برای نیروی انتظامی و احترام و اقتدارش
اینجانب هیچ ارتباط سازمانی، کاری و مالی با نیروی انتظامی (فراجا) نداشته و ندارم و هیچ کس سفارش، تذکر یا تأکیدی برای تهیه این نوشتار نداشته است. صرفاً از سوی احساس تعهد و نگاه به واقعیات جامعه و مطلع شدن از اخبار و تشخیص فردی، و مراجعه به وجدان خودم نوشتهام. به طور کلی، پلیس در تمام جهان محترم است و در ایران هم تا حدودی هست، اما احترام ما به پلیس باید دهها برابر چیزی باشد که امروز میبینیم. نیروی انتظامی میتواند جامعه را به جایی برساند که همه ما میخواهیم؛ یعنی فراگیری نظم و قانون.
ایران آنلاین: این نوشتار به معنی آن نیست که در نیروی انتظامی ضعفی و مشکلی وجود ندارد. اما اگر میخواهیم نیروی انتظامی و پلیس ما فداکار و جان فدا و خدمتگزار واقعی باشد باید بدانیم این کار تنها با بالا بردن حقوق و پاداش مالی که به جای خود ارزشمند است انجام نمیشود.
در کنار همه اینها، اگر پلیس بداند از احترام جدی میان مردم برخوردار است و مردم پلیس را پناهگاه خود میدانند و پلیس حلال آن مشکل و فریادرس آنان است، در این صورت با چنین احساسی، با تمام وجود وارد صحنه فداکاری میشود، حتی اگر به قیمت از دست دادن جان عزیزش تمام شود.
اگر چنین پلیسی میخواهیم که در شهرهای مرزی و غیر مرزی درگیر میشوند و جان خود را فدا میکنند، چنین نیرویی همان پلیس مقتدری است که باید باشد و این اقتدار علاوه بر اقتدار نظامی و انتظامی، اقتدار محبوبیت است. زیرا مردم پلیس را از خودشان میدانند و پلیس خود را فدایی ملت میداند. در این صورت نظم قانون بر مملکت سایه میافکند.
البته ممکن است در گوشه و کنار کشور پلیس تخلفی هم انجام دهد، اما نباید با یک تخلف کوچک این نیروی بزرگ و مقتدر زیر سؤال برود، بلکه باید همچنان محبوب باشند و با تمام وجود به وظیفه خود ادامه دهند.
بر این اساس چند نکته را به مردم عزیز، شریف، نجیب و قانونمدار ایران تقدیم میکنم.
1- در هر جای کشور و در هر مقامی و هر کس با هر جایگاهی، باید به دستور فرمان پلیس احترام گذاشته و در خیابان شهر و جاده به دستورات پلیس توجه کرده و مدارک درخواستی را تقدیم کند. باید بدانیم که پلیس در حال انجام وظیفه است و این کار برای او منفعت شخصی ندارد بلکه نفع جامعه را در نظر دارد. پلیس باید احساس کند در جایگاهی که ایستاده، مورد احترام است و تمام افراد خود را در قبال قانون مساوی میدانند. رئیس و نماینده بودن، یا مدیر و مسئول بودن نمیتواند باعث شود در مقابل وظیفه قانونی پلیس خود را مقدمتر بپنداریم و از دستور پلیس تخلف کنیم.
2- همه ما در این کشور مسافر یک کشتی هستیم و در این دنیای بلاخیز و طوفانزده در حرکت هستیم. هر آنچه برای این کشتی پیش بیاید متوجه همه ما میشود. بنابراین ما باید یک جمعیت پلیس 85 میلیونی تشکیل بدهیم تا براساس آن همه ما خود را یار و مددکار و همکار پلیس بدانیم. در کشورهای اروپایی میبینیم که اگر فردی نیمه شب از چراغ قرمزی عبور کند، هر شهروند آن کشور وظیفه خود میداند شماره خودروی متخلف را برای پلیس ارسال کند. آنان با چنین رویکردهایی نظم و قانون را در کشور خود مستقر کردهاند. ما هم باید همکاری با پلیس را بخش ضروری تحقق قانون و نظم بدانیم.
3- همه ما از مشکلات مالی، تحریمهای ظالمانه و تنگناهای مالی دولت و کشور باخبر هستیم. همچنین کم و بیش از مشکلات و کمبودهای نیروی انتظامی هم باخبر هستیم. بنابراین باید باب وقف نذر، ثلث، تبرعات و کمکهای خیر دیگر را برای نیروی انتظامی و مأموران امنیتمان باز کنیم. کمپین نذر امنیت راه بیندازیم، زمین و ملک هدیه کنیم، پاسگاه بسازیم یا برای پلیس سرپناه بسازیم تا نسلهای آینده از روی کاشیهای نصب شده بخوانند که برای حفظ امنیت در این کشور، چه تلاشهایی شده است که من و نسلهای دیگر در امنیت و آسایس کامل باشیم.
در پایان با تشکر از برادران عزیز نیروی انتظامی که با ادب، اخلاق و مهربانی با مردم روبه رو میشوند و زحمت خود را همراه با حلاوت رفتار نیکو به فرد مقابل تقدیم میکنند، از همه نیروهای خدوم در این نیروی بزرگ میخواهم این روش را در کل نیرو فراگیر کنند و همه با مهربانی وظیفه خود را انجام دهند. زیرا شما کارکنان زحمتکش نیروی انتظامی، زحمت خود را میکشید و سرما و گرما را متحمل میشوید. اما اگر این زحمتها با مهربانی همراه شود، برای اقتدار و احترام این نیرو صدچندان ارزش آفرینی میکنید. این یاداشت دلسوزانه، صرفاً قدمی در راه تجلیل از شهدای نیروی انتظامی و فداکاران و قهرمانان این نیروی پر تلاش است.
انتهای پیام/