پروژه مستمر حقیقتیابی و حافظهسازی جمعی
محمدهادی ذاکرحسین، استاد دانشگاه در روزنامه ایران نوشت: سالگرد ترور شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی صرفاً یک یادبود تاریخی یا آیین نمادین نیست، بلکه واجد اهمیتی بنیادین در حوزه عدالت بینالمللی، حق بر حقیقت و حافظه جمعی ملتهاست.
ایران آنلاین: برگزاری و استمرار چنین مناسبتهایی، بخشی از فرآیند زنده نگهداشتن «جنایت» در عرصه عمومی و جلوگیری از فراموشی آن است؛ چرا که فراموشی، مقدمه تکرار جنایت است. بر اساس اسناد معتبر حقوق بینالملل، بویژه در حوزه عدالت بینالمللی، «حق قربانیان جنایات بینالمللی بر حقیقت» به رسمیت شناخته شده است. این حق، تنها یک حق فردی نیست، بلکه دارای بعدی جمعی است.
بخشی از این بعد جمعی، ناظر بر وظیفه جامعه در روایتگری، نظارهگری و یادآوری جنایتها در حافظه تاریخی و جمعی یک ملت است. تاریخ یک ملت، صرفاً مجموعهای از پیروزیها و مقاطع افتخارآمیز نیست؛ بلکه شکستها، فقدانها، ریزشها و عدم توفیقها نیز اجزای جداییناپذیر آن را شکل میدهند. این بخش از تاریخ، بخشی از هویت ملی و از مصادیق میراث فرهنگی ـ معنوی یک ملت محسوب میشود و حفظ و انتقال آن به نسلهای بعد، یک ضرورت علمی، حقوقی و فرهنگی است.
نکته دوم، که به نظر میرسد امروز بیش از گذشته محل بحث و تأمل است، به تحلیلهایی بازمیگردد که پس از جنگ ۱۲ روزه و در فضای مجازی مطرح شده است. برخی مدعیاند که اگر پس از ترور شهید سلیمانی، «انتقام سخت» در سطح نظامی بهطور فوری و قاطع صورت میگرفت،
شاید شاهد تداوم اقدامات تجاوزکارانه و تروریستی رژیم صهیونیستی علیه رهبران مقاومت و حتی مقامات ارشد نظامی جمهوری اسلامی ایران در بهار و تابستان ۱۴۰۴ نبودیم. من البته تحلیلگر سیاسی و نظامی نیستم که در این باره ارزیابی داشته باشم، همچنین در مقام راستیآزمایی عملیاتی آن هم قرار ندارم. با این حال یک گزاره حقوقی و تجربی در عرصه بینالملل قابل انکار نیست: هرجا عدالتخواهی نسبت به یک جنایت صورت نپذیرد یا با تأخیر و بیعملی مواجه شود، زمینه برای تکرار و تداوم جنایت فراهم خواهد شد.
تجربه هفت دهه جنایات رژیم صهیونیستی نیز مؤید همین واقعیت است. در مقاطعی که عدالت بینالمللی از توان و اراده بیشتری برخوردار بوده، دامنه جنایات محدودتر شده و هرجا این عدالت به تعویق افتاده یا در عمل تعطیل شده، «ماشین کشتار جمعی و نسلکشی» با شتاب بیشتری به حرکت درآمده است. نمونه عینی آن، وقایع غزه پس از اکتبر ۲۰۲۳ است. بنابراین، تأخیر در عدالتخواهی، خود نوعی «عدم اقدام» و «بیعملی» محسوب میشود که مستقیماً در زنجیره علّی وقوع حوادث تلخ بعدی قرار میگیرد؛ امری که نه قابل توجیه است و نه قابل تحمل. در مسیر عدالتخواهی، اگرچه دستاوردهای عرصه بینالمللی تاکنون چندان برجسته و رضایتبخش نبوده، اما نمیتوان آن را کاملاً تهی دانست. یکی از معدود نمونههای قابل اشاره، گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد خانم اگنس کالامار درباره ترور شهید سلیمانی است؛ گزارشی که با وجود زاویه جدی گزارشگر با نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، چه پیش از این پرونده و چه پس از آن، از منظر حقوق بینالملل تحلیلی منصفانه ارائه داده و ترور در فرودگاه بغداد را بهعنوان نقض آشکار حقوق بینالملل ارزیابی کرده است.
این گزارش، فارغ از گرایشهای سیاسی، میتواند برای تصمیمگیران و تصمیمسازان داخلی در حوزه عدالتخواهی، یک سند مهم و راهبردی تلقی شود. رهبر انقلاب اسلامی نیز تأکید دارند که بدبینی مطلق نسبت به نظام بینالملل، نگاهی واقعبینانه و اقتضایی نیست. هرچند ساختارهای بینالمللی دچار کاستیها و فشارهای سیاسی هستند، اما در همین نظام، افراد، نهادها و جریانهایی وجود دارند که واقعاً آزادیخواه و عدالتطلباند و میتوان از ظرفیت آنها بهره برد.
نمونه روشن این واقعیت، وضعیت کنونی دیوان کیفری بینالمللی است که به دلیل ورود به پرونده فلسطین، با فشار همهجانبه ایالات متحده آمریکا مواجه شده است. همچنین آرای اخیر، از جمله تصمیمات دادستان و شعبه تجدیدنظر در پروندههای مرتبط با جنایات رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که هنوز روزنههایی برای پیگیری عدالت در عرصه بینالملل وجود دارد؛ روزنههایی که بیتوجهی یا ناامیدی مطلق، در عمل به بسته شدن آنها منجر خواهد شد. بنابراین پاسداشت سالگرد ترور شهید سلیمانی، نه صرفاً یک اقدام احساسی یا سیاسی، بلکه بخشی از یک پروژه مستمر حقیقتیابی، حافظهسازی جمعی و عدالتخواهی است. هرگونه تعلل یا سستی در این مسیر، هزینههای سنگینی در آینده به دنبال خواهد داشت؛ هزینههایی که نمونههای آن را در سالهای اخیر، بهوضوح تجربه کردهایم. عدالت، اگر بهموقع مطالبه و پیگیری نشود، دیر یا زود به شکل جنایت بازخواهد گشت
انتهای پیام/