمدهای بیرویه و آسیب به محیطهای بیابانی از جمله بیابان لوت شده است.
الان باید چه کار کرد؟
یکی از راهبردهای اصلی که استان باید دنبال کند، مدیریت مقصد و کنترل رفتوآمدهاست. مسیرها و عوارض اصلی بیابان لوت مشخص شده، ولی به دلیل وسعت زیاد منطقه و امکان ورود از استانهای مختلف، کنترل کامل کمی سخت است.
چقدر جامعه محلی در آموزش گردشگران و هدایت آنها نسبت به قوانین و محدودههای مجاز نقش دارد؟
ماراتن بیابان لوت که نزدیک به ۱۰ سال است برگزار میشود، نمونهای از مدیریت برنامههای پیچیده گردشگری است. این رویداد سنگین با برنامهریزی چند ماهه و مشارکت گسترده جوامع محلی شهداد و روستاهای اطراف انجام میشود. آنها در میزبانی از ورزشکاران و اجرای عملیات پشتیبانی، ستون اصلی هستند. تقریباً هیچ رویداد گردشگری در لوت بدون مشارکت مستقیم جامعه محلی امکانپذیر نیست و نقش آنها در حفاظت از عرصه نیز میتواند پررنگتر باشد. از سوی دیگر، مرکز تفسیر و موزه لوت ( مستوفی ) در هتل پایاب شهداد که مشابه مراکز جهانی، نقش آموزش گردشگران قبل از ورود به مناطق حساس را بر عهده دارد. اما حجم زیادی از گردشگران، خارج از ساختارهای رسمی و بدون مجوز وارد منطقه میشوند؛ بنابراین نه آموزش میبینند و نه قوانین را رعایت میکنند. برای نزدیک شدن به استانداردهای جهانی، باید رفتوآمد غیرمجاز جرمانگاری شود. نمونه بارز آن صحرای «نامیب» است که پس از ثبت جهانی، ورود غیرمجاز در آن جرم محسوب میشود. در همین منطقه حفاظت شده نامیبیا، در مناطقی که سابقاً معادن الماس بوده، ورود مردم کاملاً ممنوع است. اگر کسی حتی یک تکه سنگ از زمین بردارد و با خود بیرون ببرد، تا ۱۵ سال زندان برای او در نظر گرفته میشود.
بخشی از منطقه لوت به منطقه حفاظت شده ارتقا یافت؟
منطقه حفاظت شده دربند در شمال که یکی از زیستگاه های ده گانه اصلی یوز ایرانی است و ثبت به عنوان میراث طبیعی جهانی یونسکو باعث این اتفاق است. بنابراین همان استانداردهای حفاظتی که برای مناطق مشابه جهانی مانند نامیبیا و پارکهای ملی آمریکا اعمال میشود، باید در لوت نیز اجرایی شود. برای مثال پارک ملی «یلوستون» در آمریکا، سالانه حدود ۸۰۰ میلیون دلار درآمد مستقیم از گردشگران دارد و بیش از ۸ هزار نفر از جامعه محلی شغل و اقتصادشان وابسته به این پارک است. قوانین سختگیرانه و کنترل شدید رفتوآمد، اساس حفاظت از این اکوسیستم است. بیابان لوت با وجود موفقیت به عنوان یکی از مقاصد برتر طبیعی کشور در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نسبتاً زیستمحیطی، هنوز فاقد یک نظام مدیریتی کامل و پایدار است. حلقه حفاظت، مراقبت و تلفیق مسائل اقتصادی با الزامات حفاظتی به صورت یک الگوی یکپارچه در گردشگری کشور شکل نگرفته است؛ اگرچه برخی بخشهای آن عملکرد موفقتری داشتهاند.
ماراتن امسال، چقدر درآمد داشت؟
در ماراتن لوت (حدود یک ماه پیش) نزدیک به ۱۰۰۰ نفر گردشگر ورزشی، علاقه مندان و عوامل اجرایی حضور داشتند که در دو شبونیم اقامت، بیش از ۱۰ میلیارد تومان در شهداد و روستاهای اطراف گردش مالی ایجاد شد. مشارکت جوامع محلی، از جمله زنان در ارائه خدمات، صنایع دستی و پشتیبانی، چشمگیر بود. تشکل زنان گوجینو از روستای جهانی شفیعآباد نیز خدمات گردشگری و تولید صنایع دستی را به طور مؤثری تلفیق کردهاند.
