لیدرها موتور محرک آشوب در ورزشگاهها
ورزش
128949
وضعیت فرهنگی برخی ورزشگاههای ایران به مرز یک بحران جدی رسیده است؛ جایی که فضایی آکنده از توهین، پرتاب اشیا، شعارهای قومیتی، جنسیتی جای شور هیجانی سالم و حمایت سازنده از تیم را گرفته است. این محیط اغلب به محلی برای تخلیه خشمهای انباشته اجتماعی تبدیل شده که هیچ ارتباطی با روح واقعی ورزش ندارد.
دکتر مصطفی آبروشن_ عضو انجمن جامعه شناسی ایران: این شلختگی فرهنگی تنها محدود به تماشاگران عادی نیست، بلکه با عادیسازی رفتارهای پرخاشگرانه، مرزهای اخلاقی را به طور کلی مخدوش کرده که یکی از اساسیترین دلایل این وضعیت، ضعف ساختاری در نظارت ورزش است. بدین ترتیب این ناکارآمدی در سطوح مختلف، از فدراسیون گرفته تا باشگاهها، فرصت را برای رشد رفتارهای ضداجتماعی فراهم آورده است.
یکی از پیچیدهترین و محوریترین معضلات در این حوزه، نقش سازمانیافته لیدرها یا سرگروههای هواداری است که به عنوان پلی ارتباطی میان باشگاه و سکوها عمل میکنند. این افراد، که باید سفیران فرهنگ باشند، غالباً به موتور محرک آشوب تبدیل شدهاند. متأسفانه، بخش قابل توجهی از لیدرها به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوی باشگاهها (یا نهادهای وابسته) حقوق، مزایا یا حمایتهای مالی و غیرمالی دریافت میکنند تا وظیفه اصلی یعنی سازماندهی و هدایت شور هواداری به سمت حمایت مثبت را انجام دهند.
این لیدرهای حقوقبگیر، غالباً به جای کنترل جو، خود به بانیان اصلی شعارهای تند، پرخاشگری کلامی و درگیریهای فیزیکی تبدیل میشوند. دلیل این رفتار دوگانه در سازوکار انتصاب آنها نهفته است. لیدرها نه بر اساس شایستگی اخلاقی، دانش مدیریت هیجان و توانایی هدایت هواداری سالم، بلکه بر اساس عواملی چون نزدیکی به ساختارهای مدیریتی باشگاه، قدرت نفوذ در گروههای خاص یا توانایی ایجاد جو هیجانی (ولو مخرب) انتخاب میشوند.
برای برونرفت از این وضعیت تأسفبار، نیاز به یک رویکرد جامع، چندوجهی و ساختاری است که فراتر از مجازاتهای مالی و برخوردهای نمایشی باشد. این راهکارها باید بر تغییر رفتار، مسئولیتپذیری فردی و اصلاح ساختارهای مدیریت هواداری متمرکز شوند. باید مکانیزمی شفاف و مورد تأیید نهادهای نظارتی نه صرفاً مدیران باشگاه برای انتخاب لیدرهای مورد تأیید هواداران ایجاد شود.
حمایت از گروه هواداری باید از طریق سازوکارهای شفاف سازمانی و با نظارت دقیق انجام شود، نه پرداخت مستقیم پول نقد به اشخاص. مجازاتهای مالی ناکارآمد هستند؛ مجازات باید مستقیماً خود فرد خاطی را هدف قرار دهد و محدودیت اجتماعی ایجاد کند. استفاده از فناوریهای نوین مانند دوربینهای مداربسته هوشمند با قابلیت تشخیص چهره برای شناسایی افراد خاطی ضروری است. برای این افراد، باید ممنوعیت ورود مادامالعمر به تمامی اماکن ورزشی اعمال شود.
این محدودیت اجتماعی، بار روانی بسیار شدیدتری نسبت به جریمه مالی باشگاه دارد. در صورت پرتاب اشیا ، علاوه بر مجازات باشگاه، فرد خاطی باید از طریق مراجع قانونی ملزم به پرداخت خسارت مستقیم به باشگاه یا سازمان مربوطه شود. به جای اتکای صرف بر ترس از تنبیه، باید برای رفتارهای مثبت پاداش تعریف شود تا انگیزه درونی برای بهبود فرهنگ شکل گیرد. باید سیستمی امتیازدهی برای هواداران ایجاد شود.
به طور کلی این تغییرات نیازمند عزم جدی مدیریتی در سطح کلان ورزش کشور است و نمیتواند صرفاً در قالب اقدامات نمایشی کوتاهمدت یا اعمال جریمههای مالی که هزینهاش بر دوش باشگاه میافتد، محقق شود.
انتهای پیام/