نویسنده جهان پس از غزه: یک تاریخ علیه فراموشی رویدادهای فلسطین و سکوت غرب هشدار میدهد
کیفرخواستی علیه غرب
فرهنگ
113414
در روزگاری که آمار کشتهشدگان جای نامها را گرفته و تصاویر ویرانی، چشمها را نه بیدار که کرخت کردهاند، اندیشیدن به غزه، دیگر فقط وظیفهای انسانی نیست، بلکه شکلی از مقاومت است. این باریکه زخمخورده، اکنون دیگر تنها یک جغرافیا نیست بلکه استعارهای از وجدان رنجدیده انسان امروز است.
سمیرا دردشتی - روزنامهنگار: در چنین لحظهای، کتابی همچون «جهان پس از غزه: یک تاریخ» نوشته پانکاج میشرا نه صرفاً یک روایت تحلیلی، بلکه پژواکی است از سوگی عمیق و تلاشی برای افشای ریشههای فراموششده ظلمی که جهان تنها شاهد آن است. نویسنده در مقدمه کتاب مینویسد، او «احساس کرد تقریباً مجبور است این کتاب را بنویسد تا از سردرگمی اخلاقی خود در برابر این فروپاشی بزرگ اخلاقی بکاهد.» این کتاب، محکومیتی پرشور و البته نگاهی تحلیلی به نقش غرب در ایجاد اسرائیل و پیامدهای آن است.میشرا با صداقتی دردناک و صدایی آرام اما مصمم، کوشیده است تا از دل تاریخ مدفونشده و سیاستهای متظاهرانه، نقشهای اخلاقی برای درک چرایی این رنج بیپایان ترسیم کند. این کتاب دعوتی است به بازخوانی گذشتهای که همچنان اکنون را شکل میدهد. گذشتهای که از اردوگاههای مرگ آلمان تا دیوارهای حائل در کرانه باختری امتداد یافته است. در جهانی که هردم که می گذرد، بیشتر به حافظه پشت میکند؛«جهان پس از غزه» قیام علیه فراموشی است.
حافظه بهمثابه ابزار قدرت
میشرا نسبتاً دیر به مسأله فلسطین حساس شده است. در کودکی او در هند، این اسرائیلیها بودند که او را مجذوب خود کرده بودند و حتی عکسی از «موشه دایان» وزیر دفاع اسرائیل در جنگ شش روزه، روی دیوار اتاقش نصب شده بود. به نظر میرسد که این علاقه با ناسیونالیسم هندو مرتبط بود، چرا که میشرا به یک خانواده برهمن ملیگرا تعلق داشت اما به مرور این تشابه پیش چشمش رنگ باخت. نقطه عطف او برای تغییر در سال ۲۰۰۸ و در سفری به سرزمینهای اشغالی و فلسطین اتفاق افتاد؛ جایی که از مشاهده تحقیرهای ساکنان کرانه باختری شوکه شد و در این رابطه نوشته است: «هیچ چیز مرا برای وحشیگری و پستی اشغال اسرائیل آماده نکرده بود. دیوار مارپیچ و ایستگاههای بازرسی بیشمار... که برای عذاب دادن فلسطینیها در سرزمین خودشان طراحی شده بود.... شبکه جادههای آسفالت براق، خطوط برق و سیستمهای آبی که تنها برای شهرکهای یهودینشین غیرقانونی و ارتباط آنها با اسرائیل ساخته شده بود.»
استعمار مدرن
یکی از نقاط عطف مهم کتاب «جهان پس از غزه» این است که مسأله فلسطین را از چهارچوب صرفاً سیاسی یا قومی خارج میکند و آن را در امتداد تاریخی استعمار، نژادپرستی و ساختارهای سلطه قرار میدهد. میشرا دولت اسرائیل را استثنایی یگانه نمیبیند. او این دولت را ادامهای برای نظم جهانی استعمار سفید تلقی میکند که در آن قربانی شدن تاریخی، توجیهگر ظلم امروز است. اسرائیل در نگاه او آخرین سنگر استعمار نژادمحور است که آنجا امپراطوری غربی در لباسی تازه به اعمال سلطه ادامه میدهد.
سوگواری برای بیداری
میشرا در مقدمه این اثر مینویسد: «تقریباً احساس اجبار میکردم که این کتاب را بنویسم تا سردرگمی فلجکنندهام را در برابر یک فروپاشی اخلاقی گسترده تسکین دهم و خوانندگان عمومی را به جستوجویی برای روشنسازیهایی دعوت کنم که در این دوران تاریک ضروریتر به نظر میرسند.» و در ادامه توضیح میدهد چگونه رژیم اسرائیل، کشوری که برای اسکان مردمی تحت آزار و بیسرپناه ساخته شده بود، به چنان قدرت وحشتناکی در تعیین زندگی و مرگ جمعیتی دیگر از پناهندگان که بسیاری از آنها در سرزمین خودشان پناهندهاند، دست یافت و چگونه جریان اصلی سیاسی و رسانهای غرب میتواند این ظلمها و بیعدالتیهای آشکار سیستماتیک را نادیده بگیرد یا حتی توجیه کند.میشرا در این اثر به نقش رسانههای غربی میپردازد و آن را بهشدت نقد میکند. از دستورالعملهای زبانی نیویورکتایمز که خبرنگاران را از به کار بردن عباراتی مانند «سرزمین اشغالی» منع میکرد تا بیبیسی که حتی از گفتن واژه «جنایت جنگی» در مورد اقدامات رژیم اسرائیل خودداری کرد.
نقد روشنفکران غربی
به باور پانکاج میشرا نقش روشنفکران و نخبگان غربی بسیار در برداشتها از مسأله فلسطین پررنگ است. میشرا همدستی بسیاری از نویسندگان، هنرمندان و روزنامهنگاران را به نقد میکشد. کسانی که یا با سکوت خود یا با بازتولید گفتمان قربانیمحور رژیم اسرائیل، به تحکیم مصونیت اخلاقی آن کمک کردند. او در جایی مینویسد چگونه سال بلوا، مارتا گلهورن و دیگرانی که زمانی مدافع عدالت بودند، در مسأله فلسطین به مدافعان روایت رسمی تبدیل شدند. در مقابل، میشرا از چهرههایی چون سیمون وی، بوعز اورون، ناتالیا گینزبورگ و حتی پریمو لوی یاد میکند که با وجود تعلق یهودی، تن به سکوت ندادند و نسبت به انحراف اخلاقی رژیم اسرائیل هشدار دادند. میشرا میکوشد با تأملی دردناک به ما یادآور شود حافظه اگر از مراقبت اخلاقی تهی شود، چگونه میتواند به ابزاری برای مشروعسازی خشونت بدل شود؛ حافظهای که به جای همدردی، قادر خواهد بود که فرمان قتل صادر کند.او بدون هراس از قضاوتها و سرزنشهایی که در جهان غرب آماج آن قرار میگیرد، ایدئولوژی صهیونیستی را مورد انتقاد قرار داده و به طور همزمان به نقشی پرداخته که روشنفکران و نویسندگان در قرن بیستم و بیستویکم در نسلکشی غزه ایفا کردهاند.
ایران آنلاینانتهای پیام/