
جنگ از پرتکرارترین تجربههای تاریخ بشر است، اما صرف تجربهکردن یک پدیده به معنای اندیشیدن به آن نیست. دکتر ابوالفضل دلاوری، استاد علومسیاسی دانشگاه علامهطباطبایی، معتقد است سنت فکری و ادبی ایرانیان، با وجود مواجهه طولانی و گسترده با جنگ، بیشتر به روایت و بازنمایی جنگ پرداخته تا به تأمل منسجم و نظری درباره آن: «در ادبیات و تاریخ ما، شرح فتوحات، حماسههای جنگی و روایت نبردها فراوان است، اما متونی که خود جنگ را بهعنوان مسألهای اخلاقی، فلسفی، اجتماعی و سیاسی موضوع تأمل قرار دهند، بسیار اندکاند.»

انسان، چنانکه حکما گفتهاند، با فراموشی عجین است. ابنسینا در «رسالةالطیر» تصویری تمثیلی از این حقیقت به دست میدهد: مرغان اسیر که پس از دیر زیستن در دام، وطن مألوف و آشیان ازلی خویش را از یاد میبرند و اسارت را قاعده زندگی میپندارند. این روایت، سرگذشت ازلی انسان است؛ هبوطی که با غفلت پیوند خورده است.

در قرن بیستم، فناوری عمدتاً بهعنوان ابزاری برای افزایش رفاه، توسعه اقتصادی و پیشرفت علمی فهم میشد و پرسش اصلی این بود که این ابزارهای نو چه امکاناتی در اختیار انسان قرار میدهند. اما امروز پرسش مهمتری پیش روی ما قرار گرفته است:

هویت، پاسخ به پرسش «من کیستم؟» است؛ اما در جهان امروز، پاسخ به این پرسش تنها با ارجاع به تعلقات خانوادگی، قومی، دینی یا ملی به دست نمیآید. گسترش ارتباطات و تنوع روایتهایی که انسان معاصر با آنها مواجه است، فرآیند هویتیابی را پیچیدهتر کرده و افراد را به بازاندیشی درباره خود و جایگاهشان در جامعه واداشته است.

میانسالی برای بسیاری از ما تنها یک مقطع سنی در امتداد جوانی و پیش از سالمندی است، اما از منظری فلسفی، این دوره مرحلهای از «بازاندیشی در شیوه زیستن» است؛ دورهای که در آن پرسشهایی درباره کیفیت زندگی، نسبت انسان با لذت، معنا، دیگران و ارزشهای زندگی با صراحت بیشتری مطرح میشود.

جهان در حال تغییر است و بسیاری از مفاهیمی که با آنها زندگی و سیاست معاصر را توضیح میدادیم، دیگر به سادگی گذشته کار نمیکنند.

«در نشست نقد و بررسی اندیشههای فلسفی تامس نیگل، عبدالکریم سروش با به چالش کشیدن ایده “عینیت مستقل احکام اخلاقی”، بر نقش محوری “اقناع عقلانی” تأکید کرد. سروش با همتراز دانستن اعتبار گزارههای اخلاقی و علوم طبیعی در گروِ داوری فاعل عاقل، پیشنهاد داد به جای تقابل گزارهای درست/نادرست، از زبان اخلاق بر مدار مفاهیم “روا” و “ناروا” استفاده کنیم.»

عبدالکریم سروش در نشست اخیر خود با بررسی اندیشههای تامس نیگل، این فیلسوف آمریکایی را اندیشمندی «باریکبین» دانست که به حوزههای کمتر آزموده شده ورود میکند. در این گزارش، نگاهی به دیدگاه سروش درباره تلقی نیگل از پیوستگی جهان طبیعی و اختیار انسانی داریم.

عبدالکریم سروش در نشست نقد و بررسی اندیشههای تامس نیگل، با تمرکز بر نسبت اخلاق و معرفت گفت همانگونه که گزارههای علوم طبیعی زمانی به معرفت انسانی تبدیل میشوند که دلایل آنها بتواند عقل را قانع کند، احکام اخلاقی نیز از فرآیند استدلال و اقناع عقلانی جدا نیستند. »

مراسم نکوداشت پرویز ضیاءشهابی، استاد ممتاز فلسفه، در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد؛ نشستی که پس از مدتها، این مؤسسه را دوباره به محل گردهمایی شماری از استادان و پژوهشگران فلسفه تبدیل کرد. در کنار تجلیل از نزدیک به نیمقرن حضور علمی ضیاءشهابی، از ترجمه او با عنوان «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» نیز رونمایی شد. آنچه این نشست را از یک مراسم معمول بزرگداشت متمایز کرد، فاصلهای بود که سخنرانان میان «کارنامه» و «شخصیت» ضیاءشهابی گذاشتند.

چندین دهه پیش دانشجویان مقطع لیسانس (کارشناسی) یک رشته اصلی داشتند و یک رشته فرعی. مثلاً بنده رشته اصلیام فلسفه بود و برای رشته فرعی ادبیات عرب را انتخاب کرده بودم.

محمدرضا ریختهگران، استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران که هشتم شهریور درگذشت، متفکری در جستوجوی معنای زیستن بود و میان پدیدارشناسی غرب و عرفان شرق، پلی از جنس اشراق بنا کرد. مرحوم ریختهگران، متفکری بود که فلسفه را از انتزاع محض به سوی درک عمیق هستی سوق داد.

امروز هوشمصنوعی، ما را با بنیادیترین پرسش فلسفی روبهرو کرده است: اگر ماشین بتواند محاسبه کند، تصمیم بگیرد و حتی استدلال کند، پس امتیاز ویژه انسان چیست؟ مسأله امروز ما با هوشمصنوعی، مباحث تکنولوژی نیست؛ اصول انسانشناسی است. ماشینهای هوشمند ما را وادار کردهاند دوباره بپرسیم: اندیشیدن چیست؟ آگاهی چطور حاصل میشود؟ مسئولیت اخلاقی از کجا سرچشمه میگیرد؟ و آیا عقلانیت صرفاً توانایی محاسبه است؟

با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک در حال برگزاری است، بار دیگر فوتبال در مرکز توجه جهانی قرار گرفته است. امروزه، فوتبال دیگر همان بازی ساده درکوچهها و زمین خاکیها نیست بلکه به یکی از پیچیدهترین صنایع عصر جدید بدل شده است؛ صنعتی که نه فقط سرگرمی، بلکه هویت، سیاست، اقتصاد و حتی شیوه ادراک ما از جهان را شکل میدهد.

«حمله به تایتانها» را نمیتوان صرفاً یک انیمه یا حتی یک روایت آخرالزمانی دانست. این اثر در لایههای عمیقتر خود، تأملی است درباره نسبت میان قدرت، خشونت، آزادی و حافظه تاریخی؛ یعنی همان عناصری که جوامع انسانی را میسازند و همزمان امکان فروپاشی آنها را نیز در خود دارند.

آیتالله شهید سیدمحمد حسینی بهشتی را میتوان «متفکر امیدساز» نامید؛ اندیشمندی که امید را در توانایی فهم واقعیتها و حل مسائل جامعه از دل این فهم جستوجو میکرد. نام او با حوزههای متنوعی چون فقه و اجتهاد، فلسفه و الهیات، سیاست و حقوق اساسی، اقتصاد و توسعه گره خورده است، اما اهمیت آیتالله بهشتی بیش از آنکه در گستره موضوعات مورد توجه او باشد، در تلاشش برای پیوند دادن این حوزهها و شکل دادن به یک منظومه فکری منسجم نهفته است. او از جمله متفکرانی بود که میکوشید میان وفاداری به سنت دینی و ضرورتهای جهان جدید آشتی برقرار کند و از همین رو، اندیشهاش همچنان برای کسانی که دغدغه توسعه، عدالت، آزادی و آینده ایران را دارند، الهامبخش و امیدآفرین است.

خردادماه امسال، رضا داوری اردکانی، فیلسوف و رئیس پیشین فرهنگستان علوم، ۹۴ ساله شد. به این مناسبت، پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی، روز یکشنبه ۱۰ خردادماه، نشستی با عنوان «مقام فلسفه در دوره تاریخ ایران اسلامی» برگزار کرد که داوری اردکانی پیامی به این همایش فرستاد و در آن به بنیادیترین پرسشهای فکری خود پرداخت؛ پرسشهایی درباره ماهیت تفکر، جایگاه فلسفه و نسبت آن با تاریخ، فرهنگ، دین و زندگی اجتماعی در ایران.

سخن گفتن از مارتین هایدگر (۱۹۷۶-۱۸۸۹)، گویی قدم گذاشتن در جنگلی مهآلود است که در آن نور و سایه مدام از هم عبور میکنند. هایدگر خود در «درآمدی بر متافیزیک» هشدار میدهد که تفکر، راههای آسان را نمیپذیرد و تنها از جایی آغاز میشود که انسان حاضر باشد در برابر پرسش اساسى «بودن» بایستد. او مینویسد: «پرسش از هستی، بنیادیترین و دور از دسترسترین پرسش است.»

جامعه سالم، جامعهای است که با به رسمیت شناختن اختلافها، شکافهای داخلی را ترمیم میکند.

گرایش به خواندن کتابهای فلسفی در سالهای اخیر در میان برخی جوانان و دانشجویان افزایش یافته، اما این پرسش مطرح است که آیا مطالعه فلسفه بدون پیوند با مهارتهای عملی زندگی میتواند به رشد فردی منجر شود یا برعکس به نوعی فاصله گرفتن از واقعیتهای روزمره میانجامد؟