چرا زنان ایرانی آرایش میکنند؟
جامعه
130073
در جهان امروز، تصویر ذهنی زنان از بدن خود بیش از هر زمان دیگری زیر سایۀ مطلوب زیبایی قرار گرفته است. آنچه ما از کودکی در رسانهها، تبلیغات و فرهنگ جامعه دربارۀ زیبا بودن میآموزیم، به شکل مستقیم در نگاه ما به بدنمان اثر میگذارد.
ایران آنلاین: زندگی روزمره زنان در ایران بازتابی از تعامل پیچیده میان فرصتها و محدودیتهاست؛ فضایی که هم امکان رشد و مشارکت را فراهم میکند و هم با چالشهای ساختاری، اجتماعی و فرهنگی مواجهه است. زنان امروز با نقشهای متنوع در خانواده، محیط کار و جامعه، با واقعیتهایی روبهرو هستند که گاه محدودیتها را برجسته میکند و گاه توانمندیها و خلاقیتهای آنها را به نمایش میگذارد. تحلیل این واقعیتها نه تنها تصویری دقیقتر از وضعیت زنان ارائه میدهد بلکه نشان میدهد که قوانین، سنتها و فرهنگ عمومی چگونه زندگی روزمره آنها را شکل میدهند.
به گزارش ایرنا، این ضرورت باعث شد تا پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «زندگی روزمره زنان در ایران امروز؛ چالشها و فرصتها» به شناسایی و تحلیل وضعیت پیشروی زنان ایرانی در جامعه معاصر بپردازد. محورهای اصلی بررسی شامل حقوق قانونی و سیاسی، وضعیت اقتصادی، ابعاد اجتماعی و فرهنگی، سلامت و امنیت و نحوه نمایش زنان در رسانهها و فرهنگ عمومی است. با بهرهگیری از مصاحبهها، گزارشهای پژوهشی و دادههای میدانی، این پرونده تصویری جامع و واقعگرایانه از زندگی زنان امروز ارائه میدهد و مسیرهای احتمالی برای ارتقای مشارکت و توانمندسازی آنها را روشن میسازد.
«انتخابی که نباید اجبار باشد؛ اشتغال یا مادری؟»، «از سکوت تا صدا؛ روایت زنان در سینمای ایران»، «هزارش ماتم و یک دم عروسی» و «روایت زنانی که در فضای آنلاین، شغل ساختند» گزارشهایی است که تاکنون در ارتباط با این پرونده منتشر شده است. در گزارش پیشرو پژوهشگر ایرنا به بررسی مقالهای با عنوان «کنکاشی در برداشت زنان از معانی آرایش و زیبایی» [۱] پرداخته است. در ادامه گزیدهای از این مقاله علمی را میخوانیم؛
آرایش، قدرتی شکننده در جوامع مردسالار
در سالهای اخیر، به نظر میرسد توجه و علاقه افراد به بدن خود بیش از گذشته افزایش یافته است. بدن دیگر صرفاً یک موجودیت زیستی نیست، بلکه به عنوان بخشی از مفهوم «خود» و عنصری هویتی، کارکردی و ساختاری در زندگی فردی و اجتماعی انسان معنا مییابد. بدن بستری است که امکان تعامل با جهان پیرامون و دیگر افراد را فراهم میکند و در فرآیند ارتباطات روزمره، نقشی اساسی در بازنمایی فرد ایفا مینماید. اهمیت این موضوع زمانی برجستهتر میشود که پدیدۀ جامعۀ مصرفی و الگوهای مصرفگرایی را نیز در نظر بگیریم. در چنین زمینهای، بدن به عرصهای تبدیل میشود که نه تنها بازتابدهندۀ هویت شخصی است، بلکه میتواند بیانگر سبکهای زندگی و نگرشهای فرهنگی باشد؛ امری که ساختار تعاملات اجتماعی را تحت تأثیر تجارب زیستۀ افراد قرار میدهد. در همین ارتباط در مقاله حاضر مفهوم آرایش و زیبایی از دیدگاه زنان مورد بررسی قرار گرفته است.
برای پژوهش با ۳۵ نفر از خانمهای ۱۸ تا ۳۹ ساله با میانگین سنی ۲۵.۳ سال مصاحبه شده است. حداقل تحصیلات این افراد سیکل و حداکثر دکتری بوده اما به طور متوسط تحصیلات بیشتر پاسخگویان کارشناسی بوده است.
در جوامعی که تفکیک جنسیتی شدیدتر است، فشار اجتماعی برای تطبیق با معیارهای زیبایی بیشتر متوجه زنان میشود. در چنین فضاهایی، بدن زنان نه فقط بخشی از هویت فردی آنها، بلکه ابزاری برای قضاوت اجتماعی به شمار میآید. در گذشته، آرایش شاید نشانهای از سن بالا یا پوشاندن نقصها بود، اما امروز به ضرورتی روزمره و اجتماعی برای بسیاری از زنان به ویژه دختران جوان تبدیل شده است.
پژوهشها نشان میدهد که ظاهر فیزیکی میتواند در فرصتهای اجتماعی زنان از اشتغال و ازدواج گرفته تا جایگاه اجتماعی نقش تعیینکنندهای داشته باشد. بسیاری از مشاغلی که زنان در آن حضور دارند، مانند منشیگری، بازاریابی، مهمانداری یا فروشندگی به نوعی با ظاهر مناسب گره خورده است.
از نگاه برخی پژوهشگران، زیبایی نوعی قدرت اجتماعی است؛ قدرتی که زنان از آن برای پیشرفت و دستیابی به فرصتهای بهتر استفاده میکنند اما این قدرت، همانطور که جامعهشناس میلر اشاره میکند، شکننده است. او میگوید زنانی که تنها بر زیبایی به عنوان ابزار بقا تکیه میکنند، در گذر زمان و با تغییرات طبیعی بدن، این امتیاز را از دست میدهند و در نتیجه در معرض کاهش منزلت اجتماعی و آسیبپذیری در دوران میانسالی و سالمندی قرار میگیرند.
زنانی که نتوانند یا نخواهند با الگوهای زیبایی رایج همسو شوند، گاه از سوی جامعه متفاوت یا حتی طرد شده تلقی میشوند. به همین دلیل، بسیاری از زنان وقت، هزینه و انرژی زیادی را صرف نزدیک شدن به تصویری میکنند که جامعه آن را زیبا میداند.
در گذشته، آرایش شاید نشانهای از سن بالا یا پوشاندن نقصها بود، اما امروز به ضرورتی روزمره و اجتماعی برای بسیاری از زنان به ویژه دختران جوان تبدیل شده است. آمارها نشان میدهد که موج استفاده از لوازم آرایشی در میان زنان در سراسر جهان از جمله ایران در حال افزایش است. با این حال، همزمان نارضایتی از بدن نیز در میان آنان بیشتر شده است.
جایگاه آرایش در زندگی روزمره زنان
مقاله «کنکاشی در برداشت زنان از معانی آرایش و زیبایی» نشان میدهد آرایش برای بسیاری از زنان، رفتاری آگاهانه و برنامهریزی شده در بستر زندگی روزمره است. تصمیم درباره میزان و نوع آرایش نه به صورت تصادفی، بلکه در تعامل با شرایط محیطی و اجتماعی اتخاذ میشود. نوع فعالیت، محل حضور و موقعیت اجتماعی از جمله عوامل تعیینکنندهاند؛ به گونهای که زنان برای رفتن به دانشگاه، محل کار، مهمانی یا حتی خرید روزانه، سطح متفاوتی از آرایش را انتخاب میکنند. این انتخابها نشان میدهد آرایش برای زنان ابزاری برای سازگاری با موقعیتهای گوناگون و پاسخی به انتظارات اجتماعی محیط است.
