گروسی در تازه ترین مصاحبه خود، باردیگر رویکرد متناقض آژانس نسبت به پرونده هسته ای ایران را نشان داد؛

معمار بی اعتمادی

سیاست

128418
معمار بی اعتمادی

گروسی در حالی از «ابهام در سرنوشت بخشی از ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران» و «ضرورت ازسرگیری فوری بازرسی‌ها» سخن گفت که هیچ اشاره‌ای به علت اصلی اختلال در روند نظارت‌ها یعنی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات تحت پادمان نکرد.

گروه دیپلماسی: رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود با فایننشال تایمز بار دیگر نشان داد که نگاهش به برنامه هسته‌ای ایران بیش از آن‌که فنی و مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، سیاسی و جهت‌دار است.
 
او در حالی از «ابهام در سرنوشت بخشی از ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران» و «ضرورت ازسرگیری فوری بازرسی‌ها» سخن گفت که هیچ اشاره‌ای به علت اصلی اختلال در روند نظارت‌ها یعنی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات تحت پادمان نکرد.
 
گروسی همچنین در بخش دیگری از مصاحبه‌اش مدعی شد هنوز نیازی به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نیست، اما همزمان با واژگانی تهدیدآمیز بر لزوم «بهبود جدی همکاری تهران» تأکید کرد؛ رویکردی دوگانه که به جای اعتمادسازی، به بی‌اعتمادی بیشتر میان ایران و آژانس دامن می‌زند.
 
رافائل گروسی مدیرکل آژانس انرژی اتمی روز گذشته در گفت‌و‌گو با فایننشال تایمز بار دیگر نشان داد که نگاه او به برنامه هسته‌ای ایران در تداوم روند سابق همچنان در چهارچوبی سیاسی و نه فنی تعریف می‌شود.
 
گروسی در حالی از «ضرورت بهبود جدی همکاری ایران با آژانس» سخن گفته که هیچ‌گاه به چرایی پدید آمدن این شرایط اشاره نکرده است. 
 
چشم های بسته آژانس روی واقعیت بعد از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای کشورمان، عملاً مسیر نظارت‌های میدانی مختل شد و بخشی از زیرساخت‌های فنی آژانس در ایران از بین رفت.
 
این حمله در تاریخ معاهده ان پی تی بی‌سابقه بوده و عملاً جایگاه آژانس و ان پی تی را نزد دیگر اعضا زیر سؤال برد، فصل جدیدی از رابطه بین ایران و آژانس را نیز تعریف کرد. 
 
هرچند که ایران بعد از این حمله نیز در جریان توافق قاهره از بازگشت به همکاری با آژانس در چهارچوب قوانین مجلس شورای اسلامی خبر داد اما رخدادهای بعد از توافق و یکجانبه‌گرایی طرف غربی که منجر به اجرای مکانیسم اسنپ‌بک شد،
 
توافق قاهره را به محاق برد. چراکه ایران بارها بعد از توافق قاهره اعلام کرده بود در صورت اجرای اسنپ‌بک توافق از دستور کار تهران خارج خواهد شد.
 
با این حال گروسی در گفت‌وگو با فایننشال تایمز بار دیگر مدعی شده که بازرسان هنوز به سایت‌های «فردو، نطنز و اصفهان» دسترسی ندارند و سرنوشت بخشی از اورانیوم غنی‌شده ایران «نامشخص» است.
 
این در حالی است که مقامات کشورمان در گزارش‌های رسمی پیشین اعلام کردند تمامی مواد هسته‌ای تحت نظارت و ثبت آژانس قرار داشته و هیچ نشانه‌ای از انحراف مواد به سمت مقاصد غیرصلح‌آمیز ارائه نشده است؛ موضوعی که از سوی گروسی نیز تأیید شده است.
 
با وجود این، مدیرکل آژانس ترجیح داده در مصاحبه خود از تعبیرهایی استفاده کند که فضای سیاسی را ملتهب‌تر سازد و در آستانه نشست شورای حکام، زمینه‌سازی جدیدی برای فشارهای غربی فراهم آورد.
 
تهدید بی اساس گروسی
 
دوگانگی آشکار در گفتار گروسی در بخش دیگر این گفت‌و‌گو زمانی برجسته می‌شود که او از یک سو اذعان می‌کند هنوز نیازی به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نیست، اما از سوی دیگر با به‌کارگیری واژگانی نظیر «همکاری باید به طور جدی بهبود یابد» عملاً فضای فشار را زنده نگه می‌دارد.
 
در هیچ‌یک از مواضع او نیز اشاره‌ای به واقعیت مهم‌تر یعنی حمله آمریکا واسرائیل به سایت‌های تحت پادمان دیده نمی‌شود؛ رخدادی که طبق منشور آژانس باید مورد محکومیت فوری قرار می‌گرفت. 
 
چنین سکوتی از دید ناظران به معنای همدستی غیرمستقیم آژانس در مشروعیت‌بخشی به اقدامات سیاسی و نظامی علیه ایران است.
 
نکته مهم‌تر آنکه گروسی حتی در شرایطی از ایران توقع «ادامه همکاری با آژانس» را دارد که هیچ چهارچوب فنی مشخصی برای بازرسی از تأسیسات آسیب‌دیده ارائه نشده است.
 
همین تناقض، ریشه اصلی بحران اعتماد میان تهران و آژانس است: آژانس می‌خواهد بدون بازسازی چهارچوب‌های امنیتی و فنی از ایران انتظار همکاری کامل داشته باشد در حالی که زمینه این همکاری عملاً از میان رفته است و ایران تأکید دارد که باید چهارچوب مشخصی برای وضعیت ایران در نظر گرفته شود.
 
موضوعی که کوروش احمدی، دیپلمات اسبق ایران در سازمان ملل در گفت‌وگویی که چندی قبل با روزنامه ایران داشت نیز به آن اشاره کرد و گفت: «تا زمانی که شکل جدید نظارت پس از حملات، مشخص نشده، انتظار از ایران برای همکاری کامل غیرمنطقی است.» 
 
او همچنین ارجاع احتمالی پرونده ایران از شورای حکام به شورای امنیت را نیز فاقد معنا و تأثیر حقوقی دانست و بر جنبه نمادین آن برای تشدید فشار سیاسی اشاره کرد.
 
احمدی همچنین به این موضوع اشاره کرد که در ساختار فعلی شورای امنیت هر تصمیمی علیه ایران در نهایت با وتوی چین و روسیه مواجه خواهد شد بنابراین تهدید به ارجاع پرونده، صرفاً ابزار تبلیغاتی غرب است، نه یک مسیر واقعی حقوقی.
 
موضوعی که دو هفته قبل نیز از سوی سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه تصریح شد. 
 
ریابکوف در جریان یک وبینار بین‌المللی در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه ایران در رابطه با احتمال ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت از غیر قانونی بودن این اقدام صحبت کرده بود و تلویحاً بر وتوی هرگونه دستورکار در این زمینه از سوی روسیه و چین تأکید کرده بود.
 
پایان مأموریت ویژه، آغاز فصل پادمانی
 
ماه گذشته و با پایان موعد قانونی قطعنامه 2231 و اتمام برجام، ایران، روسیه و چین با ارسال نامه‌ای مشترک و رسمی به گروسی، رسماً اعلام کردند که مأموریت ویژه آژانس در چهارچوب برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ پایان یافته است. 
 
به بیان دیگر، از این پس همه ارزیابی‌ها در رابطه با پرونده هسته‌ای ایران باید در قالب تعهدات پادمانی انجام شود؛ همان چهارچوبی که برای همه کشورهای عضو آژانس، بدون تبعیض اعمال می‌شود.
 
به عبارت دیگر موضع تهران و دو عضو دائم شورای امنیت بر تفکیک میان «نظارت فنی» و «فشار سیاسی» استوار است. 
 
ایران دیگر نمی‌پذیرد که برنامه صلح‌آمیزش در قالبی استثنایی و سیاسی بررسی شود.
 
این رویکرد نه نشانه رویارویی، بلکه تلاشی برای بازگرداندن نقش آژانس به جایگاه واقعی خود است. 
 
پایان برجام از منظر ایران پایان یک دوره نظارتی ویژه و نه پایان همکاری با آژانس یا خروج از نظم بین‌المللی است.
 
همین امر هم سبب شده که ایران علی‌رغم همه آسیب‌ها و صدماتی که از یکجانبه‌گرایی آژانس دیده کماکان عضویت خود را در ان پی تی حفظ کند. 
 
در همین چهارچوب، نامه سه‌جانبه ماه گذشته عملاً پاسخی حقوقی به اقدام تروئیکای اروپایی است که با فعال‌سازی مکانیسم «اسنپ‌بک» کوشیدند فضای تهدید را احیا کنند.
 
گروسی در بن‌بست اعتبار
 
از نگاه سه کشور ایران، روسیه و چین، آژانس باید ناظر فنی باشد، نه داور سیاسی و اکنون پرسش اصلی این است که گروسی در چه موقعیتی قرار دارد؟
 
او از یک‌سو تلاش می‌کند میان دولت‌های غربی و ایران تعادل ظاهری برقرار کند، اما در عمل با تکرار مواضع سیاسی همان کشورها، بی‌طرفی آژانس را تضعیف کرده است.
 
تداوم این رویکرد، آژانس را در موقعیتی متناقض قرار داده؛ نهادی که باید اعتماد بسازد، خود به عامل بی‌اعتمادی تبدیل شده است.
 
در حالی که ایران به‌صورت رسمی اعلام کرده آمادگی ورود به «شکل جدیدی از همکاری» را دارد و حتی پس از حملات نظامی نیز ارتباطات فنی را قطع نکرده، گروسی به‌ جای استقبال از این آمادگی، بر «ابهام» و «نگرانی» تأکید می‌کند.
 
این در حالی است که بسیاری از کشورهای عضو آژانس در شرایطی به‌مراتب مبهم‌تر، هیچ‌گاه با چنین لحنی مواجه نشده‌اند.
 
همین معیار دوگانه، نگاه تهران را نسبت به نیت واقعی آژانس تیره کرده است. واقعیت این است که اعتماد از مسیر استانداردهای دوگانه به‌دست نمی‌آید. 
 
آنچه مسلم است مصاحبه تازه گروسی، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که بحران اعتماد میان تهران و وین هنوز در مرحله درمان قرار نگرفته است.
 
در حالی که تهران، به‌دنبال بازگرداندن پرونده به مسیر عادی پادمانی است و در این مسیر همکاری با آژانس را در دستور کار قرار داده، اظهارات آقای مدیرکل فضای بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند.

انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست