
پس از تشییع میلیونها ایرانی و بدرقه تاریخساز مردم سراسر منطقه در شهرهای عراق، پیکر رهبر شهید ایران سرانجام در حرم مطهر رضوی آرام گرفت. از خراسان آمده بود و در پایان عمر یکسره جهاد و ایستادگیاش، در پناه یار خراسانی خویش آرمید.

جنگ رمضان فقط به شکست دادن یک ابرقدرت نظامی و اقتصادی و یک رژیم مسلح به سلاح هستهای منتهی نشد. جنگ رمضان در آستانه آن است تا به نقطه عطف تحولاتی جدید تبدیل شود.

در روزهایی که رسانهها و محافل سیاسی به ساعتشماری زمان توافق اولیه پایان جنگ میان ایران و آمریکا روی آوردهاند، اتحاد میدان و دیپلماسی به اوج خود رسیده است.

«ایران» به بهانه فعالیتهای گسترده دانشگاهیان ایرانی مقیم خارج از کشور علیه جنگ تحمیلی ریشهها و زمینههای اجتماعی و فرهنگی مواضع وطندوستان در سراسر جهان را بررسی کرد.

دوشنبه گذشته باز هم ترامپ به ما ایرانیها فحش داد. در یک نزاع خیابانی معمولاً کسی فحش میدهد که کتک میخورد و تازه با فحش دادن اوضاعش بدتر هم میشود: هر فحش یعنی یک سیلی دیگر و هر ناسزا یک مشت دیگر. کسی که زورش بیشتر است، نیازی نیست از زبانش استفاده کند.

ایران با بستن تنگه هرمز به روی متجاوزان و کشورهای حامی آنان، کاری با «به اصطلاح ابرقدرت اقتصادی و نظامی دنیا» کرد که رئیس دولت متجاوز آمریکا، اختیار عقل و عنان زبان خود را از دست داد.

منظور از «زدند»، تجاوز نظامی دشمن به میهن است و منظور از «زدیم»، پاسخهای دفاعی ماست. این روزها ایرانیها بهشدت دنبال این هستند که «ما هم باید بزنیم.» بعد از هر تجاوز جدید دشمنان به خانهها و کارخانهها، ایرانیان اخبار را دنبال میکنند تا ببینند «ما» در پاسخ به این تجاوزات، «کجا را زدیم؟»

چند روز پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به کشور ما، با دکتر سعید لیلاز تماس گرفتم. با حزن و درد گفت: «آقای گلپور! آیتالله خامنهای کاملاً حق داشت میگفت آنچه درحال وقوع است یک کودتا است.

بهرهمندشدن میلیونها انسان در سراسر جهان و میلیونها کودک در خاورمیانه از یافتههای پژوهشی و تولیدات واکسن انستیتو پاستور تهران، به این معنی است که حمله دشمنان به این نهاد، جنایت علیه بشریت است.

شهادت هر فرمانده و رزمنده و شهادت هر کودک و شهروند ایرانی غمی بزرگ است. اما دراین میان، شهادت علی لاریجانی به گونه دیگری است. شهادت لاریجانی، به قول نیما یوشیج «غمی افزود ما را بر غم ها»، چرا که به قول رودکی، شهادت «چنین خواجه نه کاری است خرد!»

در زندگی چه نیرویی هست که حتی هنگام تجاوز دو دشمن اسرائیلی-آمریکایی به میهن سر ایستادن ندارد؟ در جنگی که دشمنان به ما تحمیل کردند، ما از پیوندهای عاطفی و خویشاوندیمان و از عشقها و دوستیهایمان دست نمیکشیم.

سلام بچههای دبستان «شجره طیبه» میناب؛ سلام «هنا دهقانی»، «زهرا بهرامی»، «آتنا چملی نژاد»، «فاطمه درازهی»، «مهدیس نظری» و بقیه ۱۶۲ دوست و همبازی این مدرسه که نهم اسفندماه به دست دشمن دژخیم به شهادت رسیدید. تن خاکی شما از این جهان پرغوغا رفت، اما غوغای شهادت مظلومانه شما پژواکی بزرگ در این جهان یافته است.

مرتضی گلپور_دبیر گروه سیاسی روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: اصلاح ساختار بودجه مسألهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یا اخلاقی است. مسألهای اقتصادی است، زیرا اصلاح ساختار بودجه یعنی بازبینی در ردیفهای پرداختی که احتمالاً باعث شود بخشهایی که قبلاً منابع کمتری دریافت میکردند حالا منابع بیشتری دریافت کنند

چندی پیش عزتالله ضرغامی چهره باسابقه جریان اصولگرایی در یادداشتی برای روزنامه ایران، مفهوم «قانون متروک» را برای برخی قوانین به کار برد.

انسجام اجتماعی الزامی خدشهناپذیر است،اما ضروریتر از آن یکپارچگی در حکمرانی است. اما امروز در ایران میتوان معضلی به نام خلط میان حکمرانی و سیاست را شناسایی کرد.

۲۹ شهریورماه بود که خبرگزاری «میزان» اعلام کرد یک ویلای ۸هزار متری متعلق به متهم ردیف اول پرونده چای دبش، به ارزش ۴ هزار میلیارد تومان شناسایی و ضبط شد. در این گزارش آمد که «اکبر رحیمی درآباد» مالک شرکت چای دبش، درست وسط رسیدگی قضایی به این پرونده، این ویلا را به یکی از کارمندان خود منتقل کرد تا از دسترسی قضایی مصون بماند، اما قوه قضاییه ملک را شناسایی و ضبط کرد.

برخیها در کشور گویی نه پیش از جنگ سر وفاق داشتهاند، نه پس از جنگ به وفاق روی خوش نشان میدهند.

شکاف کلامی و رسانهای که میان جریانهای سیاسی درباره سفر رئیسجمهوری به سازمان ملل شکل گرفت، یک نمونه است که وضعیت دولت چهاردهم در سپهر سیاسی ایران را بهخوبی ترسیم میکند.

قوه قضائیه روز گذشته اعلام کرد یک ویلای ۸هزار متری متعلق به اکبر رحیمی درآباد متهم ردیف اول پرونده چای دبش که قیمت اولیه آن ۴ هزار میلیارد تومان اعلام شد، به نفع دولت ضبط شده است. نکته جالب گزارش قوه قضائیه، این بخش است که رحیمی درآباد این ملک را وسط رسیدگی قضایی به پرونده به نام یکی از کارمندان خود کرده بود.

در نشست مشترک سران سه قوه که تقریباً هر هفته برگزار میشود، چه اتفاقی میافتد؟ این سؤال را میتوان جور دیگری هم پرسید: «سران قوا وقتی هر هفته دور هم جمع میشوند چه میگویند؟» دلیل طرح این سؤالات روشن است.