در امتداد موج‌ها؛ هند به ایران می رسد

امید بابلیان

امید بابلیان

سیاست

127749
در امتداد موج‌ها؛ هند به ایران می رسد

امید بابلیان_ کارشناس مسائل هند در یادداشتی نوشت: در امتداد موج‌ها، جایی که مسیرهای دریایی از دیرباز پیوندهای پایدار میان سرزمین‌ها را شکل داده‌اند، رابطه ایران و هند همچنان جایگاهی فراتر از همکاری‌های معمول میان دو دولت دارد.

ایران آنلاین: ایران برای هند تنها یک نقطه جغرافیایی در غرب آسیا نیست؛ بلکه حلقه‌ای است که می‌تواند اتصال هند را از اقیانوس هند تا قلب آسیای مرکزی، روسیه و بخش‌هایی از غرب آسیا تکمیل کند. چابهار در این تصویر یک پروژه صرف نیست، بلکه بخش مهمی از معماری سیاست دریامحور هند است؛ معماری‌ای که در سال‌های اخیر در محافل راهبردی دهلی‌نو برجسته‌تر شده و نقش مسیرهای آبی، شبکه‌های دریایی و بنادر کلیدی در آن بازتعریف شده است.

با این حال، فاصله‌ای میان این ظرفیت و آنچه در سیاست عملی هند نسبت به ایران شکل گرفته، قابل مشاهده است؛ فاصله‌ای که از نبود شناخت کامل، تصویری گاه محدود و فروکاست‌یافته از نقش ایران و پیچیدگی‌های پیرامونی آن ناشی می‌شود.

تجربه لغو معافیت آمریکا برای فعالیت‌های هند در چابهار نشان داد که اگرچه دهلی‌نو پروژه را رها نکرد، اما فشار بیرونی می‌تواند همان حلقه‌ای را که برای هند اهمیت ساختاری دارد، در معرض آسیب‌پذیری قرار دهد. بازگشت هند به چابهار، بیش از آنکه بیانگر درک کامل از عمق راهبردی ایران باشد، نشانه‌ای بود از این که حذف ایران از معادله اتصال منطقه‌ای هند، شکافی جدی ایجاد می‌کند؛ شکافی که هزینه‌های آن در بلندمدت محسوس خواهد شد.

این خلأ شناخت در افغانستان نیز خود را نشان می‌دهد؛ جایی که هند در دو سال گذشته مسیر تازه‌ای را آغاز کرده است. بازگشایی سفارت هند در کابل تنها یک نماد نبود؛ دهلی‌نو همزمان گفت‌وگوهای آرام و چندلایه با طالبان را پی گرفته تا مانع واگذاری کامل صحنه به رقبا شود. اما روشن است که سیاست افغانستان برای هند بدون ایران نمی‌تواند پایدار و مؤثر باشد.

ایران یکی از معدود بازیگرانی است که هم مسیرهای ارتباطی هند به افغانستان را در اختیار دارد و هم شبکه‌ای از روابط و شناخت تاریخی از جوامع درونی افغانستان که هیچ طرف دیگری جایگزین آن نیست. اگر این ظرفیت در دستگاه تحلیل سیاست خارجی هند به‌درستی دیده نشود، تعاملات دهلی‌نو با کابل همچنان نیمه‌کاره و پرریسک باقی خواهد ماند.

در چنین شرایطی، اهمیت «شناخت» بیش از همیشه برجسته می‌شود. ایران از سه ویژگی کمتر قابل‌جایگزین برخوردار است: عمق تمدنی، موقعیت دریایی راهبردی و توان پیوند دادن حوزه‌های ژئوپلیتیکی مختلف. اما این عناصر تنها زمانی در سیاست‌گذاری هند نقش‌ساز می‌شوند که نخبگان و اندیشکده‌های دو کشور به تولید فهم مشترک و کاهش سوءبرداشت‌ها کمک کنند. امروز، سرعت تحولات منطقه‌ای از چابهار و دریای عمان تا کابل و دوشنبه، بیش از هر دوره دیگری نیازمند گفت‌وگوهای مداوم نخبگانی و بررسی‌های مشترک است. بدون چنین سازوکاری، حتی مهم‌ترین پروژه‌ها نیز در معرض برداشت‌های ناقص، کندی تصمیم‌گیری و فشارهای بیرونی قرار خواهند گرفت.

رابطه ایران و هند میراثی از گذشته دارد، اما آینده‌اش با فهم و شناخت ساخته می‌شود. موج‌ها مسیر را نشان داده‌اند، اما عمق این مسیر را تنها ارتباط منسجم میان نخبگان، اندیشکده‌ها و تصمیم‌سازان دو کشور تعیین خواهد کرد. در جهانی که هر روز پیچیده‌تر می‌شود، استمرار این رابطه نه با اتکا به تاریخ، بلکه با شکل‌دادن به شناخت دقیق و آینده‌ساز ممکن خواهد بود؛ شناختی که هم ایران و هم هند امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست