رفاقتهای پنهان در دیوارهای خوابگاه: نگاهی به سریال «دشتستان»
هنر
130590
در عرصه پررقابت تلویزیون ایران، جایی که سریالها اغلب به مثابه آینهای از واقعیتهای روزمره عمل میکنند، «دشتستان» به کارگردانی امیر بشیری، همچون نسیمی تازه در فصل پاییز ۱۴۰۴، از ۱۰ آبانماه بر آنتن شبکه یک سیما میوزد.
ایران آنلاین: این سریال ۳۰ قسمتی، که تهیهکنندگیاش بر عهده آرمان زرینکوب و نویسندگیاش را محمد نقایی بر عهده دارد، نه تنها روایتی طنزآمیز از زندگی چند جوان دانشجو در یک خوابگاه پسرانه است، بلکه کاوشی عمیق در تفاوتهای نسلی و تعاملات انسانی میان آنهاست. بشیری، کارگردانی که پیش از این تجربه موفقی با تئاتر «کلنل» داشت، تا به حال ساخت چندین فیلم کوتاه و تله فیلم را در کارنامه خود دارد و این بار سرغ داستان «دشتستان» که در دل یک خوابگاه پسرانه قدیمی در تهران معاصر میگذرد، رفته است. جایی که چند جوان از طبقه فرهنگی و اجتماعی متفاوت، زیر یک سقف جمع شدهاند.
دشتستان، رویکردی نوین در زمینه اجتماعی دارد و به جای کلیشههای تکراری سریالهای دانشجویی، با زبانی دراماتیک و طنز به دغدغههای نسل امروز نفوذ میکند و نشان میدهد که چگونه شکافهای نسلی میتواند به جای جدایی، به پلی برای همدلی و رشد تبدیل شود. «دشتستان» موقعیتهایی کاملاً قابل باور را پیش روی مخاطب میچیند؛ موقعیتهایی که هر دانشجویی، از ساکنان خوابگاههای شلوغ تهران تا والدینی که فرزندانشان را به دانشگاه سپردهاند، در آنها سایهای از زندگی خویش میبیند.
دشتستان از ساختار روایی هوشمندانه استفاده کرده است و بازیگری درخشان آن – حتی از سوی چهرههای کمتر شناختهشده – دارای پیامی الهامبخش در باب توانمندسازی و تعامل میان دو نسل مختلف است.
یکی از نقاط قوت کلیدی «دشتستان»، پرداخت دراماتیک به دغدغههای جوانان است. صحنهای که در آن، آدمهایی از دو نسل متفاوت دور یک سفره ساده که می تواند نماد همدلی باشد، جمع میشوند و گفتگو میکنند و از خاطرت و مشکلاتشان میگویند. موقعیتهای که نه تنها دراماتیک است، بلکه عمیقاً احساسی است.
سریال، با ترکیب طنز فانتزی – همچون صحنههای خیالی خوابگاه که به دشتی بیانتها تبدیل میشود – نشان میدهد که جوانی، نه دورهای از آشفتگی، بلکه بستری برای نوآوری است.
از منظر کارگردانی، «دشتستان» اثری خلاقانه در دکوپاژ و ریتم روایی است و از تکنیکهای سینمایی برای ایجاد عمق بصری بهره میبرد. دوربین، اغلب پویاست.
پیام مرکزی «دشتستان»، در باب توانمندسازی جوانان، همچون نخ تسبیحی است که تمام قسمتها را به هم میپیوندد و از دیدگاه سینمایی، این سریال، فراتر از تلویزیون، به سینمای جوانپسند ایران نزدیک میشود. مقایسهاش با «روزگار جوانی» قدیمی، در پرداخت رفاقتهای خوابگاهی، یا «قصههای شهری» رخشان بنیاعتماد، در کاوش لایههای اجتماعی، خالی از لطف نیست. اما بشیری، با طنز فانتزی و ریتم تند، آن را برای مخاطب عام جذاب میکند.
در نهایت، «دشتستان» نه تنها یک سریال، بلکه مانیفستی است: برای شنیدن صدای جوانان، برای پل زدن میان نسلها، و برای ساختن آیندهای که در آن، خوابگاهها، دشتهایی از امید باشند. اگر به دنبال اثری هستید که بخنداند، بگریاند و بیندیشاند، این سریال، در دیوارهای خاکستری خوابگاه، نوری از رفاقت میتاباند.
انتهای پیام/