«ایران» چرایی تأکید چندباره رهبر انقلاب برای حفظ وحدت و انسجام را به بحث گذاشت

رقابت در سیاست تا مرز منافع ملی

سیاست

132730
رقابت در سیاست تا مرز منافع ملی

منظور از ناترازی سیاسی، ناهمخوانی کنش‌های سیاسی معطوف به قدرت، با منافع ملی و منافع مردم است. به نظر می‌رسد به جای نشان دار کردن منتهی‌الیه دو جریان اصلی سیاست، می‌توان شاخص دیگری را برای حفظ وحدت درعین کثرت رقابت‌ها در سیاست پیدا کرد. این شاخص می‌تواند این باشد؛ حمایت از هر گام صحیح و هر اقدام اصلاحی درست، ولو از دولت یا جریانی که با ما همسو نیست.

گروه سیاسی: تأکید چندباره رهبر انقلاب بر حفظ وحدت، نشانه‌ای است بر اینکه خلل‌هایی در پاسداشت این فریضه دینی و ملی بوده است. گویی با هر روز فاصله گرفتن از جنگ تمام عیاری که به قصد نابودی ایران طراحی و عملیاتی شده بود، برخی از یاد می‌بردند که مهم‌ترین سلاح ایران در این جنگ، وحدت بود. امروز این وحدت همچنان در میان مردم دیده می‌شود.

مردم نه با خود اختلاف دارند و نه تفاوت‌های سیاسی را مبنای قضاوت و رفتار نسبت به یکدیگر  قرار می‌دهند. مشکل در حوزه سیاست است؛ آنجا که مرز رقابت سیاسی و منافع ملی مخدوش می‌شود. اما چطور می‌توان این مرز را تشخیص داد و ملاک عمل چیست؟ پاسخ‌های کنشگران و تحلیلگران سیاسی به «ایران» به این پرسش نزدیک به هم است، پس مشکل کجاست؟ آیا ریشه مشکل در چیزی است که سعید آجورلو بیان کرد، یعنی در منتهی‌الیه دو طیف سیاسی است یا دیگر بازیگرانی را هم می‌توان مشخص کرد که نان سیاست خود را در روغن ناترازی سیاسی می‌زنند.

اینجا، منظور از ناترازی سیاسی، ناهمخوانی کنش‌های سیاسی معطوف به قدرت، با منافع ملی و منافع مردم است. به نظر می‌رسد به جای نشان دار کردن منتهی‌الیه دو جریان اصلی سیاست، می‌توان شاخص دیگری را برای حفظ وحدت درعین کثرت رقابت‌ها در سیاست پیدا کرد. این شاخص می‌تواند این باشد؛ حمایت از هر گام صحیح و هر اقدام اصلاحی درست، ولو از دولت یا جریانی که با ما همسو نیست.

درست است که کنش سیاسی معطوف به کسب قدرت است، اما اگر بنا به فرض، بنا باشد که کسب قدرت برای اصلاح کشور باشد، پس نمی‌توان با اقدامات اصلاحی حتی دولت‌های غیرهمسو هم مخالف بود. مثلا همین اصلاح و قیمت توزیع بنزین. امروز همه می‌دانند که نمی‌توان سالانه 6 میلیارد دلار که می‌تواند صرف معیشت مردم شود را صرف واردات بنزین کرد.

پس چرا برخی به جای نقدهای اصلاحی،‌اصل گام اصلاحی دولت زیر سوال می‌برند؟ آیا به بهانه زیر سؤال بردن ضرورت‌های کشور، می توان کل برنامه اصلاحی دولت  را زیر سؤال برد؟!

 

یادداشت

تفرقه، بهترین فرصت برای بیگانگان

حمیدرضا ترقی، عضو حزب مؤتلفه اسلامی 

در هر نظام مردم‌سالار، رقابت‌های سیاسی امری طبیعی و برای پویایی جامعه ضروری است. این رقابت‌ها معمولاً میان جریان‌ها یا افراد و با هدف کسب مسئولیت و مدیریت صورت می‌گیرد. اما اهمیت دارد که این فرآیند بر مبنای اصول، منافع ملی و قانون انجام شود. رقابت سیاسی زمانی سازنده است که مانند مسابقه ورزشی طرفین برای پیروزی تلاش کنند اما به قواعد و داور احترام بگذارند و اصول بنیادین را زیر پا نگذارند.

در سیاست هم باید همین منطق حاکم باشد. ممکن است تفاوت دیدگاه در مسائل داخلی باشد، اما هنگامی که کشور با تهدید روبه‌رو است، اختلافات نباید موجب فرصت‌سازی برای دشمن شود. 
تأکید رهبری نیز این است که جامعه باوجود تفاوت‌های فکری و سیاسی باید در برابر دشمن منسجم و یکپارچه باشد و همچون «بنیان مرصوص» از کشور و نظام دفاع کنند.

حفظ منافع ملی خط قرمزی است که هیچ رقابتی نباید آن را خدشه‌دار کند. امروز بیش از هر زمان دیگری جامعه ما به همگرایی نیاز دارد. تا زمانی که تهدید بیرونی پابرجاست، باید اختلافات جزئی را کنار گذاشت و از دامن‌زدن به فضای تفرقه پرهیز کرد. سازوکار درست رقابت تقویت وحدت در برابر دشمن و ارتقای توان داخلی است نه ایجاد شکاف در جامعه. تفرقه درون، بزرگ‌ترین فرصت برای بیگانگان است.

 

تضعیف اعتماد  اجتماعی،  عبور از مرز رقابت مشروع است

سعید نورمحمدی، عضو حزب ندای ایرانیان

مرزبندی میان رقابت سیاسی مشروع و رفتارهایی که به منافع ملی آسیب می‌زند، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها و البته مبهم‌ترین موضوعات سیاست‌ورزی در ایران بوده است. «رقابت» در یک جامعه‌ با حیات سیاسی سالم، محرک اصلی پیشرفت اداره کشور است، بدون آن نه پویایی می‌ماند و نه امکان اصلاح و ارتقای ساختارهای سیاسی وجود خواهد داشت. 

اما این رقابت هنگامی برای یک کشور مطلوب است که در چهارچوب قانون، اخلاق سیاسی و مصالح بنیادین کشور پیگیری شود. در دو دهه گذشته بارها اتفاق افتاد که به جای رقابت، شاهد تخریب، بی‌مسئولیتی گفتاری یا بهره‌گیری از نارضایتی‌ها برای تضعیف امید اجتماعی بوده‌ایم و نتیجه آن، نه تنها تضعیف رقیب، بلکه فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی بوده است.

در ایامی که به هر دلیلی در عرصه عمومی نشانه‌های کاهش سرمایه اجتماعی دیده می‌شود، کنشگران سیاسی و اجتماعی وظیفه سنگین‌تری بر دوش دارند.  سرمایه اجتماعی، پشتوانه اصلی امنیت ملی و کارآمدی حکمرانی است و آن را اصلی‌ترین مؤلفه قدرت نرم یک کشور می‌دانند. از این رو مراقبت از آن، مقدم بر هر رقابت‌ سیاسی است. 

این حرف به معنای نقد نکردن یا کنار گذاشتن رقابت نیست؛ بلکه به معنای حفاظت از منافع ملی در گفتار و رفتار سیاسی کنشگران و تعهد آنان به پیامدهای آن برای جامعه است.  بخشی از چالش‌های امروز به رفتار برخی کنشگران سیاسی برمی‌گردد که به جای تمرکز بر نقد سیاست‌ها و ارائه بدیل‌ها، به تخریب رقبا و نهادهای عمومی از جمله دولت روی می‌آورند و با دامن‌زدن به بی‌اعتمادی عمومی، بنیان‌های همبستگی ملی را به قیمت امتیازات کوتاه مدت تبلیغاتی، تضعیف می‌کنند. 

نقش حاکمیت هم تعیین‌کننده است. رقابت سالم در بستری امکان‌پذیر است که فرصت برابر برای مشارکت سیاسی، شفافیت رویه‌ها و پاسخگویی نهادها برقرار باشد.  تجربه نشان داده که محدودیت فضای رقابت یا اختلال در کانال‌های نمایندگی سیاسی، رفتارهای هیجانی، حاشیه‌سازی، بداخلاقی سیاسی و در نتیجه التهاب اجتماعی را گسترش می‌دهد. خلاصه آنکه رقابت سیاسی زمانی مشروع و در خدمت منافع ملی است که به افزایش اعتماد عمومی، بهبود کیفیت حکمرانی و تقویت انسجام ملی منجر شود.  هر رفتار یا گفتاری که قدرت نرم کشور یعنی اعتماد اجتماعی را تضعیف کند، فارغ از اینکه از سوی کدام جریان صادر شود، از مرز رقابت مشروع عبور کرده است.

 

در اهمیت منفعت و مصلحت ملی

سعید آجورلو، مدیر مسئول روزنامه صبح نو

مشی رهبر انقلاب همواره حمایت از دولت‌های مختلف با گرایش‌های متفاوت سیاسی بوده است؛ چه دولت خاتمی بوده باشد، چه دولت احمدی‌نژاد و چه دولت روحانی. در تمام این دولت‌ها، رهبر انقلاب از فعالیت اجرایی دولت‌ها فارغ از گرایش سیاسی‌شان، حمایت کردند.

به طور کلی دولت دارای قدرت، منابع و اختیارات فراوانی است و ستون اجرا و مدیریت کشور محسوب می‌شود. دولت می‌تواند منبع هر گونه تحول و تغییری در بخش‌های مختلف باشد و از این جنبه، استقرار سیاسی دولت دارای اهمیت است.

در این میان، دولت آقای پزشکیان تلاش کرده است از تخاصم و ضدیت‌سازی دوری و در سطح سیاسی، آرامش را حاکم کند. 

اما دولت در ادامه راه با دو مسأله مواجه است؛ اول اینکه منتهی‌الیه دو طیف سیاسی کشور گاه تلاش می‌کنند جایگاه دولت را زیر سؤال ببرند که این طیف‌ها حتماً باید خود را مخاطب سخنان رهبر انقلاب بدانند.  مسأله بعد، مشکلات اجرایی و مدیریتی دولت است که در ناملایمات اقتصادی و معیشتی تأثیر دارد. حمایت رهبر انقلاب از دولت، فرصت مناسبی است تا آقای پزشکیان اصلاحات و تغییراتی ایجاد کند تا امکان غلبه بر این چالش‌ها پدید آید. 

به دیگر سخن، مجموعه دولت در سطح ایده و کارگزار باید خود را بازسازی کند. در چنین شرایطی دولت می‌تواند با عملکردش، انسجام اجتماعی را افزایش دهد تا هم محاسبه دشمن درباره ایران کاملاً تغییر کند و خطر جنگ از کشور دور شود و هم امکان مقابله با تحریم یا رفع تحریم پدید آید. 

دولت قوی، هم ضد جنگ است، هم ضد تحریم. برای رسیدن به این شرایط، حد و مرز رقابت سیاسی، باید امر ملی و منفعت و مصلحت ملی باشد. هر گاه رقابت سیاسی، ضدآرامش اجتماعی و ساختارشکنانه شود، ثبات سیاسی به هم می‌ریزد.  در واقع قطبی‌سازی سیاسی در کنار ناکارآمدی، کشور را تضعیف کرده و می‌تواند دولت را به محاق ببرد. درعین حال کارآمدی دولت می‌تواند از قطبیت کم و ثبات سیاسی ایجاد کند. بنابراین کارآمدی دولت هم مقبولیت ایجاد می‌کند و هم مشروعیتی را که رادیکال‌ها نشانه گرفته‌اند احیا می‌کند.  دولت پزشکیان باید بداند کار سختی در پیش دارد و باید با ساختن فضای داخل دولت، فضای اجتماعی و بیرونی دولت را نیز سروسامان دهد. 

این کار بدون اصلاح از درون و بازسازی و تعریف پروژه، شدنی نیست. نیت و تلاش پزشکیان باید منجر به خروجی محسوس از جانب دولت شود.

 

چهارچوب‌های رقابت سیاسی چیست؟

غلامعلی دهقان، فعال سیاسی

رقابت‌های سیاسی یکی از شاخص‌های نظام سیاسی و یا به تعبیر دیگر، یکی از شاخص‌های نظام‌های سیاسی مردم‌سالار است. نظام مردم‌سالار دینی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. از دهه ۶۰ شمسی به این سو، به ویژه پس از شکل‌گیری مجمع روحانیون مبارز که با تأیید بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۶ رسمیت یافت‌، کشور شاهد یک رقابت سیاسی و البته جدی ‌میان نیروهای سیاسی معتقد به انقلاب و نظام بود. این رقابت تا امروز به اشکال مختلف به ویژه در انتخابات‌ها وجود داشته است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران  ‌نه تنها رقابت را به رسمیت شناخته، بلکه این رقابت را بخشی از پویایی جامعه تلقی کرده است. در این میان نکته‌ای که باید توجه کرد، این واقعیت است که برای سازنده و در چهارچوب منافع ملی بودن رقابت‌های سیاسی طیف‌های مختلف‌، رعایت خط قرمزهایی لازم و ضروری است.

اول اینکه این رقابت‌ها می‌‌بایست ضمن پذیرش کلیت نظام و در چهارچوب قانون اساسی کشور باشد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۵۸ بنیانگذار انقلاب‌ با شرکت سرکرده گروهک منافقین، در انتخابات ریاست جمهوری مخالفت کردند، زیرا وی به قانون اساسی رأی موافق نداده بود. بنابراین اولین شرط یک رقابت مطلوب پذیرش کلیت نظام و قبول ارکان رکین این نظام یعنی قانون اساسی است.

دوم اینکه برای رقابت‌های منطقی و در چهارچوب کلیت نظام می‌‌بایست در هنگام برگزاری انتخابات‌ها به رأی مردم تمکین کرد، حتی اگر رأی مردم به نفع آن جریان سیاسی نباشد. زیرا اگر غیر از این باشد، به قول معروف سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. بنابراین وقتی یک فرد از یک طیف سیاسی رأی می‌‌آورد، عمل صالح و منطقی آن است که طیف مخالف نتیجه را بپذیرد و عملاً هم در ادامه کار دولت منتخب کارشکنی نکند.

واقعیت این است که امروز دولت چهاردهم به ریاست پزشکیان هم به کلیت نظام معتقد است و هم منتخب بیشتر از نیمی از شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته است. به همین دلیل بارها مورد تأیید رهبر فرزانه نظام قرار گرفته است. لذا در این شرایط حساس کشور بر همگان فرض است از دولت منتخب مردم و مورد تأیید رهبری در برابر توطئه بیگانه حمایت کنیم.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست