از مقام علمی و مشی فرهنگی هادی خانیکی تجلیل شد؛
آموزگار امید؛ استاد مدارا
جامعه
127571
مراسم تجلیل از دکتر هادی خانیکی، استاد برجسته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، فرصتی فراهم کرد برای بازخوانی نقش اندیشمندی که در دهههای اخیر، مفهوم «گفتوگو» را از یک واژه آکادمیک به روشی برای زیستن بدل کرد.
حمیدرضا حبیبی - گروه اندیشه: خانیکی نهتنها در عرصه دانشگاه، بلکه در زیست اجتماعی و فرهنگی ایران، صدای امید، مدارا و ارتباط انسانی بوده است. سخنرانان این مراسم با مرور آثار، تجربهها و منش شخصی او، بر این نکته تأکید داشتند که خانیکی، نمونهای از پیوند میان «دانش»، «اخلاق» و «کنش اجتماعی» است؛ الگویی که جامعه ایران بیش از هر زمان دیگر بدان نیاز دارد: اینکه دانشگاه، تنها جای تولید دانش نیست، بلکه باید محل تولید امید، گفتوگو و انسانیت نیز باشد. خانیکی در این معنا، نه فقط یک استاد ارتباطات، بلکه یک متفکر ارتباطگر است که زیستن را در نسبت با دیگری معنا میکند.
دانشگاه و جامعه؛ دو میدان برای یک رسالت
در مراسم بزرگداشت دکتر هادی خانیکی با عنوان «در میان ما» که به همت انجمن علمی دانشجویی مطالعات ارتباطی در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، جمعی از استادان علوم ارتباطات و روزنامهنگاری، از دکتر هادی خانیکی به عنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در پیوند میان علم و جامعه یاد کردند.
سید محمد مهدیزاده، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، در توصیف او گفت:«دکتر خانیکی شخصیتی ذوابعاد است؛ هم کنشگر فرهنگی و سیاسی است و هم استاد دانشگاهی با رویکردی انسانی.» مهدیزاده با اشاره به نگاه خوشبینانه و آیندهنگر خانیکی افزود:«امید در اندیشه و رفتار او عنصری محوری است. او از هر تجربه زیستهاش فرصت میسازد؛ حتی در دوران مبارزه با بیماری سرطان، قلم را زمین نگذاشت و نوشتن را به ابزاری برای تداوم زندگی بدل کرد.»
به گفته مهدیزاده، مهمترین سرمایه خانیکی، سرمایه اجتماعی اوست؛ سرمایهای که در خدمت پیوندها و اعتماد انسانی قرار گرفته است، نه قدرت یا منزلت شخصی.
گفتوگو به مثابه روش زندگی
دکتر مهدی فرقانی، استاد روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی و از دوستان دیرین خانیکی نیز او را «نماد انسان توسعهیافته و توسعهگرا» خواند. او گفت:«توسعه، پیش از هر چیز، نیازمند انسانهای اهل گفتوگو و مداراست؛ کسانی که میان خود و دیگری دیوار نمیکشند. خانیکی یکی از این چهرههاست که در تمام سالهای فعالیتش، فرهنگ گفتوگو را نهتنها در سطح نظری، بلکه در زیست شخصیاش تحقق بخشیده است.» تأمل در آثار و گفتارهای خانیکی، از جمله در کتابهایی چون «ارتباطات توسعه و گفتوگوی تمدنها» یا «دانشگاه، جامعه و قدرت» نشان میدهد که برای او، گفتوگو امری صرفاً ارتباطی نیست، بلکه راهی برای درک متقابل و پایهای برای بازسازی امید در جامعه ایرانی است.
منش اخلاقی و داوری منصفانه
دکتر شجاع احمدوند، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی هم منش شخصیتی و اخلاقی خانیکی را برجسته دانست و گفت:«در طول آشناییام با او، هرگز ندیدم از کسی بد بگوید؛ حتی از مخالفان سیاسیاش. او همیشه در قضاوت، منصف و عادل بوده است.» این منش، به تعبیر احمدوند، همان حلقه مفقودهای است که دانشگاه برای احیای اخلاق علمی بدان نیاز دارد: زیستن بر پایه انصاف، گفتوگو و احترام به تفاوتها.
فلسفه زیستن؛ میان خاطره و آرزو
در پایان، دکتر هادی خانیکی با بیانی ساده و عمیق، فلسفه زندگی خود را در دوگانه «زندگی مبتنی بر خاطرات» و «زندگی مبتنی بر آرزوها» خلاصه کرد. آرزوی او، برای ایران و برای تکتک دانشجویانش، «روزهای خوش» بود، به شرطی که «با امید زندگی کنید و افق پیش رویتان گشوده باشد.» این کلمات، عصاره اندیشه و منش اوست:«خداوند در دل سختیها جاهایی را خلق کرده و آنجاست که امید میدهد.»
در مجموع میتوان گفت میراث علمی و فرهنگی هادی خانیکی برای نسل امروز ما یادآور این معناست که ارتباطات، اگر با اخلاق و امید پیوند بخورد، میتواند خود نوعی کنش نجاتبخش باشد.
انتهای پیام/