چرا تعداد بچههایی که از انجام تکالیف مدرسه فراری هستند رو به افزایش است؟
کابوس مشق شب
جامعه
127305
«مشق نمینویسم.» این روزها ننوشتن مشق و علاقه نداشتن به انجام تکالیف مدرسه گلایه بسیاری از والدین دانشآموزانی است که با واژه مشق شب نامأنوس هستند.
ایران آنلاین: ویدیویی هم در فضای مجازی از گریههای کودکی وایرال شده که ظاهراً کلاس اولی است و مادرش بارها برای اینکه او روی خط زمینه بنویسد، مشقهایش را پاک کرده. کودک گریه میکند و نمیخواهد مشق بنویسد.
مشق شب ماجرای جدیدی نیست، دانشآموزان نسلهای گذشته خاطرات زیادی از تکالیف طولانی و خسته کننده دارند. روزهایی که دستها و انگشتهایشان درد میگرفت ولی ساعتها با صدای بلند از روی درس میخواندند و کلمه به کلمه مینوشتند.
ننوشتن تکالیف و اهمیت ندادن به صحبتهای معلم کابوس تلخی بود. اما نسل جدید دانشآموزان دیگر مانند گذشته نیستند. هنوز یکماه از شروع سال تحصیلی نگذشته ماجرای نوشتن و ننوشتن تکالیف تبدیل به داستان روزانه بسیاری از خانوادهها شده است.
پدر آرتین، دانشآموز کلاس سوم با این توضیح که فرزندش هیچ علاقهای به درس ریاضی ندارد، میگوید:«هر کاری میکنیم، تکالیفش را نمینویسد. حتی با معلم هم صحبت کردهایم و از او خواستهایم اگر فرزندمان تکلیفش را انجام نداد او را موأخذه کند. اما وقتی آرتین از مدرسه برمیگردد و از او میپرسیم مشقهایت را که ننوشتی خانم معلم چه گفت میگوید:«گفت همین جا بنویس پسرم!» و من هم سر کلاس همه مشقهایم را مینویسم. اما این همه ماجرا نیست،
پدر این دانشآموز میگوید: «معلم سر کلاس به دانشآموز چیزی نمیگوید، ولی برای ما نامه مینویسد و از ما میخواهد که بر تکالیف بچه نظارت داشته باشیم. اگر ما میتوانستیم او را به انجام تکالیفش علاقهمند کنیم که این کار را میکردیم. وقتی بچهای در منزل مشق نمینویسد یعنی به هزاران دلیل خانواده نمیتواند او را قانع کند،
باید به جای نامه به ما راهکار بدهند.» مادر رها، دانشآموز کلاس پنجمی هم از انجام ندادن و بیتفاوتی فرزندش نسبت به گفتههای معلم ناراحت است،
او میگوید: «زمان زیادی از شروع سال تحصیلی نگذشته اما واقعاً برای نوشتن چند خط مشق هر روز کلی جر و بحث داریم. البته این مشکل را با مدرسه هم مطرح کردهام، همین چند روز قبل مدرسه جلسهای با عنوان «بررسی مشکلات تربیتی دانشآموزان» برگزار کرد. والدین دانشآموزان مقطع ابتدایی به آن دعوت شده بودند تا به همراه سایر والدین و اولیای مدرسه در کنار یک روانشناس مسائل و مشکلات دانشآموزان را بررسی کنیم. یک روانشناس مسئولیت اصلی این کارگاه آموزشی را به عهده داشت،
وقتی از خانوادهها خواست تا مهمترین مشکلات تربیتی کودک خود را بنویسند، متوجه شدم که این فقط مشکل من نیست و بیشتر خانوادهها از این موضوع شکایت دارند.» مادر یک دانشآموز کلاس چهارمی هم میگوید: «باز مشکلات ما شروع شد،
من شاغلم اما پسرم تا من کنارش نباشم تکالیفش را انجام نمیدهد، شبها تا 10 شب درگیر انجام تکالیف مدرسه هستیم. با اینکه حجم تکالیف به نسبت گذشته کمتر شده و بچهها مشقهای طولانی ندارند، اما از نوشتن همین مقدار هم شانه خالی میکنند.»
جای خالی مهارتهای زندگی
در مدارس بیشتر از آنکه مهارتهای زندگی و اجتماعی آموزش داده شود، ریاضی، علوم و … آموزش داده میشود. متأسفانه مدارس مهارتمحور نیستند، بیشتر دانشمحورند.
دکتر حمیلا بخشی، روانشناس با بیان این جملهها به «ایران» میگوید: «اینکه بچهها از انجام تکالیف شانه خالی میکنند یا علاقهای به درس خواندن ندارند به روش تربیتی در خانواده برمیگردد. کم نیستند مادرانی که خودشان تکالیف بچه را مینویسند. یا گاهی مادر این قدر ایدهآلگراست و میخواهد فرزندش بهترین نفر در کلاسش باشد که او را برای انجام تکالیف تحت فشار قرار میدهد. مشقهایش را پاک میکند یا خودش به جای او نقاشی میکشد.»
این روانشناس با بیان اینکه باید تغییراتی در سیستم آموزش و پرورش اتفاق بیفتد تا خلأهای موجود برطرف شود و به حوزه پرورش توجه بیشتری شود، میگوید: «برای دستیابی به موفقیت فردی و اجتماعی به یادگیری چیزهایی بیش از مطالب مدرسه نیاز است. آموزش مهارتهای زندگی حلقه مفقوده آموزشهای ما در خانه و مدرسه است. مهارتهای زندگی یعنی هنر یک زندگی خوب. یعنی در کاری تبحر داشتن و آن را به خوبی انجام دادن، مهارت زندگی یعنی در زندگی بتوانیم به مواردی که نیاز داریم، تبحر پیدا کنیم. اما متأسفانه در سیستم آموزشی فقط این واژهها را میشنویم.»
بخشی با تأکید بر ضرورت آموزش مهارتهای زندگی در مدارس توضیح میدهد: «بر اساس نظر متخصصان در برنامههای آموزشی باید به رشد همه جانبه استعدادها و تواناییهای کودکان توجه شود. همه افراد جامعه اعم از زن، مرد، پسر و دختر، به آگاهی و تمرین مهارتهای زندگی برای ارتقای 3 ویژگی خودآگاهی، روابط بین فردی و مهارتهای تفکری نیاز دارند.
بهاعتقاد سازمان جهانی بهداشت، 10 مهارت ضروری زندگی برای کودکان وجود دارد که عبارتند از خودآگاهی، همدلی، تفکر نقاد، تفکر خلاق، تصمیمگیری، حل مسأله، ارتباط مؤثر، روابط بینفردی، سازگاری با استرس و مدیریت هیجانات. این مهارتها به توانایی کودک برای مواجهه مؤثر و سازنده با تغییرات و ناکامیهای زندگی روزمره کمک میکنند.
علاوه بر این، آنها بر تقویت سلامت روان و شکلگیری شخصیت کودک نیز تأثیر بسیار زیادی دارند. بهعبارت دیگر، آنها مثل یک ضربهگیر، از تأثیر منفی چالشهای روزمره بر روحوروان کودک محافظت و باعث رشد و پیشرفت او میشوند.» بعد از تأمین نیازهای اولیه، آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان از اولویتهای تربیتی است.
بخشی تأکید میکند: «یکی از مهمترین وظایف والدین هم تربیت کودک است. کودک بهزودی پس از محیط امن خانواده وارد اجتماعهای بزرگتری مثل مدرسه، دانشگاه، جامعه و … میشود و خود تشکیل خانواده میدهد. تمام رفتار و کارهای والدین در ذهن کودکان ثبت میشود. به عبارتی والدین الگوی فرزند هستند و تأثیر بسیار زیادی در شکلگیری شخصیت آنها دارند؛ بنابراین والدین در گام اول باید خودشان با مهارتهای زندگی آشنا باشند و بهدرستی آنها را در زندگی به کار ببرند.
آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان، خلأ موجود در برنامههای آموزش درسی را برطرف میکند. آموزش این مهارتها توسط والدین، مراقبان، مربیان، معلمان و متخصصان سلامت روان قابل اجراست.» این روانشناس در ادامه با بیان راهکارهایی برای تشویق کودکان به انجام تکالیف تأکید میکند که خانواده باید نقش نظارتی داشته باشد، مادر نباید نقش معلم و ناظم و مدیر مدرسه را هم ایفا کند.
او میگوید: «انجام تکالیف را برای کودکان به کابوس تبدیل نکنید، اگر معلم اجازه میدهد کودکی در کلاس تکالیفش را انجام دهد حتماً دلیلی برای کارش دارد، بهتر است در این مورد خانواده با معلم و مدرسه هماهنگ باشند. برای کودک انگیزه ایجاد کنید، مشق نوشتن و انجام کارها را برای او با جوایزی هر چند کوچک یا انجام کارهایی که دوست دارد جذاب کنید.
میتوانید با سپردن مسئولیتهایی هر چند کوچک در امور روزمره او را به انجام این کار تشویق کنید.» بخشی معتقد است کودک باید زمان و مکان مشخصی برای انجام تکالیفش داشته باشد: «هرگز به جای کودک تکالیفش را انجام ندهید، اجازه بدهید اگر تکالیفش را انجام نداد خودش عواقب آن را ببیند، هیچ وقت تکالیف کودک را پاک و او را مجبور به دوباره نوشتن نکنید.
با انجام همین راهکارهای کوچک مطمئن باشید مشکلات تا حدود زیادی بر طرف میشود. اگر نشد حتماً از کادر آموزشی و روانشناس کمک بگیرید و توجه داشته باشید دوران کودکی قرار نیست فقط به مشق نوشتن خلاصه شود. بهتر است برای پرورش انسانهایی مسئول و خلاق تلاش کنیم تا افرادی که صرفاً یک سری حفظیات را رونویسی میکنند.»
انتهای پیام/