از سوی دیگر عواملی چون آشنا یا غریبه بودن فضا، پایداری یا ناپایداری جمع و جنس مخاطب در تصمیمگیری زنان درباره آرایش نقش مهمی دارد. حضور در فضاهای کاری خصوصی یا مناطق مرفهتر، معمولاً با آرایش بیشتر همراه است؛ در حالی که در محیطهای زنانه یا جمعهای ناپایدار میزان آرایش کاهش مییابد. در واقع آرایش در زندگی روزمره زنان نه فقط وسیلهای برای زیباتر دیده شدن، بلکه شکلی از مدیریت ارتباطات اجتماعی و بیان موقعیت فرهنگی و شخصی است. این رفتار به زنان امکان میدهد تا خود را با هنجارهای اجتماعی منطبق کنند و حضورشان را در فضاهای گوناگون معنادارتر سازند.
معانی آرایش از نگاه زنان؛ از زیبایی تا اعتمادبهنفس
پژوهش نشان میدهد آرایش از نگاه زنان تنها عملی برای زیباتر شدن نیست، بلکه مفهومی چندوجهی دارد که با احساسات، هویت فردی و موقعیت اجتماعی آنان گره خورده است. بسیاری از زنان شرکتکننده در پژوهش، آرایش را پیش از هر چیز ابزاری برای زیبایی و زیباتر دیده شدن میدانند؛ راهی برای تأکید بر ویژگیهای چهره و نمایش آراستگی ظاهری.
در کنار این معنا، گروهی از پاسخگویان، آرایش را نمادی از پاکیزگی و نظم ظاهری میدانند. به باور آنها، وقتی فرد برای ظاهر خود وقت میگذارد، احساس تمیزی، آراستگی و کنترل بر خویش پیدا میکند؛ گویی با آرایش کردن، انرژی منفی و حس بینظمی را از خود دور میسازد.
برای برخی دیگر، آرایش وسیلهای برای ایجاد تنوع و لذت است؛ آنها از تغییر چهره خود لذت میبرند و آن را راهی برای رهایی از تکرار و یکنواختی روزمره میدانند. از دید این گروه، آرایش نه ضرورت، بلکه نوعی بازی با رنگها و شکلهاست که به زندگی روزمره شادی و تازگی میبخشد.
بخشی از زنان، آرایش را ابزاری برای بهبود وضعیت روحی و افزایش اعتمادبهنفس توصیف کردهاند. آنها باور دارند که در روزهای غمگین یا هنگام کاهش انرژی، آرایش میتواند حال روحیشان را بهتر کند و احساس رضایت از خود را بالا ببرد.
بهطور کلی نتایج این پژوهش نشان میدهد تعریف زنان از آرایش با هدف آنها در هم تنیده است. کسی که به دنبال زیبایی است، آرایش را ابزار زیباتر شدن میبیند؛ کسی که به دنبال نشاط است، آن را منبع لذت و تغییر روحیه میداند. در واقع، هدف، معنا را میسازد و همین باعث میشود آرایش برای هر زن معنای خاص خود را داشته باشد. آرایش از نگاه زنان تنها عملی برای زیباتر شدن نیست، بلکه مفهومی چندوجهی دارد که با احساسات، هویت فردی و موقعیت اجتماعی آنان گره خورده است.
وقتی آرایش فقط زیبایی نیست؛ زبانی برای بقا در جامعه
پژوهشها نشان میدهد که آرایش برای بسیاری از زنان، دیگر صرفاً تلاشی برای زیباتر شدن نیست، بلکه رفتاری اجتماعی و فرهنگی است که با هنجارها، روابط و انتظارات جامعه گره خورده است. یکی از دلایل اصلی گرایش به آرایش، افزایش سرمایه اجتماعی است؛ زنانی که خود را آراستهتر میکنند، احساس میکنند در ارتباط با دیگران پذیرفتهترند، روابطشان گستردهتر میشود و در جمعها حضور مؤثرتری دارند.
