وحید جلالزاده، معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه در گفتوگو با «ایران»:
دیپلماسی استانی، ابزارسازی هوشمند برای تقویت سیاست خارجی است
سیاست
130174
وحید جلالزاده، معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه، سیاست خارجی را مجموعهای از رفت وآمدهای زنده در جغرافیای واقعی کشور میبیند که به تعبیر او «در استانهاست که جان میگیرد و معنا پیدا میکند».
ایران آنلاین: جلالزاده در گفتوگویی کوتاه با «ایران» درباره دیپلماسی استانی با اشاره به اینکه اجرای سیاست همسایگی در نقطه اتصال مرزها، بازارچهها، بنادر و مناطق آزاد شکل میگیرد، توضیح میدهد چگونه دیپلماسی زمانی که به سطح اجرایی و مردمی پیوند زده میشود، به تجربهای ملموس در زیست روزمره مردم تبدیل میگردد. او میگوید این همان موقعی است که استانداران، فعالان اقتصادی و اتاقهای بازرگانی در هماهنگی با وزارت خارجه میتوانند مستقیماً با طرفهای خارجی گفتوگو کنند و دیپلماسی استانی را به ابزاری دوگانه برای تقویت دیپلماسی ملی و پیشبرد توسعه محلی بدل سازند.
با توجه به نقش روزافزون مؤلفههای اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در سطوح محلی، دیپلماسی استانی چگونه میتواند بهعنوان یک «سازوکار مکمل» در معماری سیاست خارجی ایران عمل کند و چه پیش شرطهای نهادی، حقوقی و مدیریتی برای تبدیل این رویکرد از یک ابتکار پراکنده به یک الگوی پایدار و کارآمد در تعاملات منطقهای و فرامنطقهای ضروری است؟
در سالهای اخیر تحولات منطقهای و تغییرات سریع در عرصه اقتصاد جهانی، دستگاه سیاست خارجی را ناگزیر ساخته تا سازوکارهای تازهای برای تحقق اهداف ملی بیابد. یکی از این سازوکارهای نو که از دل تجربههای جهانی و اقتضائات داخلی ایران برآمده، «دیپلماسی استانی» است؛ رویکردی که میکوشد پیوند میان ظرفیتهای بومی استانها و جهتگیریهای کلان سیاست خارجی را تقویت کند. سیاست خارجی امروز دیگر فقط در سالنهای مذاکره پایتختها رقم نمیخورد. اقتصاد، فرهنگ، ترانزیت و حتی امنیت ملی در بسترهای محلی و منطقهای شکل میگیرند. از همین رو، دیپلماسی استانی نه بدیل وزارت خارجه است و نه تکرار وظایف آن بلکه ابزاری است برای تحقق عملی همان اهدافی که در سطح ملی طراحی میشود. وزارت خارجه سیاست را تدوین میکند، اما اجرای آن در میدان استانها معنا مییابد. اگر سیاست همسایگی در تهران تدوین شود اما در خراسان، آذربایجان یا سیستانوبلوچستان به عمل نرسد، بخش مهمی از ظرفیت کشور در تعامل با پیرامون خود بلااستفاده میماند.
دیپلماسی استانی در چهارچوب نقشآفرینی استانها چگونه میتواند به گونهای نظام مند و هماهنگ با سیاست خارجی ملی طراحی شود تا با جلوگیری از موازیکاری نهادی، بیشترین اثرگذاری را بر توسعه محلی و تحکیم روابط با همسایگان داشته باشد؟
در واقع، بخش مهمی از اجرای سیاست همسایگی در استانها معنا پیدا میکند؛ همانجایی که اقتصاد واقعی کشور جریان دارد و دیپلماسی از سطح رسمی به سطح اجرایی و مردمی منتقل میشود. بسیاری از فرصتهای تعامل با همسایگان نه در ساختمانهای اداری، بلکه در مرزها، بازارچهها، بنادر و مناطق آزاد شکل میگیرند. وقتی استاندار، فعال اقتصادی و اتاق بازرگانی یک استان بتوانند در هماهنگی با دستگاه دیپلماسی کشور ارتباط مستقیمی با طرفهای خارجی برقرار کنند، سیاست خارجی از یک مفهوم کلی به تجربهای ملموس در زندگی مردم تبدیل میشود. این همان نقطهای است که دیپلماسی استانی، همزمان به تقویت دیپلماسی ملی و توسعه محلی کمک میکند.
با توجه به تجربههای برخی کشورهای خارجی در واگذاری اجرای بخشهایی از سیاست خارجی اقتصادی به سطوح محلی، ایران چه درسهایی میتواند از این الگوها برای تقویت دیپلماسی استانی و افزایش نفوذ منطقهای خود استخراج کند؟
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که حضور فعال مناطق و استانها در تعاملات خارجی، نه تهدیدی برای انسجام ملی، بلکه عامل رشد متوازن و افزایش نفوذ منطقهای است. از چین و روسیه گرفته تا آلمان، کانادا و هند الگوهای موفقی از واگذاری اجرای سیاست خارجی اقتصادی به سطوح محلی وجود دارد. در همه این کشورها، دولت مرکزی سیاستگذار باقی مانده، اما استانها و ایالتها در اجرا نقشآفرین شدهاند؛ همان منطقی که امروز دیپلماسی استانی در ایران دنبال میکند.
با توجه به شکلگیری نشستهای دیپلماسی استانی، این الگو چگونه میتواند به یک مدل پایدار و قابل تعمیم برای تقویت ارتباط استانها با دیپلماسی ملی و افزایش تعاملات اقتصادی با همسایگان تبدیل شود؟
در ایران نیز همین مسیر در حال نهادینه شدن است. پس از اولین همایش دیپلماسی استانی در شیراز، دومین نشست منطقهای با محوریت استانهای شرقی کشور در مشهد برگزار شد. این نشستها فرصتی برای گفتوگوی مستقیم میان استانداران، سفرای ایران در کشورهای همسایه و فعالان بخش خصوصی فراهم میکند. حضور گسترده بخش خصوصی در این نشستها نیز ضامن آن است که تصمیمات صرفاً اداری نماند و به مرحله اجرا برسد. تجربه موفق خراسان رضوی که در نیمه اول سالجاری رشد ۳۶ درصدی صادرات را گذراند، نمونهای روشن از تأثیر این رویکرد است.
در چهارچوب سیاست «تفویض اختیارات» و تمرکززدایی هوشمند که استانداران را به بازیگران میدانی کمیسیونهای مشترک با همسایگان تبدیل میکند، ایران چگونه میتواند اطمینان یابد که این واگذاری، بهجای تولید ناهماهنگی به تقویت سیاست همسایگی و تبدیل ظرفیتهای استانی به فرصتهای راهبردی منجر شود؟
بخش مهمی از این سیاست، تفویض تدریجی اختیارات به استانهاست. دولت مصوب کرده است که استانداران در بسیاری از کمیسیونهای مشترک با کشورهای همسایه نقش جانشین وزیر را داشته باشند و دبیرخانههای اجرایی این کمیسیونها در استانها مستقر شوند. بهاینترتیب، تصمیماتی که در تهران اتخاذ میشود با درک دقیقتر از واقعیتهای میدانی و نیازهای محلی اجرا میشود. این همان چیزی است که از آن بهعنوان «تمرکززدایی هوشمند» یاد میکنیم؛ سیاستگذاری متمرکز، اجرای غیرمتمرکز، با هماهنگی کامل ملی.
در واقع، دیپلماسی استانی را میتوان بهعنوان یک تلاش هدفمند و راهبردی برای شناسایی، سازماندهی و فعالسازی انرژیها و ظرفیتهای متراکم موجود در استانها تعریف کرد. هدف این رویکرد آن است که این انرژیها و قابلیتها به جای ایجاد چالش، به فرصتهایی عملی و اثرگذار برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک بدل شوند. خراسان بزرگ نمونهای بارز و روشن از این ظرفیتها محسوب میشود؛ استانی که به واسطه تاریخ غنی و تمدن پرشکوه خود، شبکههای تجاری و مسیرهای ترانزیتی مهم و همچنین موقعیت استراتژیک همجواری با کشورهای پرجمعیت و در حال رشد منطقه به یکی از گرههای حیاتی و کلیدی در اجرای سیاست همسایگی و دیپلماسی استانی ایران تبدیل شده است. این ترکیب منحصر به فرد از ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی، خراسان را به سکویی برای پیوند سیاستهای ملی با واقعیتهای محلی و منطقهای بدل کرده و نشان میدهد که چگونه دیپلماسی استانی میتواند نقش یک ابزار عملی و اثرگذار را در تحقق اهداف کلان کشور ایفا کند.
بــــرش
با توجه به پیوند عمودی میان سیاست همسایگی و دیپلماسی استانی ، چگونه میتوان یک الگوی نهادی کارآمد طراحی کرد که «چرایی» ملی را با «چگونگی» اجرایی در استانهای مرزی همراستا سازد؟
از منظر ساختاری سیاست همسایگی و دیپلماسی استانی رابطهای عمودی دارند. سیاست همسایگی پاسخ به «چرایی» و «جهتگیری» روابط ایران با کشورهای پیرامونی است، اما دیپلماسی استانی پاسخ به «چگونگی» و «سازوکار تحقق» این روابط است. از تجارت مرزی گرفته تا گردشگری سلامت، از حملونقل و ترانزیت تا همکاریهای فرهنگی و دانشگاهی، میدان اجرای سیاست همسایگی در استانهای مرزی است. وقتی یک بیمارستان در مشهد بهعنوان پایلوت گردشگری سلامت برای بیماران آسیای مرکزی آغاز به کار میکند، یا یک منطقه آزاد در شرق کشور میزبان سرمایهگذاران افغانستانی میشود، این یعنی سیاست خارجی در زمین استانها به بار نشسته است.
انتهای پیام/