از نگارخانه تا خانه، تجربهای برای ترویج هنرهای اصیل و تمدنی ایرانی–اسلامی در بنای میراث فرهنگی
فرهنگ
125377
محبوبه کاظمی – طراح و بنیانگذار گردشگری هنری در ایران در یادداشتی نوشت: توسعه فعالیتهای فرهنگی–هنری نگارخانه ترانه باران در خانه پدری جلال آلاحمد، تجربهای که میتواند الگویی برای توسعه پایدار هنر و گردشگری هنری در ایران باشد.
ایران آنلاین: در طرح «گردشگری هنری» پیوند میان هنر و بناهای میراث فرهنگی میتواند به خلق مکانهای کلیدی و تأثیرگذار برای توسعه و ترویج هنرهای اصیل و تمدنی ایرانی اسلامی منجر شود. بیش از شانزده سال است که درباره پیوند دو حوزه گردشگری و هنر کار کردهام، پژوهش نوشتهام و تجربههای جهانی و داخلی را رصد کردهام، به طوری که با انجام آن، امروز در آستانه تحقق یک نمونه ملموس از این ایده قرار گرفتهایم:
توسعه فعالیتهای فرهنگی–هنری نگارخانه تخصصی هنرهای ایرانی–اسلامی ترانه باران در خانه پدری جلال آلاحمد در محله تاریخی سنگلج.
در خانه ای که اندیشههای جلال آلاحمد شکل گرفت. نویسندهای که مهمترین دغدغهاش «هویت فرهنگی» بود. او در سختترین سالهای مواجهه با غربزدگی، صدای هویت ملی را بلند کرد و حالا همان خانه پدری، قرار است میزبان هنرمندانی باشد که در آثارشان بازتاب همان دغدغهها را میبینیم: تأکید بر اصالت، ریشهها، هویت ملی و پیوند با دو تمدن بزرگ ایرانی و اسلامی.
از سالها پیش به این فکر میکردم که چگونه میتوان خانههای تاریخی را از «خاطرهای خاموش» به «فضایی زنده» بدل کرد. در طرح گردشگری هنری، همواره معتقد بودم باید کارکردی برای این بناها تعریف شود که همافزای روحشان باشد، نه در تضاد با آن. به همین دلیل، انتخاب خانه پدری جلال آلاحمد برای ادامه و توسعه فعالیتهای فرهنگی–هنری یک نگارخانه با محوریت هنرهای تمدنی و اصیل، انتخابی بود که نتیجه همنشینی دو جریان، حفاظت میراث و پاسداشت هنرهای اصیل وتمدنی بود.
هر بنای تاریخی زخمی از زمان و فراموشی بر تن دارد. ترکها، رطوبت، مصالح فرسوده و تزئینات آسیبدیده و … .
از همه مهمتر، همان فراموشی است که خانهها را به متروکه بدل میکند. سالها طول کشید تا این خانه از وضعیت نیمهمتروک و مرطوب به مرحلهای برسد که بتوان درباره «احیا» ی آن سخن گفت. مرمت یعنی بازگرداندن خانه به چرخه حیات اجتماعی و نه تنها کالبد بنا.

از نگاه من، این پیوند چند فرصت ارزشمند را رقم میزند:
حفاظت فعال: خانهای که کارکرد فرهنگی و هنری دارد، دیگر رها نمیشود. جریان مخاطب و فعالیت فرهنگی میتواند به نوعی، ضامن بقای آن باشد.
تداوم هویت: خانهای که روزگاری در آن از هویت ملی سخن گفته میشد، اکنون به مکان نمایش و آموزش هنرهایی بدل میشود که ریشه در همان هویت دارند.
توسعه گردشگری هنری: چنین فضایی میتواند مقصدی برای گردشگران داخلی و خارجی باشد، جایی که هم تاریخ ببینند و هم هنر.
افزون بر این، کاربری خانه پدری جلال آلاحمد و طراحی احیای آن به گونهای است که کارکردهای فرهنگی، هنری، آیینی و گردشگری–پذیرایی را همزمان در خود جای دهد. این یعنی خانه نه تنها به فضای نمایش آثار هنری بدل میشود، بلکه میتواند محلی برای نشستهای پژوهشی، آیینهای فرهنگی و حتی تجربه میزبانی گردشگران باشد. چنین ترکیبی، خانه را از یک «اثر تاریخی منفعل» به یک «کانون فرهنگی پویا» تبدیل میکند.
البته ضرورت تعادل میان حفاظت و بهرهبرداری را باید جدی گرفت. تجربههای جهانی نشان دادهاند که بیتوجهی به ضوابط حفاظتی میتواند به تخریب تدریجی بنا بینجامد. نور، رطوبت، حجم بازدیدکننده و حتی نحوه نصب آثار، همگی بر سلامت خانه تأثیر دارند. اگر میخواهیم این الگو ماندگار باشد، باید ضوابط روشن و الزامآوری برای چنین کاربریهایی تدوین شود تا چنین تجربهای الگویی برای توسعه پایدار هنر و گردشگری فرهنگی در ایران باشد.
نمونههای موفق جهانی مانند The Frick Collection در نیویورک نشان دادهاند که یک خانه تاریخی میتواند با انتخاب کاربری فرهنگی–هنری به مقصدی بینالمللی بدل شود، بیآنکه اصالت خود را از دست بدهد.
در میان نگارخانههای ایران، این تجربه ترانه باران در خانه پدری جلال آلاحمد تمایزی ناملموس اما عمیق دارد. اینجا مکان و محتوا در پیوندی ژرف انتخاب شدهاند: خانهای که با حافظه ملی ما گره خورده است، اکنون میزبان هنرهایی خواهد شد که ریشه در تمدن ما دارد. همین پیوند است که این تجربه را متفاوت میسازد.
«از نگارخانه تا خانه» یک تغییر کاربری برای مسیری است که گذشته و آینده را در امروز به هم متصل میکند، راهی دشوار و زمانبر، اما ارزشمند. زیرا به ما میآموزد توسعه پایدار در هنر و گردشگری هنری تنها زمانی معنا مییابد که میراث را نه در ویترینهای بسته، بلکه در حیات جاری امروز زنده نگه داریم.
انتهای پیام/