گردشگر چقدر میتواند در کویر لوت ماجراجویی کند؟
هماکنون تورهای تجربهگرای کیفیت بالا و نسبتاً گرانی در بیابان لوت برگزار میشود که شبیه کاروانهای تاریخی طراحی شدهاند. در این تورها که کاملاً در بستر لوت انجام میشوند، رفتوآمد اغلب با شتر و بر اساس مسیرهای مشخصی مانند مسیر آلفونس گابریل (پژوهشگر اتریشی) صورت میگیرد. کمپها در مکانهای معین برپا شده و مسیریابی با استفاده از ستارگان و علائم طبیعی انجام میشود.
یعنی ما اینجا گردشگری ادبی بر اساس سفرنامهها را هم داریم؟
بله. گرانترین و مهمترین تور بیابان لوت، مسیر گابریل است که توسط راهنمایان بومی شهداد اجرا میشود. این تور شامل بازدید از کلوتها، ریگیلان، چاله و کوه ملکمحمد، پوشش گیاهی خاص و در نسخه تکمیلی، دیدار از طوایف بلوچ ساکن جنوب لوت است. جوانان بومی شهداد، بم و فهرج با گذراندن دورههای تخصصی راهنمایی و رانندگی فنی، اکنون به عنوان مجربترین راهنمایان لوت، تجربهای غنی برای گردشگران خلق میکنند.
ثبت بیابان لوت چقدر روی جوامع محلی تأثیر گذاشت؟
ثبت ملی و جهانی بیابان لوت که بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ انجام شد، تأثیر مهمی بر تعامل جوامع محلی با طبیعت گذاشت و باعث شد اقامتگاههای بومگردی شکل بگیرند و توسعه پیدا کنند، استانداردهای حفاظت محیطی و گردشگری به مرور در منطقه نهادینه شوند و تعامل مستقیم گردشگران با جوامع محلی و تجربه فرهنگی بهبود یابد. تمام فعالیتهای محسوس در بیابان لوت از دهه ۹۰ شروع شد و ثبت ملی و جهانی آن سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۵ انجام گرفت. البته هنگامی که میخواست ثبت جهانی شود یکی از ملاحظات، تعامل بین طبیعت و جوامع محلی بود؛ این موضوع خود را در اقامتگاههای بومگردی نشان داد و زمانی که ثبت جهانی انجام گرفت، اقامتگاههای بومگردی بهعنوان یکی از ارزش افزودههای منطقه، شکل و شمایل خودشان را پیدا کرده بودند.
یعنی یکی از معیارهای ثبت جهانی، وجود بومگردیها بود؟
بله. همچنین در همان زمان نهادهایی با محوریت صنایع دستی و فعالیت زنان رفتهرفته شکل گرفت؛ یعنی وقتی ثبت جهانی لوت اتفاق افتاد، میتوان گفت ارزشهای انسانی و طبیعی بیابان لوت در یک نقطه به هم رسیدند. خروجی این همافزایی، نمادی از یک کار منسجم و چندوجهی بود؛ از حوزههای اجتماعی و فرهنگی گرفته تا اقتصادی و از رفتارهای انسانی تا رفتارهای مرتبط با محیط طبیعی؛ همه اینها در نهایت در شفیعآباد تجمیع شد و خوشبختانه امسال هم این روستا به فهرست بهترین روستاهای جهان از سوی سازمان ملل اضافه شد و اکنون یکی از ۵ روستای ایرانی در این فهرست است.
این ثبت جهانی چقدر روی حفظ پوشش گیاهی تأثیر داشت؟
پوشش گیاهی ارزشمند منطقه، مثل گزها که ساختارشان مثل «گلدانهای طبیعی» است، قبلاً برای دام یا تولید زغال برداشت میشد، اما اکنون مردم آگاهتر شدهاند؛ حتی همان بخش جنگلی نزدیک روستاها که با عنوان پارک «نِبکاها» نامگذاری شده، امروز بیشتر بهعنوان یک جاذبه گردشگری به آن نگاه میشود. این رفتار نشان میدهد آسیبها بسیار کمتر شده و نمونهای از رابطه متعادلتر انسان با محیط پیرامونش است.
میتوان گفت اتفاقات ارزشمند لوت ابتدا به صورت خودجوش از دل مردم محلی آغاز شد و سپس همین روند پایدار، دولت و سرمایهگذاران بزرگتر را وارد عرصه کرد؟
نه. حاکمیت با ایجاد زیرساختهایی مانند کمپ کویری شهداد در دهه ۸۰، مسیر توسعه گردشگری را هموار کرد. این بستر باعث شد حضور و اثرگذاری جوامع محلی افزایش یابد و بدون ایجاد بیاعتمادی ناشی از شکستهای تجربی، جامعه محلی گامهای بهتری بردارد و نقش پررنگتری در توسعه ایفا کند.
