همبستگی ملی، شرط بقا و بالندگی

غلامرضا ظریفیان

غلامرضا ظریفیان

سیاست

124543
همبستگی ملی، شرط بقا و بالندگی

غلامرضا ظریفیان_ استاد دانشگاه در یادداشتی برای روزنامه ایران نوشت: اگر مبنای نظام جمهوری اسلامی را بر پایه انقلابی بدانیم که در سال ۱۳۵۷ شکل گرفت، بی‌تردید ـ به‌گفته بسیاری از صاحب‌نظران و بر اساس تحقیقات متعدد داخلی و خارجی مهم‌ترین عامل شکل‌گیری و استقرار این نظام، حضور گسترده مردم در تمام اقشار و جریان‌ها بوده است؛ از زن و مرد، از اقوام و مذاهب مختلف، و از جریان‌های فکری گوناگون که بسیاری از آنها حتی در تقابل نظری با یکدیگر قرار داشتند.

ایران آنلاین: اما در آن مقطع، برای هدفی مشترک یعنی تأسیس نظام جدید، در کنار هم ایستادند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد آنچه عامل ایجاد یک نظام بوده، عامل بقای آن نیز هست. نظامی که بر پایه مشارکت و حضور حداکثری مردم شکل گرفته، برای تداوم خود نیز باید همین مسیر را ادامه دهد؛ یعنی به حضور و اعتماد همه مردم، بدون تفکیک میان «خودی» و «غیرخودی»، متکی بماند.

ایران امروز، با همه رنگین‌کمان فرهنگی، قومی و فکری‌اش، همان‌گونه که در سال ۵۷ نظامی نو را بنا کرد، تنها با حفظ و تقویت همین وحدت می‌تواند مسیر پیشرفت و استقلال خود را ادامه دهد.

اگر این اصل را بپذیریم، روشن است که توسعه و پایداری نظام به میزان تقویت همبستگی اجتماعی و انسجام ملی وابسته است. هر چه سیاست‌گذاری در عرصه حکمرانی، فعالیت احزاب سیاسی و عملکرد رسانه‌ها بر پایه تقویت این همبستگی شکل گیرد، سرمایه اجتماعی افزایش می‌یابد و اعتماد عمومی که بزرگ‌ترین سرمایه در حل مسائل اساسی کشور است، تقویت می‌شود.

در شرایط کنونی که جامعه با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و محیطی روبه‌روست، تجربه‌های تاریخی نشان داده است هرگاه ملت ایران در برابر خطرات و تهدیدها متحد شده، توانسته از بحران‌ها عبور کند. همان‌طور که در جنگ‌ها و فشارهای خارجی اخیر، ایستادگی مردم ایران، کشور را از خطرهای بزرگ عبور داد. اما در نقطه مقابل، هر زمان که نگاه حکمرانی یا رفتار جریان‌های سیاسی از منافع ملی فاصله گرفته و به سمت منافع جناحی و تقلیل‌گرایانه متمایل شده است، شکاف‌های اجتماعی، قومی و سیاسی گسترش یافته و جامعه آسیب‌پذیرتر شده است.

متأسفانه در برخی مواقع شاهد بوده‌ایم که عده‌ای گمان می‌کنند مالک یا صاحب انحصاری نظام‌اند؛ این نگاه نه‌تنها نادرست است بلکه به‌تدریج روح مشارکت عمومی را تضعیف می‌کند. وقتی جامعه بر پایه تقسیم‌بندی‌های «خودی و غیرخودی» اداره شود، مسائل واقعی کشور مانند عدالت اجتماعی، کاهش فاصله طبقاتی، بهبود وضعیت معیشت، و مقابله با آسیب‌های اجتماعی به حاشیه می‌روند و جای خود را به نزاع‌های جناحی و رقابت‌های بی‌ثمر می‌دهند.

چنین وضعیتی، هم احساس ناامنی اجتماعی را افزایش می‌دهد و هم طمع دشمنان خارجی را برای ضربه‌زدن به کشور بیشتر می‌کند. نمونه‌های اخیر از حملات و تهدیدات خارجی نشان داد که هدف اصلی دشمنان، فروپاشی جامعه ایران از درون است؛ آنها تصور می‌کنند جامعه ایرانی دچار شکاف و فرسایش اجتماعی شده است.

هرچند بخشی از این تحلیل ممکن است واقعیت‌هایی از ضعف انسجام را بازتاب دهد، اما تجربه تاریخی ثابت کرده است ملت ایران هر زمان احساس خطر نسبت به سرزمین خود کرده، یکپارچه و استوار از آن دفاع کرده است‌‌.

با این حال، نباید از یاد برد که اختلافات قومی، سیاسی و فکری اگر مدیریت نشود، می‌تواند زمینه‌ساز توهم و طمع دشمنان برای تضعیف وحدت ملی شود. ازاین‌رو امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت دارد نخبگان، رسانه‌ها، احزاب و جریان‌های سیاسی با درک درست از منافع ملی، به‌جای ستیز و شکاف، بر همدلی و تفاهم تمرکز کنند چرا که رمز تداوم استقلال، اقتدار و پیشرفت ایران، همان حضور همه مردم در کنار هم است؛ همان عاملی که در سال ۵۷ نظام را پدید آورد و امروز نیز می‌تواند ضامن پایداری آن باشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست