«ایران» با توجه به اقتضائات جدید کشور بررسی میکند
سیاست نیازمند سیاستمدار ملی
برخیها در کشور گویی نه پیش از جنگ سر وفاق داشتهاند، نه پس از جنگ به وفاق روی خوش نشان میدهند.
ایران آنلاین: حتی پس از جنگ که رهبر انقلاب «صیانت از اتحاد ملی» را وظیفهای همگانی دانستند و فرمودند «اتحاد مقدس، اجتماع عظیم و سپر پولادینِ دلها و ارادههای مردم نباید مخدوش شود و حفظ آن وظیفه اهل بیان و قلم و تحقیق، کسانی که توئیت میزنند و همه مردم و مسئولان کشور بخصوص مسئولان قوای سهگانه است»،
این جریان از تخریب دولت و رئیسجمهوری فروگذار نکرد. آنقدر در این بیراه پیش رفتند که دو هفته پس از همین بیانات مورد اشاره، رهبر انقلاب بار دیگر این توصیه را تکرار و اینبار به تأکید، از «رئیسجمهوری پرکار و پرتلاش تقدیر» کردند.
اما بعد از اینکه رهبر انقلاب در دیدار هیأت دولت فرمودند «باید از رئیسجمهوری پرکار و پرتلاش تقدیر شود»، چه کردند؟ یک برنامه جدید رو کردند؛ خواستند اینطور القا کنند که میان رئیسجمهوری و رهبر انقلاب شکاف و اختلاف و بیاعتمادی وجود دارد. چه زمانی این کار را کردند؟ درست پس از سخنان تلویزیونی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران که در آن باز هم بر وحدت تأکید کردند،
آن هم درست قبل از به زمین نشستن هواپیمای حامل «رئیسجمهوری اسلامی ایران» در فرودگاه «جان اف کندی» نیویورک. این است قصه جریانهایی که عرصه سیاست داخلی را با پیرایه لجاجت و زماننشناسی لوث کردهاند تا به هر قیمتی که شده، قبای قدرت را بر قامت خود بدوزند. پس منافع ملی و الزامات جدید جمهوری اسلامی ایران چه؟!
صحنه جدید سیاسی در ایران
چرا رفتار این جریانها چیزی جز لجاجت، تکرار روشهای از مد افتاده و زماننشناسی نیست؟ به این دلیل که صحنه سیاسی در ایران عوض شده و متناسب با صحنه جدید، باید کنشهای تازه در پیش گرفت که همپوشان شرایط تازه باشد. پس از تجاوز رژیم اسرائیل و آمریکا به ایران، برخی تحلیلگران و ناظران، از وجود ابهام در راهبرد امنیت ملی کشور انتقاد میکردند. این چهرهها معتقد بودند الزامات پیش از جنگ و پس از جنگ کاملاً با هم متفاوت شده و کشور نیازمند طراحی راهبردهای جدید در امنیت ملی و سیاست خارجی است. این ابهام سهشنبه گذشته برطرف شد.
سهشنبه گذشته در سه رویداد متفاوت اما همراستا با هم، هم فرآیندهای سیاست خارجی و تحولاتی که پس از جنگ سپری شد برای مردم آشکار و هم مشخص شد نقشه راه کشور در شرایط جدید چیست. سخنرانی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران که سهشنبه شب ایراد شد، بیانگر همین راهبرد جدید و مشی تازه در امنیت ملی کشور بود. این راه، مقاومت همهجانبه است. اما پیش از بیانات رهبر انقلاب، دو اتفاق دیگر رخ داد که مربوط به دو مقام دیگر و دو مکان دیگر بود، اما همراستا با چهارچوب تبیین شده از سوی رهبر انقلاب بود؛ اول، اظهارات رئیسجمهوری پیش از عزیمت به نیویورک و دیگری اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی در اتاق بازرگانی.
اینکه مسعود پزشکیان قبل از عزیمت به نیویورک، در فرودگاه مهرآباد گفت «ما بر اصول صلح، امنیت، عدالت، حقگرایی و انسانیت پای میفشاریم» و علی لاریجانی هم در جمع فعالان اقتصادی گفت «ایران حتی به پیشنهاد خود غرب، راههای متنوعی برای توقف «اسنپبک» رفته، اما اروپا هر بار زیر حرف خود زده است»، پازلهای دوم و سوم برای ترسیم جورچین صحنه سیاست خارجی ایران بود. وقتی لاریجانی گفت «آنان میخواهند برد موشکهای ما 500 کیلومتر باشد و هیچ ایرانی باغیرتی این را نمیپذیرد»، صحنه تحولات سیاست خارجی دیگر کاملاً برای مردم عیان شد. در این صحنه، غرب به دنبال تسلیم است، اما به تأکید رهبر انقلاب، ایران «تسلیم نشده و تسلیم هم نخواهد شد.»
الزامات صحنه جدید سیاسی
بیانات رهبر انقلاب به طور روشن و شفاف، هم صحنه تحولات سیاست خارجی را روشن کرد و هم راه را مشخص. آنجا که رهبر انقلاب تأکید کردند «راه علاج پیشرفت کشور در قوی شدن است»، یعنی راه پیش روی کشور، مقاومت است و این مقاومت، از مسیر قوی شدن میگذرد. اما روشن است که قوی شدن فقط در موشک و سلاح و صنعت نیست. اتحاد ملی و انسجام اجتماعی فراگیر، بنمایه و پایه و اساس هر قوی شدنی در هر حوزه دیگری است.
بنابراین، صحنه جدید سیاست ایران که خود ناشی از شرایطی است که از بیرون کشور الزام شده، از این قرار است: تقویت هرچه بیشتر اتحاد و انسجام کشور. اینکه رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی نیز تأکید کردند در روزهای جنگ تحمیلی اخیر «خیابانهای مملو از جمعیت و شعارهای کوبنده آنان علیه صهیونِ ملعون و آمریکای جنایتکار، نشاندهنده یکپارچگی و وحدت ملت بود که این اتحاد همچنان وجود دارد و وجود خواهد داشت و البته همه در حفظ و تقویت آن مسئولند»، ناظر بر همین «حقیقت» است. این حقیقت، چیزی ورای این نیست که در شرایط جدید سیاست ایران که بر مقاومت یکپارچه و همهجانبه مبتنی است و یکپارچگی و انسجام، سنگ زیربنای این مقاومت و یکپارچگی است.
نگاهی به رفتارهای تحلیلناپذیر
رویدادهای مهم و تعیینکننده سهشنبه گذشته، به هم پیوسته و در یک زنجیر تعریف میشوند. بیانات تلویزیونی رهبر معظم انقلاب خطاب به ملت ایران مهمترین آنها بود که در آن سیاست در دوره پساجنگ تبیین و ترسیم شد. اما دو رویداد پیش از این بیانات، یعنی اظهارات رئیسجمهوری در مهرآباد و اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی در اتاق بازرگانی هم اجزا و بخشهای متنوع این چهارچوب بودند. بر این اساس، با تحولات سهشنبه گذشته، سیاست خارجی کشور در دوره پس از تجاوز آمریکا و اسرائیل، از ابهام خارج و مشخص شد در مقابل زیادهخواهی و تسلیمطلبی غرب که به نیابت از رژیم اسرائیل عمل میکند، فقط یک راه وجود دارد؛ ایستادگی و مقاومت همهجانبه. تأکید رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «راه علاج در قوی شدن است» بیان اقتضای همین صحنه بود.
پزشکیان و لاریجانی هم همین را گفتند، اما به اقتضای جایگاه و موقعیت خود و به شیوه و با ادبیات خاص خود. به رغم همه اینها، در پایان روز سهشنبه که این تحولات همراستا به پایان رسید، برخی چهرههای سیاسی راه دومی را در کشور باز کردند. یعنی به جای راه وحدت که راه اصلی کشور و ملت و دولت است، بیراهه انشقاق و تفرقه را برگزیدند. اگر تنها خودشان به این بیراه وحدتشکنی میرفتند، باز حرفی نبود اما مسأله این است که اصرار دارند همه اجزای حکمرانی و همه افراد کشور هم دنبال آنان بروند. در این صورت روشن است که ایران چه میشود.
