سقوط؛ کتابی برای خواندن و شنیدن
فرهنگ
139012
رمان «سقوط» اثر آلبر کامو، با روایتی تکگوییمحور و نگاهی تند به مفاهیمی چون گناه، داوری و اخلاق فردی، از جمله آثار فلسفی ماندگار ادبیات جهان است که نسخههای الکترونیکی و صوتی آن با ترجمهها و اجراهای متنوع در فیدیبو در دسترس مخاطبان قرار دارد.
ایران آنلاین: «من هرگز شب از روی پل نمیگذرم. این نتیجه عهدی است که با خود بستهام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. و آنوقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را به آب میاندازید و در فصل سرما به عواقب بسیار سخت دچار میشوید! یا او را به حال خود وا میگذارید، و شیرجههای نرفته گاهی کوفتگیهای عجیبی به جا میگذارد.»
در «سقوط»، آلبر کامو کاری میکند که کمتر نویسندهای جراتش را دارد: او خواننده را نه به دل یک داستان، بلکه به دل یک موقعیت اخلاقی پرتاب میکند. از همان صفحات اول روشن است که این کتاب قرار نیست با ما مهربان باشد. مردی در آمستردام، در فضایی نیمهتاریک و بیقرار، شروع به حرف زدن میکند؛ بیآنکه طرف مقابلش را بشناسیم و بیآنکه پاسخی از او بشنویم. این سکوت طرف مقابل، که تا پایان کتاب حفظ میشود، تصادفی نیست. کامو از همان ابتدا جای خواننده را مشخص میکند: ما شنوندهایم، و دیر یا زود متوجه میشویم که این شنیدن، بیهزینه نخواهد بود. «سقوط» نه داستانی برای همذاتپنداری آسان است و نه متنی برای تندخوانی و سرگرمی؛ کتابی است که آرامآرام خواننده را وارد بازی داوری، گناه و خودفریبی میکند.
راوی کتاب، ژانباتیست کلمانس، وکیل سابق فرانسوی است؛ مردی تحصیلکرده، خوشزبان و موفق که زمانی در مرکز توجه اجتماعی قرار داشته است. او از زندگی گذشتهاش با نوعی رضایت کنترلشده حرف میزند: از دفاع از مظلومان، از پرهیز از خشونت، از لذتی که از درستبودن میبرده است. کامو عمدا وقت میگذارد تا این تصویر را بسازد، چون اگر کلمانس از ابتدا شخصیتی منفور یا مسئلهدار بود، تاثیر کتاب از بین میرفت. «سقوط» درباره انسانی است که در ظاهر، همهچیز را درست انجام داده است. مسئله از جایی شروع میشود که این خوب بودن و «درست انجام دادن» به عادت، نمایش و نهایتا ابزار تبدیل میشود.
روایت کتاب خطی نیست و این انتخاب، کاملا آگاهانه است. کلمانس مدام بین گذشته و حال حرکت میکند، اما این رفتوآمدها بینظم یا شلخته نیستند. هر بازگشت به گذشته، توضیحی است برای وضعیت اکنون او؛ و هر اشاره به حال، نشانهای است از چیزی که در گذشته حلنشده باقی مانده است. خوانندهای که کتاب را با دقت دنبال کند، متوجه میشود که کامو چطور اطلاعات را قطرهچکانی میدهد و اجازه نمیدهد معنا یکباره شکل بگیرد. «سقوط» رمانی است که به خوانش فعال نیاز دارد؛ اگر حواستان نباشد، خیلی چیزها را از دست میدهید.
انتخاب آمستردام بهعنوان محل روایت، یکی از جزئیات مهم کتاب است که نشان میدهد کامو چقدر به فضا فکر کرده است. شهری با زمینهای پایینتر از سطح دریا، با کانالهایی دایرهای و مهگرفته، که حس سرگردانی و تکرار را تشدید میکند. کلمانس دیگر در پاریس روشن و پرزرقوبرق نیست؛ او حالا در شهری زندگی میکند که از نظر جغرافیایی «پایین» است و این پایین بودن، بهوضوح بار معنایی دارد. کامو با این انتخاب، وضعیت اخلاقی و روانی شخصیتش را بدون توضیح مستقیم به خواننده منتقل میکند.
مسئله محوری «سقوط» گناه است، اما نه گناه به معنای سنتی یا مذهبی آن. کامو علاقهای به گناهان بزرگ و دراماتیک ندارد. او به سراغ لحظههای کوچک میرود؛ لحظههایی که شاید در زندگی روزمره از کنارشان بیتفاوت عبور کنیم. گناه در این کتاب، آگاهی از شکاف میان تصویر ذهنی و واقعیت رفتاری است. کلمانس بهخوبی میداند که همیشه آن انسانی نبوده که دوست داشته به نظر برسد، اما مسئله این است که او با این آگاهی چه میکند. پاسخ کامو تلخ است: او از اعتراف استفاده میکند، نه برای پذیرش مسئولیت، بلکه برای بازتعریف موقعیت قدرت.
کلمانس خودش را «قاضی-توبهکار» مینامد و این یکی از کلیدواژههای اساسی کتاب است. او اعتراف میکند، اما هر اعترافش طوری بیان میشود که شنونده را هم درگیر کند. گویی میخواهد بگوید: «من گناهکارم، اما تو هم هستی.» در اینجا اعتراف به جای آنکه راه رهایی باشد، تبدیل به ابزار همسطحسازی میشود؛ همه مقصریم، پس هیچکس بر دیگری برتری ندارد. این نگاه، یکی از تیزترین نقدهای کامو به اخلاق مدرن است؛ اخلاقی که بهجای تغییر رفتار، بیشتر به توزیع احساس گناه علاقه دارد.
یکی از ظریفترین جنبههای «سقوط» نحوه استفاده از سکوت است. مخاطب کلمانس هرگز حرفی نمیزند، اما حضورش دائما حس میشود. ما واکنشها را از خلال پاسخهای راوی حدس میزنیم: از جایی که لحنش دفاعی میشود، از جایی که توضیح اضافه میدهد، یا از جایی که ناگهان تند میشود. این تکنیک باعث میشود خواننده ناخودآگاه جای مخاطب بنشیند. «سقوط» کتابی است که شما را به نقش مشارکتکننده هل میدهد، حتی اگر نخواهید. نمیشود فقط ناظر بود؛ دیر یا زود احساس میکنید مورد خطاب قرار گرفتهاید.
از نظر نثر، کامو در این کتاب به اوج پختگی رسیده است. زبان «سقوط» ساده، دقیق و بهظاهر گفتاری است، اما این سادگی کاملا مهار شده است. هیچ جملهای اضافی نیست و هر تغییر لحن، کارکرد مشخصی دارد. طنز تلخ کتاب، بهویژه در توصیفهای کلمانس از خودش و دیگران، نه برای خنداندن، بلکه برای افشاگری به کار میرود. با این حال، همین انتخاب سبکی میتواند برای برخی خوانندگان چالشبرانگیز باشد. تکگویی طولانی و تمرکز شدید بر ذهن یک شخصیت، ریتمی ایجاد میکند که اگر حوصله دنبال کردنش را نداشته باشید، خستهکننده میشود. این نقطهضعف بالقوه، در واقع بخشی از هویت کتاب است: «سقوط» قرار نیست راحتخوان باشد.
در مقایسه با دیگر آثار کامو، «سقوط» لحن شخصیتر و تندتری دارد. اگر «بیگانه» با سردی و فاصله روایت میشود و «طاعون» به مسئولیت جمعی و همبستگی انسانی میپردازد، «سقوط» بیشتر به نقد اخلاق فردی و روشنفکرانه مشغول است. اینجا خبری از قهرمان نیست؛ حتی راوی هم، با تمام هوش و تسلطش، بیشتر نمونهای هشداردهنده است تا الگویی قابل دفاع. بسیاری از خوانندگان آشنا با زندگی و زمانه کامو، این کتاب را واکنشی به فضای قضاوتگر و قطبیشده زمان خودش میدانند؛ فضایی که در آن محکوم کردن دیگران آسانتر از مواجهه با تناقضهای شخصی بود.
واکنشها به «سقوط» از زمان انتشار تا امروز نشان میدهد که این کتاب همچنان زنده و مسئلهساز است. منتقدان اغلب از انسجام فکری، دقت ساختاری و جسارت اخلاقی آن تمجید کردهاند، اما همزمان به تلخی و بدبینیاش هم اشاره کردهاند. برخی خوانندگان، بهویژه آنهایی که با آثار امیدوارانهتر کامو خو گرفتهاند، «سقوط» را اثری سرد و حتی ناامیدکننده یافتهاند. در مقابل، گروهی دیگر آن را صریحترین و صادقانهترین کتاب او میدانند. نقطه مشترک این واکنشها یک چیز است: «سقوط» کتابی است که روی خواننده تاثیر جدی میگذارد.
در نهایت، «سقوط» کتابی است برای خوانندگانی که از ادبیات انتظار پرسش دارند، نه تسلی. مناسب کسانی است که به رمانهای کوتاه اما پرمغز و فلسفی علاقه دارند و حاضرند با نقدی بیرحمانه از اخلاق فردی و اجتماعی روبهرو شوند. خواندن این کتاب باعث میشود جایگاهمان بهعنوان داور، متهم و شاهد بههم بریزد. بعد از خواندن «سقوط»، قضاوت سادهتر نمیشود؛ برعکس، دشوارتر و پرهزینهتر میشود. و شاید دقیقا همین دشواری است که باعث میشود این کتاب، با وجود حجم کم، تا مدتها در ذهن بماند و ما را رها نکند.
شما هم اگر علاقه دارید تا مخاطب کامو باشید، میتوانید نسخه الکترونیک و صوتی «سقوط» را از «فیدیپلاس» تهیه کنید.
این رمان آلبر کامو در بخش کتابهای الکترونیکی فیدیبو با ترجمههایی از شش ناشر مختلف در دسترس است که در ادامه معرفی میشود.
«سقوط» با ترجمه پرویز شهدی از «نشر مجید»، با ترجمه آناهیتا تدین از «نشر روزگار»، با ترجمه کاوه میرعباسی از «نشر چشمه»، با ترجمه شورانگیز فرخ از «انتشارات علمی و فرهنگی»، با ترجمه امیر لاهوتی از «نشر جامی»، با ترجمه الهام حیدرپور اسفاد از «نشر یوشیتا» در بخش کتابهای الکترونیکی فیدیبو در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
در بخش کتابهای صوتی نیز، «آوانامه» نسخه ترجمهشده نشر مجید با ترجمه پرویز شهدی را با صدای علی دنیوی ساروی منتشر کرده است. همچنین «ماه آوا» نسخه صوتی این کتاب را بر اساس متن ترجمهشده نشر روزگار با ترجمه آناهیتا تدین و با صدای بهرام ابراهیمی در دسترس مخاطبان قرار داده است. «رادیو گوشه» نیز با صدای اطهر کلانتری که بر اساس نسخه ترجمه شده نشر چشمه و ترجمه کاوه میرعباسی برای مخاطبان فیدیبو ارائه کرده است.
انتهای پیام/