گذار از «علوم اجتماعی تقلیدی» به «علوم اجتماعی انتقادی» به روایت سید محمود نجاتی‌حسینی؛

دانش ترجمه‌ای، مسائل ایران را بی‌پاسخ گذاشته است

علوم اجتماعی گرفتار انبوه موضوعاتی است که ربطی به جامعه ایران ندارد

جامعه

132759
دانش ترجمه‌ای، مسائل ایران را بی‌پاسخ گذاشته است

«روز ملی علوم‌ اجتماعی» که هر ساله در سالروز تولد دکتر غلامحسین صدیقی برگزار می‌شود و امسال نیز در تاریخ ۱۰ آذرماه از سوی انجمن جامعه‌شناسی ایران اجرا خواهد شد، بهانه‌ای شد تا دکتر سید محمود نجاتی‌حسینی، جامعه‌شناس و مدیر بخش جامعه‌شناسی دین مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، در یادداشتی به تشریح مهم‌ترین چالش‌های امروز علوم‌ اجتماعی ایران بپردازد.

مرضیه سجادوند - گروه اندیشه: به باور او، اجتماع علمی علوم اجتماعی کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند ایجاد «علوم اجتماعی جهانی‌ـ‌محلی» و سپس «علوم اجتماعی انتقادی» است. او تأکید می‌کند که این گذار، انتخابی داوطلبانه یا شعاری نیست، بلکه «یک ضرورت منطقی، معرفتی و الزام تاریخی‌ـ‌اجتماعی» است؛ ضرورتی که از خلال تجربه هفتاد ساله شکل‌گیری و گسترش علوم ‌اجتماعی در ایران قابل لمس است.

 علوم اجتماعی ترجمه‌ای

دکتر سید محمود نجاتی‌حسینی معتقد است، علوم‌ اجتماعی ایران در حال حاضر گرفتار «سیاست‌محوری» است که سویه‌های خاص غیرعلمی  پیدا کرده است؛ چنانکه ارزش‌های سیاسی را بر نظریه و آموزش و پژوهش ارجحیت می‌گذارد که از نظر او، این روند، علوم ‌اجتماعی را از معنا و تجربه جهانی آن جدا کرده و به ابزاری برای «کاربرد رسانه‌ای و تبلیغاتی در حوزه عمومی» تبدیل می‌کند؛ وضعیتی که نه برای جامعه کارآمد است و نه برای خود علم مشروعیت می‌آفریند.

او از یک وجه دیگر این نوع علوم ‌اجتماعی هم پرده برمی‌دارد و آن را ذیل عنوان «علوم ‌اجتماعی ترجمه‌ای» تبیین می‌کند. او می‌گوید:«سطح دوم بحران، «غلبه ترجمه» است؛ یعنی تبدیل ‌شدن ترجمه از مسیر تولید دانش به مقصد و توقفگاه آن. این وضعیت دو آسیب دارد: اول اینکه ذهن اهالی علوم ‌اجتماعی را به «مصرف‌کننده دانش» تبدیل کرده و امکان نوآوری، تولید نظریه و ابداع روش را از او سلب می‌کند. دوم اینکه باعث وارد شدن انبوه مسائل به فضای علمی ایران می‌شود که اساساً مسأله جامعه ایران نیست.»

در نتیجه، چالش‌های جامعه اروپایی و آمریکایی -‌از چرخش نخبگان پارتویی و فلسفه پول زیمل گرفته تا جنبش‌های فمینیستی و چپ نو و حتی مباحث تازه‌ای چون هوش‌ مصنوعی و روباتیک ‌شدن جامعه- بدون سنجشِ نسبت آنها با زیست‌بوم ایرانی، وارد دانشگاه می‌شود. به باور او، این روند باعث شده برخی جریان‌های فکری، نسخه‌هایی «کپی‌بردارانه و بی‌تناسب» برای ایران بنویسند.
 
علوم اجتماعی جهانی‌‌ ـ ‌‌محلی

اما راه‌حلی که نجاتی‌حسینی برای وضعیت امروز علوم اجتماعی در ایران ارائه می‌دهد، رفتن به سمت «علوم اجتماعی جهانی‌ـ‌محلی» است؛ یعنی علمی که نه منزوی و ضدجهان باشد و نه بی‌هویت و تابع کامل علوم اجتماعی غربی. او تأکید می‌کند که «محلی‌ کردن علوم اجتماعی» به معنای کشف یا خلق یک علم بومی از صفر نیست؛ حتی نسخه آرمانی «علوم اجتماعی اسلامی» نیز در شرایط موجود امکان تحقق کامل ندارد. پس راه‌حل، در «پیوند دادن شئونات جهانی به مقتضیات محلی» است.

در این رویکرد، اولاً داده‌ها، نظریه‌ها و دستاوردهای جهانی کنار گذاشته نمی‌شوند؛ ثانیاً در بستری تاریخی و اجتماعی مختص ایران بازاندیشی می‌شوند؛ سوم اینکه سوژه تحقیق «انسان ایرانی در جهان معاصر» می‌شود و نکته چهارم این است که در این رویکرد، جامعه‌شناسی جهانی نه حذف می‌شود و نه مورد تقلید کورکورانه قرار می‌گیرد؛ بلکه مورد بازخوانی انتقادی واقع می‌شود و در نهایت، او این رویکرد را «یک الزام حیاتی برای اجتماع علمی علوم اجتماعی ایران» می‌داند.

علوم اجتماعی انتقادی

اما در نهایت، نجاتی‌حسینی نقطه مطلوب علوم اجتماعی را رسیدن به «علوم اجتماعی انتقادی» می‌داند؛ علمی که نه درگیر سیاست باشد و نه اسیر تقلید. به زعم او، وظیفه «علوم ‌اجتماعی انتقادی» این است که اولاً با جامعه جهانی، فرهنگ معاصر، سنت، مدرنیته و وضعیت ایران مواجهه علمی هنجاری داشته باشد؛ دوم، مسائل ایران را نه با «ترجمه خام» بلکه با «تحلیل اجتماعی و تاریخی ایرانی» طرح و حل کند؛ سوم، بتواند بر سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و اجتماعی اثر بگذارد.

او معتقد است، برای رسیدن به این نقطه، لازم است اولاً علوم اجتماعی به «خودانتقادی» بپردازد و بدون این سطح از انتقاد، علم اجتماعی صرفاً مصرف‌کننده نظریه باقی خواهد ماند. سویه دیگر علوم اجتماعی انتقادی، از نظر دکتر نجاتی‌حسینی نقد جامعه و زیرسیستم‌های آن همچون سیاست، اقتصاد، نظام حقوقی، سبک زندگی، دانشگاه و سازوکارهای قدرت است. هدف این انتقاد، اصلاح اجتماعی، تقویت عقلانیت و تقویت جامعه‌ای انسانی، دموکراتیک و اخلاق‌گراست.

بــــرش

دانشگاهی که همه چیز را نقد می‌کند جز خودش!

اگر علوم اجتماعی به این سطح از انتقاد نرسیده، به باور دکتر نجاتی‌حسینی، دلیلش این است که «علوم اجتماعی ایران یا انتقادی نبوده یا اگر بوده، صرفاً دگرانتقادی بوده است»؛ یعنی دانشگاه همیشه همه چیز را نقد کرده جز خودش.
 

تحلیل نجاتی‌حسینی روایت مسیری است که علوم اجتماعی ایران طی هفتاد سال پیموده و اکنون در نقطه‌ای ایستاده که سه واقعیت در برابرش قرار دارد: ۱.علم سیاسی که توان تولید دانش مستقل و معتبر را ندارد. ۲. علم ترجمه‌ای که قادر به حل مسائل ایران نیست؛ ۳. راه سوم ما این است که جامعه ایرانی برای تحلیل خود به دانشی برسد که هم جهانی باشد و هم محلی. از این رو، او‌ گذار به «علوم اجتماعی انتقادی» را راهبرد آینده علوم اجتماعی ایران می‌داند؛ راهبردی که نه در ستیز با جهان است و نه تقلید از آن، بلکه تلاشی برای «اندیشیدن به ایران با ذهنی جهانی و روشی علمی» است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه