درنگی در  آغاز  ( ۱ )

مهدی بیگدلی

مهدی بیگدلی

جامعه

121149
درنگی در  آغاز  ( ۱ )

مهدی بیگدلی_ سند پژوه و مدرس تاریخ در یادداشتی که به روزنامه ایران داده است درباره آغاز سال تحصیلی که فرصتی است برای بازاندیشی در مفهوم آموزش نوشت.

ایران آنلایننوروز ۱۴۰۱ در نوشتار « از جانکی تا جهان یکی » و ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ در نوشتار « تأملی بر روز معلم » برای سهل آموزی امر آموزش با بازنگری در محتوای درسی ( به ویژه برای دانش آموزان دبیرستانی متوسطه دوم ) ،  فراهم آوری فضای آموزشی در خور مُدرسان و مُحصلان و چگونگی استفاده از ظرفیت های  معماری ایرانی و استفاده از باغ در مدارس سبز  ، بازدید از طبیعت و حیات وحش ، و گنجاندن ساعت سینما ، ... اشاره کردم ؛ در کنار موارد مذکور ، یادآوری این که نخبگان و تصمیم سازان، که نقش مهمی در تولید محتوای آموزشی و پدیدآوری زمینه و بستر مناسب  فضای آموزشی  دارند، بدون در نظر گرفتن نقش جامعه و همراهی و همگامی مردم  ، به اهداف و مقاصد دست نخواهند یافت ، اهمیت دارد . 
مردم می توانند نیرومندانه در امر آموزش سهیم باشند .
تندرستی ، تغذیه ، ورزش ، همبستگی ملی ، سرمایه های معنوی ، سخاوتمندی ، کمک به دیگران ، ایران دوستی را تنها از لابلای کتاب ها ( کتاب محوری ) نمی توان به کودکان ( و همه درس آموزان  دانش آموز و دانش جوی ) آموخت ؛ اعتماد به علم و دانش و استفاده از فن آوری های نوین نباید ما را از ظرفیت های مؤثر و نیکوتری مانند همنشینی و مصاحبت با اهل هُنر و کهنسالان ( پیران دانا ) بی بهره گرداند .
در دنیایی که پر از پیام ها و محتواهای علمی است دیگر فقط نهادهای آموزشی تولید کننده و مسئولیت پذیرنده نیستند و روزانه با حجم زیادی از اطلاعات روبه رو می شویم که فارغ از سنجش و درستی یا نادرستی این حجم از داده ها ، به لحاظ روانی نیز ذهن ما را درگیر و آشفته می سازد . به تعبیر « نیکلاس کار » ،  نویسنده حوزهٔ فناوری ، «  ما دچار چند پارگی هُشیاری شده ایم و جهان مان را ( فراوانی ) اطلاعاتْ ، درک ناپذیر کرده است . » 
از همین رو با همه دسترسی آسانی که دنیای دیجیتال به وجود آورده است ، آن گونه که « ماریان وُلف »  دانشمند علوم اعصاب و پژوهشگر حوزه خواندن در کتاب « آهسته بشتاب »  می نویسد : « باید حواسمان باشد در اثر دسترسی بی دردسر به رسانه های دیجیتال توانایی تفکر » ( در ما و همه درس آموزانِ  دانش آموز و دانش جوی  ) آسیب نبیند . »
اگر در کنار این تفکر که مدرسه و دانشگاه محلی ست برای « آموزش » برای زیستن  ، مدرسه و دانشگاه را محلی برای « زیستن »  بدانیم و پرورش و آموزش را با شادی ، رادی ، آزادی ، آبادی و حقیقت جویی و زیبایی های معنوی  بیامیزیم چنین آغازی دل پذیر ، ذائقه پسند و توأم با رشد و تعالی خواهد گردید  ؛ 
در چنین فضایی به  جای کمیت گرایی و زیاده خواهی بگوییم « کافی » است و «  بس »  است ،  آن گاه در دسترسی به منابع متناسب با استعدادها و فرصت ها گام برداریم و نحوه درست استفاده کردن از انرژی ها به ویژه  «  آب » ،  را با عمل و رفتارمان یاد دهیم  تا در مواجهه با انسان ها ، با طبیعت ، با خود و با آفریدگار بهترین انتخاب را داشته باشیم  و مانع استخراج بی رویه منابع و مصرف گرایی گردیم .

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه