همزمان با پخش «بامداد خمار»، احترام برومند از نقش محبوبه و بازنمایی زن ایرانی در قاب نرگس آبیار گفت؛

قضاوت نکنیم؛ اجازه دهیم قصه‌ها خودشان قضاوت کنند

هنر

125469
قضاوت نکنیم؛ اجازه دهیم قصه‌ها خودشان قضاوت کنند

احترام برومند، چهره‌ای آشنا برای نسلی که «قصه» هنوز زبان تربیت و همدلی بود، در گفت‌وگویی مفصل درباره اهمیت قصه‌گویی در تربیت کودکان با روزنامه ایران صحبت کرد.

نرگس عاشوری - گروه فرهنگی:  بخش عمده این گفت‌و‌گو به نقش قصه، کتاب و رسانه در دنیای کودک اختصاص دارد و برومند با صداقت همیشگی هشدار می‌دهد که کودکان نسل امروز باهوش‌تر هستند و دیگر نمی‌توان مثل گذشته‌ها با آنها سخن گفت. نسخه کامل این گفت‌و‌گو هفته آینده منتشر خواهد شد، اما همزمان با پخش قسمت اول سریال «بامداد خمار» ساخته نرگس آبیار پیش رویتان قرار گرفته است. او که در «بامداد خمار» نقش «محبوبه» را دارد، در این گفت‌و‌گو از تجربه حضورش در سریال و تفاوت آن با سریال «سووشون»می‌گوید؛ سریالی که برگرفته از رمان پُرفروش «بامداد خمار» نوشته فتانه حاج‌سیدجوادی است و با فضایی عاشقانه، تعلیق احساسی و تقابل طبقاتی، روایتگر زندگی در تهران قدیم است.

در سریال «بامداد خمار» ساخته نرگس آبیار هم حضور دارید. آیا نقش شما فقط به عنوان راوی داستان است؟
نه، فقط نریشن نیست؛ هم تصویر دارد و هم روایت. من نقش محبوبه را بازی می‌کنم در دوران پیری، زنی حدود ۸۰ ساله. محبوبه برای دختر برادرش، با بازی المیرا دهقانی، قصه زندگی‌اش را تعریف می‌کند. داستان احتمالاً از جایی آغاز می‌شود که این دختر قصد ازدواج دارد و خانواده، به‌ویژه برادر محبوبه، مخالف است. او برای مشورت به سراغ عمه‌اش می‌آید و محبوبه با بازگویی تجربه عشق نامتعارف خود، روایت را به گذشته می‌برد. در واقع با شروع روایت محبوبه، سریال در قالب فلش‌بک به گذشته می‌رود. به نظرم نتیجه کار خیلی خوب از آب درآمده است.
 
احتمالاً این سریال پرمخاطب‌تر از «سووشون» خواهد بود، چون مخاطب عام‌تری دارد.
«سووشون» را خیلی سال پیش خواندم؛ البته رمان «سووشون» مثل «بامداد خمار» نیست که فراگیر شده و همه آن را خوانده باشند. خانم آبیار در ساخت سریال «سووشون» واقعاً وسواس به خرج داده و جزئیات و فضاهای کتاب را برای خلق صحنه‌ها با دقت رعایت کرده است. کار سختی است و به دلیل پرداختن به جزئیات ممکن است در برخی لحظات از حوصله بیننده معمولی خارج باشد. اما به نظر من کار بسیار باارزشی است و تماشای آن را به همه توصیه می‌کنم. با این حال، «بامداد خمار» قطعاً مخاطب گسترده‌تری خواهد داشت.
 
