نگاهی که از قاب عکاسی آغاز شد؛
درباره عکسهای ناصر تقوایی
مجید سعیدی عکاس درباره مرحوم ناصر تقوایی یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگی - ایران آنلاین: ناصر تقوایی پیش از آنکه فیلمساز شود، عکاس بود. در دهههای پیش از شهرت سینماییاش، با دوربینی ساده در کوچهپسکوچههای بوشهر میچرخید و از مردمان جنوب، از دریا و باد و سایههای ظهر تابستان عکس میگرفت. در نگاه او، عکاسی تنها ثبت لحظه نبود؛ نوعی مراقبه بود برای دیدن جهان با دقت، سکوت و احترام. او جهان را پیش از هر چیز، با چشم یک بیننده میدید، نه یک راوی. همین تجربه، پایه و اساس جهان تصویری او در سینما شد.
عکسهای تقوایی بیش از هر چیز به انسان و محیط میپردازند؛ انسانی کوچک در برابر پهنه گسترده دریا یا دیوارهای فرسوده بندر. در این قابها نوعی توازن میان واقعیت و حس شاعرانه برقرار است. او واقعیت را همانگونه که هست ثبت میکرد، اما با نگاهی که از درونش نوعی نظم و زیبایی پنهان را بیرون میکشید. تقوایی به نور طبیعی، به سایهها و به سکوت درون تصویر باور داشت. این ویژگیها بعدها در فیلمهایش به زبان تصویری تبدیل شد: سکوتهایی که از هزار دیالوگ گویاترند و قابهایی که هر یک به تنهایی میتوانند یک عکس باشند.
در فیلمهایش، از آرامش در حضور دیگران تا ناخدا خورشید، ردپای همان عکاس دقیق دیده میشود. تقوایی به میزانسن به چشم ترکیببندی نگاه میکرد، به نورپردازی به عنوان لحظهای زنده از طبیعت، و به حرکت دوربین به عنوان امتداد نگاه انسانیاش. او سینما را از دل عکاسی آموخت؛ از درک عمق میدان، از تشخیص لحظه توقف، از اعتماد به سکون و سکوت. قابهای او هیچگاه شلوغ نیستند، چون از چشم عکاسی آمدهاند که میدانست حذفکردن، بخش مهمی از دیدن است.
خود تقوایی گفته بود: «عکاسی به من یاد داد هر نما باید خودش حرف بزند، بیآنکه محتاج توضیح باشد.» این جمله، چکیده نگاه او به تصویر است. در سینمای او، روایت در خدمت تصویر است نه برعکس. او به تماشاگر اجازه میدهد در قابهایش تأمل کند، گوش کند و ببیند. همین ویژگی است که سینمای تقوایی را از بسیاری از فیلمسازان همدورهاش متمایز میکند؛ نگاهی که نه از ادبیات، بلکه از تصویر زاده شد.
شاید بتوان گفت عکاسی برای ناصر تقوایی تنها آغاز راه نبود، بلکه جوهره نگاهش به جهان بود. در هر فیلم او هنوز آن عکاس جوان بوشهری حضور دارد که جهان را با سکوت و نور میبیند. برای تقوایی، تصویر همیشه پیش از کلمه معنا میآورد و همین راز ماندگاری نگاه او در تاریخ سینمای ایران است.
و چه حیف شد که سالها که او نفس میکشید و من و امثال من نتوانستیم از او بیاموزیم. نامش جاودانه.
انتهای پیام/