عضو پیشین مجلس در گفتوگو با «ایران» از فقدان سازوکار دقیق برای انتخاب مدیران شایسته انتقاد کرد؛
شایستهسالاری قربانی توصیهگرایی در انتصابات دولتی
سیاست
126515
مصطفی هاشمیطبا، با اشاره به رواج توصیهگرایی در انتصابات دولتی، تأکید کرد که اغلب مدیران نه بر اساس شایستگی بلکه با معرفی افراد خاص منصوب میشوند. او ضمن انتقاد از نبود سازوکار مشخص برای شناسایی افراد توانمند، راهحل نهایی را در اصلاح اخلاقی و تقویت باورهای دینی دانست.
گروه سیاسی_ ایران آنلاین: مصطفی هاشمیطبا، عضو ادوار مجلس دولتها در گفتوگو با «ایران»:
شایستهسالاری نیازمند تعیین سازوکار دقیق برای انتصابات است.
دبیر هیأت دولت در نامهای به اعضای دولت تأکید کرد که انتصابات فقط باید براساس شاخصهای کارآمدی باشد و از هرگونه انتصاب افراد براساس توصیه افراد و مقامات پرهیز کنند.
به نظر شما، مسأله توصیه افراد و مقامات برای انتصاب مدیران تا چه حد گسترده است؟
تقریباً همه انتصابها اینگونه شدهاند. یعنی یا خود افراد از قبل شناختهشده هستند یا از سوی افراد خاصی معرفی میشوند. من ندیدهام که مثلاً اعلام کنند چه کسانی آماده همکاری هستند تا پس از بررسیهای ما انتخاب شوند.
البته آقای پزشکیان در ابتدای روی کار آمدن خود، گروههایی را برای بررسی افراد شایسته تشکیل داد، اما در حوزههایی دیده شد که افراد دیگری منصوب شدند.
به طور کلی، انتخاب بدون توصیه و بر اساس شایستهسالاری خوب است، اما اجرای آن روش و اراده میخواهد. کمااینکه در دولت فعلی گامهای اولیهای برای این موضوع برداشته شد، اما به نتیجه کافی نرسید.
در دوران شما هم این مسأله رایج بود؟ یعنی از چه زمانی رواج یافت؟
تقریباً از همان سالها هم این موضوع به صورت یک روال عادی در دولت وجود داشت. روال این بود که در انتصابات معمولاً اطرافیان و آشنایان در اولویت قرار بگیرند.
یعنی روشی برای شناسایی شایستهها وجود ندارد؟
روش مشخصی برای انتخاب شایستهترها وجود ندارد و معمولاً توصیهها تعیینکننده هستند. از گذشته بوده و تغییر محسوسی هم نکرده است.
برخی معتقدند این توصیهها در قالب رایزنی است. تفاوت توصیه و رایزنی چیست؟ و پیامدهای چنین انتصاباتی چیست؟
توصیه با رایزنی فرق دارد. رایزنی یعنی مشاوره و تصمیمگیری جمعی، اما توصیه یعنی فردی را صرفاً بهواسطه رابطه معرفی کردن.
در نتیجه، افراد نالایق بهجای شایستگان منصوب میشوند و این یکی از آفتهای نظام اداری ماست. در کشورهای دیگر هم وضع مشابهی دیده میشود.
در ایالات متحده هم گاهی افراد بر پایه تعلقات سیاسی یا فشار لابیها منصوب میشوند. خانم کاندولیزا رایس سالها پیش با پشتوانه سیاسی خاصی وزیر خارجه آمریکا شد، یا مارکو روبیو با حمایت جریانهای نزدیک به لابی صهیونیستی وزیر خارجه شده است.
بهطور کلی، در بسیاری از کشورها شایستهسالاری جای خود را به وفاداری سیاسی داده؛ یعنی هر کس تابع و مجری سیاستها باشد، در مسیر رشد قرار میگیرد.
در آمریکا این مسأله تحت تأثیر لابیهای صهیونیستهاست و در کشور ما هم جریانها و توصیهگران داخلی این نقش را ایفا میکنند.
ابلاغ چنین بخشنامهای تا چه میزان موجب کارآمدی خواهد شد؟ آیا تأثیرگذار است؟
تأثیر چندانی ندارد، زیرا ما روش مشخصی برای انتخاب نداریم. گاهی بهصورت نمادین از شایستهسالاری سخن گفته میشود، اما در عمل تحقق نمییابد.
نقش نظارتی نمایندگان را چگونه ارزیابی میکنید؟
متأسفانه برخی از نمایندگان هم در انتصابات دخالت میکنند؛ پیشنهاد افراد برای مدیریت شرکتها و وزارتخانهها داده میشود و مسئولان را تحتتأثیر قرار میدهد. با وجود این، نمایندگانی هستند که بهعنوان ناظر یا تحقیق و تفحص این مسأله را مطرح میکنند.
در نهایت راهحل شایستهسالاری در انتصابات چیست؟
تقویت ایمان و دینداری. وقتی باور دینی ضعیف شود، توصیهگرایی رواج پیدا میکند. راه دیگری جز اصلاح اخلاقی وجود ندارد.
ادامه این مطلب را اینجا بخوانید.
انتهای پیام/
منبع: روزنامه ایران