چرا تصمیم ترامپ در از سر گیری آزمایش‌های هسته‌ای بیشتر به ضرر آمریکا خواهد بود ؟

درس‌های «لوس آلاموس»

جهان

132429
درس‌های «لوس آلاموس»

اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال ازسرگیری آزمایش‌های هسته‌ای آمریکا پس از بیش از سه دهه توقف، موجی از نگرانی‌های امنیتی و سیاسی در سطح جهانی را برانگیخته است. چنین اظهاراتی به اعتقاد کارشناسان، صدور سیگنال بازگشت آمریکا به آزمایش‌های هسته‌ای می‌تواند به‌مثابه شکستن سکوت یک نظام نسبتاً پایدار کنترل تسلیحات در جهان تلقی شود.

گروه جهان: اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال ازسرگیری آزمایش‌های هسته‌ای آمریکا پس از بیش از سه دهه توقف، موجی از نگرانی‌های امنیتی و سیاسی در سطح جهانی را برانگیخته است. چنین اظهاراتی پس از آن مطرح می‌شود که از اوایل دهه ۱۹۹۰ به این سو، روند توقف آزمایش‌های هسته‌ای در جهان تقریباً تثبیت شده است. به اعتقاد کارشناسان، صدور سیگنال بازگشت آمریکا به آزمایش‌های هسته‌ای می‌تواند به‌مثابه شکستن سکوت یک نظام نسبتاً پایدار کنترل تسلیحات در جهان تلقی شود.

دونالد ترامپ در ماه‌های گذشته چندین‌بار اقدام به ارسال سیگنال‌های هسته‌ای کرده است؛ از جمله اشاره به اعزام زیردریایی‌های مجهز به تسلیحات هسته‌ای به نزدیکی سواحل روسیه و طرح احتمال آغاز آزمایش‌های هسته‌ای پیش از دیدار با رئیس ‌جمهوری چین در کره‌جنوبی. تحلیلگران هشدار می‌دهند، از‌‌سرگیری آزمایش‌های انفجاری هسته‌ای یک نقطه‌عطف خطرناک است؛ اقدامی که می‌تواند ثبات استراتژیک را برهم زند، راه را برای یک مسابقه تسلیحاتی نوین باز کند و بازگشت به دوره‌ای از عدم‌شفافیت و رقابت تسلیحاتی منجر شود.

بازگشت احتمالی واشنگتن به آزمایش‌های هسته‌ای در شرایطی مطرح شده که آخرین توافق باقی‌مانده برای محدودسازی زرادخانه‌های هسته‌ای آمریکا و روسیه یعنی پیمان «استارت جدید» اوایل سال ۲۰۲۶ منقضی می‌شود. این تصمیم می‌تواند چین و روسیه را در موقعیتی قرار دهد که یا مجبور به واکنش شوند یا اینکه مشروعیت اظهارات قبلی‌شان درباره پایبندی به هنجارهای بین‌المللی زیر سؤال برود. ازسرگیری آزمایش‌های هسته‌ای خطر شکل‌گیری واکنش‌های زنجیره‌ای را به همراه دارد. باز کردن پرونده آزمایش‌های هسته‌ای پس از سه دهه خویشتنداری، فقط یک مسابقه تسلیحاتی دیگر نیست؛ بلکه موضوعی پیچیده‌تر، پرخطرتر و بسیار خطرناک‌تر از جنگ سرد است و تقریباً به سرنوشت بشریت مرتبط است.

زیگفرید هکر که استاد مرکز مطالعات منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در دانشکده انرژی هسته‌ای دانشگاه تگزاس و استاد بازنشسته دانشگاه استنفورد است، در مقاله‌ای مبسوط در «فارن افرز» استدلال کرده است فرمان ترامپ در بازگشت آزمایش هسته‌ای می‌تواند به نفع رقبای آمریکا تمام شود. در ادامه یادداشت این مدیر بازنشسته لوس آلاموس آمده است.