جالب است که خانم آبیار هم‌زمان سراغ دو رمان متفاوت رفته است.
هر چند هیچ‌وقت به جنسیتی کردن سینما و تقسیم آن به زنانه و مردانه باور نداشته‌ام، اما گاهی زنان را جسورتر و بی‌پرواتر از مردان می‌بینم. وقتی به آثار نرگس آبیار نگاه می‌کنم ــ از «شبی که ماه کامل شد» تا سریال «سووشون» ــ واقعاً شگفت‌زده می‌شوم. به‌ویژه آن‌که سریال «سووشون» به ‌دلیل حساسیت‌های ادبی و واکنش‌های محتمل از سوی اهالی فرهنگ، مسیر دشوارتری پیش‌روی خانم آبیار گذاشته است؛ شجاعت او در نزدیک‌شدن به چنین اثری، به‌راستی ستودنی است.
 
ساخت سریال «سووشون» از همان ابتدا با حساسیت‌ها و قضاوت‌های زودهنگام همراه بود. شما این واکنش‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
متأسفانه در جامعه امروز، پیش‌داوری زیاد شده است. کافی است تصور کنیم کسی در موردی با ما هم‌عقیده نیست تا او را بلافاصله محکوم کنیم، دیگر مهم نیست کارش خوب است یا نه؛ زود قضاوت می‌کنیم. درباره «سووشون» هم همین اتفاق افتاد؛ خیلی‌ها قبل از دیدن سریال شروع به نقد کردند. اتفاقاً من در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب برای حضور در دو نشر مرتبط با کودکان، «آی قصه» و «درسا»، در نمایشگاه کتاب بودم و خبردار شدم که خانم آبیار و بهنوش طباطبایی در غرفه ناشر کتاب «سووشون» برای امضای کتاب در آنجا حضور داشتند و دیدم همین حضور چطور مورد انتقاد قرار گرفت. در حالی که به نظر من حضورشان کاملاً طبیعی بود. خانم آبیار سازنده سریال «سووشون» است و چه بهانه بهتر از این. همین حضور باعث شد رمان دوباره دیده شود، فروش برود و عده زیادی آن را بخوانند. چه اشکالی دارد؟ اتفاقاً خوب است که ناشر از فروش کتاب سود کند. اگر نگاه بدبینانه نداشته باشیم، می‌بینیم این کارها به رونق فرهنگ و ادبیات کمک می‌کند.
 
ورود چهره‌های سینمایی به حوزه کتاب همیشه دافعه‌برانگیز است و با موضع دفاع از حریم کتاب همراه می‌شود، حتی در کتاب‌های صوتی، برخی مخالف حضور چهره‌های سینمایی هستند، حتی اگر این چهره‌ها باعث جذب مخاطب شوند.
درست است، این دو حوزه با هم تفاوت دارند. در کتابخوانی نباید فقط به حضور چهره‌های معروف توجه کنیم بلکه کتابخوان باید تجربه کار صدا و گویندگی داشته باشد. اما تا جایی که من می‌دانم بسیاری از چهره‌ها فقط به دلیل علاقه دعوت می‌شوند و دستمزد بسیار اندکی می‌گیرند و به هر حال حضور بازیگران در فروش کتاب‌های صوتی مؤثر است. هر تولیدکننده‌ای می‌خواهد بازار بهتری برای محصولش داشته باشد و این هم راهی است. بازیگرانی هم که انتخاب می‌شوند، معمولاً سواد و توان خوانش لازم را دارند.
 
شما خودتان هم تجربه چند کتاب صوتی داشتید، رابطه‌تان با کتاب صوتی چطور است؟
بله من خودم چندین کتاب صوتی خوانده‌ام؛ یکی از آنها به نام «لک‌لک‌ها بر بام» از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۹۸ از سوی شورای کتاب کودک جایزه بهترین کتاب صوتی کودک و نوجوان را گرفت؛ جایزه ماهی سیاه کوچولو که برایم خیلی ارزشمند است. اما تا امروز هیچ کتاب صوتی گوش نکرده‌ام، چون من دوست دارم کتاب را در دستم بگیرم، ورق بزنم و بخوانم و تصویرسازی ذهنی کنم. پادکست گوش می‌کنم، اما کتاب صوتی نه. البته دیدم که خیلی‌ها هم هنگام رانندگی یا پیاده‌روی کتاب صوتی گوش می‌کنند و این هم اتفاق خوبی است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر