راوی بیداری بخارا / اخگر انقلاب گزیدهای از آثار صدرالدین عینی و تحلیل او از آغاز مدرنیته در آسیای میانه است
فرهنگ
152652
ادبیات همیشه یکی از راههای مهم برای شناخت تاریخ و تحولات اجتماعی یک جامعه بوده است.
بهار خسروی؛ گروه کتاب / بسیاری از نویسندگان، با روایت زندگی مردم عادی و بازتاب رویدادهای زمانه خود، تصویری زنده از دورههای تاریخی برجای گذاشتهاند. از خلال داستانها، شعرها و نمایشنامهها میتوان به دغدغهها، باورها، ارزشها و حتی مشکلات اقتصادی و فرهنگی مردم هر دوره پی برد. به همین دلیل، آثار ادبی تنها وسیلهای برای سرگرمی یا بیان احساسات نیستند، بلکه نوعی سند فرهنگی و اجتماعی نیز به شمار میآیند. نویسندگان با نگاهی هنرمندانه به واقعیتهای پیرامون خود میاندیشند و آنها را در قالب روایتهای تأثیرگذار بیان میکنند؛ روایتهایی که گاه از بسیاری از گزارشهای رسمی تاریخی، تصویری ملموستر و انسانیتر ارائه میدهند. مطالعه ادبیات میتواند به درک عمیقتر تاریخ و جامعه کمک کند. وقتی خواننده با شخصیتها و داستانها همراه میشود، در واقع با شرایط زندگی، اندیشهها و احساسات مردمان یک دوره نیز آشنا میشود. به همین دلیل، ادبیات نهتنها بازتابدهنده زمانه خود است، بلکه پلی میان گذشته و حال نیز محسوب میشود.
در میان نویسندگان آسیای میانه، صدرالدین عینی جایگاه ویژهای دارد؛ نویسندهای که آثارش نه تنها ارزش ادبی دارد، بلکه آیینهای از دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آغاز سده بیستم در این منطقه به شمار میرود. او در شکلگیری فرهنگ و هویت تاجیکی در دوره شوروی نقش مهمی داشته و از چهرههای نزدیک به جریان بلشویکی و سیاستهای کمونیستی در آسیای میانه به شمار میرود. کتاب «اخگر انقلاب» مجموعهای از نوشتهها و آثار برگزیده اوست؛ نویسنده و اندیشمند تاجیکی که از پایهگذاران ادبیات نوین تاجیکی و ازبکی در سده بیستم به حساب میآید. این کتاب بهعنوان گزیدهای از آثار ادبی و اجتماعی عینی منتشر شده و هدف از آن، نشان دادن نقش او در روایت تغییرات اجتماعی و رخدادهای انقلابی آسیای مرکزی است. در «اخگر انقلاب»، بخشهایی از داستانها، خاطرات و نوشتههای اجتماعی صدرالدین عینی جمعآوری شده که فضای سالهای پایانی امارت بخارا، انقلاب بلشویکی و تغییرات اجتماعی منطقه را روایت میکند. در این اثر، نقد ساختار سنتی جامعه، نظام امارت بخارا، رنج مردم عادی -به خصوص فقرا- و تأثیر انقلاب بر بیداری اجتماعی و فرهنگی تاجیکان، از مهمترین محورهای آن هستند. خواندن این کتاب نه تنها آشنایی با جهان فکری و ادبی عینی را به دنبال دارد، بلکه دریچهای را به شناخت بخشی از تاریخ و فرهنگ تاجیکان و تحولات آسیای میانه باز میکند.
پلی بین ادبیات ایران و تاجیکستان
کتاب «اخگر انقلاب» اهدافی را به دنبال دارد از جمله نمایش فعالیت صدرالدین عینی در تاجیکستان، زنده کردن زبان ساده ما، به وجود آوردن ادبیات و مدنیت انقلابی، نشان دادن کوششهای عینی در بیداری و خودشناسی ملت تاجیک. این کتاب شامل دو بخش است؛ در بخش اول نمونه اشعار انقلابی عینی آورده شده و بخش دوم پارهای از مقالههای نویسنده است که وفاداری نسبت به خلق و دولت شوروی را منعکس میکند. برای خواننده ایرانی، این کتاب پلی است میان ادبیات فارسی ایران و ادبیات تاجیکستان؛ سرزمینی که با وجود زبان مشترک، مسیر تاریخی متفاوتی را پشت سر گذاشته است. «اخگر انقلاب» را میتوان تصویر فشردهای از جهان ادبی و اجتماعی صدرالدین عینی دانست، مبارزه مردم با فقر و بیعدالتی، دشواریهای آموزش و اجتماع و اولین جرقههای تغییر. «اخگر انقلاب» انسجام یک رمان یا مجموعه داستان هدفمند را ندارد چرا که گزیدهای از آثار عینی است و از داستان به خاطره یا گزارش تاریخی میرود و پرش دارد. این پراکندگی ممکن است برای خوانندهای که یک روایت واحد میخواهد، خستهکننده به نظر بیاید. نوشتههای عینی در دورهای نوشته شده که ادبیات انقلابی و سوسیالیستی جریانی غالب داشت؛ بنابراین برخی بخشها شاید رنگوبوی شعاری یا تکبعدی گرفته باشند و از نگاه امروزی کمی تبلیغی به نظر برسند. توصیفهای دقیق از کوچهها، بازارها و رسوم بخارا که در بخشهای خاطرهنویسی وجود دارند، برای علاقهمندان تاریخ بسیار جذاب است، با اینکه برای برخی خوانندگان شاید کشدار باشد و ریتم کتاب را آهسته کند. فهم دقیق برخی بخشها نیازمند آشنایی با تاریخ امارت بخارا، انقلاب و زمینههای فکری آن دوره است، شاید بخشی از اشارهها و نقدها برای مخاطبی که هیچ پیشزمینه تاریخی ندارد، مبهمتر جلوه کند.
عینی با نثری ساده و واقعگرا، زندگی روزمره مردم را با جزئیات روایت میکند و نگاه داستانیاش را با تحلیلهای اجتماعی و تاریخی ترکیب میکند و فقط داستانگو نیست. او ساختارهای ظلم، جهل، ریاکاری و فساد سیاسی را هدف قرار میدهد. زبان آثار صدرالدین عینی ساده، روان و بیتکلف است و حتی برای خوانندهای که آشنایی چندانی با متون کلاسیک یا مباحث نظری ندارد، قابل درک است. شخصیتها هم کاملاً واقعی و دست یافتنی به نظر میرسند؛ نه کاملاً خوب هستند و نه مطلقاً بد، بلکه ساخته شرایط اجتماعی خود هستند، همین رویکرد رئالیستی، نوشتههای عینی را باورپذیرتر میکند.
اولین قهرمان ملی تاجیک
صدرالدین عینی نویسنده، ادیب و روشنفکر تاجیک در سال 1257 خورشیدی در روستایی نزدیک بخارا زاده شد. او از بزرگترین نویسندگان و ادیبان زبان فارسی تاجیکی در آغاز سده بیستم میلادی و اولین رئیس آکادمی علوم تاجیکستان (1951 تا 1954 میلادی) بوده است. به پاس خدمتهای بزرگ او، پس از استقلال، تاجیکان لقب «اولین قهرمان ملی» را به او اعطا کردند. عینی همچنین یکی از اولین سرایندگان شعر نو فارسی است. پنج سال پیش از آن که نیما افسانه را بسراید، او در همان وزن، شعری به نام «مارش حریت» سروده است.
عینی در دوران حکومت امیر عالمخان منغیت (در آستانه انقلاب بلشویکی در روسیه) به سبب فعالیتهای فرهنگیاش که به کام حاکمان خوش نمیآمد، مدتی زندانی شد و در زندان 75 تازیانه خورد. عینی احترام و آوازهای کممانند در میان تاجیکان دارد؛ کوششی که او برای به کرسی نشاندن هویت مستقل تاجیکان و استقلال زبان تاجیکی (دری) در آن روزگار سیاه از خود نشان داد و برای رسیدن به این مقصود رنج بسیاری به جان خرید. اگر عینی و چند تن دیگر از پیشگامان اندیشه تاجیکی مانند ابوالقاسم لاهوتی و باباجان غفوراف و در نسل بعد میرزا تورسونزاده و محمدجان شکوری و... نبودند، امروز چیز چندانی به نام تاجیک و زبان تاجیکی در میان نبود و ای چه بسا که هویت ایرانی هم از این رهگذر آسیب میدید. از مهمترین آثار او که از سرآمدن ادبیات شوروی تاجیک است، میتوان «داخونده»، «غلامان»، «مرگ سودخور»، یادداشتها و نمونه ادبیات تاجیک را نام برد. همچنین «قصیده در وصف سمرقند و بخارا»، «تاریخ انقلاب فکری در بخارا»، «قهرمان خلق تاجیک، تیمور ملک»، «تاریخ امیران منغطیه» و... از دیگر آثار او هستند. عینی سرانجام در تیر 1333 در شهر دوشنبه درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. کتاب «اخگر انقلاب» نمونههایی از سرودهها و مقالات اوست که در روزنامهها و مجلات گوناگون از سال 1919 تا 1948 میلادی در شوروی سابق به چاپ رسیده است.
شناختنامه عینی
صدرالدین عینی (1954-1878) از بزرگترین شاعران، نویسندگان، تاریخنویسان و زبانشناسان فارسیگوی آسیای مرکزی است که آثارش نقشی ارزنده در تحولات فرهنگی و ادبی ورارود (ماوراءالنهر) در سده بیستم داشته است. عینی، نامورترین چهره و در واقع بنیانگذار ادبیات و فرهنگ نوین تاجیکستان است که میان ادبیات پیش و پس از انقلاب اکتبر پیوند ایجاد کرده است. به دلیل اهمیت صدرالدین عینی در تاریخ و فرهنگ تاجیک، او را به نام «استاد» و «پدر ملت» میخوانند. محمدجان شکوری، ادیب و نویسنده فقید تاجیک درباره جایگاه صدرالدین عینی مینویسد:«از اوایل دهه سیام تا اواخر دهه شصتم (سده ۲۰ میلادی)، در تاجیکستان فقط سه نفر را به نام «استاد» نام میبردند که یکی استاد رودکی و دیگری استاد عینی و سومی استاد لاهوتی بود. این عالیترین درجه بزرگداشت در دوران تشکل خودشناسی تاریخی و خودآگاهی ملی تاجیکان ورارود است. رودکی چون بنیانگذار ادبیات جهانشمول فارسی از عهد آل سامان [بود] سزاوار این عنوان شده بود؛ از همزمانان، صدرالدین عینی با آن دانش بیحد و جانبازیهایی که در راه ملت کرد؛ ابوالقاسم لاهوتی به سبب محبوبیت همگانی که داشت و شعرش را در دوردستترین گوشههای ورارود، هر جایی که تاجیکی باشد، میخواندند و میسرودند؛ [از این رو] در نظر مردم به درجه استاد ملت رسیده بودند.»
نهمین شماره مجله «سمرقند» (شماره پاییز و زمستان ۱۴۰۴) به یادنامه صدرالدین عینی اختصاص یافته است. علی دهباشی پیش از این در سلسله شبهای مجله بخارا، علاوه بر شبهایی که به فرهنگ و ادبیات تاجیکی اختصاص داده بود، بهطور اختصاصی در سه نشست به زندگی و آثار صدرالدین عینی و همکاریاش با ابوالقاسم لاهوتی پرداخته بود. در این شماره «سمرقند» بعد از یادداشت سردبیر، «گاهشمار زندگی و آثار صدرالدین عینی» به قلم محسن فرحبر و یادداشتهایی از صدرالدین عینی، عادل ناظر، صلاحت عینی، خالده عینی و در ادامه بخشی با عنوان «یادداشتهایی درباره صدرالدین عینی» به قلم علیاصغر حکمت، حبیب یغمایی، صدری سعدی، اصلالدین قمرزاده، محمدیوسف امامزاده، خداینظر عصازاده، عبدالخالق نبوی، عبدالنبی ستارزاده، محمدجان شکوری، رستم وهابزاده، شریفمراد اسرافیلنیا، مطلوبه میرزایونس، نورعلی نورزاد، قیامالدین ستاری، شاهمنصور شاهمیرزا، علیاشرف مجتهد شبستری، محمدجعفر یاحقی و... آورده شده است.
صدرالدین عینی نیمی از عمرش را در عصر تامیرسالاری بخارا پشت سر گذاشت و در نیمه دوم حیات خود، برای رهایی از عقبماندگی فرهنگی و اقتصادی تلاشهای بسیاری انجام داد. عینی که از تاریخ و فرهنگ تاجیکی و دانشهای زمانه آگاه بود، خود را پیرو ماکسیم گورکی و علاقهمند به شیوه او معرفی میکرد. نگاه ویژه عینی در بیشتر آثارش با تعریف خاص سوسیالیسم روسی معنا مییابد. شاهمنصور شاهمیرزا، ادبپژوه تاجیک در مطلبی با عنوان «شهادتنامه تاجیکان» مینویسد:«استاد عینی بنیانگذار داستان کوتاه و بلند نو و رمان نیز است. او اولین داستان و رمانهای [فارسی] تاجیکی را نگاشت و بعدها آثار فراوانی خلق کرد، از جمله آدینه، مکتبِ کهنه، مرگِ سودخور، داخونده، یتیم، جلادان بخارا، غلامان و... در زمینه ادبیاتشناسی و نقد ادبی نیز دست چیرهای داشت و راجع به احوال و آثار رودکی، فردوسی، ابنسینا، سعدی، بیدل، کمال خجندی، واصفی و علیشیر نوایی رسالههای پرباری تألیف نمود و نیز در تصحیح متون، از جمله تصحیح و حواشی بوستان سعدی، دیوان واصفی و برخی از آثار میرزا عبدالقادر بیدل تحقیقات فاخری انجام داد که این آثار از جمله کتب مرجع برای دانشمندان داخلی و خارجی محسوب میشوند.»
محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در مقاله «عینیشناسی: ضرورتها و زمینهها» درباره علت عدم شناخت کافی و بایسته صدرالدین عینی در ایران مینویسد:«صدرالدین عینی، بنیانگذار ادبیات نوین فارسی تاجیکی در ایران، چنانکه باید، شناخته نشده است. این میتواند به دو علت باشد: خط سیریلیک یا زبان روسی که همه آثار و تمام پژوهشها درباره او به این خط و زبان نوشته شده است. همین امر و انتساب او بویژه در روزگار استیلای بُلشویسم، به اتحاد شوروی که برای ما تابو و به کلی غریبه و آلوده به چب بود، سبب شد که او هم مانند محققان شوروی و حتی بدتر از آنها، برای ما رغبتانگیز و دلپذیر نباشد.» یاحقی در ادامه، درباره بزرگی و اهمیت عینی مینویسد:«کوششی که او برای به کرسی نشاندن هویت مستقل تاجیکان و استقلال زبان تاجیکی (دری) در آن روزگار سیاه از خود نشان داده و برای رسیدن به این مقصود رنج بسیاری به جان خریده است، سزاوار آن است که بگوییم اگر عینی و چند تن دیگر از پیشگامان اندیشه تاجیکی مانند ابوالقاسم لاهوتی و باباجان غفوراُف و در نسل بعد میرزا تورسونزاده و محمدجان شکوری و غیره نبودند، امروز چیز چندانی به نام تاجیک و زبان تاجیکی در میان نبود و ای چه بسا که هویت ایرانی ما هم از این رهگذر آسیب میدید.»
