به بهانه هفته جهانی سرمایه‌گذار

نیم قرن مسیر توسعه سرمایه‌‌گذاری در ایران

همایون دارابی

همایون دارابی

اقتصاد

124690
نیم قرن مسیر توسعه سرمایه‌‌گذاری در ایران

همایون دارابی_ کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی نوشت: پنجاه سال طول کشیده تا سرمایه‌گذاری در ایران از خرید پیکان و زمین و سیمان، به خرید واحد‌های صندوق طلا و سبدگردانی اختصاصی برسد. مسیری که مثل راهپیمایی در خیابانی شلوغ و همیشه در حال تغییر بوده: یک روز صف سکه در خیابان فردوسی، یک روز دوندگی برای خرید دلار، و امروز کلیک روی گوشی برای خرید اوراق، سهام یا صندوق سرمایه‌گذاری.

گروه بورس/ ایران آنلاین: سرمایه‌گذار ایرانی همیشه یک دغدغه عمده داشته: پولش را از تورم نجات دهد. این تفاوت اصلی او با سرمایه‌گذار آمریکایی یا اروپایی است که دنبال رشد آرام سرمایه برای بازنشستگی یا خرید خانه است. ما بیشتر شبیه سربازهایی هستیم که در میدان تورم به دنبال سنگر امن می‌گردیم.
تا همین ۱۰ سال پیش، سرمایه‌گذاری یعنی داشتن زمین، خانه، سکه و دلار. همه چیز باید لمس‌شدنی باشد؛ چیزی که وقتی به آن نگاه می‌کنی، خیال‌ات راحت شود که ارزشش بالا می‌رود. بورس و اوراق مشارکت برای خیلی‌ها حتی اسم غریبه‌ای بود؛ نه دیده بودند، نه کارکردش را می‌دانستند. پیش از انقلاب تلاش‌هایی برای فرهنگ سهامداری شد، اما موج ملی‌سازی و اقتصاد دولتی بعد از انقلاب، مسیر سرمایه‌گذاری را دوباره به دارایی‌های سنتی برگرداند؛ دارایی‌هایی که در روزهای بحران، مثل پناهگاه عمل می‌کردند.
دهه هشتاد اما ورق را کمی برگرداند. ابلاغیه اصل ۴۴ و خصوصی‌سازی شرکت‌های بزرگ و واگذاری سهام عدالت به میلیون‌ها نفر، بورس را از فضای رسمی و تخصصی بر سر سفره خانواده آورد. هنوز همه به آن اعتماد کامل نداشتند، اما بذر آشنایی کاشته شد.
دهه بعد، فراز و فرود فراوانی داشت تا اینکه در سال‌های ۹۸ و ۹۹، جهش بی‌سابقه شاخص بورس یک دعوت‌نامه عمومی برای ورود مردم به بازار سرمایه صادر کرد. ناگهان آدم‌هایی که شاید تا دیروز حتی کد بورسی نداشتند، گوشی دست گرفتند و وارد اقیانوسی شدند که موج‌هایش هم فرصت داشت و هم خطر. برای بسیاری این ورود پایان خوشی نداشت، اما یک نتیجه قطعی داشت: بورس دیگر چیزی نبود که فقط کارشناس‌ها درباره‌اش حرف بزنند، تبدیل شد به گفت‌وگوی روزمره.

از ۹۹ به بعد، بازار سرمایه ایران دیگر به شکل قبل برنگشت. محصولات متنوع‌تر شدند؛ صندوق‌های سهامی، درآمد ثابت و مختلط، صندوق‌های کالایی مثل صندوق طلا که پلی بود میان علاقه سنتی ایرانی‌ها به طلا و نیاز مدرن سرمایه‌گذاری حرفه‌ای، بازار بدهی که جدی‌تر شد و ابزارهای پیشرفته‌ای مثل آپشن، سبدگردانی اختصاصی و معاملات الگوریتمی که آرام آرام جای خود را پیدا کردند. دیگر بخشی از سرمایه‌گذاران یاد گرفتند که به جای معامله‌های هیجانی، مسیر تحلیل، تنوع‌بخشی و افق بلندمدت را انتخاب کنند.
با این همه، تفاوت‌های ذائقه سرمایه‌گذار ایرانی با جهان باقی است. انگیزه اصلی هنوز حفظ ارزش پول است و نه الزاماً رشد سرمایه برای آینده‌ای دور. افق‌ها کوتاه‌تر و محبوبیت دارایی‌های نقدشونده بالاتر است. خصوصی‌سازی ناقص و فراموشی پروژه سهام عدالت، زمین بازی را ناهموار نگه داشته و حتی باعث شده شرکت‌های عجیبی شکل بگیرند که شبیه شترگاوپلنگ هم دولتی هستند و هم خصوصی و هر تصمیم اقتصادی را به میدان درگیری منافع بدل می‌کنند. از آن طرف، نبود دسترسی به بازارهای جهانی، فرصت‌های متنوع‌سازی و پوشش ریسک را از سرمایه‌گذار ایرانی گرفته است.

با وجود تمام این چالش‌ها، مسیر آینده روشن است اگر آموزش، شفافیت و نوآوری مالی جدی گرفته شود. ثروت یک ملت فقط نفت و گازش نیست، بلکه توان تبدیل پس‌اندازهای خرد به سرمایه مولد است؛ کاری که اگر درست انجام شود، می‌تواند ارزش پایدار خلق کند. سرمایه‌گذار ایرانی، این مسیر طولانی را با هوش و صبوری پیموده و حالا آماده گام‌های بزرگ‌تر است؛ گام‌هایی که شاید تصویر سرمایه‌گذاری در ایران را برای همیشه عوض کند.هر چند که مسیر نه همواراست و نه آماده. علی‌رغم اینکه می‌بایست به آینده امیدوار بود اما بخش‌هایی از محیط سرمایه‌گذاری در ایران از جمله رمز ارزها همچنان از چهارچوب‌های رسمی خارج است و عملاً ساختارهای رسمی و سنتی سرمایه‌گذاری خود را در برابر نوآوری‌ها کند نشان می‌دهند فضای سرمایه‌گذاری در ایران نیازمند ساختار شکنی‌های سازنده است، اتفاقاتی که می‌تواند برای ایرانیان نوید حفظ ارزش توأم با رشد ثروت باشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها