آنک نام گل اومبرتو اکو رمانی فراتر از یک روایت جنایی ساده است
پیچیده و خواندنی
فرهنگ
139096
گرچه رمان در ظاهر روایت قتلهایی در صومعهای در شمال ایتالیا در سال ۱۳۲۷ میلادی است، اما در لایههای زیرین، مفاهیم عمیقی درباره قدرت کلیسا، تعارض میان فرقههای مذهبی، جهانبینی قرون وسطی، تولید و کنترل دانش و نقش کتابخانهها در حفظ و اشاعه دانش نهفته است
مونا محمدنژاد، روزنامهنگار:رمان «آنک نام گل (نام گل سرخ)/ The Name of the Rose» اثر اومبرتو اکو، اثری است که فراتر از یک روایت جنایی ساده عمل میکند و زمینهای غنی برای پژوهشها و مطالعه میانرشتهای فراهم میآورد. این رمان هم نمایانگر توانایی نویسنده در خلق داستانی پیچیده و جذاب است و هم بازتابی از دانش گسترده او در حوزه نشانهشناسی، فلسفه زبان، تاریخ قرون وسطی و الهیات محسوب میشود.
اکو استاد نشانهشناسی در دانشگاه بولونیا بود و سالها به تحلیل زبان، متن و روابط میان نویسنده و مخاطب پرداخته بود. مفهوم «خواننده الگو» که او ارائه کرده، اهمیت نقش نویسنده در هدایت مخاطب و شکلدهی تجربه خواندن را بهخوبی نشان میدهد و در «آنک نام گل»، متن دقیقاً با در نظر گرفتن چنین مخاطبی نوشته شده است. متن رمان، سیستمی از نشانهها، ارجاعات و کدهاست که تنها با مشارکت فعال خواننده معنا پیدا میکند.
اگرچه رمان در ظاهر روایت قتلهایی در صومعهای در شمال ایتالیا در سال ۱۳۲۷ میلادی است، اما در لایههای زیرین، مفاهیم عمیقی درباره قدرت کلیسا، تعارض میان فرقههای مذهبی، جهانبینی قرون وسطی، تولید و کنترل دانش و نقش کتابخانهها در حفظ و اشاعه دانش نهفته است؛ به عبارت دیگر، «آنک نام گل» تنها یک داستان جنایی نیست، بلکه وسیلهای برای بازنمایی و تحلیل روابط پیچیده میان دانش، قدرت و انسان است. در ادبیات دانشگاهی، «آنک نام گل» از جنبههای گوناگون مورد مطالعه قرار گرفته است؛ از تحلیلهای نشانهشناختی و بررسی شگردهای ادبیات پستمدرن گرفته تا واکاوی دانش علمی، واقعیت، تاریخ علم و فلسفه. بسیاری از محققان بر تکنیکهای بینامتنیت اکو، ارجاعات او به متون کلاسیک و همچنین تحلیل پیرنگهای جنایی و معمایی تمرکز کردهاند.
رمان از سه نوع صحنه اصلی تشکیل شده است:
۱- صحنههای جنایی که ویلیام باسکرویل و شاگردش آدسو شواهد را جمعآوری و انگیزهها را حدس میزنند.
۲- مناظرههای فلسفی و الهیاتی ویلیام با دیگر شخصیتها که سرشار از بینشهای تاریخی، فلسفی و علمی است.
۳- تجربههای ذهنی و احساسی آدسو، شامل رؤیاها، مکاشفهها و لحظات طنزآمیز که روایت را انسانی و جذاب میسازد.
ویلیام و آدسو در این رمان همانند شرلوک هولمز و واتسون عمل میکنند؛ با این تفاوت که در صومعهای متعلق به دهه ۱۳۰۰ میلادی فعالیت دارند، جایی که قتل و مناظرههای دینی در کمیناند. پیرنگ معمای قتل و مباحثات الهیاتی بهطرز استادانهای در هم تنیده شده و تنشها و پیچیدگی داستان، هر دو خط روایت را به یکدیگر پیوند میدهد.
یکی از ویژگیهای شگفتانگیز این رمان، محوریت «کتابها و خواندن» در روایت است. داستان پیرامون آثار ارسطو، مکاشفات یوحنا و دیگر متون قرون وسطایی شکل گرفته اما خود رمان نیز محصول بازآفرینی و ارجاعات این متون است. اکو حتی به آثار خورخه لوئیس بورخس ارجاع میدهد و در رمان، کتابداری نابینا با نام خورخه اهل بورگوس حضور دارد که یادآور بورخس است. استفاده اکو از فراداستان و اشارههای بینامتنانه، خواننده را به تجربهای فعال و تفکر برانگیز دعوت میکند و بخشی از فرآیند حل معما را به خود مخاطب واگذار میکند.
با این حال، «آنک نام گل» رمانی آسانخوان نیست. مکاشفههای متعدد راهبان، متنهای لاتینی بیترجمه، ارجاعات پیچیده تاریخی و پسگفتار طولانی، گاه خواندن را دشوار میکنند. برخی نیز معتقدند طولانی بودن مناظرات و تکرار نکات، تجربه خواندن را خستهکننده میسازد. با وجود این، این دشواریها وسیلهای برای انتقال دقت، نظم فکری و پیچیدگی جهانبینی اکو هستند و به غنای علمی و فلسفی متن میافزایند.
در نهایت، «آنک نام گل» رمانی چندلایه است که هم برای علاقهمندان ادبیات و هم برای پژوهشگران فلسفه، تاریخ، الهیات و نشانهشناسی تجربهای الهامبخش فراهم میآورد. این رمان، با ارائه تصویری پیچیده از روابط میان دانش، قدرت و انسان، نقطه آغازی برای پژوهشهای میانرشتهای و مطالعه تطبیقی دیگر آثار ادبی و هنری است. خواندن آن تجربهای است که هم ذهن را به چالش میکشد و هم حس زیباییشناسی و کشف تاریخی را تقویت میکند و جایگاه اکو را بهعنوان یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر تثبیت میکند. رمان «آنک نام گل» دو بار به زبان فارسی ترجمه شده است؛ اول شهرام طاهری آن را با عنوان «نام گل سرخ» در انتشارات شباویز منتشر کرد و سپس رضا علیزاده با عنوان «آنک نام گل» آن را در انتشارات روزنه عرضه کرد.
انتهای پیام/