 

زیگفرید هکر، مدیر سابق آزمایشگاه  لوس آلاموس:
ماه گذشته، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، بحثی چند دهه‌ای درباره آزمایش‌های هسته‌ای را دوباره مطرح کرد. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «به دلیل برنامه‌های آزمایشی سایر کشورها، به وزارت جنگ دستور داده‌ام که آزمایش سلاح‌های هسته‌ای ما را به طور مساوی آغاز کند.»
ایالات متحده از ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۲ هیچ سلاح هسته‌ای را آزمایش نکرده است. وزیر انرژی آمریکا، کریس رایت به سرعت سعی کرد گفته ترامپ را پس بگیرد و در فاکس نیوز توضیح داد که منظور رئیس جمهوری آزمایش سیستم‌های پرتاب هسته‌ای بوده است، نه مواد منفجره. اما ترامپ بر منظور اصلی خود تأکید کرد و به برنامه ۶۰ دقیقه گفت که در پاسخ به انفجارهای هسته‌ای زیرزمینی مخفی ادعایی چین و روسیه، دستور از سرگیری آزمایش‌های هسته‌ای را داده است. او گفت: «آنها آزمایش‌ها را در زیرزمین انجام می‌دهند، جایی که مردم نمی‌دانند با آزمایش چه اتفاقی می‌افتد.»
مقامات اطلاعاتی در دولت اول ترامپ و دولت بایدن این سؤال را مطرح کردند که آیا دشمنان ایالات متحده، به ویژه چین و روسیه، مخفیانه سلاح‌های هسته‌ای را آزمایش می‌کنند یا خیر. هم پروژه ۲۰۲۵ بنیاد هریتیج و هم رابرت اوبراین مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، خواستار از سرگیری آزمایش‌ها شده‌اند تا اطمینان حاصل شود که زرادخانه هسته‌ای قدیمی ایالات متحده ایمن، مؤثر و قابل اعتماد است. ایالات متحده تقریباً ۳۷۰۰ سلاح هسته‌ای دارد که گمان می‌رود حدود ۱۷۷۰ مورد از آنها به صورت نظامی مستقر شده‌اند، اما همه این سلاح‌ها قبل از آخرین آزمایش ایالات متحده در سال ۱۹۹۲ تولید و آزمایش شده‌اند.
من عمیقاً با این بحث آشنا هستم. وقتی برای اولین بار در سال ۱۹۶۵ به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد تابستانی به آزمایشگاه علمی لوس آلاموس در نیومکزیکو آمدم، ایالات متحده بیش از ۴۰۰ آزمایش هسته‌ای (حدود نیمی در جو و بقیه در زیر زمین) انجام داده بود. زرادخانه هسته‌ای آن شامل حدود 30 هزار سلاح بود. من از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۷ در طول فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان مدیر آزمایشگاه خدمت کردم که منجر به کاهش شدید زرادخانه‌های هسته‌ای روسیه و آمریکا، توقف آزمایش‌های هسته‌ای در سال ۱۹۹۲ و پیمان جامع ممنوعیت آزمایش‌های هسته‌ای در سال ۱۹۹۶ شد.
اکنون، حدود ۳۳ سال پس از آخرین آزمایش هسته‌ای آمریکا، زرادخانه هسته‌ای فرسوده، چالش‌های فزاینده‌ای را برای حفظ ایمنی، اثربخشی و قابلیت اطمینان خود ایجاد می‌کند. اما بازگشت به آزمایش در این زمان احتمالاً بیشتر به نفع دشمنان ایالات متحده خواهد بود تا ایالات متحده. بدتر از آن، ممکن است مسابقه تسلیحاتی حتی بزرگ‌تر و گسترده‌تری را نسبت به چند دهه اول جنگ سرد دوباره شعله‌ور کند.
 
