عباس خامهیار در گفتوگو با «ایران»:
دیپلماسی جهادی شهید سلیمانی پشتوانه وحدت ملی داشت
سیاست
138506
عباس خامهیار، کارشناس ارشد مسائل منطقه و رایزن اسبق فرهنگی ایران در لبنان در گفتوگو با «ایران» با بازخوانی سیره فکری و عملی شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از مفهومی سخن میگوید که آن را «دیپلماسی جهادی» مینامد؛
ایران آنلاین: دیپلماسیای مبتنی بر تلفیق قدرت نرم و سخت، وحدت داخلی و اقتدار میدانی که به گفته او، سد راه پروژههای تجزیهطلبانه آمریکا در منطقه شد و همچنان میتواند مبنای بازسازی و تداوم جریان مقاومت باشد.
دیدگاه شهید سلیمانی به مقوله دیپلماسی در چه چهارچوبی قابل تعریف و تحلیل است؟
هرگاه نام شهید حاج قاسم سلیمانی مطرح میشود، بلافاصله بحث رابطه دیپلماسی و میدان به میان میآید. این دو مفهوم مانند دو بال پرندهای هستند که وقتی هماهنگ و همجهت پرواز کنند، نتایج مطلوب و بزرگی رقم میزنند. شهید سلیمانی اعتقاد راسخی به «دیپلماسی جهادی» داشت؛ ایشان میدان را صرفاً یک عرصه نظامی-امنیتی و جنگی نمیدانستند، بلکه آن را ترکیبی از قدرت سخت نظامی و قدرت نرم دیپلماتیک میدیدند که نتیجهبخش است. نمونه بارز این رویکرد، مقابله با طرحهای تجزیهطلبانهای بود که پس از ورود آمریکا به منطقه با حمایت از پروژههایی مانند جدایی جنوب سودان، جدایی اقلیم کردستان عراق و تجزیه حلب در سوریه (به عنوان دومین شهر مهم سوریه از نظر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) پیگیری میشد.
این طرحهای تجزیه طلبانه ریشه در ایدههای قدیمی برنارد لوئیس، برژینسکی و نیکسون داشت که میخواستند جهان اسلام را مجدداً تقسیم کنند و کسی که در برابر این بلدوزر تجزیهطلبی ایستاد شهید سلیمانی بود. ایشان با دیپلماسی جهادی و گفتوگوهای هوشمندانه، ابتدا در کردستان عراق جلوی رفراندوم استقلال را گرفتند و سپس با رایزنی با کشورهای مختلف از جمله روسیه از تجزیه سوریه و جدایی حلب جلوگیری کردند. در هر دو عرصه (عراق و سوریه) موفق بودند و نتایج مطلوبی به دست آوردند. این نگاه شهید سلیمانی سبب شد تا منافع ملی کشور در سختترین برهههای تاریخ معاصر ما حفظ شود.
رمز موفقیت دیپلماسی جهادی شهید سلیمانی چه بود؟
دیپلماسی جهادی، پشتوانه محکمی در داخل ایران داشت؛ بدون قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی، چنین اقداماتی ممکن نبود. شهید سلیمانی قدرت نرم داخلی را در وحدت ملی، نگاه فراگیر به همه جریانهای سیاسی و ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی کشور میدید و آن را به عنوان پایه عملیات میدانی و دیپلماتیک خود قرار میداد. این نگاه متفاوت با دیگران بود و باعث شد اقدامات ایشان نتیجهبخش باشد.
در یک چهارچوب کلی معیارهای مدنظر شهید سلیمانی برای مذاکره چه بود؟ از مذاکراتی که خودشان در گفتوگو با سران و مقامات کشورها عهدهدار آن بودند تا مذاکراتی که در حوزه منطقه داشتند؟
شهید سلیمانی همواره تأکید داشتند که مذاکره زمانی نتیجهبخش است که کشور از قدرت درونزا و جدی برخوردار باشد تا طرف مقابل را وادار به پرهیز از زیادهخواهی کند. ایشان قدرت نرم فوقالعادهای داشتند؛ تأثیرگذاریشان بر نیروهای همرزم در سراسر منطقه، عاشقانه، داوطلبانه و بر پایه شخصیت اخلاقی، نظامی و جهادیشان بود، نه صرفاً فرماندهی رسمی، ایشان جلسات منظمی با سیاستگذاران و وزارت خارجه داشتند و تقسیم نقش میان میدان و دیپلماسی وجود داشت؛ حتی در برخی کشورها، پیشنهاد نمایندگیها از سوی ایشان بود و در چهارچوب توافق اجرا میشد. این نشاندهنده هماهنگی عمیق میان میدان و دیپلماسی بود.
ضمن اینکه شهید سلیمانی همواره و در همه مقاطع تمام تلاششان را بر وحدت جبهه داخلی متمرکز میکردند.
ایشان در حوادثی مانند سیل خوزستان یا بحرانهای بلوچستان و ایلام حضور پررنگی در داخل داشتند و در گفتمانشان نسبت به مسائل فرهنگی، حجاب و جریانهای سیاسی متکثر، تقویت جبهه داخلی را اولویت میدانستند. در نگاه شهید سلیمانی تقویت وحدت در داخل، عرصه عمل برای میدان خارجی را تقویت میکند. در اینجا ذکر این نکته مهم است که مطالبات مردم امروز بر حق است و دولت، قوه قضائیه و مجلس هم آن را تأیید کردهاند؛ اما باید مراقب سوءاستفاده دشمن، جنگ روانی و رسانهای بود تا مطالبات از ریل خارج نشود. تجربه بهار عربی نشان داد که موجسواری خارجیها، اهداف مردمی را منحرف و به بحران تبدیل کرد چنانکه در سوریه اتفاق افتاد. بنابراین بر مبنای سیره عملی شهید سلیمانی پشتوانه هر مذاکره قوی و دیپلماسی موفق توجه به وحدت داخلی و تقویت انسجام در داخل است.
انتهای پیام/