«ایران» به بهانه رایزنی کاظم غریب آبادی با سرپرست سفارت افغانستان در تهران گزارش میدهد؛
حقابه «هیرمند» زیر ذرهبین تهران
سیاست
129971
حقابه ایران همچنان در صدر دستور کار گفتوگوهای تهران و کابل قرار دارد؛ موضوعی که هر بار با جزئیات تازهای از سوی مقامهای دو طرف مطرح میشود.
گروه دیپلماسی: از همین روی و با عنایت به موضوعیت «آب» و اهمیت ملی این مسأله است که دستگاه دیپلماسی کشور، به این موضوع ورود کرد و در تازهترین تحول، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه با «مولوی فضل محمد حقانی»، سرپرست سفارت افغانستان در تهران دیدار کرد. وی بار دیگر بر ضرورت رهاسازی آب از سد «سلما» تأکید کرد.
غریب آبادی با اشارهای صریح به نیاز فوری شهر مشهد به بخشی از آب شرب که باید از طریق سد دوستی تأمین شود تصریح کرد، مشهد، شهری است که شمار قابل توجهی از مهاجران افغانستانی نیز در آن زندگی میکنند و به نوعی سرنوشتشان به چنین رایزنیهایی گره خوردهاست.
غریبآبادی در توضیح این دیدار یادآور شد که گفتوگوها تنها محدود به سد سلما نبوده و در سطحی فراتر از آن، پیگیری تفاهمات سفر اخیر هیأت ایرانی به کابل بویژه درباره رژیم حقوقی «هریرود» و وضعیت تالابهای هامون بخش مهمی از دستور کار را دربرمی گرفت.
از نگاه تهران، مدیریت منابع مشترک آبی باید در چهارچوب تعهدات رسمی و توافقات پیشین اجرا شود اما تداوم کم بارشی، کاهش جریانهای سطحی و ساخت وسازهای بیضابطه در افغانستان باعث شده این پرونده به یکی از پیچیدهترین مباحث مرزی بدل شود. در سوی دیگر ماجرا کابل نیز تلاش میکند فشارها را با ارجاع به شرایط اقلیمی تعدیل کند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت افغانستان اخیراً در واکنش به انتقادهای ایران تأکید کرد که در اصول، کابل با معاهده حقابه اختلافی ندارد و هر زمان که آب کافی باشد، جریان طبیعی رودخانه به سمت ایران متوقف نخواهد شد.
این اظهارات او در حالی مطرح شده است که کابل در ماههای اخیر و در پی رفت و آمد هیأتهای ایرانی و ارائه توضیحات متعدد از سوی مسئولان افغانستان میکوشد، نشان دهد این اختلاف محصول برهم ریختگی الگوی بارش در منطقه است اما مسأله اصلی این جاست که در شرایط بحران آب، سازوکارها برای مدیریت پایدار رودخانههای مشترک تا چه اندازه کارآمد و قابل اتکا خواهند بود.
سد «پاشدان» و پیچیدگیهای بیشتر
رایزنیهای تهران و کابل درباره مدیریت رودخانههای مشترک، این روزها در فضایی دنبال میشود که موضوع حقابه نسبت به سالهای گذشته پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است؛ بویژه پس از آنکه آبگیری سد «پاشدان» در هرات، معادلات آبی شرق ایران را به طور محسوسی برهم زد و مذاکرات دیرینه دو کشور را وارد مرحلهای تازه کرد.
افتتاح این سد که با مسدود کردن مسیر اصلی هریرود انجام شد، به مسألهای با ابعاد ژئوپلیتیکی بدل شد؛ چه آنکه خشک شدن سد دوستی در پاییندست و قطع شدن سهمیه آبی که طی سالها یکی از شریانهای حیاتی تأمین آب شرب خراسان و به ویژه مشهد محسوب میشد، عملاً نشان داد که کوچکترین مداخله در رودخانههای مرزی چگونه میتواند زنجیرهای از پیامدهای اجتماعی، زیستمحیطی و امنیتی را در هر دو سوی مرز فعال کند.
بروز این شرایط در سال گذشته بود که وزارت خارجه ایران را بر آن داشت نسبت به «تحدید نامتناسب» جریانهای ورودی و انحراف مسیر طبیعی رودخانه ورود و به این مسأله اعتراض کند؛ اعتراضی که ذیل مجموعهای از اسناد و اصول حقوقی مطرح می شود و بر موافقتنامههای دوجانبه که سالها مبنای تنظیم روابط آبی دو کشور بوده و همچنین بهرهبرداری منصفانه و عدم وارد کردن زیان جدی به دولتهای پایین دست تأکید دارد.
تهران در این چهارچوب یادآوری کرد که رودخانههایی چون «هریرود» و «هیرمند» طی قرنها بهطور طبیعی از ارتفاعات افغانستان به سمت سرزمین ایران جریان داشتهاند و مردمان هر دو سوی مرز، حیات و اقتصاد خود را بر همین جریان پایدار بنا کردهاند.
بنابراین تغییرات یک جانبهای که این تعادل را برهم بزند، نمیتواند در چهارچوب اصل حسن همجواری قابل پذیرش باشد.
در همین راستا و با دیدار شخص معاونت وزارت خارجه با سرپرست سفارت افغانستان در تهران، دستگاه دیپلماسی از کابل خواست تا با همکاری عملی، جریان طبیعی آب را احیا و موانع ایجاد شده را رفع کند. پیگیری این درخواست زمانی اهمیتی مضاعف پیدا میکند که در روزهای اخیر بنا بر اعلام شرکت مدیریت منابع آب مشهد، سد دوستی اکنون به «حجم مرده» رسیده و تنها نیمی از ذخیره سال گذشته را دارد که نتیجه مستقیم آبگیری سد «پاشدان» عنوان شده است.
معادله حقابه؛ گرفتار میان خشکسالی و سدسازی
حامد حکمتآرا_ پژوهشگر و دکترای ژئوپلیتیک دانشگاه تهران
ایران و افغانستان در دو حوضه فرامرزی هیرمند و هریرود با یکدیگر مشترکند و دیپلماسی آب ایران با افغانستان، نقطه ثقل سیاست خارجی کشورمان در زمینه آبهای مشترک طی دهههای اخیر بوده است. چالش پیشرو در این زمینه بسیار جدی است: از طرفی برای ایران، تأمین حقابه از هیرمند و هریرود بسیار حیاتی است؛ بویژه با توجه به بروز بحران کمآبی و خشک شدن دریاچه هامون در شمال استان مرزی و راهبردی سیستان و بلوچستان و همچنین اختلال در تأمین پایدار آب آشامیدنی کلانشهر مشهد به عنوان دومین شهر بزرگ ایران.
از طرف دیگر نیز توسعه داخلی افغانستان طی دهههای اخیر عمدتاً مبتنی بر سدسازی و انحراف آب برای توسعه کشاورزی تعریف شده است؛ به گونهای که اشتغال حدود نیمی از جمعیت این کشور و بیش از یکسوم از تولید ناخالص داخلی آن مربوط به بخش کشاورزی است.
در همین راستا و در چهارچوب سیاست همسایگی، کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه، 5 آبان برای مذاکره با مقامات هیأت حاکمه افغانستان در خصوص همکاریهای مرزی، آبی و قضایی به کابل رفت و پس از آن نیز دور جدید از دیپلماسی آب بین دو کشور در 21 آبان میان مولوی فضلمحمد حقانی، سرپرست سفارت افغانستان و غریبآبادی انجام شد.