علیاشرف مجتهد شبستری، اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و رئیس انجمن دوستی ایران و تاجیکستان در مقالهای با عنوان «صدرالدین عینی، زبان فارسی تاجیکی و هویت ملی تاجیکان» درباره جایگاه ممتاز فرهنگی و ادبی عینی مینویسد:«در سال ۱۹۶۲، کنفرانس نویسندگان آسیا و آفریقا که در قاهره برگزار شد، از صدرالدین عینی، تاگور، لیوسین و طه حسین بهعنوان بزرگترین استادان ادبیات شرق نام برده و تجلیل به عمل آورد. پرویز ناتل خانلری نام عینی را در ردیف نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و خاقانی گذاشته بود. شک نیست که قرار گرفتن وی در ردیف چنین نامآورانی تصادفی نبود. در حقیقت مقام او را با مقام بسیاری از بزرگان در پیشبرد ادبیات هزار ساله فارس و تاجیک برابر دانستن ممکن است.»
مقالات و گزارشهای یادنامه صدرالدین عینی در نهمین شماره فصلنامه «سمرقند» در کنار کتابهایی که در دو سه سال اخیر از آثار عینی یا درباره او منتشر شده، گامی در راه شناساندن او به خوانندگان ایرانی و تلاش برای حفظ و گسترش تبادلادت فرهنگی فارسیزبان است.
خوانش اجتماعی حماسه ملی
درباره فردوسی و شاهنامه او با رویکردی تاریخی و اجتماعی فردوسی را فراتر از یک شاعر حماسهسرا معرفی میکند
شاهنامه فردوسی از برجستهترین میراثهای فرهنگی و ادبی جهان فارسی به شمار میآید؛ اثری که در طول قرنها نه تنها جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین حماسه فارسی حفظ کرده، بلکه بهعنوان منبعی ارزشمند از تاریخ، اسطورهها، باورها و هویت ایرانی نیز شناخته شده است.
فردوسی با سرودن این اثر سترگ، صرفاً مجموعهای از شعر و داستانهای حماسی را پدید نیاورد، بلکه میراثی ماندگار برای زبان و فرهنگ ایرانی بر جای گذاشت؛ میراثی که نسلهای مختلف با تکیه بر آن، گذشته تاریخی و فرهنگی خود را شناختهاند. عظمت شاهنامه در گستره و ژرفای آن است؛ از روایتهای اسطورهای و پهلوانی تا بخشهای تاریخی و اجتماعی، این اثر جهانی چندلایه را پیش چشم میگذارد که هنوز هم نیازمند پژوهشهای تازه و خوانشهای نو است. در هر دورهای میتوان ابعاد تازهای از این میراث فاخر را آشکار کرد و با نگاهی دیگر آن را بررسی کرد. هر تحقیق و پژوهشی درباره شاهنامه تلاشی برای شناخت عمیقتر ریشههای فرهنگی و تاریخی جامعه فارسیزبان به شمار میرود.
احیای هویت فارسیزبانان
کتاب «درباره فردوسی و شاهنامه او» اثر صدرالدین عینی از آثار مهم در خوانش مدرن شاهنامه در قرن بیستم محسوب میشود که به کوشش محسن فرحبر در انتشارات نگارستان اندیشه به چاپ رسیده است. این کتاب بیشتر از اینکه یک شرح سنتی بر شاهنامه باشد، نوعی بازخوانی تاریخی و اجتماعی از فردوسی و اثر اوست و فراتر از شرح و تفسیر سنتی، رویکردی مدرن و هویتمحور به شاهنامه و خالق آن دارد. کتاب عمدتاً به معرفی و تحلیل شاهنامه از منظر هویت ملی و فرهنگی میپردازد و جایگاه فردوسی را به عنوان پدر شعر پارسی و حافظ زبان و فرهنگ فارسیزبانها مورد تأکید قرار میدهد. نویسنده در این اثر سعی دارد تا با زبانی ساده و روشن، عظمت شاهنامه را برای مخاطبان تاجیکزبان روشن سازد و پیوند عمیق فرهنگی میان ایرانیان و تاجیکان را از طریق این اثر برجسته کند.
«درباره فردوسی و شاهنامه او» به بررسی چند محور اصلی از جمله زندگی و زمانه فردوسی، انگیزههای سرایش شاهنامه، ارزش تاریخی و فرهنگی شاهنامه، جایگاه فردوسی در تاریخ هویت ایرانی و تاجیکی میپردازد. نویسنده، فردوسی را نه تنها شاعری حماسهسرا، بلکه یک قهرمان ملی، پاسدار زبان و فرهنگ ایرانی در دورانی پرتلاطم معرفی میکند که با خلق شاهنامه، میراث فرهنگی و زبان نیاکان خود را حفظ کرده است. او شاهنامه را نه فقط یک اثر ادبی، بلکه سند بقای فرهنگی
یک ملت میداند. عینی معتقد است، شاهنامه نقشی اساسی در حفظ و تثبیت زبان فارسی پس از سلطه اعراب داشته است. این اندیشمند تاجیکی، فردوسی را نه صرفاً ایرانی بلکه از منظر هویت تاجیکی هم تحلیل کرده که باعث گسترش نگاه فراملی به شاهنامه شده و تأکید میکند حتی روایتهای اسطورهای شاهنامه، باز هم حقیقتی تاریخی و فرهنگی را در خود نهفته دارند و به این ترتیب، این اثر را از منظر ملی و تمدنی در جهت احیای هویت فارسیزبانان بررسی میکند. عینی با تحلیلی دقیق، زبان شاهنامه را پارسی اصیل دانسته و بر نقش آن در حفظ ریشههای زبان فارسی تاجیکی تأکید میکند. او همچنین به زیباییشناسی سبک فردوسی اشاره میکند و نشان میدهد زیبایی شاهنامه نه فقط در عظمت تاریخی، بلکه در هماهنگی واژهها و ایجاز روایی آن است.
درک جایگاه شاهنامه در قرن بیستم
یکی از نقاط قوت برجسته این کتاب برخلاف بسیاری از پژوهشها، زبان روان و قابل فهم آن است که عموم مردم و علاقهمندان به این حوزه میتوانند از آن بهرهمند شوند و مطالب آن برایشان قابل فهم خواهد بود. عینی با دغدغه هویت ملی، شاهنامه را ابزاری برای بازسازی هویت ملی در تاجیکستان قرن بیستم معرفی میکند. با این حال، گاهی تحلیلهای او تحتتأثیر فضای فکری زمانهاش، به سمت مردمگرایی و مبارزه طبقاتی متمایل شده و ممکن است برخی لایههای پیچیدهتر اثر نادیده گرفته شود. تحلیلهای عینی بیشتر بر جنبههای تاریخی - اجتماعی و هویتگرایانه متمرکز است.
«درباره فردوسی و شاهنامه او» خواننده را به جهان فردوسی و شاهنامه نزدیک میکند، اهمیت فرهنگی و ادبی شاهنامه را برجسته میکند و به فهم لایههای روایت کمک میکند، اما گاهی تحلیل جای خود را به ستایش میدهد. گاهی جزئیات متن قربانی کلیگویی و گاهی نقد علمی فدای نگاه هویتی یا احساسی میشود. در برخی از بخشها هم مفاهیم مربوط به عظمت فردوسی و شاهنامه به شکلی تکراری بیان شدهاند که ممکن است اندکی از جذابیت کتاب کاسته شود و از نظر ساختار علمی، انسجام آن را کمتر کند. همچنین، عدم ارجاع دقیق به نسخههای مختلف شاهنامه و تکیه بیشتر بر برداشت شخصی، از جمله محدودیتهای این اثر به حساب میآید. تمرکز اصلی کتاب بر جنبههای هویتی و زبانی است و برخی ابعاد دیگر شاهنامه مانند جنبههای اساطیری، تاریخی، روایی و جامعهشناختی شاید به اندازه کافی مورد کاوش و بررسی قرار نگرفته باشد. حجم کم کتاب میتواند یک ویژگی خوب آن باشد که مختصر و مفید مخاطب را تا انتها با خود همراه میکند. در نهایت، این کتاب برای درک جایگاه شاهنامه در قرن بیستم اثری بسیار ارزشمند است، اگرچه برای تحلیل ادبی دقیق کافی نیست، اما به خوبی اهمیت فرهنگی و ادبی شاهنامه را برجسته کرده و در فهم لایههای اجتماعی و هویتی آن، راهگشا است.
انتهای پیام/