رضا میرابیان درباره رویکرد ایران نسبت به تحولات منطقه مطرح کرد؛
شرم الشیخ؛ مانور تبلیغاتی ترامپ نه فرصت ایران
سیاست
124669
رضا میرابیان سفیر اسبق ایران در کویت، در گفتوگو با «ایران» با بیان اینکه نشست شرمالشیخ بیش از آنکه فرصتی واقعی برای ایران باشد، صحنهای تبلیغاتی برای بزرگنمایی دستاورد ترامپ بود گفت: تصمیم تهران به عدم حضور، بخشی از دیپلماسی «صبر و انتظار فعال» است؛ راهبردی که برای حفظ منافع ملی و پرهیز از بازی در زمین طراحیشده دیگران اتخاذ شده است.
گروه دیپلماسی_ ایران آنلاین: امضای توافق آتشبس غزه از سوی سه کشور منطقه با ترامپ اگرچه در ظاهر اقدامی برای کاهش خشونت و رنج مردم غزه به نظر میرسد اما واقعیت آن است که بدون توجه به حقوق مشروع فلسطینیان و خواست حماس، این توافق مقدمهای برای آغاز دور جدید تنشهاست.
به عبارت دیگر، توافقات سطحی و تبلیغاتی، بیش از آنکه ثبات بیاورد، خطر بازگشت چرخه خشونت را افزایش میدهد.
طی یک هفته گذشته، دیدگاههای متفاوتی نسبت به توافق آتش بس غزه از سوی ناظران مطرح شد. این تفاوت دیدگاه از امیدواری برای تثبیت ثبات تا افزایش تنش در منطقه متفاوت بود، ارزیابی شما از پیامدهای این توافق چیست؟
هر گونه صلح پایدار در منطقه بدون تثبیت و کسب مشروعیت سیاسی و حقوقی برای مردم فلسطین ناممکن است. اگر مجموعهای از بازیگران منطقهای و بینالمللی گمان کنند این آتشبس میتواند مقدمهای برای نوعی «صلح ابراهیم» باشد، در حالی که مسأله حقوق فلسطینیان و پایان اشغال نادیده گرفته شود، این چشمانداز دوام نخواهد یافت و به جای ثبات، میتواند زمینهساز بازگشت به چرخهای از خشونت گسترده شود.
تجربه تاریخی هشتاد ساله نشان میدهد نادیده گرفتن مطالبات اساسی یک ملت از جمله حق تعیین سرنوشت، بازگشت آوارگان و رفع موانع اشغال، تنها به تشدید بیاعتمادی و افزایش احتمال درگیریهای تازه میانجامد.
بنابراین برای تبدیل این آتشبس موقتی به روندی پایدار، لازم است چند شرط کمی و کیفی فراهم شود: اول، شفافیت و تضمینهای قابل راستیآزمایی درباره پایان اقدامات نظامی و رفع محاصره؛
دوم، برنامههای ملموس بازسازی و کمکهای بشردوستانه که با سازوکارهای بینالمللی زیر نظر قرار گیرند تا از مصادره سیاسی یا اقتصادی جلوگیری شود.
سوم، مشارکت واقعی نمایندگان فلسطینی در فرآیندهای سیاسی و تصمیمسازی بهعنوان پیششرط مشروعیت و چهارم، نقشآفرینی هماهنگ بازیگران منطقهای و بینالمللی برای ایجاد توازن امنیتی و اقتصادی که امکان بازگشت تدریجی اعتماد را فراهم کند.
اگر این عناصر مغفول بماند، آتشبس صرفاً وقفهای ناپایدار خواهد بود که احتمال بازگشت به خشونت یا ظهور بازیگران مختلکننده داخلی و فرامنطقهای را افزایش میدهد.
دونالد ترامپ در نشست «شرمالشیخ» ادعا کرد به یک دستاورد بزرگ رسیدهایم و این صلح، پایدار خواهد بود. او بر چه مبنایی چنین ادعایی را مطرح میکند؟
ترامپ در سخنان اخیر خود تلاش میکند توافق آتشبس در غزه را بهعنوان یک «دستاورد شخصی» و نشانهای از «پیروزی دیپلماسی» خود معرفی کند اما واقعیت صحنه سیاسی و میدانی منطقه چنین برداشتی را تأیید نمیکند.
او میکوشد این توافق را نقطه عطفی در سیاست خاورمیانهای ایالاتمتحده جلوه دهد، در حالی که شواهد موجود نشان میدهد روند تحولات به سمت ثبات پایدار پیش نمیرود.
حتی در روزهای اخیر، برخی اقدامات از جمله صدور احکام برای افراد متهم به جاسوسی برای اسرائیل در منطقه، گویای آن است که فضا هنوز ملتهب و بیثبات است و هیچگونه سازوکار اعتمادسازی واقعی شکل نگرفته است.
ترامپ که در پرونده صلح اوکراین ناکام ماند و نتوانست میان کییف و مسکو توافقی پایدار ایجاد کند، اکنون تلاش دارد با برجستهسازی توافق غزه، تصویری از یک «روند صلح تازه در خاورمیانه» ارائه دهد؛ روندی که به ادعای او، دولتهای پیشین آمریکا از تحقق آن ناتوان بودهاند.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این رویکرد بیش از آنکه بر شناخت دقیق واقعیتهای منطقه استوار باشد، تلاشی تبلیغاتی برای بازسازی اعتبار سیاسی ترامپ است.
از منظر سیاست خارجی، این رفتار را میتوان در چهارچوب الگوی شناخته شده «شخصیسازی دیپلماسی» در دوران او تحلیل کرد؛ الگویی که در آن، موفقیتهای موقتی، جایگزین راهحلهای ساختاری و چندجانبه میشود.
چنین رویکردی نهتنها به تقویت جایگاه آمریکا در منطقه کمک نمیکند، بلکه ممکن است موجب بیاعتمادی بیشتر بازیگران محلی نسبت به نیت واقعی واشنگتن شود.
در نتیجه، اگر این آتشبس بدون توجه به ریشههای بحران و حقوق مردم فلسطین دنبال شود، نه به صلحی پایدار میانجامد و نه بهعنوان یک دستاورد واقعی در تاریخ سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد.
با توجه به مشارکت قطر و ترکیه در فرایند آتش بس فعلی در صورت بروز تحولات بزرگتر در منطقه، چه کشورهایی میتوانند بهعنوان پشتوانه سیاسی جریان مقاومت فلسطین از جمله حماس عمل کنند؟
حماس در ماهیت سیاسی و میدانی خود نیازی به پشتوانه خارجی ندارد، چرا که مشروعیتش را از بطن جامعه فلسطین، بویژه مردم غزه میگیرد.
اقدامات این جریان همواره در چهارچوب خواست و اراده عمومی مردم منطقه بوده، از همین رو حتی پس از اعلام توافق آتشبس نیز حماس با اعمال کنترل میدانی و سازماندهی امور در نوار غزه، بار دیگر بر حق حاکمیتی خود تأکید کرد.
این رفتار نهتنها نشانهای از تداوم اقتدار داخلی حماس است، بلکه از منظر سیاسی، پیام روشنی به بازیگران منطقهای و بینالمللی دارد مبنی بر اینکه حذف این جنبش از معادلات آینده فلسطین ممکن نیست.
در واقع توافق اخیر از حیث مشروعیتبخشی مجدد به نقش حماس در صحنه فلسطینی و تثبیت جایگاه آن بهعنوان بازیگر اصلی در هر روند سیاسی آینده، پیامد مثبتی برای این جنبش به همراه داشته است.
با توجه به اینکه ایران در مقطع کنونی، از یک سو همسو با منافع مردم فلسطین از مداخله مستقیم پرهیز کرده
و از سوی دیگر با حفظ آمادگی کامل نظامی، پیام روشنی از قدرت دفاعی خود ارسال میکند، در ادامه تحولات منطقهای چه راهبردی را دنبال خواهد کرد؟
در شرایط کنونی، فضای بینالمللی نسبت به بحران غزه گونهای شکل گرفته که بسیاری از کشورها در حال بازتعریف جایگاه خود در قبال این بحران هستند.
در این میان، برخی دولتها تلاش دارند از طریق حمایتهای سیاسی و نمادین، خود را در قامت میانجی یا حامی روند صلح معرفی کنند.
در همین چهارچوب، برگزاری نشست شرمالشیخ و دعوت از برخی کشورها از جمله ایران، بهعنوان فرصتی برای آزمودن ظرفیتهای جدید دیپلماتیک منطقهای تلقی شد. تصمیم تهران برای عدم حضور در نشست، در چهارچوب حفظ منافع ملی و پرهیز از بازی در زمین دیگران اتخاذ شد.
در شرایطی که ترامپ تلاش میکند با بزرگنمایی آتشبس اخیر، خود را معمار «صلح خاورمیانه» نشان دهد و در حالی که برخی کشورهای عربی به تدریج در حال بازگشت به مناسبات رسمی با اسرائیل هستند، حضور ایران در چنین چهارچوبی میتوانست به تضعیف موضع اصولی آن در حمایت از آرمان فلسطین منجر شود.
این تصمیم نشاندهنده نوعی دیپلماسی صبر و انتظار فعال است؛ یعنی ایران با پرهیز از ورود شتابزده به ترتیباتی که پایه و اساس روشنی ندارند، تلاش دارد با حفظ مشروعیت خود در افکار عمومی منطقه، در زمان مناسب وارد مرحلهای شود که معادلات سیاسی به صورت واقعی و نه صوری، تغییر یافته باشند.
بنابراین رویکرد کنونی ایران را میتوان نوعی مدیریت هوشمندانه بحران و بازتعریف نقش منطقهای دانست.
ایران در پی آن است که بدون تن دادن به چهارچوبهای طراحی شده از سوی غرب، ابتکارهای مستقلی را برای آینده نظم منطقهای از جمله طرح «امنیت و همکاری در خلیج فارس» پیش ببرد.
انتهای پیام/
منبع: روزنامه ایران