این جریانها بیتوجه به شرایط جدید کشور، بازیهای قدیمی از حد تکرار گذشته و از فرط تکرار نخ نما شده را دنبال کردند و به جای انطباق رسم سیاسی خود با رسوم جدید سیاست ایران، بیرسمیهای گذشته را باز هم تکرار کردند. بیان این «حرف ناپخته» (حرف ناپخته، تعبیری است که محمدباقر قالیباف برای ادعاهای برخی به کار برد) درباره سفر رئیسجمهوری به سازمان ملل و طرح این ادعا که سخنرانی سهشنبه شب رهبر انقلاب نوعی اقدام پیشدستانه بود در مقابل برنامههای «رئیسجمهوی اسلامی ایران» در نیویورک، چیزی جز بیرسمی جناحی و ناپختگی سیاسی نیست.
گویی این جریانها حتی راه رقابت سیاسی را هم بلد نیستند و به جای رقابت با شخص یا دولت، ظرفیتهای ملی و چهارچوبهای حقوقی جمهوری اسلامی ایران را زیر سؤال میبرند. بر فرض که این عده سخنان رهبر انقلاب در دو هفته قبل در دیدار هیأت دولت را نشنیدند که «باید از رئیسجمهوری پرتلاش و پرکار قدردانی کرد»، آیا این را هم نمیدانستند که پزشکیان حالا «رئیسجمهوری اسلامی ایران» است و نباید قبل از حضور او در سازمان ملل، جایگاه و نمایندگی او از کشور و ایران و نظام را زیرسؤال برد؟ واقعاً چه کسی از القای اختلاف میان مقام دوم و اول کشور سود میبرد؟
چه اصراری بر انهدام ظرفیتهای حقوقی کشور وجود دارد؟ بازگشت به متاع و صندلی قدرت، به قیمت خراب کردن ظرفیتهای موجود کشور؟! اینکه جریانهای مدعی «سیاستبلدی»، پیوستگی بخشهای سهگانه رویدادهای سهشنبه، یعنی همراستایی اظهارات پزشکیان و لاریجانی، با بیانات رهبر انقلاب را نبینند و بخواهند به داخل و خارج القا کنند در کشور اختلاف هست، از آن هنرهایی است که از هیچ «سیاستمداری» برنمی آید.
زیرا «سیاستمدار» هیچ گاه منافع ملی کشورش را پیش پای منافع جناحیاش قربانی نمیکند. یک «سیاستمدار» حتی اگر بخواهد بازی و کنشهای رقیب را خراب کند، از شیوههایی استفاده نمیکند که کل کشور آسیب ببیند. بنابراین افرادی که دارای مهارتهای حداقلی در سیاست هستند را نمیتوان «سیاستمدار» نامید.
این اظهارات دشمن شادکن و تفرقه القاکن، جز از خامدستی در سیاست برنمی خیزد، یا همانطور که محمدباقر قالیباف گفت «قرار نیست تنبلی کنیم، دهان خود را باز کنیم و (اسم) هر حرف نپختهای را انقلابیگری بگذاریم که به قول حضرت آقا، این شکل حرفها، حرفها و رفتارهای سوپرانقلابیگری است.»
معیار امروز سیاستورزی در «کنشگر ملی» بودن است؛ یعنی در هر سخن و هر عمل عمومی، شرایط جدید کشور را که مبتنی بر ایستادگی است، دریافته و با لحاظ مقتضیات جدید دست به عمل بزنیم. آسیبهای ذبح منافع ملی پیش پای منافع جناحی حتی از آسیبهای «اسنپبک» و 12 روز جنگ و تجاوز اسرائیل به ایران هم بیشتر است.
انتهای پیام/