سفر لاریجانی به پاکستان آغاز معماری شبکه شرقی

محمد علی قَنامی زاده فلاحی

محمد علی قَنامی زاده فلاحی

سیاست

132432
سفر لاریجانی به پاکستان آغاز معماری شبکه شرقی

محمد علی قَنامی زاده فلاحی، پژوهشگر مسائل پاکستان در مرکز مطالعات خاورمیانه در یادداشتی نوشت: سفر آقای لاریجانی به پاکستان را نمی‌توان یک رویداد منفرد دید؛ این سفر در دل‌ پس‌لرزه‌های جنگ ۱۲ روزه معنا پیدا می‌کند.

گروه دیپلماسی: سفر آقای لاریجانی به پاکستان را نمی‌توان یک رویداد منفرد دید؛ این سفر در دل‌گذار نظم جهانی و پس‌لرزه‌های جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل معنا پیدا می‌کند.آن جنگ نشان داد که منازعه تهران و تل‌آویو دیگر محدود به سایه‌زنی‌های نامتقارن نیست و می‌تواند به فاز تقابل مستقیم کنترل‌شده وارد شود. در چنین شرایطی، ایران ناگزیر است حاشیه‌های ژئوپلیتیکی خود را بازتعریف کند: امروز جبهه شرقی- از پاکستان تا چین- دیگر فقط عمق پشتیبانی دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی و تاب‌آوری ملی است.

به نظر می‌رسد سیاست نگاه به شرق واقعی در دل سازوکار دیپلماسی جمهوری اسلامی تولدی دوباره یافته است. پاکستان در این معادله یک کشور عادی همسایه نیست؛ بلکه گره ژئوپلیتیکی است که سه صفحه شطرنج را به هم وصل می‌کند: خلیج فارس و غرب آسیا، شبه‌قاره هند و کمربند چین.

اسلام‌آباد حداقل سه نقش همزمان دارد: شریک بالقوه در امنیت مرز و افغانستان، دروازه‌ای برای تکمیل محور تهران- پکن، و متعادل کننده نسبی در برابر فشارهای واشنگتن و دهلی‌نو. بعد از جنگ ۱۲ روزه، وقتی شکاف میان بلوک غرب و محورهای شرقی و جنوبی عریان‌تر شد، روشن بود که تهران دیگر نمی‌تواند نسبت به این گره، رویکردی منفعل و موسمی داشته باشد. سفر آقای لاریجانی یعنی ارتقای این پرونده از سطح مدیریت بحران‌های گاه‌به‌گاه به سطح «طراحی رابطه راهبردی.»

از زاویه رقابت شرق و غرب، پاکستان میدان فشار متقاطع است: متحد رسمی واشنگتن بوده، با چین شراکت راهبردی دارد، از عربستان کمک مالی می‌گیرد و در عین حال، باید با ایران همسایگی کند. هنر سیاست خارجی ایران در این صحنه، تبدیل این وضعیت از تهدید به فرصت است. نگاه نوآورانه به این سفر یعنی درک این نکته که ما به‌جای تلاش یک‌جانبه برای کشیدن پاکستان تمام‌قد به اردوگاه خود، باید روی هم همپوشانی منافع و هم مدیریت اختلافات سرمایه‌گذاری کنیم. پاکستان هرگز از چین جدا نخواهد شد و هرگز به طور کامل از غرب قطع نمی‌شود؛ اما می‌تواند در محور تهران- پکن، نقش حلقه تکمیلی ایفا کند: از اتصال کریدورهای ترانزیتی تا شکل‌دهی به سازوکارهای مالی و امنیتی موازی با ساختارهای تحت سلطه دلار.

حلقه وصل دیگر این سفر چین است، پاکستان برای ایران نوعی آزمایشگاه عملی است. پکن سال‌هاست از طریق کریدور اقتصادی چین- پاکستان در زیرساخت، بندر، نیروگاه پاکستان سهیم است و مدل خاص خود از نفوذ پایدار را اجرا کرده است. لذا نزدیک‌شدن به اسلام‌آباد یعنی نزدیک‌شدن به فهم عینی‌تر از این مدل و امکان هم‌افزایی سه‌جانبه: چین سرمایه و تکنولوژی و بازار دارد، ایران انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک و عمق غربی، و پاکستان ظرفیت انسانی، موقعیت بندری و پیوند با شبه‌قاره. اگر این مثلث به شکل هوشمند طراحی شود، سفر لاریجانی می‌تواند نقطه آغاز معماری یک شبکه شرقی باشد که وابستگی ایران به کانال‌های غرب‌محور را کاهش می‌دهد، بدون آن‌که تهران را به حیاط خلوت هیچ قدرتی تبدیل کند.

در نظم در حال‌گذار بین‌المللی، دیگر دوران بی‌طرفی از بین رفته است و باید سبد متحدین را به درستی و با ظرافت انتخاب کرد. پاکستان ظرفیت بالقوه‌ای برای نبردهای احتمالی آتی علیه جمهوری اسلامی دارد. یکی از ظرفیت‌های مذکور، همکاری پاکستان- چین در سیستم ماهواره‌ای بایدو است که مانند سیستم آواکس که برای هماهنگی سیستم اطلاعاتی و عملیاتی غرب استفاده می‌شود، عمل می‌کند.

منطقه جنوب آسیا ظرفیت بسیار بالایی برای ضربات تروریستی علیه ایران دارد که می‌تواند برای اقدامات ایزایی علیه جمهوری اسلامی در نبردهای آتی احتمالی به کار رود، لذا سفر دیپلماتیک آقای لاریجانی می‌تواند همکاری‌های امنیتی را با پاکستان برای کنترل گروه‌های تروریستی مذکور بیش از پیش کرده و همچنین سیستم ماهواره‌ای غیر‌غربی را نیز به ایران منتقل کند، در این صورت همکاری پکن- تهران در رویارویی جهان شرق و غرب افزایش می‌یابد.

با این حال، نباید از نظرها دور داشت که پاکستان نسبت به روابط تهران با دهلی‌نو، نقش ایران در افغانستان و مسأله گروه‌های مسلح در مرز حساسیت‌های مزمن دارد؛ در تهران هم سوءظن تاریخی نسبت به پیوندهای امنیتی اسلام‌آباد و واشنگتن و ریاض وجود دارد.

نوآوری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی یعنی عبور از منطق یا با ما یا علیه ما و پذیرش این واقعیت که پاکستان همیشه بازیگری چندبرداری باقی خواهد ماند. هدف واقع‌بینانه برای ایران، نه تغییر هویت راهبردی پاکستان، بلکه قفل‌کردن حداقلی منافع مشترک در چند محور کلیدی است: امنیت مرز، افغانستان، انرژی و هماهنگی در پرونده‌های حساس منطقه‌ای.

سفر لاریجانی به پاکستان در ذهن یک سیاستمدار ایرانی باید نه به‌عنوان یک مأموریت تشریفاتی، بلکه به‌عنوان تمرین عملی دکترین جدید ایران دیده شود: دکترین عبور از تمرکز یک‌جانبه بر غرب آسیا، تنوع‌بخشی به اتکای خارجی در رقابت شرق و غرب، و تبدیل همسایگان شرقی از حاشیه به ستون‌های مکمل در نظم در حال گذار. موفقیت این سفر نه با تعداد بیانیه‌ها، بلکه با یک شاخص سنجیده می‌شود: آیا بعد از آن، اسلام‌آباد در محاسبات تهران به یک شریک قابل مدیریت و قابل اتکا حتی در سطحی محدود تبدیل شده است یا نه.

اگر پاسخ به این سؤال در سال‌های آینده مثبت باشد، آن‌وقت می‌توان گفت سفر مذکور در اسلام‌آباد یکی از قطعات اصلی نظم آینده ایران را روی صفحه چیده است. پاکستان در دوراهی همکاری بین شرق و غرب در تنگنا قرار دارد و تصمیم وی برای همراهی با هر یک از دو بلوک بسیار سرنوشت ساز است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست