نگاهی به پنج جلد منتشرشده تاریخ جامع فلسفه
از چشم شرقی
فرهنگ
129985
بنیاد حکمت اسلامی صدرا، دو دهه است تألیف و انتشار دورهای جامع و بدیع از سرگذشت اندیشه در تاریخ بشری را در دست اقدام دارد که با رویکردی منصفانه، سهم ملل و فرهنگهای مختلف را از این سیر تطور روشن کند. تاکنون پنج جلد از مجموعه «تاریخ جامع فلسفه» زیر نظر آیتالله سیدمحمد خامنهای منتشر شده است.
راضیه خوئینی_ گروه کتاب: مجلدات منتشرشده به بازخوانی آبشخورهای اندیشههای فلسفی یونانیان در مشرقزمین (ایران و هند) اختصاص دارد. در مجلدات بعد، این ریشهها و سوابق در سرزمینهای مصر، بینالنهرین و چین بررسی شده که بهزودی منتشر میشود و پس از آن اندیشههای فلسفی در یونان؛ سپس ابداعات و افزودههای ایرانیان مسلمان در بازگشت اندیشه فلسفی از یونان به شرق معرفی میشود و تطور و تأثیر این اندیشهها بر سایر ملل ترسیم میشود و این سیر تا روزگار معاصر بازخوانی خواهد شد. برآورد شده این مجموعه در ۱۸ جلد منتشر شود.

مقدمه و کلیات
جلد اول در ۳۹۵ صفحه با عنوان «تاریخ جامع فلسفه؛ مقدمه و کلیات» منتشر شده و به مباحثی چون ادوار حیات، تمدن، دین، اسطوره، عقل و روششناسی تاریخ فلسفه میپردازد. این اثر که در حکم درآمدی بنیادین بر جلدهای دیگر است، توسط آیتالله سیدمحمد خامنهای، رئیس بنیاد حکمت صدرا نگاشته شده و با نگاهی عمیق به چیستی فلسفه، نقش آن در تمدن بشری و پیوند تنگاتنگ آن میان اندیشه و تاریخ آغاز میشود. نویسنده بر این باور است که فلسفه نه رشتهای انتزاعی و جدا از زندگی، بلکه جوهر زنده فرهنگ و تمدن انسان است و فهم درست آن تنها در پرتو شناخت تاریخ، جامعه و تحولات فکری بشر ممکن میشود. از این منظر، تاریخ فلسفه فقط شرح زندگی فیلسوفان نیست، بلکه تاریخ اندیشه بشری در بستر رویدادهای اجتماعی، فرهنگی و دینی است. آیتالله سیدمحمد خامنهای نوشته: «سیر تحولات فکر بشر؛ چه آن را مخلوق خود او بدانیم و چه به آموزش آسمانی انبیا نسبت دهیم _ به هر حال_ جزئی از تاریخ خود بشر است و از بشر و حرکت حیاتی او روی زمین جدا نمیباشد؛ همانگونه که تفکر، تجربه و دانش از بشر جدا نیست.»
در طول تاریخ، افرادی در کنار ادیان و مذاهب مختلف، عقایدی درباره هستی، آفریدگار، انسان و سرنوشت او بیان کردهاند که این آرا، گاه به فرهنگهای گستردهای تبدیل شدهاند. تمدن بشر محصول رشد دانش و علوم مختلف است و فلاسفه، به عنوان پاسداران علوم طبیعی و انسانی، در این روند نقش اساسی داشتهاند. حکمت یا فلسفه، در گذشته، حوزهای از تمام دانشها بود و به عنوان مادر علوم شناخته میشد. هر جا که علم باشد، تمدن نیز وجود دارد و فلسفه به عنوان روح این تمدن عمل میکند: «تفکر بشری از تاریخ او جدا نیست، فلسفه نیز باید همراه با تاریخ خود (تاریخ فلسفه) آموخته شود و به جلو برود و گرنه ایستا و بدون رشد و حرکت خواهد ماند و از سیر تاریخی انسان جدا و بهدور خواهد افتاد و نقش والای هدایت صراط مستقیم تمدن راستین انسانی را از دست خواهد داد...»
