
تحول فکری اندیشمندان برجسته، همواره نمادی از گذارهای بزرگ تاریخی و فرهنگی است. مسیر فکری دکتر رضا داوری اردکانی، فیلسوف و رئیس سابق فرهنگستان علوم ایران، از نقد رادیکال مدرنیته تا پذیرش «راه ناچار توسعه»، یکی از بحثبرانگیزترین و آموزندهترین این تحولات است.

ویلیام اروین در کتاب «چالش رواقی» که محمد یوسفی آن را به فارسی برگردانده، مینویسد از نظر سنکا، پس از درگذشت یکی از عزیزانمان، مقداری غم و سوگواری رواست اما اگر بیش از اندازه باشد، نتیجه خودبینی ماست.

در میانه آشوبهای جهان مدرن، جایی که فردگرایی لگامگسیخته و اتمیزه شدن اجتماعی، تاروپود جوامع را تهدید میکند، بازخوانی مفهوم «همبستگی» به ضرورتی فکری و اگزیستانسیال بدل شده است.

یک ماه از درگذشت جان سرل، فیلسوف آمریکایی معاصر که جزو منتقدان جدی جایگزین شدن هوشمصنوعی کامپیوتری با هوش طبیعی انسانی محسوب میشد، میگذرد؛ متفکری که فراتر از متن و حواشی کار و برنامه حرفهای خود، جایگاه برجستهای در تاریخ این سنت فکری معاصر دارد.

جان سرل تنها یک نظریهپرداز نبود؛ او یک مناظرهگر قهار با سبکی تهاجمی بود که از ورود به جدالهای فکری بزرگ ابایی نداشت.

کشف دوباره ذهن (The Rediscovery of the Mind) را میتوان جدلیترین و مبارزهجویانهترین کتاب سرل دانست؛ حملهای مستقیم به پارادایمهای غالب در فلسفه ذهن و علوم شناختی قرن بیستم.

مجموعه آثار جان سرل را نباید صرفاً فهرستی از کتابهای نامرتبط، بلکه باید به مثابه یک پروژه واحد و در امتداد یک خط سیر مشخص در نظر گرفت.

جان سرل، روزی در حال گفتوگو با فوکو، از پیچیدهنویسی و ابهام در فلسفه فرانسوی گله کرد. فوکو که نگاهی انتقادی به ژاک دریدا داشت، با لحنی خاص پاسخ داد که دریدا «تروریسم ابهام» را به کار میگیرد: «آنقدر مبهم مینویسد که نمیتوانی بفهمی چه میگوید و این بخش ابهاماش است. بعد وقتی از او انتقاد میکنی، همیشه میتواند بگوید: تو مرا نفهمیدی؛ تو یک احمقی. و این بخش تروریسماش است.»

رئیسجمهور با بیان اینکه پیام سهروردی نه تنها برای معاصرانش حکم داروی شفابخش داشت که نیاز زمانه ما نیز هست، تصریح کرد: در جهانی که در هیاهوی مادیت تهی از معنا میزیست، بازگشت به اندیشه سهروردی، نه ارتجاع که گامی در مسیر رو به آینده است؛ آیندهای که بدون خرد و ایمان چون دوزخی سوزان است. همان دوزخی که امروز در غزه نمایان است.

کامو، کافکا، کییرکگارد، نیچه، سارتر و امبرتو اکو از جمله فیلسوفانی هستند که ایدههای فلسفیشان را در رماننویسی پیاده کردند و «رمان فلسفی» ژانر تفکرورزیشان شد. تحلیل این ژانر نشان میدهد که حقیقت، بیتخیل، پوچ و بیمزه است و خیال، بیحقیقت، توهم و جنون. اما با همنشینی این دو، «خرد شورانگیز»زاده میشود؛ آفرینشی که نه در برج عاج عقلانیت محبوس میماند و نه در گرداب خیال محض غرق میشود.