در ادامه این دیدارهای دیپلماتیک، ذبیحالله مجاهد سخنگوی هیأت حاکمه افغانستان، مدعی شد نارضایتیهای پیش آمده در خصوص حقابه ایران از هیرمند ناشی از تغییرات اقلیمی بوده است؛ چراکه سال گذشته افغانستان شاهد ریزش برف و باران نبوده و تمام منابع آب در این کشور خشک شده است. بر همین اساس، منابع آب رودخانه هیرمند نیز در سال گذشته کاهش یافته که بر وضعیت تأمین برق در قندهار و نقاط دیگر افغانستان تأثیر منفی گذاشته است.
البته گزارشهای معتبر نشان میدهند که افغانستان نیز همچون ایران در سالهای اخیر با خشکسالی آبی جدی مواجه شده است و کاهش سطح آبهای سطحی و زیرزمینی بویژه در حوضههای هیرمند و هریرود یکی از نگرانیهای عمده در این زمینه است.
مطالعات اقلیمی منطقه هم تأیید میکنند که افزایش دما، کاهش بارش برف و ذوب شدن یخچالها بویژه در رشتهکوههای هندوکش که رودخانههای هیرمند و هریرود نیز از همانجا سرچشمه میگیرند، بر چرخه پایدار آب در افغانستان تأثیر منفی گذاشته است. بنابراین، بخشی از کاهش حجم آب دریافتی ایران از هیرمند و هریرود میتواند نتیجه خشکسالی واقعی در افغانستان باشد.
اما افغانستان از گذشته تاکنون سدهایی را نیز روی رودخانههای فرامرزی هیرمند و هریرود ساخته است که سدهای اخیراً افتتاح شده «سلما»، «کمالخان» و «پاشدان» از آخرین موارد در این زمینه هستند.
این سدها مجموعاً ظرفیت بالایی جهت ذخیرهسازی و انحراف آب دارند. به باور برخی تحلیلگران در کنار بروز خشکسالی در منطقه، عدم مدیریت درست منابع آب مشترک و از جمله این سدسازیهای گسترده در شرایط خشکسالی هردو کشور همسایه و مشترک در حوضههای فرامرزی، نقش مهمتری را در کاهش شدید آبهای جاری به سمت ایران ایفا کردهاند.
در همین راستا، هرچند هیچگونه معاهده آبی بین ایران و افغانستان در خصوص هریرود وجود ندارد؛ اما معاهده 1351 هیرمند بین ایران و افغانستان، میزان حقابهای را که در شرایط عادی باید از سوی افغانستان تحویل ایران گردد را مشخص کرده است. اما طبق گزارشها در سالهای اخیر، میزان آبی که ایران از هیرمند دریافت میکند بسیار کمتر از میزان حقابه است. هیأت حاکمه افغانستان نیز خشکسالی و شرایط غیرعادی را عامل کاهش جریان آب به سمت ایران دانسته و هرگونه تخطی از معاهده هیرمند را نمیپذیرد.
به طور کلی، هرچند بخشی از بیانیه سخنگوی هیأت حاکمه افغانستان حقیقت دارد و این کشور با کاهش بارش و خشکسالی مواجه است؛ اما اینکه تمام منابع آب افغانستان خشک شده باشند، کاملاً اغراقآمیز است و این کشور با مهار آبهای موجود و از جمله آبهای مشترک، اقتصاد ملی و معیشت مردم خود را بهبود میبخشد.
به عبارت دیگر، هم خشکسالی وجود دارد و هم حکمرانی نامطلوب منابع آب و علم هیدروپلیتیک (تأثیر آب بر سیاست) در این زمینه نقش مهمی ایفا میکند: بیانیههایی مثل آنچه که ذبیحالله مجاهد در ادامه دیدارهای مقامات دو کشور گفته است، میتواند بخشی از یک سیاست دیپلماتیک و حقوقی ناشی از مسائل آبی منطقه باشد که هیأت حاکمه افغانستان برای امتیازگیری بیشتر در جریان مذاکرات آبی از آن بهره میبرد.
انتهای پیام/