به گزارش «ایران»؛
هرسین، باغشهری که زیر سایه گردو نفس میکشد
استانها
127718
وقتی گردوی شهر معروف باشد، داستانها با کلاغهای شهری داری. یکی از دختران «هرسین» تعریف میکند که هر روز صبح با صدای گردو شکستن کلاغی از خواب بیدار میشود.
گروه زیست بوم - ایران آنلاین: کلاغ گردو را از بالا روی یک دیوار فلزی میاندازد تا به زمین برسد و بشکند. گردوها با یکبار رهاکردن نمیشکنند. کلاغ آنقدر این کار را ادامه میدهد تا گردو کوتاه بیاید و بشکند. او میگوید روزهای تعطیلی هم با صدای غلتخوردن گردو روی دیواره فلزی خانهشان ساعت ۶ صبح بیدار میشود و دلش میخواهد سرش را به دیوار بکوبد، زیرا هیچ کاری با کلاغ نمیتواند بکند. یکی از مردان شهر هم میگوید در بچگی حداقل ۵۰ گردو را از منقار کلاغهای شهر قاپیده است. گردوهایی که کلاغها از درخت میچینند، از بلندی روی آسفالت و سنگ و صخرهها میاندازند تا بشکند اما بچهها پیش از آنکه کلاغها به گردوهای حاضر و آماده برسند، آنها را میقاپند و نوش جان میکنند.
هرسین، هنوز یک باغشهر است
گردو تنها میوه و درخت هرسین نیست. ساختوسازها و بلندمرتبهسازی زخم عمیقی به شهر هرسین زده اما هنوز هم میتوان با اطمینان از این شهر به یک باغشهر سبز یاد کرد؛ باغشهری که هنوز صدای خروسهایش آدمها را از خواب بیدار میکند و به دنبال زندگی میفرستد. شهری که گردو را دانهای میفروشد. راستی شما تا الان مسافر شهری شدهاید که گردو را دانهای بفروشد؟ دانهای بین ۳۷۰۰ تا ۴ هزار تومان. هرسین میتواند یک مقصد خاطرهساز باشد. حتماً شهروندی برای شما تعریف میکند که به چشم خودش دیده است که کلاغی، سنگی را برداشته و روی یک گردو انداخته است تا گردو را بشکند و بخورد. شهرهای دیگر را نمیدانم، ولی در هرسین شما کلاغها را دوست خواهید داشت، چون جدال گردوچینی بین آنها و بچههای شهر، حتماً لبخند را روی لب شما مینشاند.
پنجرههای رو به باغ
احسان خلیلپور، کارشناس کشاورزی و فعال فرهنگی، هرسین را شهری در میان رشتهکوههای سبز و دشتهای حاصلخیز کرمانشاه، توصیف میکند؛ شهری آرام و باغات زیبا که مردمش هنوز با طبیعت زندگی میکنند؛ شهری که به گفته خلیلپور، «پنجره خانههایش رو به باغات باز میشود» و تمام شهرتش از همین باغها و زمینهای سرسبز است.
او که یکی از دستاندرکاران جشنواره است. با نگاهی از سر دلسوزی و علاقه به طبیعت هرسین میگوید:«کمتر شهری در کشور پیدا میشود که چنین چشمانداز و جاذبه طبیعیای داشته باشد. ما اینجا از دل آسفالت وارد زمینهای کشاورزی میشویم و پیش رویمان منظرهای پر از درخت، سایه و زندگی است.»
نخستین گام برای ثبت رسمی هرسین بهعنوان «باغشهر» را خانم دکتر ملیحهمهدیآبادی، کارشناس عالی مرمت و عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی، از حدود دو سال پیش برداشته است. او با همکاری علیرضا ایزدی، مدیرکل ثبت و حریم آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی کشور و همراهی کارشناسان میراث فرهنگی، طرح اولیه تشکیل پرونده ثبت هرسین بهعنوان باغشهر را ارائه کرده است. خلیلپور میگوید:«اکنون کارهای آن در حال پیگیری است و خوشبختانه همه دوستان و دغدغهمندان در این مسیر همراهی میکنند.»
در میان جادهای خاکی که تو را از خیابانهای آسفالت شهر میگیرد و وسط جادهای درختی میبرد، خلیلپور به «زرینکوه» اشاره میکند و از تلاشهای مردم برای ثبت «زرینکوه» خبر میدهد؛ کوهی که به دلیل چشمانداز خاص و جاذبههای طبیعیاش، از دیدگاه گردشگری اهمیت زیادی دارد و میتواند به نماد طبیعی دیگری برای منطقه بدل شود.
به گفته او زمینهای کشاورزی و باغی شهر همگی بهصورت شخصی و بومی هستند و مردم خودشان مالک و بهرهبردار زمیناند. این کارشناس میافزاید: «محصولات اصلی ما شامل گندم، جو، چغندر، ذرت و پیاز است و تقریباً همه باغها از درختان مثمر تشکیل شدهاند. هرسین سهم قابلتوجهی در تولیدات باغی و زراعی استان دارد و در زمینه دامپروری نیز یکی از شهرستانهای فعال است.»
او با اشاره به حضور پررنگ درخت گردو در منطقه میگوید: «شاید ما نتوانیم بگوییم باغهای ۱۰هکتاری گردو داریم، اما در عوض در هر زمین کوچکی یک درخت گردو هست. گردو با اقلیم هرسین سازگار است و در واقع میتوان گفت اینجا، گردو کاشته شده تا بماند.» خلیلپور از رسانهها استمداد میطلبد تا هرسین را به ایران معرفی کنند و میگوید: «با وجود این همه ظرفیت و آبوهوای بینظیر، این شهر هنوز آنطور که باید شناخته نشده است.»
تقسیم عادلانه آب
حدیث صدیقی، متخصص سازههای آبی، به «ایران» میگوید: «در دل باغشهر هرسین، جایی که آب و درخت همزیستی هزارسالهای دارند، هنوز سیستم آبیاری سنتی و تاریخی منطقه با دقت و نظمی مثالزدنی جریان دارد.» او آب در هرسین را فقط مایه حیات نمیداند و میگوید: «سیستم آبی شهر، بخشی از هویت شهر است.»
در مسیر باغهای هرسین حدود چهار تا پنج نهر اصلی جریان دارد که نه تنها باغها را سیراب میکنند، بلکه به فضای گردشگری شهر نیز روح بخشیدهاند. صدیقی میگوید: «مردم میتوانند در مسیر همین نهرها قدم بزنند، از صدای جریان آب لذت ببرند و طبیعت را لمس کنند. این نهرها هم کارکرد کشاورزی دارند و هم زیباییشناسی.»
او با اشاره به هوشمندی سازوکار سنتی تقسیم آب میگوید: «در گذشته، آب بر اساس سیستمی به نام ساعت آبی تقسیم میشده است. این ساعت بر پایه زمان خورشید و موقعیت سایهها کار میکرده و بهگونهای طراحی شده بود که آب بهطور عادلانه میان کشاورزان تقسیم شود. در واقع، این ساعت، عدالت را در دل جریان آب برقرار میکرد.»
او مسیر دقیق حرکت آب را نیز تشریح میکند: «آب از سرچشمه یا همان سازه تاریخی که مردم محلی به آن «ساعت آبی» میگویند، در محدوده پارک شهر آغاز میشود، جایی درست پیش از ورود به خیابان. در همان نقطه، آب به پنج نهر تقسیم و از زیر شهر عبور میکند. این نهرها باغهای پاییندست را آبیاری کرده و در نهایت به زمینهای کشاورزی میرسند.» این جریان، تنها به محدوده شهری محدود نمیماند. صدیقی توضیح میدهد: «آب سراب پس از آبیاری باغها تا روستاهای پاییندست، حدود پنج تا هشت کیلومتر آنسوتر نیز ادامه مییابد. همین آب، علاوه بر کشاورزی، منبع اصلی تأمین آب شرب هرسین نیز هست.»
صدیقی هرسین را نمونهای زنده از تعامل تاریخی انسان و طبیعت میداند: «اینجا، آب فقط یک منبع نیست، بلکه یک میراث زنده و نظام مهندسی بومی است که قرنها دوام آورده و هنوز نفس میکشد.»
حرفهای او و خلیلپور که زیر سایه دارمنگوله تمام میشود، پا به پای نهر آب از سایه سبز درختها بیرون میزنیم. دهها کلاغ روی زمینهای کشاورزی موازی با باغها نشستهاند. اینجا نمیشنوی که کلاغها با باغ گردو قهر کرده باشند با این وجود، شهر پر از گردوهایی است که به نفع کودکان و بچههای شهر مصادره شدهاند.
انتهای پیام/