گفتوگو با کارگردان پرفورمنس موسیقی «هورشید» که در برج آزادی روی صحنه رفت؛
بازخوانی روایت زنانه از ژرفای شاهنامه
هنر
130893
پرفورمنس موسیقی «هورشید» ویژه بانوان به نویسندگی و کارگردانی گلنار راحتینویر و با تهیهکنندگی سروش کریمینژاد با حضور ۳۵ هنرمند، ۱۶ و۲۳ آبانماه در سالن اصلی برج آزادی روی صحنه رفت.
سعیده احسانیراد - گروه فرهنگی: این اثر نمایشی، بازخوانی روایتی زنانه از ژرفای شاهنامه است؛ بازتابی از عشق، ازخودگذشتگی و نقش مؤثر زنان در گذر تاریخ است، تمایز این اثر در آن است که از مرزهای صرفِ زیباییشناسی بصری عبور کرده و با بهرهگیری از مدیومهای متنوع، تجربهای چندلایه و تأملبرانگیز را پیش روی مخاطب میگشاید، تجربهای که او را به تأملی عمیقتر در معنا، عشق و حضور زنانه فرامیخواند.
گلنار راحتینویر سرپرست گروه شانار و کارگردان پرفورمنس هورشید در گفتوگو با «ایران» درباره اجرای این پرفورمنس در برج آزادی به سؤالات اینطور پاسخ داد:
از چه زمانی تصمیم به اجرای پرفورمنس هورشید گرفتید؟
تصمیم به اجرای پرفورمنس «هورشید» زمانی شکل گرفت که به این نتیجه رسیدم باید اثری متفاوت و خلاقانه در حوزه اجراهای ویژه بانوان تولید کنم. برای یافتن ایدهای شاخص، به سراغ منابع اصیل ایرانی رفتم و شاهنامه را الهامبخشترین منبع برای این پروژه یافتم.
اعضای این پرفورمنس را با چه معیاری انتخاب کردید؟
من بازیگران این پرفورمنس را انتخاب نکردم؛ ما در مسیر تمرین، سالها با هم ساخته شدیم. همه اعضای این گروه شاگردانم هستند، انگار آنها مرا برگزیدند، از همان ابتدا تصمیم گرفتم این پروژه بر پایه تداوم، وفاداری هنری و رشد مشترک شکل بگیرد. در واقع میتوان گفت این مسیر یک انتخاب دوطرفه بوده است. من تنها تلاش کردم همقدم و همروحشان بمانم. اکنون ۳۸ زن کنارم هستند؛ زنانی که برخی از آنها بیش از ۱۲ سال در این سفر هنری با من نفس کشیدهاند.
لباسها و اجرا چطور انتخاب و تطبیق داده شد؟
لباسهای ما فقط پوشش نبود؛ بخشی از بدن، ریتم و روایت بودند. طراحی این لباسها توسط خانم نازنین خسروی انجام شد؛ کسی که هم در تیم حرکت حضور دارد و هم با زبان بدن آشناست. او توانست مرز میان لباس و حرکت را کمرنگ کند؛ گویی حرکت در لباس جریان دارد و لباس، نفسِ حرکت را روایت میکند.
اجراها از شعرهای عام به موضوعات جدی مثل جنگ رسید؟
مسیر اجرا از حالوهوای شاد آغاز شد. در کنسرتهای ویژه بانوان معمولاً مخاطبان ژانر شاد را ترجیح میدهند، اما هدف من این بود که نشان دهم عواطف زنان تنها به شادی محدود نیست.
احساسات ما طیف گستردهای دارد و میتوان در فضای اجراهای بانوان، با درام و روایتهای جدی نیز مواجه شد. به همین دلیل موسیقیها بهتدریج سنگینتر شدند و روایت به سمت مضمونهای جدیتری مانند جنگ پیش رفت.
در اجراها تقابل فرشته و شیطان و انسانهای خوب و بد بهخوبی محسوس بود، در این باره توضیح دهید.
خوشحالم که این تقابل برای شما قابل دریافت بوده است. اما مایل هستم تأکید کنم هدف ما قضاوت یا دوگانهسازی کامل «خوب و بد» نبود، بلکه نشاندادن طیف و کشمکش درونی انسان بود. در نهایت پیام اثر نه روی تقابل، بلکه بر صلح متمرکز میشود؛ سفیر صلح ما در این روایت «هورشید» است.
چرا در این پرفورمنس به رقص عارفانه سماع بسیار پرداختید؟
در این پرفورمنس، سماع به دلیل پیوند عمیقش با معنویت، اتصال درونی و رهایی از فردیت مورد توجه قرار گرفت. سماع تنها یک رقص نیست؛ نوعی تجربه عرفانی و حرکتی است که بدن، روح و معنا را به یکدیگر نزدیک میکند. به همین دلیل این فرم حرکتی با مفاهیم مرکزی اثر ما هماهنگی داشت و حضور پررنگتری یافت.
اجراها چند نفره بودند و مرز بین رقص و پرفورمنس کجا بود؟
اجراها بهصورت گروهی و چندنفره طراحی شده بودند تا هویت جمعی، هماهنگی و تأثیرگذاری بیشتری ایجاد شود. درباره مرز بین رقص و پرفورمنس باید بگویم که ما عمداً خط جداسازی مشخصی تعریف نکردیم؛ در این پروژه، رقص زبان بیان بود و پرفورمنس بستر انتقال روایت و مفهوم. به همین دلیل این دو فرم در اجرا بهصورت سیال و تلفیقشده حضور داشتند.
به نظر شما محدودیت اجراهای زنان در سالنها چقدر کاهش یافته است؟
کاهش محدودیت را میتوان مثل باز شدن روزنهای کوچک در دیوار بلند دانست؛ روزنهای که نور را عبور میدهد، اما هنوز به پنجره تبدیل نشده است. ما زنان همچنان روی صحنه هستیم تا این روزنه را بزرگتر کنیم. برای رسیدن به شرایط حرفهای و عادلانهتر، نیاز به استمرار حمایت و پذیرفتن حضور زنان هنرمند در صحنه هستیم.
به نظر شما گروههایی مثل گروه شما برای رشد به چه حمایتهایی نیاز دارد؟
گروههایی مانند گروه ما برای رشد نیازمند حمایتهای مستمر و ساختاری هستند؛ از جمله دسترسی به فضاهای تمرین و اجرا، پشتیبانی مالی، دیدهشدن در رسانهها و حضور در جشنوارهها. ما نیازمند حمایتهای هدفمند، شامل بودجه، امکانات فنی، آموزشهای تخصصی و تغییر نگرش عمومی نسبت به حضور زنان در صحنه هستیم. بدون این بسترها، توان بالقوه گروهها به طور کامل شکوفا نمیشود. این حمایتها به ما امکان میدهد برنامهریزی بلندمدت داشته باشیم و کیفیت آثارمان را ارتقا دهیم.
برش
طراح لباس هورشید: به اقتضای قصه سراغ لباسهای عادی نرفتم
در پرفورمنس «هورشید» لباسها مخصوصاً لباسهای رقص سماع در بخشی از اجراهای تکنفره که لباسها بزرگتر از اندازه واقعیاش بود اجراها را دیدنیتر و قابل تحسین کرد. تمام لباسهای این پرفورمنس توسط نازنین خسروی طراحی و دوخته شده بود، او درباره چگونگی دوخت لباس و سختیهای کار اینطور پاسخ داد:
لباسها را چطور با اجراها طراحی و دوختید؟وقتی اجراهای بانوان را میدیدم درعین اینکه همیشه از زیبایی لباسها لذت میبردم، دغدغهام این بود که کاری متفاوت ارائه دهم. لباس رقص باید طوری طراحی شود که سبک و راحت باشد و بتواند زیبایی حرکات را هم نشان دهد. نمایش هورشید قصه داشت، پس نمیشد خیلی راحت برویم سراغ لباسهای عادی یا فولکلور. اینجا بود که از روی قصه طراحیها آرامآرام شکل گرفت. نکته مهمی که این اجرا داشت، این بود که رقصندهها باید بهسرعت لباس عوض میکردند، در بعضی صحنهها زیر یک دقیقه، پس مهمترین نکته در طراحیها این بود که سرعت تعویض لباسها در نظر گرفته شود.
چند دست لباس برای این اجرا دوختید؟برای این اجرا حدوداً ۱۲۰ دست لباس دوخته شد، البته بجز اکسسوریها که آنها هم جدا ساخته شد.
رنگ پارچهها را با چه معیاری انتخاب کردید و دوخت لباسها چقدر زمان برده است؟انتخاب رنگ لباسها بیشتر سلیقهای بود، البته متناسب با موضوع ولی هارمونی رنگها و چشمنواز بودنشان روی صحنه مهمترین معیار برای من بود. مثلاً در اپیزود رویا باید به ملایم بودن رنگها و درعین حال به تجملی که روی صحنه باید به چشم بیاید خیلی توجه شده بود.
برای تکتک صحنه بسیار فکر شده و خیلی از بخشهای لباسها کاملاً کار دست بود. در مورد زمان دوخت واقعاً نمیتوانم دقیق بگویم، بعضیها را خیلی سریع آماده میکردم که بچهها تعجب میکردند، برای بعضیها هم واقعاً زمان طولانی وقت صرف شد.
انتهای پیام/