در این جلد، فلسفه بهعنوان «روح تمدن» معرفی میشود؛ همانگونه که علوم و فنون، کالبد آن هستند. نویسنده تأکید دارد از دوران باستان تا امروز، هر تمدنی که در علم پیشرفت کرده، ریشه در تفکر فلسفی و حکمی داشته است. از اینرو فلسفه را «مادر علوم» مینامد و هشدار میدهد که بریدن فلسفه از تاریخ و از سنتهای حکمی شرقی و دینی، همانند آنچه در غربِ پس از رنسانس رخ داد، به انقطاع تفکر اصیل و پراکندگی فکری منجر میشود.
یکی از محورهای مهم جلد اول، نگاه خاص مؤلف به نقش ایران در تاریخ اندیشه و فلسفه است. او فلسفه را پدیدهای جهانی میداند، اما بر پیوستگی تاریخی و فرهنگی تفکر ایرانی با فلسفه الهی و دینی تأکید دارد. از دید او، تفکر ایرانی ـ اسلامی، که در پیوند با حکمت الهی، عرفان و تعقل فلسفی شکل گرفته، مسیر اصیل تمدن و سعادت انسانی را نمایندگی میکند. به همین سبب، مطالعه تاریخ فلسفه بدون توجه به جریانهای حکمی و عرفانی شرق، بویژه در ایران، ناقص و گمراهکننده است.
وظیفه تاریخ فلسفه، برقراری پیوندی استوار با تاریخ، شناخت راز و رمز دینامیسم و پویایی جوامع بشری و کشف نسبت رابطه انسان با جهان، زمان و جهان فرازمان است. ازاینرو، تاریخ فلسفه با تمدن، فرهنگ، روانشناسی فردی و اجتماعی، مفهوم تاریخ و دینامیسم، عقل، تفکر و حتی قوانین طبیعت ارتباطی وثیق دارد. بنابراین درک درست تاریخ فلسفه و سیر آن در جهان بویژه در ایران، مستلزم توجه به همه این عوامل، از آفرینش جهان تا حیات انسانی است؛ موضوعاتی که این کتاب بهصورت جداگانه به هر یک پرداخته است.

از دوران باستان تا ظهور زردشت
جلد دوم «تاریخ جامع فلسفه» پژوهشی است برای واکاوی ریشههای اولین تفکر فلسفی در ایرانزمین، از دوران پیشاتاریخ تا زردشت و شکلگیری نظامهای اندیشه دینی و عقلانی در شرق باستان است. در این جلد، تاریخ فلسفه نه بهمنزله تاریخ ایدهها، بلکه بازتابی از فرهنگ، تمدن، دین و تجربههای زیسته انسان ایرانی تصور میشود. مؤلفان کوشیدهاند با بهرهگیری از یافتههای باستانشناسی، زبانشناسی، تبارشناسی و مقایسه آنها با منابع مکتوب و آیینی، سیمای فکری ایرانیان کهن را بازسازی کنند؛ مردمی که بهگواه آثار تاریخی، از اولین جویندگان حقیقت بودهاند.
این اثر با نقد نگاه تکبعدی غربی به تاریخنگاری فلسفه، بر جایگاه ایران و شرق باستان در پرورش اندیشههای فلسفی و دینی جهان تأکید میکند و سهم واقعی ایرانیان در تکوین تمدن بشری را بهدور از پیشداوری و بزرگنمایی، به شکل علمی و مستند نشان میدهد. این اثر حاصل همکاری گروهی پژوهشگران و استادان برجستهای چون میلاد جهانگیرفر مدرس همکار دانشگاه هنر، اسفندیار طاهری عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان، سید احمدرضا قائممقامی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، آتوسا مؤمنی عضو سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، محبوبه هادینا پژوهشگر مرکز تدوین تاریخ جامع حکمت و فلسفه بنیاد حکمت اسلامی صدرا است.
جلد دوم در ادامه جلد اول، در سال ۱۳۹۷ منتشر شد، اثری که سیر تاریخ اندیشه را از آغاز تا دوران زردشت دنبال میکند و پیوند میان دین، خرد و فرهنگ ایرانی را با رویکردی نوین میکاود. برای علاقهمندان به تاریخ اندیشه، فلسفه تطبیقی و ایران باستان، این جلد نه تنها منبعی پژوهشی، بلکه سفری تأملبرانگیز به ژرفای اندیشه ایرانی در سپیدهدم تاریخ است.

حکمت زردشتی
سومین جلد از این مجموعه به فلسفه و حکمت در ایران باستان، بویژه دوران زردشتی میپردازد و بازخوانش آموزههای فلسفی، دینی و اخلاقی ایران پیش از اسلام با رویکردی تحلیلی و تاریخی است؛ عصری که در آن اندیشههای زردشت و نظام فکری مزدایی، نقشی بنیادین در شکلگیری فرهنگ و تفکر ایرانی داشت. در این اثر، خواننده با مباحثی ژرف درباره شخصیت زردشت، ساختار فکری و فرهنگی روزگار او، مفاهیم توحید و ثنویت، نظام ایزدان و امشاسپندان، فلسفه اخلاق و سیاست در سنت ایرانی و جایگاه مغان در حیات فکری ایران باستان آشنا میشود. این کتاب روابط فکری ایران با تمدنهای همعصرش چون یونان، بینالنهرین و شرق آسیا را میکاود و تصویری از گفتوگوی تمدنها در دوران پیش از اسلام ارائه میدهد.
این جلد افزون بر محتوای پژوهشی، شامل نمایههای دقیق از اشخاص، مکانها و آثار تاریخی است؛ تلاشی برای ترسیم چهره اندیشه ایرانی پیش از اسلام از خلال اسطوره، دین، فلسفه و بازخوانی ریشههای عقلانیت ایرانی در سپیدهدم تاریخ تفکر بشر. در تدوین این جلد گروهی از محققان برجسته همکاری داشتهاند، از جمله: محمدتقی راشدمحصل عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، مهشید میرفخرایی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چنگیز مولایی عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز، مهدی علایی پژوهشگر آزاد، سید احمدرضا قائممقامی اسفندیار طاهری و محبوبه هادینا.

حکمت ودایی
این مجموعه در چهارمین گام خود به سرزمین کهن و اسرارآمیز هند میرسد؛ جایی که کثرت ادیان و نحلههای گوناگون فلسفی و عرفانی که پیروان آنها، هزارهها، بدون جنگ و خصومت در کنار یکدیگر زیستهاند و معاندات و مجادلات را در بحثهای جدلی و مناظرهای یا در رسائل و مکتوبات با ارائه استدلالهای منطقی و احتجاجهای عقلانی در اثبات عقاید خود و تکذیب نظریات مکاتب مخالف طرح و رفع کردهاند. جلد چهارم به بررسی ریشههای فلسفی و الهیاتی در سنت ودایی و هندویی میپردازد؛ از سرودهای باستانی «ریگودا» تا نظامهای متأخر فلسفی چون ودانته، یوگا و مکتب بهکتی. این جلد، هندوستان را نه صرفاً به عنوان خاستگاه ادیان متکثر، بلکه به مثابه یکی از اولین زادگاههای تفکر نظری بشر مینگرد؛ جایی که اندیشه درباره هستی، خدا و روح از طریق مراقبه، تزکیه نفس و شهود درونی پیگیری شده است، نه تنها از رهگذر قیاس و استدلال منطقی. این مجلد نشان میدهد چگونه مفاهیمی چون برهمن (اصل مطلق وجود) و آتمن (خود حقیقی) در دستگاههای فلسفی هندویی محور تبیین هستیاند و چگونه اندیشههای وحدت وجودی، دوگرایی فلسفی و اخلاق مبتنی بر «اهیمسا» (عدم خشونت) از دل سنت وداییزاده شدند. در عین حال، نویسندگان به تأثیر متقابل فرهنگهای دراویدی و آریایی و ارتباط آموزههای هندویی با دیگر سنتهای فکری شرق و غرب اشاره کردهاند. این اثر تصویری دقیق، مستند و فلسفی از یکی از ژرفترین میراثهای معنوی بشر پیش چشم خوانندگان میگشاید؛ بنابراین برای پژوهشگران فلسفه تطبیقی، ادیان و عرفان شرقی اثری مرجع و الهامبخش است.
در نگارش این جلد، سه نفر از پژوهشگران برجسته فلسفه و ادیان همکاری داشتهاند: پریا الیاسی پژوهشگر حوزه ادیان و عرفان، محمدجواد شمس عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین، محمدرضا عدلی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

مکاتب فلسفی هند
جلد پنجم این مجموعه به مرحلهای عمیقتر از مطالعه فلسفه در شرق میرسد: بررسی نظاممند مکاتب فلسفی هند، چرا که فلسفه در هند شأنی چون دین دارد و همچون عرفان، اشراقی و شهودی است؛ به همین دلیل هرگز لفظی مترادف با فلسفه، مانند آنچه در غرب متداول است، ندارند. این جلد با نگاهی تحلیلی و تطبیقی به مکاتب بزرگ فلسفی هند میپردازد؛ نظامهایی که قرنها تفکر، شهود و تجربه معنوی را در خود گرد آوردهاند. در این جلد، فلسفه هندی نه بهعنوان دانش نظری، بلکه بهمثابه راهی برای رستگاری و آزادی روح معرفی میشود. نویسندگان این جلد نشان میدهند که در سنت هندویی، مرز میان دین، فلسفه و عرفان درهم شکسته و «درشنه»ها (مکاتب فلسفی) هر یک تلاشیاند برای کشف حقیقت یگانهای که تنها از منظرهای گوناگون دیده میشود. از اینرو، فلسفه در هند بیش از آنکه جدال عقلانی میان مکاتب باشد، سلوک معنوی و معرفتی است. این کتاب با واکاوی مفهوم بنیادین دهرمه (حکمت و قانون هستی) و نسبت آن با شناخت «خود» (آتمن) و «اصل مطلق وجود» (برهمن)، به دستهبندی سنتی مکاتب فلسفی هند میپردازد. مکاتبی که به دو شاخه بزرگ تقسیم میشوند: آستیکهها (وداباوران): مانند نیایه (منطق)، ویشیشکه (طبیعیات)، سانکهیه (جهانشناسی)، یوگه (روانشناسی و سلوک)، میمانسا (اصالت صوت و آیین) و ودانته (حکمت الهی). شاخه دیگر ناستیکهها (وداناباوران): مکاتبی که مرجعیت متون ودایی را نمیپذیرند، چون چارواکه (مکتب مادیگرا)، آجیویکه (مکتب زهد و ریاضت)، جینه و بودایی... در کنار بررسی دقیق هر مکتب، مؤلفان به پیوستگی تاریخی، گفتوگوی میان نحلهها و نقش این نظامهای فکری در شکلگیری عرفان، اخلاق و کلام هندی پرداختهاند. در نگارش این اثر سه پژوهشگر برجسته حوزه فلسفه و ادیان همکاری داشتهاند: ارسطو میرایی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان، محمدرضا عدلی و محبوبه هادینا.
جلد پنجم در واقع تصویری جامع، مستند و فلسفی از منظومه فکری هند ارائه میدهد؛ منظومهای که در آن، عقل و اشراق، برهان و مراقبه، دین و فلسفه در پیوندی شگفتانگیز به وحدت میرسند و خواننده از فلسفه جینه، بودایی، هندویی، نمایه اشخاص، نمایه اصطلاحات و مکاتب و مکانها آگاهی مییابد.
انتهای پیام/