در سکوت و صبوری هنرمند ماند
ابوالفضل جلیلی کارگردان سینما درباره مرحوم ناصر تقوایی یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگی - ایران آنلاین: متأسفانه ناصر تقوایی را از دست دادیم. او سینمایی خاص داشت و همیشه تأثیرگذار بود؛ نه فقط در جریان سینمای ایران، بلکه در زندگی کسانی که با او در تماس بودند. من وقتی با او همصحبت میشدم، همیشه حس میکردم با کسی روبهرو هستم که از همهچیز اطلاع دارد، کسی که دانش و معرفتش فراتر از حرفهاش است.
به خاطر دارم زمانی را که مشغول فیلمبرداری فیلمی بودم، اتاق من کنار اتاق ایشان بود و تراسی رو به دریا داشت. ما ساعات زیادی را صرف صحبت و تبادل نظر درباره موضوعات گوناگون میکردیم. به عنوان مثال یکبار از من پرسید، اهل فوتبال هستی؟ من چندان علاقهای به فوتبال نداشتم، ولی برای شنیدن صحبتهایش، گفتم: بله. سپس برایم یکی از بازیهای مهم برزیل و آلمان را مثال زد و بهگونهای آن را تحلیل کرد که من متحیر ماندم.
فردای آن روز، درباره کشاورزی و موضوعات دیگر هم همینطور با جزئیات و دقت صحبت میکرد. ناصر تقوایی، جدا از فیلمسازی، دانش بسیار بالایی داشت؛ بهگونهای که انگار همهچیز را میدانست. متأسفانه او بعد از انقلاب، فرصت کافی برای فعالیت نیافت و در مقابل ضربههای مختلف صبوری کرد. این صبوری باعث شد شخصیتی درونی در او شکل بگیرد که امروز با شنیدن خبر درگذشتش، حتی کسانی که با سینما آشنایی ندارند، با من تماس میگیرند و تسلیت میگویند. تقوایی، هنرمندی بود که نه فقط در سینما، بلکه در قلم و علم و معرفت هم سرآمد بود. یکی از آثار برجستهاش، فیلمنامهای با عنوان «ملای شیرازی» است که درباره ملاصدرا نوشته است. این فیلمنامه و داستان آن بهقدری زیبا و استادانه است که میتوان گفت از طرف خدا نوشته شده. وسواس و دقت او در کارش بینظیر بود. هرچه دانشش بیشتر بود، حرکتش کندتر میشد، اما عمیقتر و دقیقتر. متأسفانه، قدر این استعداد آنچنان که باید دانسته نشد و ضربههایی که به او وارد شد، گاهی جلوی فعالیتش را گرفت.
او همیشه از ادبیات در فیلمهایش بهره میبرد و آثارش، حتی وقتی اقتباس از دیگر نویسندگان بود، کاملاً مال خودش بود. این دقت و معرفت باعث شد بسیاری از ما از دیدن تمام ظرفیتهای او محروم بمانیم، اما رد پای او در آثار نسلهای بعد، حتی اگر کمتر شناخته شده، باقی مانده است.
یک ویژگی خاص تقوایی، احترام به دیگران و نجابت او بود. هیچوقت کوچکترین بیاحترامی از او ندیدم. او استاد ادبیات بود، با دانش و معرفتی کمنظیر. همیشه میخواست ادای دین کند و آثارش را به بهترین نحو ارائه دهد. بسیاری از آثارش سانسور شدند و همین باعث شد در نهایت خودش را از سینما کنار بکشد، با وجود اینکه میتوانست سالها فیلم بسازد. او تصمیم گرفت که خودخواسته و با آرامش کنار برود، و این تصمیمش نشاندهنده شخصیت ویژه و مردانه اوست.
خاطرات من با ناصر تقوایی همواره زنده است؛ او به من نشان داد که سینما، دانش، معرفت و احترام به همگان میتواند همزمان وجود داشته باشد و هنرمند واقعی کسی است که در سکوت و صبوری، اثرش را به نسلهای بعد منتقل کند.
انتهای پیام/