ایران، جان دارد...
روایتی زنده از اصالت، امنیت و امید در مرز غربی کشور
هنر
112694
در روزگاری که تصویر ایران گاه در آینهی رسانههای جهانی، خاکستری، مبهم و گاه وارونه بازتاب مییابد، در دل استان ایلام، فریادی برخاسته است که با زبان فرهنگ، با بیان تصویر و با صدای مردم میگوید: ایران، واقعیتی پویا و زنده است؛ نه تصویری محو در قاب رسانههای بیگانه، بلکه زنده است. «ایرانجان؛ ایلام ایران» فقط یک رویداد فرهنگی نیست؛ بازتابی است از زیست واقعی مردمانی که در خط مقدم جغرافیا و رسانه، ایستادهاند و روایت حقیقی این سرزمین را بازگو میکنند.
فاطمه روزبه: ایلام، این استان مقاوم و صبور، بار دیگر میزبان کارزاری از جنس معنا شده است. جایی که روایتها از درون میجوشند، نه از بیرون تحمیل میشوند. در فضایی که برخی سعی دارند مرزها را خطوط شکست نشان دهند، «ایرانجان» مرز را به میدان امید، به سکوی ایستادگی و به نقطهی عزت ملی بدل کرده است. این بار نه با تفنگ، که با قلم و دوربین، نه با سنگر، که با صحنه، مردمان ایلامی رو در رو با جهان ایستادهاند تا بگویند: اینجا ایران است، ایلام است، و ما زندهایم.
این رویداد که با حضور پررنگ نخبگان فرهنگی، هنرمندان بومی، خبرنگاران میدانی و فعالان رسانهای جوان برگزار شده، توانسته فضای جدیدی را برای بازتعریف هویت ایرانی در بستر استانهای مرزی فراهم کند. برخلاف بسیاری از برنامههای رسمی و تکراری، «ایرانجان» از دل مردم میجوشد؛ از زبان دختران و پسرانی که خاک وطن را با جان لمس کردهاند و امروز، با روایتهای اصیل، آن را بازنمایی میکنند.
آنچه در ایلام رخ داده، یک بازسازی دقیق و بیپیرایه از مفهوم «ایران» است؛ مفهومی که دیگر محدود به پایتخت نیست، بلکه از سرپل ذهاب تا دهلران، از مهران تا بدره، در تپش است. در قابهای تصویری، در گفتگوهای کوتاه اما عمیق، در اجراهای هنری و در روایتهای مردمی، مفاهیمی چون هویت، غیرت، اصالت و امنیت، نه بهعنوان شعار، که بهعنوان زیست روزمره به تصویر کشیده شدهاند.
شاید مهمترین دستاورد این رویداد را بتوان در بازگشت اعتماد به روایت دانست. جوانان رسانهای ایلام، با تولیدات ساده اما اثرگذار، نشان دادهاند که رسانه نه نیازمند تجهیزات پیچیده است و نه وابسته به چهرههای پرزرقوبرق؛ آنچه یک روایت را ماندگار میکند، صداقت، پیوند با خاک، و نگاه از درون است. روایتهایی که از آغوش مادری ایلامی، از نگاه کودکی مرزنشین، و از لبخند پیرمردی که خاطرات جنگ را هنوز به یاد دارد، سرچشمه میگیرد.
«ایرانجان» ثابت کرده که مفهوم امنیت، فقط حضور نیروی نظامی نیست؛ امنیت فرهنگی، امنیت روانی، و امنیت روایی، مؤلفههایی است که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند خاک مرز را به خاکریز افتخار تبدیل کنند. مردمانی که در سالهای دفاع مقدس، سینه خود را سپر کردند، امروز با دوربین و قلم، خاک وطن را صیانت میکنند؛ و این کمتر از دفاع نیست.
در این رویداد، ایران بار دیگر خودش را روایت کرد. نه از منظر نگاه بیگانه، که از زاویهی نگاه فرزندانش. گزارشهای منتشرشده، مستندهای کوتاه، شعرهای بومی، موسیقی زنده و روایتهای رسانهای، همه یک پیام مشترک داشتند: «ایران، جان دارد.»
دستاورد این حرکت فراتر از یک رویداد است. الگویی برای بازسازی امید در مناطقی است که معمولاً تنها در بزنگاهها دیده میشوند. ایلام، نمونهای از استانهایی است که سرمایه اجتماعی عظیمی در دل خود دارد؛ مردمی که هنوز ریشه دارند، هنوز به وطن ایمان دارند و اگر فرصتی برای بیان به آنان داده شود، میتوانند روایتگرانی قدرتمند برای ایران امروز باشند.
ایرانجان، یک دعوت صریح است به بازنگری در سیاستهای فرهنگی کشور؛ اینکه چگونه میتوان با کمترین هزینه و بیشترین باور، امید را در دلها زنده کرد. این رویداد یادآور شد که در دوران جنگ روایتها، هر استان مرزی، نه تهخط، که سرخط مقاومت فرهنگی است.
در پایان، ایلام نهفقط میزبان یک رویداد، بلکه نماد یک تحول است؛ تحولی که اگر ادامه یابد، میتواند به الگویی ملی برای بازآفرینی تصویر ایران در ذهن جهانیان بدل شود. در دل مرزها، در دل مردم، در دل روایتهای راستین.
ایران ،جان دارد........
انتهای پیام/