یعنی مدیران کارآمد باعث توجه مردم به پتانسیلهای لوت شدند؟
بله، فعالیتهای خوب، پایدار و ادامهدار باعث شد. برای مثال، از سال ۷۸ اولین همایش ملی بیابان لوت با همکاری استانداری کرمان، دانشگاه باهنر و سازمان ایرانگردی و جهانگردی برگزار و قدمهای علمی و پایهای برای توسعه گردشگری برداشته شد.
به مرور زیرساختها و مسیرها آماده شد، کیفیت دسترسیها افزایش یافت و این روند بستری ایجاد کرد تا مردم محلی نقش فعالتری در گردشگری بیابان لوت داشته باشند و از دهه ۹۰ بستری فراهم آمد که نقش مردم بیشتر شد.
مردم دیدند کویر لوت سنگفرشی از طلاست؟
بله. چون از سال ۸۳ تبلیغات و بازاریابی آغاز شد؛ شامل فیلمها، پوسترها، نمایشگاههای داخلی و خارجی. پس از زلزله بم و خسارات جانی مالی بم، کرمان و حتی گردشگری کشور، خلأ ایجاد شده در گردشگری استان کرمان باعث شد بیابان لوت اهمیت بیشتری پیدا کند و به مرور به بخشی از سبد محصولات گردشگری استان تبدیل شود. از اواسط دهه ۸۵ بازاریابی، توسعه زیرساختها و آموزشها با هم پیش رفتند و گردشگری لوت به تدریج تقویت شد. حتی برنامههای پربیننده و چهرهای شناخته شده مثل زندهیاد «محمدعلی اینانلو»، مستندساز و برنامهای مثل «ایرانگرد» و نشریات بینالمللی مثل نشنال جغرافی و... به معرفی بیابان لوت کمک کردند.
تشکلهایی مانند کانون سبز فارس نقش بسیار مهمی در تکمیل پرونده بیابان لوت برای ثبت ملی و جهانی داشتند. این مشارکت غیردولتی در کنار تلاشهای مردم محلی و حمایت دولت، زمینه را برای ثبت جهانی بیابان لوت فراهم کرد، حتی با وجود محدودیتها و منابع مالی زمان. در آن زمان منطقه ناشناخته بود و منابع دولتی ناکافی بود، اما حمایت ان جی او ها و مردمنهادها موجب شد بیابان لوت به سطح جهانی برسد. اکنون مراکز علمی میتوانند پژوهشها را متمرکز کرده و خلأهای مطالعاتی را پر کنند تا مدیریت منطقه و پایگاه میراث جهانی بهتر عمل کند.
الان باید برای لوت چه کرد؟
در مدیریت بیابان لوت، تصمیمگیری باید بر اساس دادههای دقیق باشد تا پایگاه میراث جهانی نقش راهبری خود را بهتر ایفا کند. ایجاد انسجام میان سه استان درگیر ضروری است، چرا که هماهنگی اجرایی و عملیاتی فعلی ناکافی و یکی از ضعفهای اصلی مدیریت است.
بــــرش
بیابان لوت چقدر برای جوامع محلی ایجاد اشتغال کرده است؟
سطح زیر کشت سیر در شهداد طی ۲۰ سال گذشته حدود ۲.۵ تا ۳ برابر افزایش یافته که بخشی از این توسعه، حاصل تقویت اقتصادی ناشی از گردشگری و هزینه آن در توسعه مزارع سیر است. همچنین اقامتگاههای بومگردی علاوه بر ارائه خدمات، به تولید و عرضه محصولات کشاورزی خود میپردازند و فعالیت اقتصادی آنها تنها به گردشگری محدود نیست. باید یادآوری کرد تا دهه ۸۰، شهداد با مهاجرت منفی و طرحهای توسعه ناموفق صنعتی روبهرو بود، اما از اواخر دهه ۸۰ و ۹۰ با سرمایهگذاری در گردشگری، تحول چشمگیری رخ داد.
امروز حدود ۵۰ فضای اقامتی، رستورانهای باکیفیت، بهبود مدیریت شهری و ارتقای کیفیت زندگی در شهداد و روستاهای اطراف محسوس است. البته هنوز تأثیرات توسعه گردشگری در لوت به طور رسمی مطالعه نشده و بیشتر مبتنی بر مشاهدات است. این امر لزوم مطالعات بیشتر برای شناخت بهتر عرصه طبیعی و فرهنگی لوت و برنامهریزی دقیقتر گردشگری را نشان میدهد.
انتهای پیام/