از سوی دیگر، آرایش برای برخی به معنای افزایش شانس دستیابی به فرصتهای اجتماعی است از ازدواج گرفته تا اشتغال و موفقیتهای فردی. به باور آنان در جامعهای که ظاهر تأثیر مستقیم بر قضاوتها دارد، آراستگی میتواند مسیر پیشرفت را هموارتر کند.
در عین حال، همنوایی با جماعت و تبدیل آرایش به سبک زندگی از دیگر دلایل پررنگ در رفتار آرایشی زنان است. برخی برای پرهیز از تمسخر یا طرد اجتماعی، خود را با معیارهای رایج هماهنگ میکنند و آرایش را نوعی "رمز عضویت در اجتماع" میدانند. این فشار اجتماعی باعث شده است آرایش در فرهنگ روزمره به هنجاری پذیرفتهشده تبدیل شود؛ تا جایی که نداشتن آرایش، نشانه بیتوجهی یا حتی متفاوت بودن تلقی میشود. برای بسیاری از زنان امروز، آرایش نه تنها آینهی زیبایی، بلکه ابزاری برای حفظ جایگاه، جلب پذیرش و بقا در جامعهای پر از نگاه و قضاوت است.
آرایش؛ چهرهای تازه از خود
اگر تا دیروز آرایش صرفاً راهی برای زیباتر شدن تلقی میشد، امروز بسیاری از زنان آن را ابزاری برای ساختن و بازتعریف خویشتن میدانند. در گفتوگوهای انجام شده، گروهی از زنان گفتهاند که با آرایش، «هویتی تازه» برای خود میسازند؛ چهرهای که دوست دارند دیگران بشناسند و خود نیز با آن احساس تعلق و قدرت بیشتری دارند. برای این زنان، آرایش نوعی بازآفرینی است فرصتی برای نزدیک شدن به «خودِ آرمانی» و فاصله گرفتن از چهرهای که شاید آن را بازتاب واقعی شخصیتشان نمیدانند.
در مقابل، گروهی دیگر آرایش را نه برای ساختن، بلکه برای «پنهان کردن» خود به کار میبرند. برای آنان، لایهای از رنگ و سایه، نقابی است برای فرار از قضاوتهای اجتماعی و نگاههایی که هویت و پیشینهشان را محدود میکند. زنی روستایی میگوید: «آرایش میکنم تا کسی متوجه نشود اهل کجایم» روایتی تلخ از تلاش برای پذیرفته شدن در جامعهای که ظاهر را معیار قضاوت قرار داده است.
در این میان، برخی نیز آرایش را بیانی از قدرت فردی و خلاقیت شخصی میدانند. آنها بدن خود را عرصهای برای تصمیمگیری و کنترل میبینند، جایی که میتوانند در آن نقشآفرینی کنند؛ حتی اگر در عرصه اجتماعی امکان بروز قدرت نداشته باشند. برای این زنان، آرایش ابزاری است برای بازپسگیری اختیار بر بدن و هویتشان؛ کنشی کوچک اما معنادار در برابر محدودیتهای بزرگ.
اعتیاد به زیبایی؛ وقتی آرایش به مصرف بیپایان بدل میشود
در عصر رسانههای جمعی، به ویژه رسانههای غربی، تصویر بدنهای لاغر، جوان و ایدئال به یکی از معیارهای نانوشته زیبایی تبدیل شده است. بسیاری از زنان و دختران جوان، در مواجهه با این استانداردها، احساس کمبود میکنند و تلاش برای رسیدن به «ایدئال زیبایی» باعث فشارهای روانی و کاهش عزت نفس میشود. پژوهشها نشان میدهند قرار گرفتن مداوم در معرض بدنهای ایدئال رسانهای، میتواند زمینهساز افسردگی و نارضایتی از ظاهر شود.
بسیاری از افرادی که آرایش و جراحی زیبایی انجام میدهند، تجربهای نزدیک به وسواس دارند؛ برایشان آرایش تبدیل به عادت روزانهای میشود که اگر اجرا نشود، احساس افسردگی و ناکافی بودن به سراغشان میآید. یکی از پاسخگویان میگوید: «نوعی عادت و وسواس است و اگر هر روز آرایش نکنم، احساس افسردگی بدی دارم» (تمنا، ۲۲ ساله).
این مصرف مداوم، ریشه در میل به زیباییای دارد که در دسترس نیست؛ زیباییای که هنرپیشهها و چهرههای رسانهای دارند اما برای زنان عادی دور از دسترس است. نتیجه، یک چرخه بیپایان است: هرچه بیشتر مصرف کنند، عطششان برای مصرف بیشتر افزایش مییابد. پژوهشگران این پدیده را «اعتیاد پستمدرن به زیبایی» مینامند؛ اعتیادی که زنان را وادار میکند همواره در تلاش برای رسیدن به آرمانهای زیبایی باشند، حتی اگر دستاوردی جز «لذتی اندوهناک» نداشته باشد.
یکی از دانشجویان پزشکی میگوید: «جوانان فکر میکنند خودشان انتخاب میکنند، اما واقعیت این است که همه تصمیمها قبلاً گرفته شدهاند» (نیلوفر، ۲۷ ساله) . این جمله، تلخ اما گویا، نشان میدهد که آرایش و مصرف زیبایی نه فقط انتخاب فردی، بلکه محصول فشارهای فرهنگی و رسانهای جامعه است. رسانهها زیبایی را به کالایی تبدیل کردهاند که زنان برای دستیابی به آن باید مصرف کنند بیوقفه و بیپایان. و شاید همین جاست که آرایش، از ابزار بقا، به نشانهای از اضطراب اجتماعی بدل میشود.
نتایج پژوهش
نتایج پژوهش میلاد پوررجبی و همکاران نشان میدهد آرایش و زیبایی برای بسیاری از زنان ایرانی تنها یک عادت روزانه نیست، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی و شیوه حضور آنها در جامعه است.
در این مطالعه، زنان شرکتکننده از دلایل مختلفی برای گرایش به آرایش سخن گفتهاند؛ از تأثیرگذاری مثبت بر دیگران و افزایش اعتماد به نفس گرفته تا هماهنگی با محیطهای کاری و اجتماعی. به گفته پژوهشگران، زنان نوع و میزان آرایش خود را بر اساس موقعیت، نوع مکان و مخاطبان تنظیم میکنند. برای مثال حضور در محیطهای کاری رسمی یا فضاهای اجتماعی خاص معمولاً با آرایش بیشتر همراه است.
پژوهش نشان میدهد گرچه فشارهای فرهنگی و اجتماعی بر زنان در زمینه ظاهر وجود دارد، اما بسیاری از آنها هنوز در انتخاب سبک آراستگی خود آزادانه تصمیم میگیرند و از آرایش به عنوان ابزاری برای نمایش شخصیت و حضور فعال در جامعه استفاده میکنند.
در واقع، رسانهها زیبایی را به کالایی تبدیل کردهاند که زنان برای دستیابی به آن باید مصرف کنند بیوقفه و بیپایان. و شاید همین جاست که آرایش، از ابزار بقا، به نشانهای از اضطراب اجتماعی بدل میشود.
به باور پژوهشگران، بخش زیادی از مصرف آرایشی نه فقط نتیجه فشار تبلیغات تجاری، بلکه حاصل نیاز به پذیرش اجتماعی است. آنها تأکید دارند که باید در کنار کنترل مصرفگرایی، به بازتعریف مفهوم زیبایی توجه شود تا ظاهر بیرونی تنها معیار ارزشگذاری افراد نباشد. به طور کلی تحلیل مصاحبهها پژوهش حاضر نشان میدهد زنان آرایش را برای اهداف گوناگونی انجام میدهند؛ از جمله:
- افزایش سرمایه اجتماعی (بهبود جایگاه و پذیرش در جمعها)
- همنوایی با گروهها و هنجارهای اجتماعی
- ساخت هویت جدید یا خود آرمانی
- افزایش اعتماد به نفس و احساس توانمندی فردی.
انتهای پیام/