
آیتالله شهید سیدمحمد حسینی بهشتی را میتوان «متفکر امیدساز» نامید؛ اندیشمندی که امید را در توانایی فهم واقعیتها و حل مسائل جامعه از دل این فهم جستوجو میکرد. نام او با حوزههای متنوعی چون فقه و اجتهاد، فلسفه و الهیات، سیاست و حقوق اساسی، اقتصاد و توسعه گره خورده است، اما اهمیت آیتالله بهشتی بیش از آنکه در گستره موضوعات مورد توجه او باشد، در تلاشش برای پیوند دادن این حوزهها و شکل دادن به یک منظومه فکری منسجم نهفته است. او از جمله متفکرانی بود که میکوشید میان وفاداری به سنت دینی و ضرورتهای جهان جدید آشتی برقرار کند و از همین رو، اندیشهاش همچنان برای کسانی که دغدغه توسعه، عدالت، آزادی و آینده ایران را دارند، الهامبخش و امیدآفرین است.

خردادماه امسال، رضا داوری اردکانی، فیلسوف و رئیس پیشین فرهنگستان علوم، ۹۴ ساله شد. به این مناسبت، پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی، روز یکشنبه ۱۰ خردادماه، نشستی با عنوان «مقام فلسفه در دوره تاریخ ایران اسلامی» برگزار کرد که داوری اردکانی پیامی به این همایش فرستاد و در آن به بنیادیترین پرسشهای فکری خود پرداخت؛ پرسشهایی درباره ماهیت تفکر، جایگاه فلسفه و نسبت آن با تاریخ، فرهنگ، دین و زندگی اجتماعی در ایران.

سخن گفتن از مارتین هایدگر (۱۹۷۶-۱۸۸۹)، گویی قدم گذاشتن در جنگلی مهآلود است که در آن نور و سایه مدام از هم عبور میکنند. هایدگر خود در «درآمدی بر متافیزیک» هشدار میدهد که تفکر، راههای آسان را نمیپذیرد و تنها از جایی آغاز میشود که انسان حاضر باشد در برابر پرسش اساسى «بودن» بایستد. او مینویسد: «پرسش از هستی، بنیادیترین و دور از دسترسترین پرسش است.»

جامعه سالم، جامعهای است که با به رسمیت شناختن اختلافها، شکافهای داخلی را ترمیم میکند.

گرایش به خواندن کتابهای فلسفی در سالهای اخیر در میان برخی جوانان و دانشجویان افزایش یافته، اما این پرسش مطرح است که آیا مطالعه فلسفه بدون پیوند با مهارتهای عملی زندگی میتواند به رشد فردی منجر شود یا برعکس به نوعی فاصله گرفتن از واقعیتهای روزمره میانجامد؟

انسان معاصر در وضعیتی زندگی میکند که میتوان آن را «زیستن بر لبه بحران» نامید؛ وضعیتی که در آن، ناامنی یک حادثه استثنایی نیست، بلکه بخشی از ساختار پایدار زندگی انسان امروز شده است.


آغاز متن «النجاة» با مقدمهای است که ابنسینا خود نوشته و بسیاری از امور لازم برای شناخت کتاب را روشن میکند. در این مقدمه، او هدف نهایی ایراد مطالب کتاب را چنین عنوان کرده است:«لِدَرْک النَّجَاةِ مِنَ الْغَرَقِ فِی بَحْرِ الضَّلَالَاتِ» (ص۴، س۷-۸)؛ یعنی برای نیل به نجات از فرو رفتن در گرداب گمراهیها.

«شفانامه» از آن دست کتابهایی است که با وصف جزئیاتی بجا اما به دور از کسالت، خواننده را صفحه به صفحه و حتی کلمه به کلمه با خود همراه میکند تا در فضای رازآلود و ماجراجویانه پیش برود، در واقعیت و خیال پرسه بزند تا به حقیقتی دست یابد که شاید روزنه امیدی باشد برای ادامه زیستن.

داریوش شایگان از چهرههای مطرح فرهنگ و فلسفه در ایران است؛ کسی که بهاءالدین خرمشاهی او را «وارثِ جامِ جم» خوانده بود.

در ایران نیز وقتی به عصر صفوی یا قاجار بازمیگردیم نقش آشپزان مرد برجستهتر از زنان میشود. مردانه بودن آشپزی و مدیریت مطبخ شاهی برخاسته از نگاه فرهنگی و ارزشی جامعه به زن است

گرچه رمان در ظاهر روایت قتلهایی در صومعهای در شمال ایتالیا در سال ۱۳۲۷ میلادی است، اما در لایههای زیرین، مفاهیم عمیقی درباره قدرت کلیسا، تعارض میان فرقههای مذهبی، جهانبینی قرون وسطی، تولید و کنترل دانش و نقش کتابخانهها در حفظ و اشاعه دانش نهفته است

وحید احمدی با تمرکز بر تاریخ فلسفه، به بررسی جایگاه «تصویر» در نسبت با «مفهوم» پرداخت و نشان داد که چگونه این نسبت، از آغاز فلسفه تا اندیشه معاصر، دستخوش دگرگونیهای بنیادین شده است. به گفته او، مفهوم تصویر از اولین مراحل تفکر فلسفی، بویژه در یونان باستان، حضوری پررنگ داشته و ذیل عنوان «آیکون» فهم میشده است؛ آیکونهایی که واجد خاصیتی آیینی و مرآتی بودند و تصویر را نه بهمثابه امری مستقل، بلکه بهعنوان بازنمایی چیزی دیگر در نظر میگرفتند.

اریک وینر، نویسنده کتاب پرفروش «سقراط اکسپرس» در گفتوگویی کوتاه با شبکه رادیویی NPR آمریکا توضیحات مختصری درباره فلسفه و معنای کهن و مدرنش داده است.

اریک وینر با «سقراط اکسپرس» شما را به سفری دعوت میکند تا اندیشههای زندگیساز را برای بهتر زیستن کشف کنید.

رئیسجمهور در پیامی با تأکید بر جایگاه ممتاز استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی در سپهر اندیشه و حکمت اسلامی، تصریح کرد: این استاد برجسته از تبار حکیمانی است که عقلانیت و معنویت را بهدرستی به هم پیوند زدهاند و با تکیه بر گفتوگو، فلسفه و خردورزی، نقش مؤثری در معناگری هویت انسانی و نقد وضعیت فکری انسان معاصر ایفا کردهاند.

ترجمههای کسانی همچون فولادوند به ما کمک میکند تا به شناخت بیشتری دست یابیم و ابتدا مفهوم و موضوعی را خوب بفهمیم و سپس به واکاوی و نقد آن بپردازیم.

عزتالله فولادوند مترجم «جامعه باز و دشمنان آن» ۹۰ ساله شد.او در روزهای خلوت و انزوا، دو کتاب «خشونت» (۱۳۵۹) و «انقلاب» (۱۳۶۱) هانا آرنت را ترجمه کرد و در مقدمه خود بر کتاب «خشونت» نوشت: «شاید بتوان گفته خانم آرنت را تصدیق کرد که خشونتگری معلول ناکام ماندن قوه عمل در جهان ماست.»

رسول رسولیپور گفت: در فرهنگ دیجیتال امروز، عشق از «امر اصیل» به «امر مصرفی» بدل شده است. کالایی شدن فرهنگ، عشق را از عمق به سطح رانده و از تجربهای قدسی به تجربهای نمایشی فروکاسته است، در حالی که عشق تنها امکان واقعی انسان برای زیستن حقیقی است.

ویلهلم دیلتای، فیلسوف آلمانی و بنیانگذار جامعهشناسی تفهیمی، بر این باور بود که انسان و تجربه زیسته او را نمیتوان با معیارهای علوم طبیعی شناخت. بهزعم او، جهان انسانی نه صرفاً مجموعهای از علتها، بلکه عرصهای از «معنا»ست؛ و فهم این معنا نیازمند «منطق هرمنوتیکی» است منطقی که «فهمیدن» را متمایز از «دانستن» میداند.