شهید سلیمانی معمار بازدارندگی منطقه‌ و سیاست ورز کم نظیر

سیاست

138498
شهید سلیمانی معمار بازدارندگی منطقه‌ و سیاست ورز کم نظیر

محمدرضا رئوف شیبانی- نماینده ویژه وزارت امور خارجه در امور سوریه به ایران گفت: سوریه بارزترین میدانی است که می‌توان در آن به جایگاه ویژه و تأثیر منحصر به‌فرد شهید سلیمانی بر معادلات بین‌‎المللی اشاره کرد. مدیریت میدانی، نگاه راهبردی و دیپلماسی فعال او در حساس‌ترین مقطع بحران سوریه در ۲۰۱۱، مانع از فروپاشی ساختار سیاسی و جغرافیایی این کشور شد و مسیر تحولات منطقه‌ای را به شکلی بنیادین تغییر داد.

ایران آنلاین: تحولات کنونی سوریه، به‌ویژه پس از تضعیف ساختار حاکمیتی این کشور، به‌خوبی نشان می‌دهد که هشدارهای پیشین شهید سلیمانی تا چه اندازه واقع‌بینانه بوده است. امروز رژیم صهیونیستی با آزادی عمل گسترده در خاک سوریه، در پی نهادینه‌سازی حضور دائمی خود است. هم‌زمان، بسترهای لازم برای احیای جریان‌های افراطی، به‌ویژه داعش، مجدداً شکل گرفته و جریان‌های واگرا که تمامیت ارضی سوریه را نشانه گرفته‌اند، با حمایت خارجی فعال شده‌اند.
 واکاوی اقدامات و تأمل در دیدگاه او نشان می‌دهد شهید سلیمانی صرفاً یک فرمانده نظامی در میدان نبرد نبود، بلکه شخصیتی چندبعدی به شمار می‌رفت که عقلانیت سیاسی را با جسارت عملی درهم آمیخته بود. 
او نماد پیوند مقاومت و دیپلماسی و یکی از بازیگران اصلی در شکل‌دهی به نظم جدید منطقه‌ای محسوب می‌شد. در اولین مراحل بحران سوریه، او تحولات این کشور را در چهارچوب یک پروژه کلان برای تضعیف محور مقاومت تحلیل می‌کرد؛ پروژه‌ای که با بهره‌گیری از ناآرامی‌های داخلی و تحولات موسوم به «بهار عربی» دنبال می‌شد.
نگاه آینده‌نگرانه شهید سلیمانی باعث شده بود که پیش از وقوع بحران‌های عمیق، نسبت به پیامدهای آن هشدار دهد. او به‌درستی پیش‌بینی می‌کرد آمریکا و رژیم صهیونیستی از تحولات منطقه‌ای برای هدف قرار دادن نیروهای مقاومت بهره‌برداری خواهند کرد. همین درک زودهنگام، زمینه طراحی سناریوهای مقابله و مهار بحران را از همان ابتدای درگیری‌ها فراهم ساخت.
در سال ۲۰۱۱، زمانی که بسیاری از تحلیلگران از سقوط قریب‌الوقوع دولت سوریه سخن می‌گفتند، شهید سلیمانی با فرماندهی میدانی دقیق و برنامه‌ریزی چندسطحی، روند فروپاشی را متوقف کرد. او با سازمان‌دهی نیروهای مقاومت و ایجاد هماهنگی عملیاتی، موازنه قدرت را تغییر داد و هم‌زمان، از طریق گفت‌وگو و اقناع سیاسی، شرایطی را رقم زد که بازیگران مهمی مانند روسیه وارد صحنه شوند؛ حضوری که تأثیری مستقیم بر سرنوشت بحران سوریه گذاشت.
نقش او در همراه‌سازی روسیه در سوریه صرفاً محدود به همکاری نظامی نبود، بلکه حاصل تعامل راهبردی، اعتمادسازی متقابل و ارائه تصویری دقیق از تهدیدات مشترک بود. ارتباطات مؤثر او با مراکز تصمیم‌سازی در مسکو، دمشق، آنکارا و دوحه نشان می‌داد که سلیمانی در کنار توانمندی نظامی، از مهارت بالایی در سیاست‌ورزی و مذاکره برخوردار است؛ ترکیبی کم‌نظیر از قدرت سخت و درک عمیق سیاسی در او شکل گرفته بود.
پیش از این نیز در جریان جنگ ۳۳روزه لبنان در سال ۲۰۰۶، شهید سلیمانی در کنار فرماندهان مقاومت، موفق شده بود طرح آمریکا و رژیم صهیونیستی برای شکل‌دهی به «خاورمیانه جدید» را ناکام بگذارد؛ طرحی که مقامات آمریکایی آن را آغاز زایش نظم جدید منطقه معرفی می‌کردند. 
همان منطق بازدارندگی و مقاومت، سال‌ها بعد در سوریه تکرار و مانع تحقق پروژه‌ای شد که بر فروپاشی دولت‌ها و بی‌ثبات‌سازی ساختاری منطقه استوار بود.
آنچه شهید سلیمانی را از بسیاری از فرماندهان متمایز می‌کرد، توانایی تشخیص تهدید پیش از تبدیل شدن آن به بحران آشکار بود. حس مسئولیت، هوشیاری مستمر و نگاه کلان او باعث می‌شد همواره نیروهایش را نسبت به پیچیدگی‌های محیط امنیتی منطقه آگاه سازد. در کنار این ویژگی‌ها، منش اخلاقی، رفتار حرفه‌ای و قاطعیت در برابر دشمن، شخصیتی ایجاد کرده بود که برای نیروهای مقاومت الهام‌بخش و اعتمادآفرین بود. 
از این رو باید گفت که مقاومت محدود به یک کنش نظامی مقطعی نیست، بلکه یک فرهنگ پایدار، یک چهارچوب فکری و یک راهبرد بلندمدت است که تا زمانی که اشغال، سلطه و بی‌عدالتی وجود دارد، تداوم خواهد داشت. شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، تجلی عینی این منطق بود؛ فرمانده‌ای که با تلفیق میدان و دیپلماسی، از فروپاشی سوریه جلوگیری کرد و معادلات منطقه‌ای را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار داد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست