حسین آجرلو، کارشناس مسائل غرب آسیا در گفت‌و‌گو با «ایران» پیرامون بایسته‌های سیاست خارجی ایران در منطقه عنوان کرد

تعدیل حساب‌شده بدون تغییر پارادایم

سیاست

129332
تعدیل حساب‌شده بدون تغییر پارادایم

تجربه یک سال اخیر ایران در مواجهه با تحولات امنیتی و منطقه‌ای نشان داده که ایران در برابر فشارهای امنیتی و نظامی، نه تنها سیاست‌های خود را تغییر نمی‌دهد، بلکه آنها را با انسجام و دقت بیشتری بازتنظیم می‌کند.

رضا عدالتی پور/گروه دیپلماسی: دکتر حسین آجرلو، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا با ذکر این موضوع تصریح می‌کند که این بازتنظیم، نوعی «تعدیل حساب‌شده» در سیاست خارجی ایران است که نباید با تغییر پارادایم اشتباه گرفته شود؛ حرکت به سمت کاهش تنش با همسایگان، گسترش همکاری با قدرت‌های غیرغربی و حفظ توان بازدارندگی در برابر تهدیدات، بدون فاصله گرفتن از اصول بنیادین کشور، الگویی از دیپلماسی هوشمندانه و مدیریت محیط پرتنش منطقه‌ای را پیش روی ایران قرار داده است.

موضوع «به روز سازی دکترین در سیاست خارجی» از جمله مباحثی است که در ماه‌های اخیر در فضای رسانه‌ای و اندیشکده‌ای کشور برجسته شده است. به نظر شما، پشتوانه و محرک‌های اصلی ایده حرکت در این مسیر، متأثر از چه روندها و تحولاتی است؟
تغییر سیاست‌ها و رویکردها در سیاست خارجی، و به‌طور کلی در عرصه روابط بین‌الملل، امری طبیعی است. کشورها متناسب با تحولات محیطی چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌المللی ناگزیر از بازنگری، تعدیل یا در مواردی تغییر در سیاست‌های خود هستند. البته این تغییرات الزاماً بنیادین نیستند؛ گاه در حد اصلاحات تدریجی و تعدیل جهت‌گیری‌ها صورت می‌گیرند. به‌طور معمول، کشورها بر اساس شرایط محیط پیرامونی یا اقتضائات داخلی، سیاست‌های خود را متناسب با آن تنظیم می‌کنند.
در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز نشانه‌هایی وجود دارد که حاکی از تمایل به اعمال برخی تغییرات در روند کلی سیاست خارجی کشور است. یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، تجربه یک سال اخیر است که ایران با تهاجم نظامی از سوی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه بوده است. طبیعی است که وقتی کشوری در شرایط جنگی قرار می‌گیرد، سیاست‌ها و رویکردهای خود را در جهت ارتقای امنیت و توان دفاعی بازتنظیم کند. بخشی از این تغییرات نیز به سمت بیشینه‌سازی دفاعی، ایجاد اجماع‌های جدید و یارگیری‌های تازه در عرصه‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی معطوف می‌شود.
علاوه بر این در پی جنگ اخیر، شرایطی به وجود آمده که گروه‌های همسو با جمهوری اسلامی ایران نوعی جامعیت و انسجام بیشتر پیدا کرده‌اند. این مسأله موجب شده ایران نیز به‌سمت گسترش بیشتر همکاری‌ها با کشورهای منطقه حرکت کند.
نکته مهم دیگر این است که در سطح کلان روابط بین‌الملل، شاهد روندی هستیم که کشورها به سمت افزایش تنش‌ها و احتمال درگیری‌های نظامی حرکت می‌کنند. به‌عنوان نمونه، وزیر جنگ آمریکا اخیراً به صراحت اعلام کرده است که «ما در شرایط مشابه سال ۱۹۳۹ قرار داریم»، یعنی در آستانه فضایی مشابه با سال قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، در چنین شرایطی، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران نیز متناسب با این تحولات، به دنبال انجام تعدیلاتی در سیاست‌ها و رویکردهای خود باشد.

این تعدیل در سیاست خارجی در عرصه روابط با بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی، چه تصویری از جهت‌گیری جدید ایران ترسیم می‌کند؟
در این زمینه باید یک ملاحظه مهم را در نظر داشت؛ اگر منظور از این تغییرات آن باشد که جمهوری اسلامی ایران قصد دارد کلیت سیاست خارجی خود را تغییر دهد، چنین برداشتی درست نیست. در واقع جمهوری اسلامی ایران در بحث روابط با قدرت‌های غربی همچنان در چهارچوب اصول پیشین خود حرکت می‌کند و بعید است از آن فاصله بگیرد. تا جایی که در برخی حوزه‌ها ممکن است تعارض با غرب تشدید شود، چرا که ایران در سال‌های اخیر به شکل مستقیم‌تری تحت فشارهای سیاسی، امنیتی و نظامی غرب قرار گرفته است. به عبارت دیگر در رابطه با قدرت‌های غربی، ایران همان سیاست پیشین را با جدیت و انسجام بیشتری دنبال خواهدکرد.
در عین حال باید توجه داشت که ایران، به دلیل قرار داشتن در شرایط جنگی و تهدیدات مستمر نظامی، طبیعی است که رفتارهای دیپلماتیک خود را نیز در همین چهارچوب تنظیم کند؛ به‌گونه‌ای که تلاش کند تهدیدات علیه کشور به سطح نظامی نرسد. در همین راستا جمهوری اسلامی ایران کوشیده است باب دیپلماسی را با کشورهای اروپایی همچنان باز نگه دارد.
 اما در عرصه سیاست منطقه‌ای، ایران در مسیر تقویت سیاست‌های موازی و همسو با بلوک‌های غیرغربی حرکت خواهدکرد؛ چه اینکه در یک سال اخیر در چهارچوب سیاست همسایگی خود با جدیت بیشتری عمل کرده است؛ به این معنا که بر مدیریت تنش‌ها و بهبود روابط با کشورهای همسایه تمرکز کرده و تلاش دارد تعارضات منطقه‌ای را به حداقل ممکن برساند. در حال حاضر ایران بیشتر چالش‌های خود را محدود به رژیم صهیونیستی و ایالات متحده کرده و با کشورهای همسایه، بویژه در حاشیه خلیج فارس، مسیر تعامل را در پیش گرفته است.
نمود این تعدیل رویکرد هم در رفتار کشورهای منطقه طی دوره اخیر قابل مشاهده است؛ به عنوان مثال در زمان جنگ12 روزه بسیاری از این کشورها، تا حد توان خود، فضای سیاسی را به نفع ایران باز گذاشتند، در برخی موارد حمایت‌های سیاسی ارائه دادند و در عرصه نظامی نیز اگرچه تحت فشار آمریکا و ناتو مسائلی مطرح شده اما عملکرد آنها نشان داد که اراده ورود به جنگ با ایران را ندارند. شاید اگر جنگ 12 روزه دو سال پیش رخ داده بود، رفتار متفاوتی از سوی آنها رقم می‌خورد. در آن زمان، هنوز سطح اعتماد متقابل میان ایران و برخی کشورهای منطقه به این میزان شکل نگرفته بود. اما اکنون نوعی اعتماد تدریجی و متقابل در حال شکل‌گیری است؛ اعتمادی که بر پایه این درک مشترک بنا شده که ایران تهدیدی برای منطقه نیست و کشورهای منطقه نیز تهدیدی برای ایران محسوب نمی‌شوند. همین نگاه در اجلاس منامه نیز از سوی وزیر امور خارجه عمان مورد تأکید قرار گرفت.
در نتیجه، تحت تأثیر این تحولات، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز جهت‌گیری تازه‌ای پیدا کرده است. در سطح جهانی، ایران به‌سمت گسترش روابط با کشورهایی مانند روسیه، چین، هند و سایر بازیگرانی که از استقلال نسبی نسبت به غرب برخوردارند حرکت می‌کند.
ایران اکنون این مسیر را نه صرفاً به‌عنوان یک «گزینه»، بلکه به‌عنوان یک الزام راهبردی می‌بیند و با جدیت آن را دنبال می‌کند. این درک متقابل نه‌تنها از سوی ایران، بلکه از سمت کشورهای غیر غربی و عربی نیز شکل گرفته است. اکنون می‌بینیم که چینی‌ها در حوزه‌های مختلف، از جمله مقابله با تحریم‌ها، همکاری‌های فعال‌تری با ایران آغاز کرده‌اند. 

عنوان کردید که ایران در منطقه بر مدیریت تنش‌ها و کاهش تعارضات منطقه‌ای با همسایگان تمرکز کرده است. عمده این تنش‌ها حول چه موضوعاتی شکل گرفته و الگوی مناسب برای مواجهه با آن‌ در دوره کنونی چیست؟
بزرگ‌ترین چالش ایران با کشورهای عربی منطقه ریشه در تفاوت گفتمانی دارد. گفتمان جمهوری اسلامی ایران بر پایه اصول اسلامی و استقلال‌خواهی شکل گرفته، در حالی که برخی کشورهای منطقه بیشتر در پی نظم مبتنی بر منافع قومی، عربی یا وابسته به غرب هستند. این اختلاف گفتمانی از ابتدای انقلاب اسلامی تا امروز به‌عنوان یک محور اصلی اختلاف باقی مانده است. موضوع فلسطین نیز یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف است؛ کشورهای عربی عمدتاً رویکرد سیاسی و دو‌دولتی را دنبال می‌کنند، در حالی‌که ایران همچنان از راه‌حل نهضتی و تک‌دولتی (مبتنی برانتخابات) حمایت می‌کند. در کنار این موارد، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی و برخی اختلافات دیگر نیز به‌صورت طبیعی وجود دارد، اما قوه محرک بخش عمده تنش‌ها در گذشته دخالت بازیگران خارجی از جمله ایالات متحده و رژیم صهیونیستی بود. اینها تلاش کردند ایران را به‌عنوان تهدید اصلی منطقه معرفی و علیه آن اجماع‌سازی کنند. طی دو سال‌ اخیر اما، این فضا تا حدی تغییر کرده است. ایران و کشورهای منطقه به درک مشترکی رسیده‌اند که رقابت‌های موجود باید از سطح تقابل به سطح همکاری مدیریت‌شده منتقل شود؛ الگویی که می‌توان آن را «رقابت درعینِ همکاری» نامید. 
 
برخی جریان‌ها به روز رسانی در دکترین سیاست خارجی ایران یا آنچه شما تعدیل خواندید نشانه ضعف می‌دانند و معتقدند بهبود روابط با منطقه ممکن است از سوی طرف مقابل نیز به‌عنوان عقب‌نشینی تعبیر شود؛  از نگاه شما، این نگرانی تا چه اندازه درست است؟
این نگرش که برخی جریان‌ها تغییر در دکترین سیاست خارجی ایران را به‌عنوان ضعف تلقی می‌کنند، تا حدی ناشی از سوءتفاهم نسبت به مفهوم «تعدیل» است. جمهوری اسلامی ایران نیازی به تغییر کامل پارادایم خود ندارد؛ اصول بنیادین مانند «ایران قوی»، «اسلامیت» و «تمامیت ارضی» ثابت و غیرقابل تغییر هستند و هرگونه تغییر اساسی در آنها می‌تواند انسجام داخلی و امنیت ملی را تهدید کند.
آنچه امروز ایران دنبال می‌کند، تعدیل مرحله‌ای و حساب‌شده در برخی حوزه‌ها از جمله سیاست خارجی است تا پیامدهای بیرونی منفی و برداشت به‌عنوان عقب‌نشینی را به حداقل برساند. تفاوت این دو در این است که اجرای تعدیل همواره و در هر مقطعی انجام شدنی است اما تغییر پارادایم یک موضوع کاملاً متفاوت است که انجام بی‌حساب یا هیجان‌زده آن تبعات جدی برای یک کشور دارد. چه اینکه در شرایط کنونی که وضعیت گذار در نظام بین‌الملل نیز هست، تغییرات اساسی و یکپارچه در سیاست خارجی از گفتمان تا سخت‌افزار، می‌تواند هم در داخل کشور به دو قطبی و ناامیدی جامعه منجر شود و هم در عرصه بین‌المللی، جایگاه ایران قوی را تضعیف کند. بنابراین، اقدام ایران برای بهبود روابط با کشورهای منطقه نباید در چهارچوب تغییر پارادایم تحلیل شود بلکه مدیریت هوشمندانه تعدیلات در یک بستر امن و تدریجی است که حفظ قدرت و هویت کشور را در پرتو خود قرار داده است.

نهایتاً به طور مصداقی در سیاست منطقه‌ای ایران، چه اقداماتی را می‌توان به عنوان تعدیل در نظر گرفت؟
این تعدیلات شامل تقویت دیپلماسی و مدیریت تنش‌ها، حمایت کنترل‌شده از گروه‌های مقاومت و حفظ توان بازدارندگی در برابر تهدیدات منطقه‌ای است. استفاده از ابزارهای دیپلماسی و افزایش سفرهای منطقه‌ای و گفت‌وگوهای مستقیم، تعارضات تاریخی و طبیعی با همسایگان را کاهش خواهد داد. حتی در موارد مرتبط با همکاری با گروه‌های مقاومت، ایران مدت هاست تلاش می‌کند حمایت خود را در چهارچوب قوانین داخلی آن کشورها و با رعایت حاکمیت ملی اعمال کند بدون آنکه باعث تنش داخلی یا تضعیف دولت‌های مرکزی شود.
در عرصه تقابل با رژیم صهیونیستی نیز محدود به حوزه نظامی و امنیتی نباید شد و با اجماع‌سازی در سطح منطقه و افزایش فعالیت‌های دیپلماتیک منطقه‌ای، گفتمان نزدیک‌تری را شکل داد و از ابزارهای سیاسی رسانه‌ای و حقوقی نیز بیشتر بهره برد. نکته مهم آنکه هدف از این رویکرد نیز حفظ قدرت بازدارندگی و توان دفاعی ایران است که همزمان با توسعه راهکارهای غیرنظامی انجام می‌شود.

ایران آنلاین
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست