«دایناسور» یک کمدی پرفروش، اما کممحتوا
هنر
101855
فیلم «دایناسور» به کارگردانی مسعود اطیابی، پنجمین همکاری او با ستاره گیشه، پژمان جمشیدی، بار دیگر ثابت کرد که سینمای تجاری ایران فرمولی مشخص برای فروش دارد: ترکیب بازیگران پرطرفدار، ایجاد یک ایده اولیه جذاب، و سرمایهگذاری سنگین بر تبلیغات.
صفیه رجائی هرندی- ایران آنلاین: این فیلم نیز، همانند بسیاری از آثار همسبک خود، با تکیه بر این فرمول، به سرعت به یکی از پرفروشهای گیشه سال ۱۴۰۴ تبدیل شد؛ اما آیا این فروش بالا، معیار کیفیت است؟ پاسخ منتقدان به این پرسش، منفی است.
کارگردان؛ استاد فرمول، نه استاد قصه
مسعود اطیابی به عنوان کارگردان، به نظر میرسد که درک دقیقی از «بازار سینمای ایران» دارد. او میداند چگونه با استفاده از بازیگرانی چون پژمان جمشیدی و امیر جعفری، مخاطب را با یک وعده جذاب (مانند فرار یک معتاد از اخراج با تلاشی برای پاکسازی بدن)، به سینما بکشاند. اما این تسلط بر «کسب درآمد»، به قیمت «کیفیت هنری» تمام شده است.
مشکل اصلی «دایناسور» نه در ایده اولیه، بلکه در اجرای فیلمنامه نهفته است. انسجام روایی به شدت سست است و دیالوگها اغلب سطحی باقی میمانند. فیلم گاهی تلاش میکند به سمت موقعیتهای کمدی پیش برود، اما به دلیل ضعف در نگارش و پرداخت، این تلاشها به جای خلق خنده، صرفاً تبدیل به «موقعیتهایی برای خنده» میشوند که تماشاگر را راضی نمیکند. گزارشها از خروج تعداد قابل توجهی از مخاطبان پیش از پایان فیلم، مهر تأییدی بر این مدعاست.
زوج جدید؛ تلاشی برای فرار از کلیشه تکراری
یکی از نکات مثبت ساختاری در «دایناسور»، تلاش برای تنوع بخشیدن به زوجهای کمدی با استفاده از حضور امیر جعفری در کنار پژمان جمشیدی است. هدف از این ترکیب، جلوگیری از تکرار مداوم جمشیدی با همکاران سابقش (مانند فیلمهای «تگزاس» یا «هتل») بوده است.
امیر جعفری: بازی جعفری در نقش دوست رفیق که منافع شخصی خود را در اولویت قرار میدهد، به مراتب بهتر از دیگر بازیگران فیلم ارزیابی شده است. او توانسته است تیپ مورد انتظار خود را با حداقل ضعف اجرا کند.
پژمان جمشیدی؛ تکرار فرمول همیشگی: اما در مورد جمشیدی، منتقدان معتقدند که این حضور صرفاً ادامهدهنده همان نقش تیپیکال کمدی سطح پایین است که در اغلب آثار پرفروش اخیر او دیده میشود. این نقش، یک فرمول از پیش تعیین شده برای جذب تماشاگر است، نه یک شخصیتپردازی عمیق.
سبک کارگردانی: سمفونی کمدیهای یکسان اطیابی
نکته قابل تأمل، امضای کارگردان در سبک کمدی است. به نظر میرسد که مسعود اطیابی در فیلم جدید خود نیز، به جای نوآوری، به سراغ همان الگوهای کمدی و صحنههای تکراری رفته که در آثار قبلیاش موفقیت کسب کردهاند. این نشان میدهد که تمرکز اصلی بر تکرار موفقیتهای گذشته است تا نوآوری در ژانر.
جمعبندی و ارزیابی نهایی
«دایناسور» فیلمی است که به خوبی توانسته با بهرهگیری از حداکثر ظرفیت تبلیغاتی و ستارههای سینما، سانسهای سینما را به نام خود کند و رکوردهای فروش را جابهجا نماید. اما این اثر در نهایت به عنوان یک **کمدی سطح پایین** در کارنامه سینمای ایران ثبت میشود که به جای پرداختن به مسئله اصلی داستان (اعتیاد و فرار از مسئولیت)، به موقعیتهای سطحی و شوخیهای دمدستی اکتفا کرده است.
«دایناسور» اثبات میکند که در سینمای امروز ایران، موفقیت تجاری لزوماً مترادف با ارزش هنری نیست و این مسیر تکراری، سینمای کمدی را به ورطه میکشاند.
انتهای پیام/