آزمایش قانون‌شکن
آزمایش هسته‌ای در دهه ۱۹۵۰ میلادی، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده به سمت بمب‌های هیدروژنی و سلاح‌های هسته‌ای قابل حمل با موشک پیش می‌رفتند، ضروری تلقی می‌شد. در اواخر این دهه، انفجارهای جوی با بارش رادیواکتیو، خسارات سنگینی بر سلامت و محیط زیست جهان وارد کرده بودند. عواقب آن در جزایر مارشال شمالی که ایالات متحده بیشتر آزمایش‌های خود را انجام می‌داد، چشمگیرتر بود. مخالفت عمومی جهانی منجر به توقف آزمایش‌ها از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ توسط سه کشور دارای سلاح هسته‌ای در آن زمان یعنی اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا و ایالات متحده شد.
به دلیل حساسیت لغو احتمالی مهلت قانونی آزمایش، رئیس جمهوری وقت آمریکا دوایت آیزنهاور از این موضوع مطلع شد و او اجازه داد آنچه «آزمایش‌های هیدروهسته‌ای» نامیده می‌شد، بدون اطلاع قبلی و در زیر زمین در لوس آلاموس انجام شود.
35 آزمایش از این دست در لوس آلاموس و تعداد کمتری در سایت آزمایشی نوادا توسط آزمایشگاه لارنس لیورمور انجام شد. آزمایش‌های هسته‌ای در سپتامبر ۱۹۶۱، زمانی که شوروی جهان را شوکه کرد و اولین مهلت قانونی آزمایش را لغو کرد، دوباره با شدت بیشتری آغاز شد. ایالات متحده به سرعت واکنش نشان داد؛ با 10 آزمایش در اواخر همان سال و با ۹۸ آزمایش در سال ۱۹۶۲ که تقریباً نیمی از آنها در جو بود. با این حال، با تشدید نگرانی‌ها در مورد بارش هسته‌ای و افزایش دوباره فشار افکار عمومی، نیکیتا خروشچف نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی، جان اف کندی رئیس جمهوری ایالات متحده، و هارولد مک میلان نخست وزیر بریتانیا، در پیمان منع آزمایش محدود که در سال ۱۹۶۳ امضا شد، توافق کردند که آزمایش‌های هسته‌ای را به انفجارهای زیرزمینی محدود کنند. آخرین آزمایش‌های جوی توسط این سه کشور در سال ۱۹۶۲ انجام شد. فرانسه و چین که تقریباً در همان زمان به باشگاه هسته‌ای پیوسته بودند، آخرین آزمایش‌های جوی خود را به ترتیب در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۸۰ انجام دادند.
 
آزمایش زیرزمینی می‌شود
علیرغم پیمان منع محدود آزمایش‌های هسته‌ای، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده هنوز در یک مسابقه تسلیحاتی شدید بودند. شوروی‌ها در حال تلاش برای جبران عقب‌ماندگی بودند و هر 10 سال بیش از 10 هزار سلاح اضافه می‌کردند (و در نهایت تا پایان دهه 1980 به 41 هزار سلاح رسیدند)  زرادخانه ایالات متحده در سال 1967 به اوج خود یعنی 31 هزار سلاح رسیده بود و به آرامی در حال کاهش بود. جنگ سرد همچنان ادامه داشت و آزمایش‌های هسته‌ای که زیرزمینی بودند، هنوز برای هر دو ضروری بودند. در 10 سال پس از پیمان جدید، ایالات متحده نزدیک به 400 آزمایش زیرزمینی و اتحاد جماهیر شوروی حدود 170 آزمایش انجام دادند.
با این حال، اکثر کشورهای غیر هسته‌ای همچنان خواستار ممنوعیت کامل آزمایش‌ها بودند. ۱۶ سال طول کشید تا دو کشور پیمان منع آزمایش هسته‌ای بالاتر از 150 کیلوتن (TTBT) را تصویب کنند زیرا هر طرف به تقلب دیگری مشکوک بود. سرانجام پس از دیدار میخائیل گورباچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی و رونالد ریگان رئیس جمهوری آمریکا در اجلاس تاریخی اکتبر ۱۹۸۶ در ریکیاویک، چرخ‌های تصویب پیمان منع آزمایش هسته‌ای (CTBT) به حرکت درآمد.

رسیدن به صفر
جورج اچ دبلیو بوش در اکتبر ۱۹۹۲ با اکراه CTBT را امضا کرد؛ اگرچه او معتقد بود آزمایش‌های هسته‌ای برای امنیت ملی مهم است. تنها سه ماه بعد، بیل کلینتون رئیس‌جمهوری وقت پس از روی کار آمدن، ممنوعیت جامع آزمایش‌های هسته‌ای را در اولویت اصلی خود قرار داد.
مقامات دولت کلینتون آزمایشگاه‌ها و ارتش را در بحث‌های فشرده‌ای در مورد صلاح بودن چنین تغییر اساسی در آمادگی ذخایر هسته‌ای کشور هدایت کردند. به عنوان مثال، در ژوئن ۱۹۹۵، فرمانده فرماندهی استراتژیک که مسئولیت نیروهای هسته‌ای ایالات متحده را بر عهده داشت، رؤسای آزمایشگاه‌ها و مقامات وزارتخانه‌های انرژی و دفاع را به اوماها آورد. آزمایشگاه‌ها توضیح دادند که با محدودیت‌های آزمایش ده کیلوتن، یک کیلوتن و کمتر، چه چیزی را می‌توان به دست آورد.
بر اساس تجربه لوس آلاموس در سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، من اهمیت حفظ حق انجام چنین آزمایش‌های هسته‌ای را مطرح کردم، اما برای کلینتون، یک الزام سیاسی برای رسیدن به صفر وجود داشت.
پیش از تصمیم نهایی کلینتون در مورد این پیمان، او به رئیس ستاد مشترک ارتش ژنرال جان شالیکاشویلی دستور داد تا از مدیران آزمایشگاه‌های تسلیحاتی بپرسد که آیا از پیمان منع آزمایش‌های هسته‌ای با بازده صفر حمایت می‌کنند یا خیر. به یاد دارم که چگونه در ژوئیه ۱۹۹۵، شالیکاشویلی در دفترش در پنتاگون مستقیماً به چشمان من نگاه کرد و پرسید که آیا باید به کلینتون بگوید که آزمایش برای ایمن و قابل اعتماد نگه داشتن سلاح‌های هسته‌ای ما ضروری است. من به او گفتم که ذخایر هسته‌ای ایمن و قابل اعتماد است، اما او باید این سؤال را در سال‌های آینده دوباره بپرسد.
کلینتون در 11 آگوست 1995 ممنوعیت آزمایش با بازده صفر را اعلام کرد. این نشان‌دهنده یک تغییر چشمگیر برای آزمایشگاه‌ها و خطر قابل توجهی برای آمادگی زرادخانه هسته‌ای کشور بود. دولت کلینتون با صدور شش ضمانت‌نامه که شرایط ورود ایالات متحده به CTBT را تعریف می‌کرد، به نگرانی‌های ابراز شده توسط مدیران آزمایشگاه‌ها و ارتش رسیدگی کرد. در ۲۴ سپتامبر ۱۹۹۶، ایالات متحده به ۷۰ کشور دیگر، از جمله چین، فرانسه، روسیه و بریتانیا، در امضای CTBT پیوست. همان‌طور که کلینتون در آن زمان اظهار کرد: «این پیمان، طولانی‌ترین و سخت‌ترین دستاورد در تاریخ کنترل تسلیحات است. پیام آن غیرقابل انکار است: دوران آزمایش‌های انفجاری هسته‌ای به پایان رسیده است.»
 من به اندازه رئیس‌جمهوری در مورد CTBT مشتاق نبودم. من‌ گذار از دوران آزمایش به دوران بدون آزمایش را چالشی عظیم می‌دانستم. ایالات متحده با دور زدن آزمایش‌های نهایی که در سال ۱۹۹۲ برنامه‌ریزی شده بود، فرصت بررسی نگرانی‌ها در مورد فرسودگی سلاح‌های خود را از دست داد. در مقابل، چین و فرانسه، هر کدام قبل از امضای CTBT حداقل شش آزمایش هسته‌ای انجام دادند. در نتیجه، هر دو برای ممنوعیت آزمایش‌ها آمادگی بهتری نسبت به ایالات متحده داشتند.
 
آزمایش بده‌بستان
در حالی که از سرگیری آزمایش‌های هسته‌ای در مقیاس کامل به ایالات متحده این امکان را می‌دهد که به برخی از سؤالات مهم در مورد مناسب بودن ذخایر خود پاسخ دهد، این امر مزایای بیشتری را برای چین و روسیه به همراه خواهد داشت. وقتی ترامپ در رسانه‌های اجتماعی نوشت که چین و روسیه در حال حاضر در حال آزمایش سلاح‌های هسته‌ای هستند، احتمالاً منظور او آزمایش‌های هسته‌ای با قدرت بسیار پایین بوده است که بدون حضور در محل قابل تشخیص نیستند. (اگر چین یا روسیه آزمایش‌های هسته‌ای در محدوده چند کیلوتن انجام می‌دادند، مطمئناً توسط سیستم نظارت بین‌المللی دقیق آزمایش که توسط سازمان پیمان جامع منع آزمایش ایجاد شده است، شناسایی می‌شد.)
احتمالاً نه چین و نه روسیه این آزمایش‌ها را ناقض CTBT نمی‌دانند. روسیه پیمان CTBT را در سال ۲۰۰۰ امضا کرد، اما در نوامبر ۲۰۲۳ تصویب آن را لغو کرد. چین این پیمان را امضا کرده اما گمان می‌رود که منتظر تصویب اولیه آن توسط ایالات متحده باشد. مانند ایالات متحده، روسیه و چین ادعا می‌کنند که مطابق با اصل حقوقی بین‌المللی، به این پیمان پایبند هستند. این اصل می‌گوید که وقتی کشوری پیمانی را امضا می‌کند (حتی اگر آن را تصویب نکند) قرار نیست «هدف و منظور» پیمان را نقض کند.
با این حال، روسیه و چین احتمالاً اصرار دولت کلینتون بر پیمان عدم تولید سلاح هسته‌ای را متفاوت از ایالات متحده تفسیر می‌کنند. دلیل این امر این است که عدم تولید سلاح هسته‌ای از زمان شکافت پلوتونیوم به خودی خود هیچ مبنای فنی ندارد. در واقع، متن پیمان که در 10 سپتامبر 1996 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد پذیرفته شد، هیچ اشاره‌ای به عدم تولید سلاح هسته‌ای نمی‌کند. در این پیمان فقط آمده است: «هر کشور عضو متعهد می‌شود که هیچ انفجار آزمایشی سلاح هسته‌ای یا هیچ انفجار هسته‌ای دیگری انجام ندهد.» اگرچه سوابق مذاکرات پیمان نشان می‌دهد که مقامات روسی و چینی با عدم تولید سلاح هسته‌ای موافقت کرده‌اند، چین در آن زمان به آزمایش‌های هسته‌ای علاقه‌مند نبود زیرا از پیچیدگی فنی لازم برای بهره‌مندی از آنها برخوردار نبود. در همین حال، همتایان روسی من در آن زمان شکایت داشتند که عدم تولید سلاح هسته‌ای بی‌معنی و غیرقابل تأیید است. آنها آزمایش‌های هسته‌ای را ممنوعه نمی‌دانستند. گذشته از همه اینها، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی آزمایش‌های هیدروهسته‌ای را در طول مهلت قانونی ۱۹۵۸-۱۹۶۱ توجیه کردند، زیرا آنها را «انفجار هسته‌ای» نمی‌دانستند.
این سؤال که آیا چین و روسیه این آزمایش‌ها را انجام می‌دهند در حالی که ایالات متحده این کار را نمی‌کند، تا زمانی که مسأله بازده صفر به طور کامل حل نشود، همچنان بحث‌برانگیز خواهد بود. آزمایش‌های هسته‌ای یا باید توسط پنج قدرت هسته‌ای مستقر تأیید شوند و انجام آنها برای ایالات متحده ممکن باشد، یا باید به طور خاص با مقررات کافی برای تأیید، ممنوع شوند.
در همین حال، ازسرگیری آزمایش‌های هسته‌ای در مقیاس کامل به ایالات متحده این امکان را می‌دهد که به برخی از سؤالات مهم در مورد گودال‌های پلوتونیوم قدیمی و بازسازی‌شده پاسخ دهد. اما این امر به چین و روسیه حتی بیشتر کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، سیستم‌های تسلیحاتی جدید و عجیب و غریب، مانند موشک کروز هسته‌ای و اژدر عظیم هسته‌ای و مسلح به کلاهک هسته‌ای پوسایدون را به نمایش گذاشته است. آزمایش احتمالاً به روسیه اعتماد بیشتری به این سیستم‌ها خواهد داد.
با این حال، چین احتمالاً بیشترین درس را خواهد آموخت. آزمایش هسته‌ای، آموخته‌های این کشور از معدود آزمایش‌هایی را که توانست در دهه 1990 روی سیستم‌های تسلیحاتی که زرادخانه امروزش را تشکیل می‌دهند، انجام دهد تقویت می‌کند. همچنین به استقرار زرادخانه هسته‌ای بسیار گسترش‌یافته‌ای که اکنون در حال توسعه آن است، کمک خواهد کرد. با توجه به فعالیت‌های گسترده‌ای که در سایت‌های آزمایش هسته‌ای چین و روسیه در سال‌های اخیر مشاهده شده است، این احتمال وجود دارد که هر دو کشور بتوانند آزمایش‌های هسته‌ای در مقیاس کامل را بسیار سریع‌تر از ایالات‌متحده از سر بگیرند. از سرگیری آزمایش‌های در مقیاس کامل توسط هر یک از این سه کشور همچنین می‌تواند به هند، کره‌شمالی و پاکستان اجازه دهد تا بر موانع سیاسی برای ازسرگیری آزمایش‌ها  غلبه کنند.
ایالات‌ متحده غنی‌ترین تاریخ آزمایش هسته‌ای را دارد. این کشور ۱۰۵۴ آزمایش هسته‌ای انجام داده است. روسیه ۷۱۵ آزمایش هسته‌ای انجام داده است؛ فرانسه ۲۱۰ آزمایش؛ بریتانیا ۴۵ آزمایش؛ چین ۴۵ آزمایش؛ هند ۶ آزمایش؛ پاکستان ۶ آزمایش و کره‌شمالی ۶ آزمایش. با این حال، چیزی که ایالات‌متحده ندارد، یک مجتمع تولید سلاح هسته‌ای بویژه برای تولید پلوتونیوم است. این کار نیازی به آزمایش هسته‌ای ندارد. برای تحقق آن به اراده ملی نیاز است. ۳۰ سال گذشته به من اعتماد کمی می‌دهد که ایالات‌متحده بتواند این کار را انجام دهد.

 

ریسک خطرناک مسابقه تسلیحاتی
بزرگ‌ترین نگرانی من در مورد ازسرگیری آزمایش‌های هسته‌ای در مقیاس کامل این است که این امر به یک مسابقه تسلیحاتی خطرناک دیگر در زمانی که تنش‌های جهانی بین قدرت‌های بزرگ بالا ست، دامن خواهد زد. درگیر شدن در یک مسابقه تسلیحاتی دیگر برخلاف نظر ترامپ است که «اگر همه ما می‌توانستیم خلع سلاح هسته‌ای شویم، عالی می‌شد، زیرا قدرت سلاح‌های هسته‌ای دیوانه‌وار است.»
بنابراین، ترامپ به جای پیشنهاد بازگشت فوری به آزمایش‌های هسته‌ای، باید بر بازگشت به اقدامات کنترل تسلیحات برای تضمین ثبات استراتژیک با روسیه و چین تمرکز کند. امیدواریم این اقدامات منجر به کاهش نیروهای هسته‌ای ایالات‌متحده و روسیه و کاهش انگیزه‌های چین برای افزایش زرادخانه‌اش شود. برای آزمایش‌های هسته‌ای، او باید با رهبری تلاش برای تصویب CTBT به ایجاد بالاترین موانع ممکن برای هر کشوری برای آزمایش کمک کند. برای حل مسأله فرار از آزمایش‌های کم‌بازده یا آزمایش‌های هسته‌ای آبی، رئیس‌جمهوری و همتایان او در پکن و مسکو باید اراده سیاسی خود را برای توافق بر سر یک محدودیت کم‌بازده قابل تأیید نشان دهند. این امر مطمئناً مستلزم بازرسی‌های در محل خواهد بود که سال ۱۹۸۸ امکان آن اثبات شد.
نکته اصلی این است که اگرچه ایالات‌متحده می‌تواند با از‌سرگیری آزمایش‌های هسته‌ای مزایای مهمی به دست آورد، اما ضرر آن بیشتر از سود آن خواهد بود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان