اقتصاد سیاسی پشت یک لبخند مرموز

احسان حبیبی

احسان حبیبی

جامعه

127919
اقتصاد سیاسی پشت یک لبخند مرموز

احسان حبیبی پژوهشگر مطالعات فرهنگی درباره عروسک لبوبو یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

گروه فرهنگی - ایران آنلاین: عروسک لبوبو تنها یک اسبا‌ب‌بازی کودکانه نیست. لبوبو به ما یادآوری می‌کند که در پس ظاهر ساده و کیوت یک اسباب‌بازی، شبکه پیچیده قدرت، اقتصاد و معناسازی نهفته است. مواجهه انتقادی با چنین پدیده‌هایی برای پرورش سواد رسانه‌ای و فرهنگی در جامعه، بویژه برای نسل جوانی که هدف اصلی این سازوکارها هستند، ضروری به نظر می‌رسد. لبوبو، بت کوچکی است که جامعه مصرفی مدرن را در تمام ابعادش به نمایش می‌گذارد.

دکتر عباس کاظمی، استاد مطالعات فرهنگی، دلیل اقبال جهانی از عروسک لبوبو را چنین توصیف کرده بود: «فراگیری لبوبو با سیه‌بختی در حال گسترش در جهان امروز بی‌ارتباط نیست. در دوران‌هایی که فجایع انسانی مانند جنگ‌ها، جوامع را با خشونت و فقدان مواجه می‌سازند، گریز به سوی پدیده‌هایی کوچک، معصوم و تسلی‌بخش می‌تواند نوعی مکانیسم دفاعی باشد.» لبخند دوگانه لبوبو که همزمان شور زندگی و سایه‌ خشونت را نشان می‌دهد تجسم نمادین همین وضعیت پارادوکسیکال است: تلاش برای یافتن «امید» و «معصومیت» در دل دنیایی که هر روز بیشتر از این دو مفهوم دور می‌شود.

بی‌شک موفقیت این عروسک، مرهون به‌کارگیری هوشمندانه‌ترین مکانیسم‌های «اقتصاد سیاسی» است؛ که به چگونگی تبدیل یک نماد به یک کالای پرسود توجه دارد. مدل فروش «جعبه‌های شانسی»، قلب این استراتژی است. با نامعلوم کردن محتوای جعبه، کنجکاوی و میل به بخت‌آزمایی به عنصر اصلی خرید آن بدل شده است. این مدل از عرضه کالا، مصرف را به یک تجربه هیجانی و اعتیادآور بدل می‌کند که در آن، مشتری برای یافتن مدل کمیابی از این نوع عروسک، خریدهای مکرر انجام می‌دهد. بنابراین ارزش عروسک لبوبو نه در ماده اولیه یا طراحی آن، که در شبکه‌ای از روابط اجتماعی و اقتصادی نهفته است که به آن نسبت داده می‌شود. شرکت سازنده با ایجاد حس «کمیابی مصنوعی» و دامن زدن به بازار ثانویه‌ای که در آن مدل‌های نایاب با قیمت‌های گزاف فروخته می‌شوند، به این کالا «خصایص الوهی» می‌بخشد. گویی این عروسک است که دارای قدرت جادویی است و نه نظام سرمایه‌داری که پشت آن ایستاده است. مصرف‌کننده در رویای کسب یک مدل خاص، در واقع به دنبال جبران کمبودها و آرزوهای خود است.

این برند، از طریق یک کمپین تبلیغاتی چندلایه که شبکه‌های اجتماعی، سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها را دربرمی‌گیرد، موفق شده است تا سلیقه و خواست جامعه هدف، بویژه کودکان و نوجوانان را به گونه‌ای شکل دهد که داشتن آن را نه یک انتخاب، که امری ضروری برای «تعلق به جمع» قلمداد کنند. اینچنین این عروسک به یک اکسسوری هویت‌ساز بدل شده است که می‌توان آن را نمونه‌ای بارز از «هژمونی فرهنگی» آنتونیو گرامشی خوانش کرد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه